تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۳۹۰ - ۰۷:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۰۸۴۱۴
گفت‌وگو با سیدمرتضی عسگری

سیری کوتاه در تاریخ اسلام


*حریم: با تشکر از این که در این گفت‌وگو شرکت کرده‌اید. از آنجا که شما نوعا در مسایل تاریخی و دفاع از عقاید حقه شیعه قلم می‌زنید، سوال اول ما هم در این زمینه است و آن این است که این روزها به بیان مسایل تاریخ شیعه و تحولاتی که در تشیع رخ داده کم‌تر پرداخته می‌شود و دلیل آن را هم گاهی اوقات حفظ وحدت ذکر می‌کنند. نظر شما در این مورد چیست؟
**علامه عسگری: چه چیزی مغایر وحدت است؟
*حریم: بیان حقایق تاریخی تشیع. جوان‌هایی که الان می‌خواهند این حقایق را پیدا کنند کار برای‌شان سخت شده است چرا که از یک طرف با یک جریان روبرو هستند که تندروی می‌کند و وحدت‌شکنی می‌کند و ضررش این است که معرفت به آن حقایق تاریخی صورت نمی‌گیرد و آن حقایق در پرده ابهام می‌مانند، از طرفی صحبت‌هایی هم این روزها هست که اصلا اختلافی بین تشیع و تسنن نبوده است(!) مثلا در باب دموکراسی می‌گویند که به خلیفه اول و دوم مردم آمدند رای دادند و فضا، فضای دموکراسی بوده است، حالا یا با اراده یا با جبر، هرچه که بوده این‌ها خلیفه شده‌اند و آنجا حق با آنها بوده! الان این مسایل در دانشگاه و در بین استادان هم مطرح می‌شود. حالا در این فضا تکلیف چیست؟
**علامه عسگری: این یک امر تخصصی است و باید از متخصصین کمک گرفت، در طول تاریخ اسلام و خط اهل‌بیت دو بار آماج حملات شدند. یکی زمان خلفا و یکی زمان معاویه.
خلفا نه تنها بعد از درگذشت پیامبر(ص)، بلکه در زمان خود پیامبر(ص) جلوگیری کردند از نوشتن روایت یا حدیث پیامبر(ص). عبدالله‌بن عمروعاص از پیامبر(ص) درخواست می‌کند که بیاید هر حدیثی را از ایشان می‌شنود بنویسد. منتها قریش (قریش همان مهاجرین هستند) گفتند: «تکتب کل تسمعوا من‌ رسول‌الله و رسول‌الله بشر یتکلم فی الغضب و الرضا»؛ از عمار خوشش می‌آید و می‌گوید: «عمار مع الحق». از ابوذر خوشش می‌آید می‌گوید: «ما اظلت خضراء و ما اقلت غضرا». از علی خوشش می‌آید می‌گوید: «علی مع الحق». نه نباید نوشت. می‌گوید ننوشتم. بعد به پیامبر عرض کردم. فرمودند:
«اکتب فوالذی نفسی بیده ما خرج من فی الاحق.»
پس این داستان از آن وقت بوده؛ این که شما می‌گویید بعد از زمان پیامبر(ص) در تذکره‌الحفاظ ذهبی (ذهبی از علمای بزرگ مکتب خلفاست) در ترجمه ابی‌بکر دارد که با او بیعت کردند گفت: اگر مردم از شما (صحابه) سوال کردند بگویید «بیننا و بینکم کتاب‌الله فاحلو ما احل و حرم ما حرم»؛ از پیامبر حدیث روایت نکنید.
