کودتای عبدالکریم قاسم
در تابستان 1337 عمر رژیم سلطنتی حاکم بر عراق با یک کودتای خونین به پایان رسید. ژنرال عبدالکریم قاسم که ریاست ستاد ارتش عراق را در سالهای آخر حاکمیت ملکفیصل دوم بر این کشور بر عهده داشت. در این روز با یک کودتای پر تلفات به مدد نیروهای نظامی تحت فرمان خویش به قدرت رسید.
قاسم که در آذر 1293 هجریشمسی از مادری شیعه و پدری سنی در محله مهدیه بغداد متولد شد. پس از پایان تحصیلات، مدتی به معلمی در مدارس بغداد پرداخت و سپس به مدرسه نظام رفت. او در 1313 از این مدرسه فارغالتحصیل شد و در 1317 فرمانده مدرسه گردید. قاسم در فاصله سالهای 1319 تا 1335 توانست تمامی مدارج نظامی ارتش عراق را طی کند و به فرماندهی کل نیروهای مسلح این کشور نائل آید.
در جریان کودتای خونین وی در تابستان سال 1337، ملکفیصل و کلیه افراد خاندان سلطنتی و نیز نوری سعید نخستوزیر کهنهکار عراق همراه با بسیاری از مقامات کابینه وی کشته شدند.
عبدالکریم قاسم ژنرال کمونیست عراق که سالیان دراز توانسته بود عقائد افراطی و چپگرایانه خود را در فاصله حداقل یک دهه پر حادثه در عراق از دید رژیم غربگرا و انگلیسی نوری سعید مخفی نگهدارد و با همین احساسات حساسترین منصب کشور یعنی ریاست ستاد ارتش عراق را به مدت چند سال در قبضه خود داشته باشد، در تابستان 1337 با سیاستی کاملاً عکس سیاست رژیم 11 ساله شاهی آن کشور، زمام امور عراق را در دست گرفت.
وی در نخستین موضعگیریهای بینالمللی خود، حملات تبلیغی شدیدی را متوجه استعمار انگلیس کرد. او از چین و شوروی به نیکی یاد میکرد. قاسم بمحض بقدرت رسیدن خود تبلیغات علیه رژیم شاه مخلوع در ایران را آغاز کرد. او نیروهای نظامی عراق را در مرز ایران مستقر کرد. با این اقدام، نخستین تیرگی در روابط میان دو کشور را بوجود آورد.
عبدالکریم قاسم حکومت کویت را وابسته به دربار لندن دانست و حاضر نشد رژیم حاکم بر این شیخنشین را به رسمیت بشناسد. او در تابستان سال 1340 یکهفته پس از اعلام استقلال کویت از حاکمیت 62 ساله انگلیس اعلام کرد: «کویت جزء لاینفک عراق است و ما حکومت قلابی و دست نشانده انگلیس را تحمل نمیکنیم.» او استقلال کویت را یک حرکت امپریالیستی خواند و رسماً اعلام کرد: «این حق عراق است که حاکم این شیخنشین را تعیین کند.» این اظهارات مقدمه یک تشنج و فتنهانگیزی در آبهای خلیجفارس گردید. پس از اظهارات رسمی قاسم، ارتش عراق برای اشغال کویت اعلام آمادگی کرد و این امر منجر به اعزام رزمناوها، هواپیماها و سربازان انگلیسی به شمال خلیجفارس و داخل خاک کویت گردید. پس از این تحولات اتحادیه عرب نیز ادعای عبدالکریم قاسم را محکوم کرد و حمایت خود را از شیخنشین کویت اعلام نمود.
ژنرال قاسم از اشغال کویت صرفنظر نمود لیکن از آن پس همواره سایه عراق بر این شیخنشین سنگینی میکرد.
حکومت نظامی عبدالکریم قاسم با حوادث فراوانی نیز در شمال عراق توأم بود. هنگام کودتای قاسم در تابستان 1337 عراق، ملامصطفی بارزانی در پراگ پایتخت چکسلواکی بسر میبرد. او 80 روز پس از کودتای کمونیستها در عراق، به دعوت ژنرال قاسم و در پی بازگشت آرامش به کشور، از طریق مصر عازم بندر بصره شد و سپس با هواپیما به بغداد بازگشت. پس از ورود ملامصطفی به بغداد قصر نوری سعید از سوی رژیم کمونیستی و کودتایی عراق در اختیار وی قرار داده شد.
نوری سعید که تا این تاریخ 14 دوره نخستوزیری عراق را در یکی از پرتلاطمترین مقاطع تاریخ سیاسی عراق بر عهده داشت در جریان کودتای عبدالکریم قاسم در سن 70 سالگی بهنگام فرار دستگیر و به طرز فجیعی مثله و به قتل رسید.
