زمینه فرهنگی مشارکت زنان در جنگ تحمیلی
ملموسترین تجربه زنان ایران در زمینه مشارکت فعال در امور اجتماعی، حضور آنان در مراحل مختلف انقلاب اسلامی بود که زمینه بسیار مناسبی را برای مشارکت فعال زنان در جنگ فراهم کرد. میلیونها زن ایرانی در قشرهای مختلف اجتماعی از چهاردیواری خانه پا به محیط عمومی نهادند؛ زنانی که تا قبل از آن تجربه مشارکت سیاسی نداشتند. فعالیتهای زنان در این دوره رامیتوان در اشکال زیر خلاصه کرد:
1- پخش اخبار و توزیع اعلامیهها وفعالیتهای تبلیغاتی.
2- فعالیتهای پزشکی مانند کمک به مجروحان و پناه دادن به آنها.
3- شرکت در راهپیماییها و تظاهرات خیابانی.
4- کمک به ساختن موانع در مسیر نیروهای نظامی.،
5- شرکت در مبارزه نظامی و استفاده از سلاح و ساخت مواد آتشزا برای جنگهای خیابانی.
6- شرکت در جلسات سیاسی و سخنرانیها و آشنایی با تاریخ جنبشها.
دین اسلام، محرک وانگیزه اصلی زنان برای مشارکت در فعالیتهای دوره انقلاب اسلامی بود و این فعالیتها خودآگاهی وسیع آنان را درپی داشت. در جریان انقلاب اسلامی، شاهد حضور زنانی بودیم که تا پیش از آن، شرکت در اجتماعها را وظیفه خود نمیشمردند و صرفا نیروهای بالقوه خانهنشینی کرده بودند که به راحتی به صحنههای اجتماعی جلب و جذب نمیشدند. مشارکت وسیع در مبارزات اجتماعی تا حد بسیار زیادی از ویژگی سلطهپذیری زنان کاست و شاید این مهمترین تغییر سیاسی ـ اجتماعی در گروه زنان ایرانی باشد. امام خمینی(ره) نیز همواره به تحول چشمگیر زنان در اثر انقلاب اسلامی تاکید داشت. مبارزههای ضداستعماری و ملیگرایانه در دوره اخیر ـ از قبل از مشروطه تا پانزدهم خرداد 1342 ـ بستر مناسبی برای خودآگاهی و اوجگیری فعالیتهای زنان در فرایند انقلاب اسلامی بود. با بروز جنگ تحمیلی و حمله عراق به مرزهای ایران وضعیت پیچیدهای پیش آمد. در شرایطی که جامعه، تنشها و تغییرات ناشی از انقلاب اسلامی را درک میکرد و در تلاش برای تثبیت نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی جدید بود، جنگ تحمیلی این تنشها را چند برابر کرد وهمه مسایل را تحت شعاع قرار داد.
این شرایط بهترین موقعیت را برای بروز استعدادهای نهفته زنان ایرانی و رشد و شکوفایی شخصیت اجتماعی و فردی آنان فراهم کرد. چنانچه امام خمینی(ره) در یکی از سخنرانیهای خود فرمودند:
«اگر زنان شجاع و انسانساز از ملتها گرفته شوند ملتها به شکست و انحطاط کشیده میشوند.»
جنگ، در مجموع، تغییرات بسیار مهمی (اعم از مثبت و منفی) به وجود آورد و بسیاری از زنان را به صورت مستقیم و غیرمستقیم با نظام سیاسی و اجتماعی مرتبط ساخت. برخی از این اشکال ارتباطی عبارت بودند از:
1- شرکت در بسیج نظامی و اجتماعی و رزمی،
2- شرکت در ستادهای پشتیبانی جنگ و جبهه،
3- حمایت معنوی از اعزام مردان به جبهه،
4- مهاجرت از مناطق جنگی و آشنایی با محیطهای اجتماعی دیگر،
5- برعهده گرفتن مسئولیت خانواده در نبود همسر،
6- درگیرشدن با مسایل اقتصادی ناشی از جنگ و تحریمهای اقتصادی،
با توجه به موارد فوق، در مورد دخالت زنان در ابعاد مختلف جنگ تحمیلی تقسیمبندی دیگری هم میتوان عرضه کرد: زنانی که مستقیما در جنگ شرکت داشتند، زنانی که بهطور غیرمستقیم پشتیبان جبههها بودند، و زنانی که با پیامدهای جنگ درگیر شدند.
