مسلما کوچکترین شبههای در این امر نیست که تمامی ملت عراق در انتظار سرنگونی محتوم نظام فاشیستی عراق بسر میبرند چنین انتظاری فقط ناشی از سرکوبی وحشیانه، ارعاب و خونریزی مداومی که رژیم مرتکب میشود نیست بلکه ملت عراق بخوبی میداند که همواره عمر رژیمهای فاشیستی از جنگ جهانی دوم تا حال، کوتاه بوده و در آینده نیز چنین خواهد بود از سوی دیگر آتش جنگی که رژیم عراق بدستور آمریکا بر علیه ایران برافروخت همانند یک باتلاق، نظام بعثی را در خود فرو برد و خرابی و ویرانی ناشی از فلج شدن تمامی مؤسسات دولتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و حتی فرهنگی را بر ملت عراق تحمیل کرد تمام مسایل فوق ملت عراق را وادار میسازد که با امید فراوان منتظر سرنگونی بسیار نزدیک رژیم بعثی باشد.
از وقتیکه حزب بعث عراق بتوسط نمایشنامه مسخرهای بکارگردانی محافل امپریالیستی انگلیسی آمریکائی بر سر کار آمد، تودههای وسیعی از ملت عراق معتقد بودند که این حزب بخاطر تاریخ ننگین و سیاه خویش و جنایاتی که در سال 1963 مرتکب شد، بیش از چند ماه پا برجا نخواهد ماند ملت عراق میدانست که جنایات این حزب در ماههای سال 1963 بمراتب بیش از سوزاندن بغداد بدست هولاکو بوده است.
در اینجا سئوالی مطرح میگردد که آیا میتوان بقا و یا سرنگونی رژیم عراق را با استناد به دلایل موضوعی و منطقی تجزیه و تحلیل نمود، یا خیر؟... بدون شک چنین کاری از دیدگاه منطقی مجاز میباشد یعنی با بعمل آوردن یک مقایسه میان عملکرد رژیمهای فاشیستی در طول تاریخ با شیوه و عمل رژیم عراق میتوان حکمی بر این رژیم صادر کرد و بهمین خاطر منطق ایجاب میکند که ما به تاریخ گذشته جهت شناسائی رژیمهای فاشیستی مشابه نظام کنونی عراق برگردیم. سپس وظیفه خود میدانیم که یک مقایسه دیگر میان سیاست خارجی و داخلی نظام بعمل آوریم زیرا بقای رژیم از حیث سیاسی بر روی دو عامل یاد شده استوار میباشد. لکن ما به سیاست خارجی رژیم عراق از ژوئیه 1968 تاکنون بعلت آنکه ماهیت مفتضح سیاست خارجی این نظام بر همه هویدا است اشاره نمیکنیم و چون این نظام اساساً فرزند خلف امپریالیسم بوده و از سوی امپریالیسم آمریکا و انگلیس در نهان و آشکار حمایت میشود طبیعتاً نظام عراق نمیتواند در سیاست خارجی خود راه و شیوه مستقل و خارج از چارچوب امپریالیسم داشته باشد.
بنابراین فاش ساختن ماهیت سیاست خارجی عراق نیاز به بحث و گفتگو ندارد: لذا ما فقط به سیاست داخلی رژیم عراق پرداخته و سعی میکنیم با بعمل آوردن چند مقایسه با رژیمهای دیگر ماهیت واقعی این نظام و سرنوشت او که از سرنوشت نظامهای یادشده جدا نیست بیان کنیم:
اولاً رژیم عراق یک نظام فاشیستی است.
نظر به اینکه رژیمهای فاشیستی بسیار متعدد میباشند، بنابراین باید توجه داشت که هر یک از این نظامها میتواند نماینده یک شکل و بافت خاص از یک نظام فاشیستی باشد. از این رو علیرغم وجوه مشترک فیمابین نظامهای فاشیستی، یکایک این رژیمها دارای خصوصیات و ویژگیهای دیگر خاص خود نیز هستند. البته این ویژگیها باعث تمایز دو نظام فاشیستی از همدیگر میگردد. لذا بر ماست که وجوه مشترک رژیم عراق با سایر رژیمهای فاشیستی شناخته، بعلاوه ویژگیهای خاص این نظام و متمایز با سایر نظامهای فاشیستی نیز معرفی کنیم. همچنین بر خود لازم میدانیم که تفاوت میان فاشیسم و دیکتاتوری را بشناسیم.
نظام فاشیستی همه مؤسسات نهادهای اجتماعی را ملک خاص خویش میداند. نظام فاشیستی نه فقط ارگانهای سیاسی را در اختیار خود میگیرد، بلکه کلیه ارگانهای مقننه و قضائیه و اجرائیه را به انحصار خود درمیآورد. نفوذ و سیطره خود را فقط به کانالهای اجتماعی در زندگی روزمره مردم محدود نمیکند، بلکه پا را از این فراتر میگذارد و در کلیه شئون زندگی مردم دخالت میورزد و اینرا میتوان از وجوه مشترک رژیمهای فاشیستی با یکدیگر شمرد. وجه مشترک دیگر فیمابین اینگونه رژیمها آنست که زمامداران نظامهای فاشیستی توجیه مشروعیت و وجود سیاسی خود را بر یک ایدئولوژی مبهم استوار میسازند یعنی «مخلوطی از افکار نامتجانس».
به همین علت آنان کلیه ارزشهای ملی و میهنی و فرهنگی و حتی انسانی را ملغی میسازند و همچنین خود را دارنده «پیام جاویدان» معرفی میکنند که باید تمام کشورها و جوامع بشری از آن پیروی نمایند.
این مسئله بوضوح درباره رژیم عراق روشن میباشد رژیم فاشیستی عراق براساس طرز فکر یادشده و برای احراز مقام رهبریت جهان عرب اقدام به تأسیس شبکههای مخابراتی زیرزمینی در کشورهای عربی نمود البته این اقدامات پس از سرنگونی رژیم شاه صورت گرفت تا شاید نقش ژاندارم منطقه را نیز عهدهدار شود همچنین بعلت آنکه ایدئولوژی نامفهوم و مبهم بکلی با جامعهای که در آن قدرت را بدست میگیرد بیگانه میباشد لاجرم آنان اقدام به دگرگون و زیر و رو ساختن شیوه زندگی جامعه مینمایند بعلاوه واژگون ساختن کلیه مفاهیم رایج در جامعه یکی از دستاوردهای اینگونه حکومتها است که در نتیجه پدیدههای اجتماعی سیاسی منحصربفرد بروز میکنند.
تفاوتهای اصلی
در اینجاست که با تمام وضوح یکی از تفاوتهای دو نظام فاشیستی و دیکتاتوری نمایان میگردد بعبارت روشنتر یعنی نظام فاشیستی دنبالهرو ایدئولوژی عقیم و بیگانه با جامعه خویش است و لیکن رژیمهای دیکتاتوری و استبدادی خود را مصدر باصطلاح قانونی مصالح جامعه دانسته و وظیفه امنیت و دفاع از حدود و ثغور جامعه را از آن خویش میدانند این بهانه همواره بعنوان مستمسکی در دست نظامهای دیکتاتوری جهت گسترش نفوذ خویش مورد بهرهبرداری قرار میگیرد اما بهرحال، اینگونه رژیمها بصورت ظاهر اقدام به حفاظت و نگهداری از سنتهای فرهنگی جامعه مینمایند در اینجاست که باز یکی از وجوه متفاوت نظامهای فاشیستی و دیکتاتوری آشکار میشود ثانیا: فاشیسم موسس پلیس سیاسی ویژه خویش است.
بدون شک در کلیه جوامع از پلیس بعنوان یک ابزار اساسی جهت حفظ نظام در داخل استفاده میشود: و لیکن چون رژیمهای فاشیستی از روی عمد اخلال را جایگزین قانون نموده تا بدینوسیله از آب گلآلود ماهی خویش را صید نمایند. بنابراین وظیفۀ پلیس با انگیزههای یک نظام فاشیستی مطابقت ندارد از این روست که رژیمهای فاشیستی اقدام به لغو کلیه قوانین موضوعه پلیسی نموده و بجای آن متوسل به ایجاد یک سازمان پلیسی بر حسب نیازهای خویش میشوند.
همچنین بدلیل آنکه رژیمهای فاشیستی نیاز به قوانین ویژه جهت ایجاد هرجومرج در جامعه داشته لذا آنان در این زمینه اقدام به ایجاد یک پلیس سیاسی مینمایند (اساس در آلمان هیتلری قبل و در خلال جنگ جهانی دوم، همچنین «الجیش الشعبی» «ارتش بعثی» در عراق و از جنگ جهانی دوم تا بحال) و اینچنین است ویژگیهای مشترک رژیمهای فاشیستی که در هنگام بدست گرفتن قدرت و برپائی بحرانهای سیاسی اقتصادی و اجتماعی شدید که بنیه جامعه را تحلیل میبرد و بافت اجتماعی را بهم میریزد. سپس افراد جامعه را در خارج از چارچوبهای اجتماعی هدایت نموده از آنان آدمهای سربزیری میسازد که هیچگونه اختیاری نداشته و در برابر قدرت ارعاب و تروریسم سر تسلیم فرود میآورند. جامعۀ عراق بر اثر روی کار آمدن رژیم بعث از سال 1968 تا امروزه چنین وضعی را متحمل شده است.
ثالثاً: ویژگیهائی که رژیم عراق را از سایر رژیمهای فاشیستی متمایز میسازد باین شرحند
اولین ویژگی که بچشم میخورد آنست که رژیم فاشیستی عراق پایههای خود را بر روی یک ایدئولوژی مخلوط از تناقضات گوناگون استوار میسازد، این رژیم ادعای سوسیالیستی بودن دارد! در حالیکه از سرمایهداری پشتیبانی میکند. ادعای قومیتگرائی سر میدهد!
در صورتیکه تمامی معیارهای قومیتگرائی را زیر پا گذاشته بعلاوه کلیه قومیتهای کرد و غیره در عراق آماج حملات رژیم بغداد قرار دارد. ادعای وحدت در جهان عرب سر میدهد! در صورتیکه سنگ پراکندگی و تفرقه جهان عرب و مبارزه با هر ندای وحدت در جهان عرب را بنا نهاد. ادعای عربیت سر میدهد! و حال آنکه اولین گامهای منفی در جهت ایجاد شکاف در صفوف اعراب و خیانت به آرمان فلسطینی و ترور سران سازمانهای فلسطینی را برداشته و سرانجام در مقابل افکار عمومی جهان آشکارا به تضمین مرزهای امنیتی رژیم اشغالگر قدس اسرائیل اعتراف نمود! ادعای پیشرو سر میدهد و در عمل بر هر آنچه پیشرو بنظر میرسد تاخته و ادعای چپروی سر میدهد! در حالیکه او در کنار راستترین رژیمهای مرتجع ایستاده، صرفنظر از غلتیدن در دامن امپریالیسم آمریکا...
2- چنانچه رژیمهای فاشیستی جهت مخفی نگهداشتن جنایات خود اقدام به سرپوش گذاشتن بر روی کلیۀ جنایات و کشتارهای وحشتناک خود مینمایند، رژیم عراق هرگز زحمت این کار را بخود نمیدهد تا جنایات او مخفی بمانند. بازداشت میکند، شکنجه میدهد، به دار میآویزد و کلیه شهروندان مخالف و ساکت و حتی از مهرههای خودی را به قتل میرساند. و از اعمال اینگونه اعمال وحشیانه هرگز توجهی به فشار افکار عمومی ندارد، و تا میتواند وحشت و رعب را در جامعه میگستراند.. آغاز حکومت خویش را به دار آویختن جسدهای مخالفین در میدانهای عمومی اعلام کرد.
بلکه در این زمینه پا را از این عمل فراتر گذاشته و اقدام به اعدام بزرگترین شخصیتهای مردمی و دینی مردم عراق نمود. در برابر کلیه این اعمال جنایتکارانه رژیم بعث هرگز احساس شرمندگی نکرده و نمیکند. حتی آنان از ذکر و توجیه کشتن رجال مملکت امتناع میورزند.
همچنین رژیم عراق در کشتن و سر به نیست کردن افراد از ماده معروف «والیوم» که فرد را بصورت تدریجی نابود میسازد استفاده بردند. آنان کلیه شهرها و دهکدههای کردی در شمال عراق را با بمبهای ناپالم طعمۀ حریق کردند بعلاوه اغلب شهرهای عراق را که آخرینشان شهر دجیله بود به ویرانی کشانیدند.. گو اینکه وقوع چنین اعمالی به تثبیت موقت پایههای رژیم کمک مینماید، رژیم عراق در این زمینهها مرتکب جرایم و وحشیگریهای فراوان گشته تا بدینوسیله یک شهروند عراقی با این اعمال خو گیرد!!
رژیم مختصر
رابعاً: رژیم عراق گور خود را با دستان خویش میکند.
اگر رژیم عراق توانسته است بمدت 15 سال با تکیه بر سرکوبی و شیوههای تروریستی و اعمالیکه در بالا از آن یاد شده ادامه یابد همچنین در این مدت چنانچه این رژیم برای حفظ خود بر روی سازمانهای پلیسی و ارتش بعثی اعتماد کرده و آنان را در ثروت و امتیازات اجتماعی سیراب نموده است، بدون شک رژیم عراق با دستان خود گور خویش را کنده است. رژیم عراق با آنکه ادعای انقلابی بودن را سر میدهد در صورتیکه برای حفظ خویش بجای اتکال بر سر استعدادات و تخصصهای افراد بر نیروهای خودی اعتماد و تکیه مینماید، و برای واژگون ساختن هر آنچه در جامعه وجود دارد اقدام به دادن شعارهای انقلابی میکند.
اکنون مشاهده میکنیم که چگونه پلیس سیاسی عراق دست به حقیرترین اعمال میزند جاسوسی، هتک حرمت، کوچک شمردن و لجن مال کردن شخصیت افراد در مقابل امتیازات اجتماعی و رفاهی و ثروتهای کلان جزو اعمال یومیه پلیس سیاسی عراق بشمار میرود. اما انگیزه حمایت و نگهداری موجودیت رژیم از سوی پلیس سیاسی ـ ارتش بعثی سازمان امنیت و اطلاعات کاملا بستگی و منوط به امتیازات ذکر شده در بالا میباشد. در حقیقت این امتیازات عبارت از نیرویی که ارگانهای مذکور از سیاست خود نظام کسب مینمایند، تا بدینوسیله قدرت خود را بر تودهها تحمیل نموده و جامعه را از اساس واژگون سازند و لیکن امروزه مشاهده کنیم که نظام عراق از کنترل و سیطره افراد وابسته بخود در جهت حفظ قدرت متزلزل خویش عاجز مانده است. بعبارت دیگر رژیم بعث ابهت و قدرت خویش را از دست داده است بنابراین سئوال میشود که رژیم بعث چگونه میتواند امتیازات گذشته را در اختیار عوامل سرکوبگر خود بگذارد؟ همچنین با در نظر گرفتن این حقیقت که عوامل سرکوبگر از قبیل پلیس سیاسی، ارتش بعثی، سازمان امنیت و اطلاعات از اول چنین عادت کردهاند که اعمال قدرت و عملکرد خود را در مقابله با مردم بیسلاح بدون بکار بردن انرژی و نیروی فراوان انجام دهند، ولیکن امروزه اوضاع داخلی عراق برخلاف گذشته یعنی در داخل عراق نیروهای مخالف رژیم هرچند گاه اقدام به انجام عملیات متهورانه و مسلحانه میکنند. لذا نیروهای سرکوبگر از رویارویی با تودهها ضعف شدیدی از خود نشان میدهند اگر وضع نیروهای سرکوبگر در داخل چنین ضعیف باشد، پس چگونه خواهد شد هنگامیکه از آنان درخواست رفتن به جبهه جنگ و هلاک شدن در قادسیۀ آمریکا شود؟ وقایع داخلی بخوبی بزدلی ارگانهای تروریستی رژیم بغداد را نمایان ساخت. روحیۀ کاذب و ساختگی که ناشی از تزریق پول و امتیازات بوده باشد چه ارزشی میتواند از خود نشان دهد؟؟
و اینچنین است که ما شاهد فرو ریختن تدریجی پایگاههای رژیم بعث عراق هستیم و آنچه که در بالا آمد نوید سرنگونی رژیم عراق را میدهد تا این نظام جایگاه طبیعی خود را در زبالهدان تاریخ احراز نماید و در کنار رژیمهای فاشیستی در گذشته قرار گیرد.