1- مکتب رئالیسم
مکتب رئالیسم بر انگارههایی از قبیل امنیت ملی، منافع ملی، اهداف ملی، موازنه قوا، ژئوپلتیک، ژئواستراتژی، توانایی و قدرت ملی، بدهبستان دیپلماتیک، مرزهای ملی، دیپلماسی سری و سیاست قدرت تأکید دارد.
«هانس مورگنتا» اولین نظریهپرداز منسجم روابط بینالملل، در نظریه موازنه قدرت، مفهوم منافع ملی را محور اصلی مباحث خود قرار داد. پیام اصلی او این است که منافع ملی معیاری همیشگی است که با آن باید اقدام سیاسی را ارزیابی کرد.(2) و یا آماجهای سیاست خارجی باید برحسب منافع ملی تعریف شوند.
آرون میگوید: «هر چه قدرت انسان بیشتر باشد احتمال حمله به او کاهش مییابد، ضمن آنکه وی متوجه میشود که در چنین قدرتی توان تحمیل خود بر دیگران نیز نهفته است و این رضایت خاطری است که نیاز به توجیه دیگری ندارد.»(4)
کراب بر این اعتقاد است که :
«همه ملتها در اتکا به قدرت ملی و کاربرد آن برای پیشبرد هدفهای خود اتفاق نظر دارند.»(5)
به طور کلی مکتب رئالیسم مبتنی بر مفروضات زیر است:
1- دولتهای ملی بازیگران اصلی در یک نظام «دولت-محور» هستند.
2- سیاست داخلی را میتوان به وضوح از سیاست خارجی تفکیک کرد.
3- سیاست بینالمللی کشمکشی بر سر قدرت در یک محیط فاقد مرجع فائقه مرکزی است.
4- در یک نظام بینالمللی غیرمتمرکز، مرکب از دولتهایی که از برابری حقوق یا حاکمیت برخوردارند، میان دولتهای ملی از حیث تواناییهایشان مراتبی به صورت قدرتهای بزرگتر و دولتهای کوچکتر وجود دارد.(6)
2- مکتب ایدهآلیسم (آرمانگرا)
این مکتب به انگارههایی از قبیل اخلاقگرایی، مسالمتجویی، صلحجهانی، ایدئولوژی، اهداف فراملی، انترناسیونالیسم، هنجارگرایی، نظم مبتنی بر اقتدار حقوقی، فشار متعادل افکار عمومی بینالمللی، امنیت دستهجمعی، خلع سلاح و دیپلماسی آشکار تأکید دارد.
مکتب ایدآلیسم، نسبت به نهاد بشر نگرش خوشبینانه دارد و اصول والای اخلاقی انسان را مورد توجه مضاعف قرار میدهد.
ایدآلیسم معاصر عمدتا از چهار منشاء تغذیه شده است که عبارتند از: اخلاقیات مذهب مسیحی، حقوق اثباتی، عقلگرایی کانتی، لیبرالیسم اقتصادی. به عبارت دیگر چهار منشاء فکری اخلاقی – مذهبی ، حقوقین فلسفی و اقتصادی پایههای ایدآلیسم معاصر را تشکیل میدهند. (9)
به طور کلی اصول مسلم فرض شده در مکتب ایدآلیسم عبارتند از:
1- طبع انسان ذاتا خوب و قابلیت نوعدوستی و کمک متقابل دارد.
2- غریزه انسان برای رفاه دیگران امکان پیشرفت را فراهم میآورد.
3- انسان بد رفتار محصول شرارت انسان نیست، بلکه محصول سازمانها و نهادهایی است که انسان را به اعمال خودخواهانه و مضر به حال دیگران وا میدارد.
4- جنگها معرف بدترین چهره از نظام بینالملل هستند.
5- جنگ یک مسأله بینالمللی است که برای از بین بردن آن تلاشی فراتر از حد ملی لازم دارد.(10)