تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۰۸۵۴۰

عراق در بستر تاریخ (بخش پنجم)


تأسیس حزب بعث
روز 18 فروردین 1326 در جریان کنگره‌ای سه روزه که با شرکت 200 نفر از روشنفکران سوری، لبنانی، عراقی و اردنی در شهر دمشق برگزار گردید، حزب بعث، موجودیت خود را رسماً اعلام کرد و در هفتم ماه مه همان سال میشل عفلق به دبیرکلی آن برگزیده شد.
بنیانگذاران حزب بعث، صلاح‌الدین بیطار و میشل عفلق بودند که از 1321 برای تأسیس این حزب در حال فعالیت بوده‌اند این حزب بر ناسیونالیسم عربی متکی بود و حفظ یکپارچگی و اصالت فرهنگ عرب را آرمان خود قرار داده ‌بود. از سال 1328 شعار آزادی، وحدت و سوسیالیسم در داخل حزب بعث مطرح شد و سبب بروز گرایشهای چپ در آن گردید. مع‌الوصف این حزب همسویی یکطرفه با غرب یا اردوگاه سوسیالیسم را به ضرر کشورهای عرب می‌دانست.
حزب بعث اولین سازمان سیاسی بود که در جهان عرب استفاده از سلاح نفت علیه دولتهای غربی را در مواجهه با خطر اسرائیل مطرح کرد. رهبران حزب بعث تا سالهای میانی دهه 1330 بارها دستگیر و به زندان افتادند و «البعث» ارگان رسمی این حزب‌ها بارها توقیف شد. در 1332 حزب بعث با حزب العربی‌الاشتراکی به رهبری اکرم حورانی در یکدیگر ادغام شدند و «حزب‌البعث‌العرب‌الاشتراکی» یا «حزب بعث سوسیالیستی عرب» را به وجود آوردند. ادغام این دو حزب، قدرت حزب بعث را به صورت قابل توجهی افزایش داد و خطر وجودی رژیم صهیونیستی گرایش عموم را به تدریج معطوف حزب بعث کرد. در انتخابات پارلمانی سال 1333 شانزده نفر از اعضای حزب به مجلس سوریه راه یافتند و در کابینه اتحاد ملی 1335 سوریه تصدی دو وزارتخانه مهم خارجه و اقتصاد بر عهده وزرای بعثی بود و چرخش سیاست خارجی شوروی به حمایت از سوریه نیز سبب تقویت جایگاه سیاسی و اجتماعی حزب گردید.
از اوایل دهه 1330 شاخه‌های حزب بعث در کشورهای عرب خاورمیانه به وجود آمدند. در 1954 وزیر خارجه اردن عبدالله ‌الریماوی عضو حزب بعث بود و در عراق این حزب در اتحاد با سه حزب دیگر توانست زمینه سرنگونی رژیم سلطنتی را در آن کشور فراهم کند. پس از سرنگونی رژیم پادشاهی در عراق (1337) بعثیها از بیم آنکه هم‌پیمانی با کمونیست‌ها باعث بدبینی مردم نسبت به آنان شود، کادرهای خود را تشویق به رفتن به مساجد، خواندن نماز و تبلیغ دستورات اسلامی می‌کردند.
رشد ناصریسم در مصر و سپس در خاورمیانه سبب تقویت مواضع حزب بعث گردید و اتحاد سوریه و مصر در 1337 نیز که به درخواست حزب بعث صورت گرفت، بر قدرت این حزب افزود. حزب بعث در دهه 1340 قدرت را در عراق و سوریه به دست گرفت. در عراق، حزب بعث سرانجام با کودتای 1342 عبدالسلام عارف علیه عبدالکریم قاسم کمونیست حاکم شد و حکومتش از سوی ناصر به رسمیت شناخته شد. در 1345 عبدالسلام در یک سانحه کشته شد و برادرش عبدالرحمن عارف که او نیز بعثی بود جانشین وی گردید. از سال 1347 با کودتای حسن‌البکر، قدرت در عراق به دست جناح افراطی حزب بعث افتاد.
در سوریه نیز حزب بعث از 1345 با کودتای «نورالدین الاتاسی» قدرت را در دست داشته‌ است. حافظ اسد که از سال 1349 قدرت را در سوریه در اختیار داشت، خود یک بعثی بود.
میشل عفلق که بود؟
میشل عفلق پایه‌گذار حزب بعث در 29 دی 1289 هجری‌شمسی در دمشق متولد شد. پدرش یوسف عفلق یک تبعه بقاع لبنان بود که در سوریه کوچ کرده‌ بود. دوران جوانی میشل عفلق با اشغال سوریه توسط نیروهای فرانسوی در جریان جنگ اول جهانی توأم بود. میشل عفلق در سن 18 سالگی برای تحصیل عازم فرانسه شد و در دانشگاه سوربون در رشته تاریخ فارغ‌التحصیل گردید. او حین تحصیل در این دانشگاه بر اثر تماس با بسیاری دیگر از دانشجویان آسیایی و آفریقایی که کشورهایشان مورد اشغال نیروهای استعمارگر اروپایی قرار گرفته بود، آشنا شد. وی پس از پایان تحصیلات در 1312 عازم دمشق شد و به کمک یکی از هم‌دانشگاهی‌های خود به نام صلاح‌الدین بیطار که وی نیز سوری بود و درس خود را در سوربون در رشته فیزیک به پایان رسانده بود، هسته یک سازمان سیاسی را با هدف متحدسازی تمامی احزاب و تشکیلات سیاسی موجود در کشورهای عربی آغاز کرد. او و بیطار در سوریه به عنوان معلم به استخدام آموزش و پرورش این کشور درآمده بودند و هر دو از قیومیت عرب و از لزوم اتحاد همه کشورهای عربی دم می‌زدند. آنان با این هدف در 1320 سازمان، احیاءالعربی را بنیان نهادند و در نخستین حرکت سیاسی خود رسماً حمایت سازمان جدیدالتأسیس خود را از قیام ضدانگلیسی رشیدعالی گیلانی در عراق اعلام کردند. در 1324 میشل عفلق تشکیلات سیاسی خود را با نام حزب بعث در دمشق پایه‌ریزی کرد و یک سال بعد روزنامه البعث نیز که ارگان این حزب بود با مدیریت وی انتشار یافت و در 17 اردیبهشت 1326 نیز میشل عفلق در اولین کنگره عمومی حزب بعث به دبیر کلی این حزب انتخاب شد.
عفلق در سالهای 7 - 1334 یکی از مدعیان اصلی وحدت سیاسی سوریه و مصر بود. پس از آنکه در 1337 این وحدت تحقق یافت وی به عنوان یک چهره برجسته سیاسی در سوریه و مصر مطرح بود. او در همین دوران طی سفری به بغداد حمایت خود را از کودتای نظامی عبدالکریم قاسم که به تازگی حکومت پادشاهی فیصل را برانداخته بود، اعلام کرد. قاسم از هواداران میشل عفلق در ارتش عراق بود.
به دنبال کودتای شهریور 1340 نظامیان در سوریه میشل عفلق مخفی شد و به مصر گریخت. به دنبال این کودتا وحدت مصر و سوریه نیز پایان یافت. عفلق سپس یک‌ سال‌ و نیم بعد به دنبال کودتای افسران سوری طرفدار ناصر مجدداً به دمشق بازگشت. ولی در 1345 با وقوع کودتای نظامی دیگری که توسط «نورالدین اتاسی» رهبر جناح مخالف وی در داخل حزب بعث، وی مخفی شد و از طریق لبنان عازم عراق گردید. او در این کشور توانست زمینه‌های سیاسی کودتای آرام و بدون خونریزی سال 1347 که منجر به قدرت رسیدن احمد حسن‌البکر گردید، فراهم آورد. او سپس در سال 1349 کلیه دفاتر خود در دمشق و بیروت را به بغداد انتقال داد. از آن تاریخ میشل عفلق تا زمان مرگ خود به عنوان تئوریسین و مغز متفکر حزب بعث در عراق باقی ‌ماند.
او سرانجام در سوم تیر 1368 در اثر بیماری و در سن 90 سالگی در پاریس در گذشت. عفلق سرسخت‌ترین مدافع اندیشه‌ پان عربیسم و ناسیونالیسم عربی بود. فکر سلطه بر جهان عرب که توسط حکومتهای بعثی عراق ارائه می‌شود ریشه در ذهنیات میشل عفلق دارد.
ورود عراق به پیمانهای منطقه‌ای
از مهمترین تحولات سیاسی عراق در منطقه خاورمیانه طی سالهای پس از جنگ دوم جهانی تا اواخر دهه 1330 یکی تشکیل اتحادیه عرب در سال 1324 بود.
این اتحادیه با عضویت اردن، سوریه، عراق، عربستان، مصر و یمن شکل گرفت و عراق رهبری جناح طرفدار غرب را در آن برعهده داشت. دیگری انعقاد پیمان بغداد در سال 1334 میان عراق، ترکیه و ایران بود. روز 5 اسفند 1333 معاهده‌ای میان عراق و ترکیه در بغداد به امضا رسید که از آن به عنوان «پیمان بغداد» یاد می‌شود. هدف از انعقاد این پیمان که دولت‌های عدنان مندرس در ترکیه و نوری سعید در عراق آن را به امضا رساندند ایجاد یک اتحادیه منطقه‌ای در برابر کمونیسم بود. در آن زمان به ویژه ترکیه به دلیل مجاورت با شوروی از امضای این پیمان استقبال کرد. در سال 1334 سه کشور انگلستان، پاکستان و ایران به ترتیب در 15 فروردین، اول مهر و 19 مهر به این اتحاد پیوستند. آمریکا عضو ناظر این پیمان بود و در اجلاسیه‌های آن شرکت می‌کرد.
با وقوع کودتای کمونیستی عبدالکریم قاسم در تیرماه 1337 در عراق، این کشور رسماً در پنجم فروردین 1338 خروج خود را از پیمان بغداد اعلام کرد. در نتیجه مقر پیمان به ترکیه انتقال یافت و از آن پس به پیمان «سنتو» معروف گردید.
اتحاد دولت نوری سعید در عراق با رژیم اردن نیز از دیگر رویدادهای دوران حکومت ملک‌فیصل دوم بود.
روز 25 بهمن 1336 دولتهای عراق و اردن به عنوان عکس‌العملی در برابر اتحاد 12 بهمن همان سال میان مصر و سوریه طی پیمانی که در پایتخت اردن به امضای روسای دولتهای دو کشور رسید، اعلام اتحاد کردند. سپس در 23 اردیبهشت سال بعد رسماً تشکیل «فدراسیون مشترک عرب» از سوی دو کشور اعلام شد. اما این اتحاد با کودتای تیر ماه سال 1337 عبدالکریم قاسم از هم پاشید و به عمر 5 ماهه خود خاتمه داد. در دهم مرداد همان سال رسماً انحلال فدراسیون مشترک عرب اعلام شد. عبدالکریم قاسم بعد از کودتا که همزمان با لشکرکشی نیروهای آمریکایی به خاک لبنان به وقوع پیوست، تمایل خود را برای همکاری با جمهوری متحده عربی به رهبری جمال‌عبدالناصر اعلام کرد. ولی رسماً به این پیمان نپیوست.
سه روز بعد از وقوع کودتای قاسم، هزاران سرباز انگلیسی به درخواست شاه حسین به اردن عزیمت کردند تا مانع از حمله احتمالی ارتش عراق به این کشور شوند. این نیروها در 28 مهر از عراق خارج شدند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات