این نخستین بار نیست که یک فیلم آمریکایی، مردم و ارتش ایران را به صورت موجوداتی مزاحم و ضعیف معرفی میکند. دو سال پیش هم در «اسکندر» الیور استیون، ایرانیها را به صورت موجوداتی بزدل به نمایش درآمدند که به راحتی از ارتش اسکندر شکست میخورند. همان زمان ایرانیان داخل و خارج به این تحریف آشکار تاریخی اعتراض کردند؛ اما در آن فیلم مساله شکست ایران از اسکندر یکی از حواشیهای فیلم بود، ولی در 300 این موضوع خط غالب است. نمایش عمومی 300 بلافاصله واکنش منفی ایرانیان را در سراسر جهان برانگیخت. فیلم تحریفی آشکار و توهینی مسلم به فرهنگ کهن ایران بود. به دلیل شناخت نداشتن سازندگان فیلم از ایران (و به احتمال زیاد، غرضورزی آشکار) ایرانیهای قصه فیلم بیشتر شبیه اهالی یک کشور آفریقایی هستند تا ایران. آنها موجوداتی سیاهپوست به تصویر کشیده شدهاند که ردای بلند به تن دارند و مانند آفریقاییها، حلقه از گوش و بینیشان آویزان است. از سوی دیگر همراه ارتش ایران موجودات هیولاگونهای هستند که نمونه آنها را فقط در فیلمهای ترسناک علمی ـ خیالی میتوان پیدا کرد! خشایارشاه هم به همین شکل به صورت موجودی وحشی و هیولاگونه ترسیم شده است و تاسف زیاد از این بابت است که وی و ایرانیها به صورت افرادی معرفی میشوند که بجز وحشی و بدوی بودن، انحرافات اخلاقی هم دارند. این در حالی است که برخلاف ادعای فیلم نه میلیون و 700 هزار نفر ایرانی که حداکثر 100 هزار نفر در حمله به یونان شرکت داشتند. طبق اسناد تاریخی دلیل طولانی شدن مقاومت محاصرهشدگان نه شهامت و شجاعت فراوان ارتش یونان که وخیم بودن آن منطقه سوقالجیشی بود. همین مساله (که با غالب بودن نیروهای یونانی بر تنگه ترموبیل همراه بود) کار پیشروی نیروهای ایرانی را با اشکال مواجه کرد. خشایارشاهی که در فیلم به صورت هیولا ترسیم شده، کسی است که پس از پیروزی دستور داد مجسمه یادبود سرباز یونانی را به نشانه رشادت و دلیری سپاه دشمن بسازند و در آن منطقه نصب کنند. این نکته حکایت از بالا بودن فرهنگ و تمدن ایران در آن زمان دارد، اما سازندگان فیلم بدون توجه به این مسائل، فیلمی تهیه کردهاند که در آن یونانیها مظهر شجاعت و گذشت و ایرانیها مظهر سیاهی و تباهی تعریف شدهاند.
اعتراضات شدید ایرانیها باعث موضعگیری کمپانی برادران وارنر (که تهیهکننده فیلم است) شد. این کمپانی در بیانیهای رسمی گفت، 300 فیملی است که براساس قصه کمیک استریپی فرانک میلر ساخته شده و او باید پاسخگوی اعتراضات باشد. بیانیه این کمپانی اضافه میکند، هدف از تولید فیلم 300 تنها خلق یک کار سرگرمکننده بوده و قصد توهین یا اهانت به فرهنگ و ملت هیچ کشوری را نداشته است. انتشار این بیانیه حکایت از موثر بودن اعتراضات مختلف ایرانیان به اکران عمومی فیلم میکند، هر چند که متن بیانیه ناقص به نظر میرسد و مسوولان کمپانی در آن از مردم ایران عذرخواهی رسمی نکردند؛ ولی از آنجا که کمپانیهای فیلمسازی تا پیش از این در موارد مشابه حاضر به انتشار هیچ بیانیهای نشدند، منتشر شدن متن یاد شده به هر حال اهمیت پیدا میکند.
300 که با هزینهای 63 میلیون دلاری ساخته شد در 3 روز اول نمایش، 71 میلیون دلار فروش کرد. بسیاری از تحلیلگران سینمایی و سیاسی عقیده دارند، استقبال مردم آمریکا از فیلم (که طی 5 هفته اکران عمومی 193 میلیون دلار فروش داشته) فقط به دلیل سرگرمکننده بودن آن و جلوههای جدید ویژهای است که در فیلم مورد استفاده قرار گرفته است. فیلم با کمک فناوری جدید دیجیتالی و استفاده از سیستم پرده آبی (که در آن صحنههای خطرناک را با حضور بازیگر در داخل استودیو و در جلوی یک پرده آبی میگیرند و بعد صحنههای موردنظر را روی پرده آبی منتقل میکنند و این حس به وجود میآید که بازیگر در آن مکان خطرناک حضور دارد) توانسته صحنههایی را به نمایش بگذارد که نسل جدید را که مشتاق بازیهای پرسروصدای ویدئویی است، جذب خود کند، اما برخورد منتقدان سینمایی با فیلم متفاوت بوده است. از یک طرف بسیاری از منتقدان و نشریات معتبر، این فیلم را به دلیل کمارزش بودنش (مانند نشریه روایتی) یا اصلا مورد بحث و نقد قرار ندادهاند یا این که (مانند سایت بی.بی.سی) حجم بسیار کمی را به آن اختصاص دادهاند. نقدهایی هم که درباره 300 نوشته شده، بیشتر منفی و حتی گاهی توام با شوخی و طعنه است. به عنوان مثال در یکی از این نقدها آمده است: اگر نیروهای ایرانی منفی و بد هستند، اما در عوض سپاه اسپارتیها در آن دوران کهن از بهترین و جدیدترین وسایل آرایشی و دستگاههای موبر بهرهمند هستند و در اندام زیبای آنها حتی یک عدد مو هم نمیتوان پیدا کرد!
با آن که در رسانههای گروهی خبر زیادی درباره تولید 300 چاپ نشده، ولی میتوان گفت تهیهکنندگان فیلم برای ساخت آن با مشکلاتی روبهرو بودند و نتوانستهاند چهرههای مطرح سینما را جذب همکاری با این طرح کنند. در گفتگوی زیر با کارگردان فیلم، مصاحبهکننده دوبار و با تاکید از زاک اشنایدر درباره دلیل حضور نداشتن ستارگان سرشناس در نقشهای اصلی فیلم پرسش میکند و اشنایدر از دادن پاسخ مستقیم طفره میرود. این در حالی است که چند فیلم تاریخی پرسروصدای چند سال اخیر، از وجود سوپر استارهایی مانند براد پیت، کالین فارل، راسل کرو، اریک بانا و اورلاندو بلوم بهره گرفته است. از قرار معلوم ایفای نقش اصلی 300 هم به چند ستاره مطرح پیشنهاد شده است، اما آنها به دلیل ضعیف بودن کار حاضر به بازی در یک کار کمارزش نشدهاند. خوب است بدانیم فروش بالای فیلم نه فقط باعث تعجب و حیرت تحلیلگران اقتصادی بلکه خود تهیهکنندگانش هم شده است. اصلا انتخاب خود اشنایدر برای کارگردانی فیلم حکایت از کماهمیت بودن کلیت کار میکند. در شرایطی که فیلمهای تاریخی (به دلیل حال و هوا و محبوبیتی که در میان عامه تماشاگران دارند) نام یک فیلمساز سرشناس را بر خود دارند، 300 از سوی کسی کارگردانی شده است که در کارنامهاش فقط یک فیلم بلند حرفهای دارد. اشنایدر سال 1990 با یک فیلم ویدئویی وارد عالم هنر شد و دومین کار ویدئوییاش را یک دهه بعد ارائه کرد. اولین فیلم بلند سینمایی «ظهور مردگان» (2004) یک کار ترسناک است که در گیشه موفقیت چندانی نداشت و 300 دومین کار حرفهای اوست. آنگونه که از گفتگوی زیر استنباط میشود، وی هنگام ساخت فیلم توجه چندانی به تاریخ نداشته و بیشتر در فکر جنبههای فنی کار و جلوههای ویژه آن بوده است؛ اما در همین گفتگو او اعتراف میکند که نگاهی جانبدارانه نسبت به اسپارتیها داشته است.
در شرایطی که ایرانیان در سراسر جهان 300 را تحریم کردهاند، متاسفانه نمایش بینالمللی آن نیز با موفقیت مالی همراه بوده است. فیلم که 3 هفته پیش در 61 کشور جهان روی پرده رفت، در هفته گذشته هم با فروشی 32 میلیون دلاری، صدرنشین جدول بینالمللی شد. فروش کلی بینالمللی فیلم در 3 هفته به 173 میلیون دلار رسیده است. این مساله نشان میدهد که برای دفاع از فرهنگ و هویت ایرانی و معرفی دقیق و درست آن به مردم بقیه دنیا باید کار بیشتری کرد. اقدام کمپانی برادران وارنر (چه عمدی و چه غیرعمدی) میتواند به وسیله کمپانیهای دیگر فیلمسازی هم تکرار شود. جا دارد که نمایندگان مردم ایران چه در داخل و چه در خارج از کشور، شرایطی را فراهم کنند که این کمپانیها خود را ملزم بدانند، هنگام تولید فیلمی که قصهاش اختصاص به فرهنگ، تاریخ و ملت ایران دارد با این نمایندگان مشورت کنند. این اقدام میتواند مانع از تکرار حوادثی چون تولید فیلمهای دروغین مانند 300 شود.