تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۳  ، 
کد خبر : ۲۰۸۴۷۵

توسعه سیاسی بایدها و نبایدها

مهدی ده‌مرده اشاره: انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت‌ امام(ره) نقطه عطفی در تاریخ کشور ما و همچنین در دنیای امروز به شمار می‌رود. در زمانی که نظامهای سیاسی کشورها به سمت سکولاریزم و دین‌گریزی پیش می‌رفت ارائه یک تفکر که از دین مبین اسلام نشأت می‌گیرد نقش دین را در زندگی امروز ملموس نموده و به تبیین ارتباط بین دین و سیاست می‌پردازد. هدف از این نوشتار استخراج پاره‌ای از شیوه‌های حکومتی اسلام و بیان اصول و راهکارهای ارائه شده برای رشد، توسعه و کمال‌ جامعه بر مبنای اندیشه، افکار و عملکرد حضرت علی(ع) بعنوان یک الگوی کامل دینی در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی و دیدگاههای آن حضرت در مورد جامعه مطلوب می‌باشد. بعد از قتل خلیفه سوم، درحالی که جامعه اسلامی از آموخته‌های پیامبراکرم(ص) فاصله زیادی گرفته بود و جو متشنجی در جامعه ایجاد شده بود مردم بسان گله گوسفندی که از چوپان خود به دور مانده باشند به دور حضرت علی(ع) که در تمام تاریخ به عنوان مظهر عدالت و عدل شمرده می‌شوند حلقه زدند و خواستار بیعت با آن حضرت شدند. علی(ع) ابتدا حکومت را قبول نکرده و نمی‌خواستند که امور مردم را بدست گیرند ولی بعد از درخواستهای مکرر مردم جدا مانده از عدل و حقیقت این امر را پذیرفتند ولی با مردم اتمام حجت کردند که از این پس ایشان بر سیره پیامبر و تعلیمات کتاب خدا حکومت خواهد کرد. آن حضرت در دوران‌ کوتاه حکومت خود اصولی را در جامعه اسلامی مطرح و پیاده کردند که اگر مردم از آن تبعیت می‌کردند، شاید امروز تاریخ به گونه‌‌ای دیگر رقم می‌خورد و شاهد این همه ظلم و بیدادگری در سطح جهان نبودیم. اکنون به بررسی این اصول که حول محور عدالت می‌چرخد می‌پردازیم و نقش آنان را در توسعه سیاسی یک جامعه از منظر مولاعلی(ع) تبیین می‌کنیم.

عدالت
مبنای تمام اصول توسعه سیاسی در یک جامعه طبق دیدگاه حضرت علی(ع) بر «عدالت و عدل» در حکومت استوار است. آنهم بدین معنا که «هر چیز یا هرکسی در جای خود قرار گیرد و هر حقی هم به حقدار برسد» بر این اساس آن حضرت بهترین نوع حکومت را حکومت مبتنی بر عدل دانسته و می‌فرمایند «تحقیقا بهترین چیز برای حکومت اقامه عدل است».
وجود نظام سیاسی
از دیدگاه حضرت علی(ع) اولین قدم برای ایجاد عدالت در یک جامعه، وجود یک نظام سیاسی است. این نظام سیاسی در وهله اول باید در بین مردم دارای مشروعیت باشد. برای محقق شدن این امر آن حضرت اصولی را برشمرده که به اختصار توضیحاتی را در مورد آنها ارائه می‌دهیم.
عدم وجود ظلم در نظام سیاسی
اگر ظلم در جامعه‌ای رسوخ پیدا کند، شیرازه آن جامعه می‌پاشد و دیگر جایی برای تعقل تفکر و توسعه باقی‌ نمی‌ماند. حضرت علی(ع) بین وجود ظلم و نقش رهبران جامعه ارتباط مستقیمی برقرار کرده است و مسئولیت آن را متوجه نخبگان جامعه می‌داند. «بدترین مردم نزد خدا، امامی ستمگر، خودگمراه، و موجب گمراهی دیگران»
2-اصل لیاقت و شایستگی
به عقیده حضرت علی(ع) توان، لیاقت و شایستگی افراد یکی از اصول مهم اداره جوامع بشری است. بر طبق این اصل کسانی را باید برای احراز یک مقام در جامعه برگزید که ضمن داشتن تخصص در آن زمینه فردی باتقوا، خداترس، باتعهد، فداکار و با گذشت باشد و بهترین کفایت را در انجام امور از خود نشان بدهد.
3-عدم حاکمیت افراد نالایق و بی‌هویت
به همان اندازه که افراد لایق در ایجاد یک جامعه مطلوب نقش مثبت ایفا می‌کنند به همان اندازه نیز افراد نالایق باعث از بین رفتن ارزشها و حتی هلاکت جامعه می‌شوند «ریاست و حاکمیت ناکسان فرومایه دلیل انحلال و برگشتن دولتهاست»
4-نظارت و پاسخگویی
امام علی(ع) عنوان می‌کنند که تمام اجزاء حکومت از بالا به پایین باید تحت کنترل و نظارت دقیق به صورت پنهانی و آشکارا قرار گیرد و مسئولان نسبت به تمام کارهایی که انجام می‌دهند باید پاسخگو باشند. در همین زمینه امام به مالک می‌گویند:
«پس بر کارهای آنان جاسوس راستگو بگمارد که مراقبت نهایی تو در کارهایشان، وادارکننده آنها به رعایت امانت و مهربانی بر رعیت است.»
5-برابری در قانون
طبق نظر علی(ع) همه در مقابل قانون یکسان بوده و افراد صرف برخورداری از موقعیت سیاسی، اجتماعی خود نمی‌توانند بر دیگران برتری یابند و مانع اجرای قانون بشوند. حضرت تأکید می‌کنند که نخبگان و رهبران یک حکومت این مهم را هر چند که باعث پراکندگی اشراف، بزرگان و خواص از دور آنها شود باید رعایت کنند.
6-حاکمیت گفتمان و پرهیز از خشونت
از دیدگاه حضرت علی(ع) کسی دشمن و حریف خود را به مبارزه می‌طلبد که هیچ دلیل و برهان منطقی بر حقانیت خود ندارد وگرنه می‌توان از راه استقلال و منطق بر حریف پیروز شد.
7-مشارکت مردم در تصمیم‌گیری
حضور مردم در تصمیم‌گیریهای سیاسی و حکومتی از برنامه‌هایی بود که حضرت علی(ع) آن را در روز اول حکومت خود اعلام و تا روز شهادت هم به آن پایبند بودند. یکی از اهداف حضرت ایجاد حس پرسشگری مردم در برابر نخبگان سیاسی جامعه بود تا به این وسیله کسی نتواند آنها را مورد ظلم قراردهد و توانایی گرفتن حق خود را داشته باشند.
8-محور بودن انسان در اقتصاد
در برنامه‌های اقتصادی حضرت علی(ع) انسان بالاترین جایگاه را به خود اختصاص داده و به طور کلی نقش محوری را ایفا می‌کند. آن حضرت تلاش داشتند که مردم با برخورداری از رفاه نسبی به معنویات و رشد کمالات خود بپردازند، زیرا در غیراینصورت انسانی که دغدغه شکم و مال را دارد نمی‌تواند به معنویات و کمالات توجه داشته باشد. در تأیید این سخن به کلام مولا خطاب به فرزند بزرگوارشان امام حسن(ع) اشاره می‌کنیم:
«ای پسرم، از فقر بر تو ترسانم، زیرا که فقر دین را زیان می‌رساند، و عقل را سرگردان می‌نماید و دشمنی را پدید می‌آورد.»
9-تقدم و اولویت اصلاحات داخلی
در حکومت حضرت علی(ع) اصلاحات در داخل کشور بر مسائل خارجی اولویت خاصی دارد. طبق این دیدگاه کشوری که از نظام سیاسی سالم و جامعه‌ای باسواد و آگاه برخوردار نباشند نمی‌تواند در سطح بین‌المللی حضوری موفق داشته باشد.
نقش مردم در حکومت
حضرت علی(ع) بعد از وجود یک نظام سیاسی برای ایجاد عدل در جامعه را حضور مردم در تمام عرصه‌های حکومت می‌دانند. در این قسمت به طور خلاصه به بیان نقش مردم در حکومت می‌پردازیم.
1-مردم و انتخاب رهبران
حضرت علی(ع) معتقد است که اکثریت مردم و بویژه نخبگان باید بر اساس بحث و گفتگو میان خود و در چارچوب قواعد و اصول اسلامی رهبری جامعه را انتخاب کنند. این انتخاب از سوی مردم باعث ایجاد یک تعهد دو طرفه بین مردم و رهبر جامعه خواهد شد تا هریک به وظایف خود به نحو احسن عمل کند.
2-مخالفت با رهبران ظالم
حضرت علی(ع) ضمن دعوت به افزایش سطح آگاهی، مردم را به اطاعت عقلایی و منطقی از رهبران خود فرا می‌خواند. و این اطاعت را مشروط به این می‌داند که زمامداران از راه اصلی خود منحرف نشده و ظلم نکنند، در غیر اینصورت مردم در برابر نخبگان و رهبران جامعه ایستادگی کنند.
3-جهد و تلاش برای رسیدن به علم
امام(ع) متعبد بدون علم را مانند الاغی می‌‌داند که در آسیاب دور خودش می‌چرخد و از مکانش دور نمی‌گردد. بر همین اساس آن حضرت مردم را به فراگیری مطلق علوم دعوت کرده و تأکید می‌کند که علم را به صورت تخصصی آن بیاموزید و هر کس هم مطابق تخصص خود در جامعه نقش ایفا کند که: «هر که را علم باشد کافر است برای او بزرگی و بلند مرتبگی آن».
4-حرف حق زدن و عدم تملق و چاپلوسی حاکمان
مهمترین آفت برای رهبران از دیدگاه حضرت علی(ع) وجود روحیه تملق و چاپلوسی در بین مردم و اطرافیان آنان می‌باشد. در این حالت دیگر رهبران وظایف خود را به نحو احسن انجام نمی‌دهند و اگر خطایی هم انجام دهند به دلیل ستایش بیجای مردم، متوجه آن خطا نمی‌شوند. آن حضرت از حاکمان می‌خواهند که اطرافیان و مشاوران خود را از بین کسانی انتخاب کنند که حرف حق تلخ را بیشتر به آنها بگویند. امام علی(ع) خطاب به مردمی که شروع به ستودن ایشان کرد گفت:
«در دیده مردم پارسا زشت‌ترین خوی والیان این است که خواهند مردم آنان را بزرگ شمرند پس شنیدن حرف حق را بر من سنگین میپندارید و نخواهم که مرا بزرگ پندارید.»
5-تلاش برای رسیدن به آزادیهای سیاسی
آن حضرت تأکید داشت که مردم باید خود را آزادانه بدانند، نه اینکه آزادی را حقی از سوی حاکمان جامعه بشمارند که به آنان اعطا شده است. به همین دلیل از مردم می‌خواهند که این حق آزاد زیستن خود را تحت‌الشعاع هیچ امری قرار ندهند مگر در جایی که مصلحت اسلام و جامعه حد و مرزی را اقتضاء کند. ایشان وجود آزادی را مقدمه لازم برای رشد، توسعه و کمال می‌داند و این حق را نه تنها برای مردم بلکه برای احزاب مخالف حکومت هم روا می‌دانند و از حاکمان می‌خواهند که این حق را برای آنان، تا زمانی که دست به اقدام عملی برای خرابکاری و جنگ نزده‌اند، محفوظ بشمارند و از برخورد با آنان امتناع ورزند. الگوی کامل در این مورد برخورد حضرت با خوارج می‌باشد که نشان دهنده پایبندی مولی‌الموحدین به آزادی سیاسی و فکری افراد و احزاب بود.
نخبگان و حکومت
رهبران و نخبگان یک جامعه نقش اساسی در پیاده و اجرا کردن عدالت در سطح جامعه دارند. در این راه حضرت برای آنان ویژگیهایی را برشمرده که به اختصار توضیحاتی را ارائه می‌دهیم.
1-محوریت رهبران
رهبران و مدیران یک جامعه چه در سطوح بالا و چه در سطوح پایین مدیریتی دارای یک نقش اساسی بوده و رشد یا انحطاط مجموعه تحت نظرشان بستگی به عملکرد آنان دارد و در صورت هر گونه انحطاط، عقب‌ماندگی یا خطا باید پاسخگو باشند، البته در این جایگاه واضح است که نقش رهبر جامعه به عنوان محور اصلی حکومت تا چه اندازه‌‌ای مهم و حیاتی است. آن حضرت با توجه به این اصل در مورد رهبری خود در جامعه می‌گوید:
«من قطب آسیابم، برجای ایستاده و آسیاب بدورم برگردش افتاده، اگر از آن جداشوم مدار بلرزد و سنگ از جای خود جدا شود».
2-نحوه نگرش حاکمان به قدرت
حضرت علی(ع) به حاکمان سفارش می‌کند که هیچ‌گاه حکومت بر مردم را برای ارضای غرائض نفسانی خود و برتری‌طلبی به دیگران نخواهند و فقط به خاطر عهدی که خداوند از آنان برای ایجاد عدالت و اجرای حق گرفته است به رسیدن به قدرت تن دردهند که در غیر اینصورت عاقبت بدی در انتظار آنهاست.
3-رهبران و دوری از گروههای فشار غیرقانونی
ایشان معتقدند که دو گروه به صورت غیرقانونی برای رسیدن به منافع خود بر حاکم فشار وارد می‌کنند و حاکم موظف است برای اجرای عدالت از آنان دوری کند که اگر جز این کند جو بدبینی و بی‌اعتمادی و ناامنی جامعه را فراگرفته و پایه‌‌های حکومت لرزان می‌شود. آن دو گروه عبارتند از:
1-خویشان، نزدیکان و اطرافیان
2-خواص و افراد صاحب نفوذ
4-دوری از نیرنگ و خدعه در سیاست
طبق دیدگاه حضرت علی(ع) حاکمان در هیچ شرایطی نباید حاضر شوند از شیوه‌های غیراخلاقی و غیرانسانی در حکومت بهره‌ گیرند و برای اجرای عدالت به ظلم و حتی ظلم به نفس خود متوسل شوند. حضرت کاربرد مکر و حیله را از سوی حاکم دلیل بی‌عقلی و حماقت می‌دانند و می‌گویند:
«حاکمی که مکر و حیله با تکبر کند از بی‌عقلی و حماقت خود در حکومتش پرده برمی‌دارد.»
5-افزایش معنویت در بین حاکمان
از نظر علی(ع) رهبرانی که در جامعه کارآیی بالایی دارند دارای شخصیتی متعادل، مهذب و دارای اعتمادبه‌نفس بوده و بین خود و خدای خود ارتباطی دائمی برقرار کرده باشند. این افراد چون خداوند را در تمام حالات نظاره‌گر امور خود می‌دانند بر نفس خویش مسلط بوده و دیگر به منافع خود فکر نکرده و منافع جامعه و رعایای زیردست خود را در نظر می‌گیرند.
آنچه بیان شد شمه‌ای بسیار کوتاه از نظرات و دیدگاههای حضرت مولی‌الموحدین علی(ع) درباره هدایت یک جامعه بود، هر چند که خود حضرت به دلیل ناآگاهیهای مردم در زمان خویش نتوانستند بسیاری از این امور را در جامعه عملی کند اما امید است که مسئولان و نخبگان کشور با مطالعه بسیار دقیق‌تر این اصول و به کار بستن آنها، ما را در رساندن به یک جامعه مطلوب رهنمون سازند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات