با گسترش دامنه اعتراضات ضددولتی از مسکو به برخی شهرهای روسیه، زنگهای خطر در مسکو برای پوتین و دستیارانش به صدا درآمده است. پیش از این تصور میشد که این یک حرکت مستقل روسی علیه دولتمردان حاکم بر کرملین است لکن با دستگیری و بازجویی از برخی فعالان سیاسی، رگههای ارتباط آنها با خارج از کشور، آشکار شده است.
اهمیت قضیه زمانی آشکارتر شده که واکنشهای آمریکا و اروپا در قبال این تظاهرات و موج دستگیریها بصورتی علنی بعنوان تهدیدی برای مسکو ارزیابی شده است.
برخی روزنامههای نزدیک به جناح حاکم بر کرملین، نحوه فعالیت آشکار و نهان آمریکا در این ماجرا را کاملا هشداردهنده، ارزیابی کردهاند و از این واقعیت عینی به وضوح سخن بمیان میآورند که در پشت حوادث آخر هفته گذشته در مسکو، میتوان به وجود تلاشهای جدی و برنامهریزی شده برای تاثیرگذاری بر اوضاع سیاسی روسیه پی برد که مشخصاً با هدف بیثبات جلوهدادن نظام و جامعه روسیه پیگیری میشود.
روزنامه «نیزا ویسیما گازیهتا» در این زمینه تصریح میکند که رژه مخالفان در مسکو عمدتاً یک اقدام تحریکآمیز سیاسی علیه نظام روسیه ارزیابی میشود.
این روزنامه بطرز انکارناپذیری بر نقش ارتباطات خارجی از اروپا و آمریکا در شکل دادن، دامن زدن و تامین مالی این جریان سخن بمیان آورده و آمریکا را مسئول ساماندهی، هدایت و تامین مالی این جریان معرفی میکند.
درواقع سرنخ ظاهری دردست «بوریس بریزنسکی» بازرگان روسی پناهنده به انگلیس است که طی روزهای گذشته در مصاحبهای با گاردین، شروع یک انقلاب جدید در روسیه را عنوان کرده بود. مسکو بارها خواستار آن شده است که این بازرگان روسی به کشور بازگردانده شود و یا دستکم در سیاست دخالت نکن لکن لندن سعی دارد از این موقعیت به عنوان یک اهرم فشار علیه کرملین سوء استفاده کند.
مقامالت کرملین از این پدیده به شدت نگرانند که سالها همراهی و همکاری با اروپا و آمریکا به فرصتی برای غرب در جهت شناسایی نقاط ضعف دولت روسیه تبدیل شده و آنها از فزصتهای استثنائی در جهت تعیین نقاط ضربهپذیر در جامعه روسیه بهرهبرداری کردهاند. اگرچه کرملین در طول دوره 15 ساله گذشته از فراز و نشیبهای فراوانی عبور کرده ولی بنظر میرسد که امروزه غرب درصدد ورود به دور جدیدی از چالشهای بیپایان با مسکو است.
مطبوعات روسی در این زمینه از طرحهای نه چندان پنهان آمریکا برای به راه انداختن انقلابهای رنگی در روسیه گلایه میکنند و خاطرنشان میسازند که واشنگتن با تخصیص یک میلیارد و 200 میلیون دلار برای ایجاد بیثباتی در روسیه که تحت عنوان «توسعه دموکراسی در منطقه اوراسیا» عنوان میشود، بطرز آشکاری از مخالفین دولت مرکزی حمایت میکنند. نگرانی عمده کرملین از اینست که با درنظر گرفتن اوضاع نابسامان اقتصادی در روسیه، طیف قابل توجهی از فرصتطلبان روسی به امید دستیابی به این منافع اقتصادی درصدد «مخالفخوانی» با دولت برای جذب دلارهای آمریکائی برآیند. پوتین که خود زمانی زیاست سازمان جاسوسی «کا.گ.ب» را در اختیار داشته، با نفوذ دادن عناصر دلخواه خود به درون مجموعه مخالفان توانسته به برخی راهکارهای واشنگتن در این زمینه پی ببرد. از جمله آنکه اکنون محرز شده است که آمریکا درصدد ایجاد یک حزب سیاسی جدید که از خارج روسیه کنترل شود نیست. چرا که احتمال پیروزی و موفقیت آن به شدت ضعیف است لکن بعنوان یک «راه میانبر» که به سرعت به اهداف مورد نظر دست یابد، واشنگتن سعی دارد ثبات سیاسی روسیه را برهم بزند تا در پناه تاامنی و بلاتکلیفی ناشی از آن، شرایط برای به راه اندازی یک انقلاب و جذب عناصر سرخورده از حکومت روسیه، فراهم گردد.
مطابق ارزیابی دولت پوتین، آمریکا برای به راه انداختن حرکتی در روسیه دست به کار شده و آنچه در روزهای گذشته در مسکو و سنپطرزبورگ رخ داده،نخستین جرقههای همین حرکت است.
آنچه به تردیدها در مسکو دامنزده، واکنش سریع آمریکا و اروپا در قبال این تظاهرات و جانب داری از مخالفین پوتین بوده است که رهبران کرملین را کاملاً غافلگیر کرده است.
«رنواندرلیندن» رئیس مجمع پارلمانی شورای اروپا در واکنش اعتراضآمیز علیه رفتار مسکو با مخالفان، عملکرد دولت پئتین را تحت عنوان توسل به زور علیه تظاهرات مخالفان دولت، محکوم کرد و آن را «نامتناسب» و «سرکوبکننده» خواند و اعلام داشت چنین رفتاری پذیرفتنی نیست تقریباً به طور همزمان، دولت آلمان واکنش پلیس روسیه علیه تظاهرکنندگان را نگرانکننده خواند و سخنگوی آنگلامرکل صدراعظم آلمان، «این شکل از خشونت نگرانکننده را غیرفابل قبول دانسته و خواستار توضیح مسکو در این زمینه شده است.»
واقعیت اینست که حتی در اروپا هم رفتارهای وحشیانه علیه تظاهرکنندگان سابقهدار و بویژه دولت بلر و دولت فرانسه در این زمینه بیشترین خشونتها را علیه رنگینپوستان اعمال کردهاند ولی امروزه اروپا بعنوان معلم اخلاق و حقوق بشر سعی دارد در قبال مسکو موضعگیری کند.
شاید مسکو هرگز انتظار نداشت که علیرغم همکاریهای نزدیک با غرب در زمینههای مختلف، روزی شاهد چنین صحنههائی باشدکه آمریکا و اروپا برای به راه انداختن انقلابهای رنگی، دست به کار شوند و زنگ خطر را در پشت دیوارهای بلند کاخ کرملین به صدا درآورند.
انتشار مستقیم گزارشات لحظه به لحظه از صحنههای درگیری پلیس و نیروهای ضدشورش با تظاهرکنندگان روسی، باعث گردیده است که ابعاد و دامنه این تظاهرات به شدت گسترش یابد و مخالفین احساس کنند که با پشتگرمی غرب میتوانند اهداف و برنامههای خود برای براندازی حکومت کرملین را به پیش ببرند. البته شاید مسکو با در نظر گرفتن خوش خدمتیهایش به غرب، لایق چنین رفتاری هم بوده است. مسکو در طول سالهای اخیر، عموماً در موضع یک رژیم دنبالهروی غرب سعی کرده است رفتاری «تائیدکننده و همراه» داشته باشد. طبعاً با قبول چنین موضعی، نمیتوان باور کرد که مسکو «استقلال عمل» و «استقلال رای» مورد انتظار را دستکم در این زمینه، احراز کرده باشد. با اینحال، کاملاً روشن است که تظاهرات اخیرا از دیدگاه غرب یک «تست» بود و اگر دولت پوتین نتواند آن را مهار کند، مسکو بایستی در انتظار اقدامات بعدی غرب بویژه آمریکا هم باشد.