ابوبکر در زمان خلافتش مبتلای جنگ‌ها و اختلافات بود و وقت زیادی پیدا نکرد. زمان عمر که شد عمر سختگیر بود، حتی نهی کرد که «قرآن بخوانید از معنای قرآن سوال نکنید». امر صادر کرد. تا جایی که صبیغ‌بن‌اثل تمیمی در اسکندریه از اصحاب پیامبر(ص) تفسیر قرآن می‌پرسید. والی آن جا برای عمر نوشت. گفت: او را پیش من بفرست با برید (برید به پیک‌های والیان می‌گفتند) او را با برید نزد عمر فرستادند و به برید گفتند مواظب او باشد که فرار نکند. آمد و داخل شد بر عمر سلام کرد و گفت: «من صبیغ‌بن‌اثل تمیمی هستم. یا امیرالمومنین. من الذاریات ذورا؟» گفت: «و انا عبدالله» عمر آن قدر بر سرش خوشه خرما زد که وقتی بلند شد خون از سرش می‌ریخت و از پیراهنش می‌چکید. او را مداوا کردند و دوباره آوردند پیش عمر. این بار او را خواباند و 100 تازیانه به پشتش زد و دوباره بردند. دفعه سوم گفت: «ان کنت قاتلی فقتلا جمیلا». دستور داد دیگر کسی با ایشان صحبت نکند و بعد فرستادش بصره. بقیه این داستان در کتاب «دارمی» از کتب مکتب خلفا آمده است. از امام جعفرصادق (ع) پرسیدند چرا اسم شما در قرآن نیامده؟ فرمود: «مگر از رکعات چیزی آمده؟». به پیامبر دوبار وحی می‌‌شد. یکی وحی قرآنی بود که همین است که دست ماست یک کلمه هم کم و زیاد نشده . همراه وحی قرآنی وحی بیانی هم می‌آمد. معنایش هم می‌آمد. وقتی که می‌‌آمد «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک و ان لن تفعل فما بلغت» همراه این می‌آمد «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک فی علی». در قرآن اصول اسلام است اگر این‌ها در قرآن بود قرآن سالم نمی‌ماند و شجره‌الملعون بنی‌امیه، یزیدی که خانه خدا را خراب کرد قرآن را سالم نگه می‌داشت. لذا نام ائمه در قرآن نیامده.
در زمان عثمان، او نتوانست کاملا مانع روایت حدیث شود. قریش خودشان با همدیگر اختلاف پیدا کردند، عایشه و طلحه و زبیر ضدعثمان شدند. بنابراین در آن دوره کمی روایت حدیث شد تا حضرت امیر علیه‌السلام آمد. اگر خلافت حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام نبود، خداوند می‌بایست دوباره پیامبر می‌فرستاد. حضرت امیر(ع) آن قسمت از اسلام را که در 25 سال گذشته مانع آشکار شدنش شده بودند به مسلمانان عرضه کرد.
در رکاب حضرت امیر در کوفه بعضی از اصحاب پیامبر بودند که ضد نهج‌البلاغه بودند، حتی مسعودی که 100 سال قبل از شریف‌رضی بوده می‌گوید 400 خطبه حضرت امیر نزد ماست. پس از حضرت امیر این چنین شد که روایت‌های ممنوعه نشر شد. معاویه آمد در سال 41 دستورداد در تمام خطبه‌های نماز جمعه حضرت امیر را لعن کنند. از کشورهای آفریقا گرفته تا بلاد عربی، تا ایران تا آسیا، همه کشورها، این را همه می‌دانند و من این مطلب را به شیخ‌الازهر هم گفتم. این کار انجام نشد تا بنی‌العباس آمدند. مگر دو سال حکومت عمربن‌عبدالعزیز، 99 و 100 که برداشت این رسم را، این چیزی که مردم می‌دانند، چیزی را که نمی‌دانند، درست روشن نیستند، مگر بعضی از علما آن است که دستور داد: لاتأتونی بفضیله من آل ابی تراب الا و تأتونی بمناقب له. کسانی شروع کردند به حدیث ساختن؛ ام‌المومنین عایشه، ابوهریره، انس‌بن مالک، عمروعاص، هم یکی – دوتا دارد، زیاد ندارد. ولی مهم ام‌المومنین عایشه و ابوهریره است، بعد هم انس‌بن مالک. این جنگ فرهنگی این چنین شکل گرفت. مثلا در تاریخ طبری داریم، طبری امام‌المورخین مکتب خلفاست و سال وفاتش ظاهرا 133 است. طبری نوشته آیه «وانذر عشیرتک الاقربین» که نازل شد پیامبر دستور داد (حالا دوبار شده، بار دومش بنی‌عبدالمطلب، علی برایشان طعام درست کرد؛ یک ران گوسفند، یک قدح دوغ، پیامبر آن دوغ و گوشت را تبرک کرد، دفعه اول همه خوردند و سیر شدند، ابولهب گفت: و شد ما سحرکم الرجل. حضرت چیزی نگفت. دوباره فرمود غذا آوردند. در خاتمه وقتی دعوتشان کرد به اسلام فرمود: ایکم لعاضدنی الاهذه امر فیکون اخی و وزیری و وصی و خلیفتی فیکم من بعدی فاسمعوا له و اطیعوا.