دسته اول زنانی که مستقیما در جنگ شرکت داشتند:
استاد مطهری معتقد بود، شکست نهضت پانزدهم خرداد به دلیل حضور نداشتن زنان، و پیروزی انقلاب اسلامی مدیون حضور زنان در نهضت انقلابی بوده است. شاید گزافه نباشد اگر ادعا کنیم که پیروزی در جنگ و حداقل شکست نخوردن در دفاع از میهن اسلامی بدون مشارکت فعال زنان امکانپذیر نبود. حفظ ارزشهای اسلامی در مناطق جنگی و غیرجنگی و خلق ارزشهای جدید فرهنگی در حمایت از دولت اسلامی (درحالی که قرنها در حافظه تاریخی مردم این کشور دولت، غاصب حکومت قلمداد میشد) و مقاومت و پایداری در بدو تهاجم نظامی دشمن حماسههایی ناگفته است. شاید بتوان با گذشت زمان از اسطورههای مقاومت جبههها که تا پای جان از ارزشهای اسلامی دفاع کردند حجاب برگرفت. آشنایی مردم ایران با فرهنگ صدر اسلام، که به لطف درک فرهنگ عاشورا حفظ شده بود، اسوههایی بزرگ را تقدیم زنان این قوم کرد که در لحظه حساس تاریخی به یاریشان آمد. سمیه، بانوی بزرگ صدر اسلام که زیر شکنجههای کافران جان داد، الگوی مقاومت دختران و زنان جوانی قرار گرفت که به شهادت رسیدند و حسرت تسلیم را بر دل دشمنان گذاشتند. این گمنامان مظلوم، طلایهدار فرهنگ عصر ظهور منجی بزرگ هستند. قرن پانزدهم هجری ـ قمری با صدای گام این زنان و دختران آغاز شد و فلاح و رستگاری معنوی و پایداری مقاومت در برابر تهاجم کفر وشرک را نوید داد.
از شهدای جنگ بسیار گفتهاند و هرچه بگویند کم است اما در این میان، هیچکس از شهدای زن چیزی نشنیده است. بحث جنسیت در سطح کلان و تلاش در جهت تحقق و تداوم نظامی اسلامی مطرح نیست، اما در بحث الگوپذیری اجتماعی اگر الگوهای تاریخی قوم به درستی شناخته و مطرح نشوند، فرایند هویتیابی نسلها مختل میشود.
میدانیم که همه شهدای ما تحصیلات کافی و عالی نداشتهاند اما با شرایطی که درک کرده بودند به خودآگاهی رسیدند و آگاهانه از حقیقت متعالی اسلام دفاع کردند.
براساس آمار تهیه شده از فهرست شهدای جنگ تحمیلی، زنان قهرمان ایران اسلامی 4363 نفر شهید در طول سالهای دفاع مقدس تقدیم این مرزوبوم کردند که از این تعداد 32/49% مجرد و 68/50% متاهل بودند؛ یعنی نسبت آمار شهدای زن و دختر تقریبا برابر است.
براساس یافتههای پژوهش، 5/24% شهدای مونث دختربچه، 20% دختر جوان، حدود 5/23% بین 20 تا 25ساله، و حدود 11%، 36 تا 50ساله بودهاند. حدود 7% سنشان اعلام نشده و بقیه هم زنان 50سال به بالا بودهاند. آمار فوق نشان میدهد که با افزایش سن زنان، تعداد شهدا کاهش یافته است.
براساس پژوهشی دیگر، حدود 8/48% از شهدای مونث در شهرها و 2/15% از آنان در روستاها ساکن بودهاند. استان خوزستان با 1130 شهید مونث ساکن مناطق شهری و 150 شهید ساکن مناطق روستایی بیشترین تعداد یعنی حدود یکچهارم از کل شهدای زن را تقدیم این مرزوبوم کرده است، سرزمینی که داستانهایی شنیدنی از فداکاریهای زنان و دختران آن در طول هشت سال دفاع مقدس در یادها و خاطرهها مانده و فقط بخش ناچیزی از آنها منتشر شده است.
بهرغم وجود این الگوها مقاومت و پایداری در شهرها و روستاهای این سرزمین، بینندۀ جستوجوگر نشانی از آنان در کوی و برزن نمییابد. این مظلومان، که به پیروی از مقتدایشان فاطمه زهرا(س) به شهادت رسیدند، همانند او نیز بینام و نشان و در گمنامی از نظرها پنهان شدهاند، آنچنان بیادعا که حتی آمار مربوط به این عزیزان در دسترس همگان نیست. وصیتنامهها و آثار باقیمانده از این شیرزنان منتشر نشده است. اینان زنان نامآور این سرزمیناند که نشانی از آنان در کنگرهها و سمینارها و گردهماییها نمییابید. زیرا مانند بانویشان، فاطمه زهرا(س)، در دفاع از سرزمین ولایت، بیجرم و بیجنایت، رخ از عالم درون برگرفتند.
دسته دوم: زنانی که فعالانه پشتیبان جبههها بودند.
رویارویی با دشمن مهاجم، با توجه به شرایط آن دوره، مستلزم فراهم آوردن امکانات عظیم مادی و اقتصادی بود. تحریم اقتصادی آمریکا و متحدانش علیه ایران، ساختارهای متزلزل اقتصادی، وابستگی به درآمد نفتی و کاهش قیمت جهانی آن، مسدود بودن داراییهای ایران در بانکهای خارجی و... مشکلات بسیاری در راه تامین هزینههای مالی جنگ به وجود آورد.
این وضعیت دشوار موجب شد مشارکت نیروهای غیررسمی و مردمی در امر پشتیبانی و تدارکات جنگ افزایش یابد و سازماندهی جنگ در همه زمینهها، اعم از نیروهای رزمی و پشتیبانی، به صورت غیرمتمرکز درآید و مردم تکیهگاه اصلی جنگ شوند. مردم با کمکهای همهجانبه خود، اعم از تامین مواد خوراکی و پوشاک و دیگر نیازمندیهای جبههها و تقدیم کمکهای نقدی به ویژه ذخایر طلا و زیورآلات خود، بخش عظیمی از بار اقتصادی جنگ را بر دوش گرفتند. جنگها زندگی و ساختار اقتصادی ملتها را عمیقا دستخوش تغییر میکند و افزایش قیمتها و ازدیاد میزان مصرف و افزایش بیکاری از عوارض اقتصادی جنگها به شمار میآیند. اما نکته مثبت در بخش اقتصادی جنگ تحمیلی مشارکت فعالانه مردم، به ویژه زنان، در حمایت از جبهههاست. درباره حجم این کمکها و برآورد مالی آن تاکنون آمار و ارقام رسمی عرضه نشده است.
بسیج خواهران همزمان با تشکیل بسیج برای جذب و سازماندهی و آموزش زنان داوطلب، در سال 1358 بنیان نهاده شد اما ستادهای پشتیبانی ویژه خواهران در سال 1365 تشکیل شد، حجم عظیم پشتیبانی تدارکاتی که معمولا در قالب کاروانهای مختلف به جبههها ارسال میشد، حاکی از حمایت اقتصادی مردم از جنگ است. در سه سال آخر جنگ فقط از چهار استان کوچک کشور مبلغ 286/040/865/2 ریال به جبههها کمک شد که البته این مقدار بدون احتساب قیمت زیورآلات است. این ارقام زمانی برآورد و محاسبه شد که ارزش ریالی بیش از زمان فعلی بوده است. از مجموع خواهران بسیجی 434 نفر شهید شدند، حدود 350 نفر جانباز هستند و 491 نفر نیز رزمنده بودند. همه خواهران بسیجی در فعالیتهای پشتیبانی، امدادگری، تبلیغاتی و رزمی شرکت داشتند. به همه این فعالیتها باید رسیدگی به امور خانوادههای شهدا و رزمندگان و کمک به مجروحان جنگی بستری در بیمارستانها، اهدای خون و خدمات پزشکی داوطلبانه و فعالیتهای تبلیغی پشت جبهه را نیز اضافه کرد؛ خدماتی که با هیچ معیار مادی سنجشپذیر نیست. خواهران بسیجی در کنار این وظایف، نقشهای اجتماعی، اعم از مادری و همسری نیز داشتند و تنوع نقشهای اجتماعی آنان باعث رشد و شکوفایی استعداد ایشان شد. آنها درک کردند که تواناییهایشان در چه حد است و چگونه میتوانند از عهده انجام وظایف اجتماعی و خانوادگی خود برآیند. این تنوع نقشها و وظایف زنان تابع محل زندگی و شهری یا روستایی بودن هم نبود.
دسته سوم: زنانی که با پیامدهای جنگ درگیر شدند.
درگیریهای مسلحانه و وضعیتهای جنگی تهدیدی جدی برای زندگی زنان و کودکان به حساب میآید و نه تنها به ایجاد وحشت، آوارگی، تخریب، انهدام، آزار جسمانی، ازهم گسیختگی خانواده و جامعه و کشته شدن میانجامد، بلکه محرومیت از بهداشت و خدمات آموزشی و از دست دادن فرصتهای شغلی و وخیم شدن اوضاع اقتصادی را به دنبال دارد. اما تبعات مهمتر آن گسستن از ارزشهای قبلی و پذیرش ارزشهای جامعه مهاجرپذیر و مشکلات ناشی از مهاجرت اجباری است. پروتکلها و اسناد بینالمللی، به ویژه چهارمین کنوانسیون ژنو در 1949 با هدف محدود کردن برخوردهای مسلحانه و اولین پروتکل ضمیمه آن در سال 1977، چهارچوب کلی حفاظت از غیرنظامیان به ویژه زنان و کودکان را مطرح کرده بود، اما تا پیش از برگزاری سمینار پکن و تدوین سند چهارمین کنفرانس جهانی زن در 1995، تاثیر گسترده جنگ بر زنان ناشناخته مانده بود یا به آن توجهی نمیشد. در طول جنگ و پس از آن، به دلیلی شرایط فرهنگی و اعتقادهای اسلامی در ایران، اقدامات موثری در این زمینه انجام گرفت.