ملامصطفی با وجود مخالفتهای شدیدی که از سوی قبائل کرد نسبت به وی بخاطر فرارهای پیدرپی او وجود داشت، فعالیتهای ناسیونالیستی خود را بار دیگر در عراق توسعه داد و با ایجاد ارتباط بین حزب کمونیست عراق و اعضای باقیمانده از حزب همواره موفق شد حزب دموکرات کردستان عراق را با برنامههایی بسیار چپروانه مجدداً بنیان نهد. تا آن زمان عمده گروههائی که در شمال عراق فعالیت داشتند عبارت بود از حزب کمونیست عراق، حزب کومهله، حزب هیوا، حزب زرگاری. این احزاب به ترتیب در سالهای 1313، 1317، 1318، 1324 بوجود آمده بودند. و حزب دیگری هم که در آن زمان در شمال عراق فعالیت داشت حزب چپگرای شیوعی منشعب از حزب هیوا بود که در 1322 انشعاب خود را اعلام کرده بود.
بارزانی پس از تشکیل حزب دموکرات کردستان عراق سمینار بزرگی نیز با مشارکت نمایندگان جوامع مختلف کرد مقیم ایران و ترکیه و سوریه در بغداد ترتیب داد.
این فعالیتها و سمینارها چندان باب میل حکومت تازه کار عبدالکریم قاسم که هنوز دوره نقاهت پس از کودتای خود را به پایان نرسانده بود نبود. کشور عراق در آنزمان نیاز به آرامش داشت و هر حرکت سیاسی جهتدار و بخصوص تجزیهطلبانه میتوانست خطر بزرگی بر این پایههای حکومت نوبنیاد عبدالکریم قاسم به شمار آید. روابط قاسم و بارزانی در ابتدا دوستانه بود اما این روابط بمرور تحت تأثیر از سرگیری فعالیتهای بارزانی در کردستان عراق و تماسهائی که وی با رهبران قبائل کرد در ایران و سوریه و ترکیه داشت رو به تیرگی نهاد. کنگرههایی که ملامصطفی در عراق در سایه آزادیهای سیاسی خویش ترتیب میداد و تأکیداتی که وی در این کنگرهها بر استقلال کردستان داشت رفتهرفته فاصله موجود بین وی و عبدالکریم قاسم را بیشتر میساخت. هنگامیکه در تابستان 1340 ملامصطفی تقاضاهائی را برای خودمختاری کردستان عراق تقدیم عبدالکریم قاسم کرد، وی به خشم آمد و دو ماه بعد در یک عکسالعمل فعالیت کلیه گروههای سیاسی عراق را بعنوان لازمه یک نظام کمونیستی ممنوع ساخت.
خشم و خشونت حکومت کمونیستی عبدالکریم قاسم در عراق تنها متوجه مردم کرد شمال آن کشور نبود بلکه قاسم بمحض بقدرت رسیدن خود مبارزه گستردهای را با مسلمانان عراق و احساسات اسلامی آنان نیز آغاز کرد پس از پیروزی کودتای 1337 عبدالکریم قاسم که طی آن رژیم سلطنتی عراق سرنگون گردید و نظام جمهوری جایگزین آن شد، استعمار شرق و غرب متفقاً ضربههای خود را بر علیه اسلام و موج فزاینده آن در عراق گسترش دادند.
استعمار انگلیس که خاطره تلخ انقلاب اسلامی 1299 عراق را هنوز فراموش نکرده بود و تا این تاریخ ضربههای موثری را از حرکتهای اسلامی مردم عراق در این کشور تحمل کرده بود، با وجود بقدرت رسیدن یک حکومت چپگرای کمونیست در عراق، از این حکومت به خاطر ماهیت ضداسلامی که داشت ناخشنود بنظر نمیرسید. کمونیستها در عراق به قلع و قمع مسلمانان، بستن مساجد، سوزاندن کتابخانههای اسلامی و بازداشتهای وسیع مردم پرداختند. اقتصاد کشور به تدریج رو به وخامت نهاد و ناامنی در شهرها آسایش را از مردم سلب نمود.
حکومت قاسم از هیچ فشار و ارعاب و تهدیدی علیه مردم فروگذار نمیکرد به همین خاطر با اوجگیری و رشد تدریجی حرکتهای ضداسلامی و افزایش خشونت کمونیستها علیه جان و مال مسلمانان، گروهی از علمای مبارز عراق و جوانان با ایمان آن کشور بدنبال تشکیل جلسات متعدد، موفق شدند بنیانهای یک سازمان اسلامی را با هدف دفاع از موجودیت اسلام و مبارزه با ملحدین پایهریزی کنند.
این سازمان تحت عنوان «سازمان پیکار اسلامی عراق» تا کنون علیرغم محافظهکاریهای فراوان توانسته است نقش خود را در مقابله با حکومتهای ضداسلامی حاکم بر عراق ایفا کند حکومت کودتائی و کمونیستی ژنرال عبدالکریم قاسم نتوانست بیش از 5 سال دوام آورد.