این جا طعنه زدند به ابوطالب، چون شیخ قریش بود، مسخره کردند، ان ابن اخیک یأمرک ان تطیع تسمع له. رفتند بیرون ابوهریره این روایت را درست کرده و روایت کرده که این آیه نازل شد پیامبر از صفا بالا رفت و ندا داد: یا بنی عبدالمناف، یا بنی عبدالمطلب، یا صفیه بنت عبدالمطلب، یا فاطمه بنب محمد، یا عایشه بنب ابی بکر، انی لا املک لکم من الله شیئا؛.....
بروید خدا را عبادت بکنید. من می‌خواهم روایت ابوهریره را رد کنم و به اصطلاح او را محاکمه کنم. اولا ابوهریره در یمن بوده و وقتی جعفربن ابی‌طالب از حبشه بر می‌گشت و بحر احمر را عبور کرد و آمد یمن و ظاهرا پنج نفر از یمن سرازیر شدند پیش ابوهریره این‌ها رسیدند به مدینه، سال پنجم هجرت، وقتی که پیامبر غنائم خیبر را تقسیم می‌کرد از مجاهدین خواست که اینها را هم شریک کنند. خب حالا ابوهریره کجا بوده که از مکه خبر می‌دهد؟
ثانیا درآن زمان عایشه هنوز به دنیا نیامده‌ بوده، فاطمه به دنیا نیامده بوده، به هر حال این مرحله دفعه اولی است که روایت سازی شده است، دفعه بعدی در زمان ماست، در زمان صهیونیسم جهانی و اروپا زمانی توانسته بودند احکام اسلام را از جامعه ما بیرون کنند. من یادم هست نزد آیت‌الله مرعشی فقه می‌خواندیم، شرح لمعه می‌خواندیم، رسیدیم به احیاءالموات، گفتیم چرا این را بخوانیم؟ این که قابل عمل نیست. فقط احکام عبادی و احکام شخصی عمل می‌شد. با قیام امام خمینی(ره) نظام جمهوری اسلامی شد قانون. نمی‌گویم حالا کاملا عمل می‌کنند. ولی به جای این که در مجلس انتخاب کنند که قانون چه باشد، اسلام قانون شد. از کارهای دیگر هم این بود که پرچم اسرائیلی‌ها پایین آمد و پرچم فلسطینی‌ها بالا رفت؛ روز جمعه آخر ماه رمضان روز قدس، سلمان رشتی بی‌احترامی کرد، نه دانشگاه الزهرا حرف زد و نه جماعه‌الخوان ، نه جمعیت اسلامیه. امام حکم قتلش را صادر کرد، نگویید فایده‌ای نداشت، الان سلمان رشتی مثل یک زندانی است. باید نوک این قلم‌ها را چید، همه این اتفاقات که افتاد، صهیونیسم جهانی آمریکا جنگی را علیه ما اقامه کردند که زمان معاویه صورت گرفته بود و تا حالا تکرار نشده بود. برای ما سروش درست کردند اینجا فرستادند و دیگران را.
*حریم: اگر ممکن است در مورد این بحث بیشتر توضیح بفرمایید.
**علامه عسگری: شریعتی حسابش از این‌ها جداست، دکتر شریعتی برای این مناسبت نبود، او زمان قبل‌تر بود، سروش را فرستادند این جنگی که الان شده، سالی 20 میلیون دلار آمریکا مقرر کرده – مبلغی که ظاهری است – در ایران خرج کنند به هر حال جواب این اشکالات را برخی داده‌اند، آیت‌الله مکارم، آیت‌الله سبحانی، آیت‌الله خزعلی، بنده و..... اگر قرار است کاری انجام شود کتاب‌هایی که نوشته شده چاپ شود، این چیزی است که در توان ما بوده، از رادیو و تلویزیون آمده‌اند با من مصاحبه کرده‌اند، به هر حال این کاری است که ما می‌توانیم انجام دهیم. من در دهه محرم پنج ‌روز در دانشگاه تهران سخنرانی کردم. نماز خواندم. ما دیگر چه کاری می‌توانیم انجام دهیم. ما مطلب را بیان می‌کنیم اما انتشارش با شماست که کار مطبوعاتی دارید.
و اما بحث وحدت، در دهه فجر من را دعوت کردند در مورد وحدت شیعه و سنی صحبت کنم. گفتم می‌شود وحدت داشت هیچ مانعی ندارد آن کاری که مانباید بکنیم این است که لعن کنیم. حضرت امیر علیه‌السلام در جنگ صفین گویا هند را برای اصحابش معرفی می‌کردند. فرمودند: «اذکروا معایب افعالهم.» من دو جلد «معالم المدرسین» نوشتم که با خواندنش هزاران نفر شیعه شده‌اند در مصر و جاهای دیگر. منتها «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعضه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن»
مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی در «تجرید الاعتقاد» به ابوبکر می‌گوید: «الطعن الاول الطعن دوم» خب من این را نمی‌گویم، در شرحش علامه حلی باز هم همین طور. من می‌نویسم ام‌المومنین عایشه، هم همه حرف‌ها را هم می‌زنم. رفته بودم الزهر، علما را دعوت کرده بودند، استاد علم‌الحدیث آمد. گفتم: حدیث ام‌المومنین عایشه را بخوان. گفت: نعم‌الکتاب. یک فلسطینی هم از غزه در لندن نوشته و چاپ شده: منهج‌العلامه عسگری بالتقریب. من تمام حرف‌هایی را که باید گفته می‌شد را گفتم. منتها با زبان خوش پس نگویید نمی‌شود.
وهابیه آمدند، هنگامی که جمهوری اسلامی تشکیل شد، از هند و پاکستان برای من نوشتند تا حال 200 کتاب در رد شیعه نوشته‌اند و کشتن‌ها شروع شده یکی از کتاب‌ها را احسان‌زهیر به نام «الشیعه و القرآن» نوشته بود. حاجی نوری کتابی داشت به نام «فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب». این کتاب چاپ سنگی بود و کسی آن را نخوانده بود. احسان‌زهیر اسم آن را گذاشته بود «الشیعه و القرآن». این را من جواب دادم در سه‌ جلد. جلد سومش بیش از 1000 صفحه است. کتاب «فصل‌‌الخطاب....» بسیار بزرگ است که با خط نوشته شده، ایشان در مورد سنی‌ها نوشته، من همه را جواب دادم، هم مال سنی‌ها را و هم مال شیعه را. نگفتم سنی‌ها اینطور می‌گویند، نوشتم این نسبت‌ها به صحابه دروغ نوشته شده و ثابت کردم. پس اینطور نیست که جواب داده‌نشده باشد. علما جواب داده‌اند و آیت‌الله مکارم. آیت‌الله سبحانی جواب می‌دهند. بنده جواب می‌دهم. پس جواب هم داده شده و هم می‌شود، مطبوعات باید منتشر کنند.
هر کس بخواهد می‌تواند کتاب‌های من را مجانی چاپ کند، بفروشد و استفاده کند، در لبنان چاپ می‌کنند و به همه دنیا می‌فرستند و استفاده می‌کنند. آنهایی که در مصر شیعه شده بودند آمدن اینجا نوارهای‌شان هست، من نوار مباحثات را نگه ‌می‌دارم، ما نوارخانه داریم. برای اینکه دیدم وهابی‌ها می‌گویند: شرف‌الدین دروغ گفته، مراجعات دروغ است، من هم نوارها را نگه‌داشتم، برخی مباحثات نوار ویدئویی‌شان هم موجود است، آمدند صحبت کردند، شیعه شدند و گفتند که شیعه شدیم ، پس می‌‌بینید که به شبهات جواب داده‌ایم. منافاتی هم با وحدت ندارد. ما فقط باید لعن نکنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات