1- انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی:
انقلاب اسلامی در دوران نظام دوقطبی و اوج جنگ سرد میان شرق و غرب به پیروزی رسید و یکی از تاریخیترین حوادث قرن بیستم و تاریخ معاصر را رقم زد.
این انقلاب خیزش و شوری را در میان ملل تحت ستم در سراسر جهان، به طور کلی و ملتهای مسلمان، به طور خاص به وجود آورده است.
انقلاب اسلامی ایران انعکاس زیادی در وادی مرزهای خود داشته و به لحاظ هواخواهانی که جلب کرده، به عنوان یک نیروی قابل توجه توسط دولتهای خارجی، همچنین دولتهای منطقه عنوان شده است.(1)
انقلاب ایران در اعطای افتخار و ایجاد اعتماد به نفس مسلمانان، چه سنی و چه شیعه بدون توجه به ملیت یا تمایلات سیاسی آنها نقش داشته است. از اندونزی تا جوامع اسلامی در غرب، پیروزی انقلاب ایران در حکم پیروزی اسلام بوده و توانایی بالقوه اسلام را برای رهبری مردم سرکوب شده، جهت مقابله با رژیمهای فاسد و استعمار خارجی مشخص کرده است.(2) انقلاب اسلامی ایران یکی از مهمترین انقلابهای قرن بیستم بوده است.
درواقع، این مسأله نه فقط براساس نتایج بلندمدتی که برای منطقه و تمام جهان اسلام داشته، بلکه براساس دستاوردهایی که برای سراسر جهان به ارمغان آورد، ارزیابی شده است. به گونهای که میتوان ادعا کرد پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مهمترین حادثه قرن بیستم از زمان انقلاب بلشویکی در سال 1917 بوده است. با این وجود، دستاوردها و آثار مثبت و سازنده انقلاب اسلامی ایران قابل مقایسه با انقلابهای آمریکا، فرانسه و روسیه شوروی نیست.
آثار انقلاب اسلامی در فراسوی مرزهای جمهوری اسلامی بیش از این انقلابها است. این انقلاب نشان داد که ایدئولوژی اسلام، برخلاف تبلیغات منفی و سیاستهای تخریبی غرب، قادر به هدایت یک مبارزه تا پیروزی و اداره جامعه است. از طرف دیگر انقلاب ایران به عنوان نقطه آغاز خیزش تفکر اسلامی است. در حالی که قرن بیستم با ضعف و ناتوانی امپراتوری عثمانی آغاز شد، پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سالهای پایانی این قرن، آغاز دوره جدیدی از ظهور مجدد و خیزش تفکر اسلامی بوده است.
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و به تبع آن، امواج بیداری اسلامی در سراسر جهان با وجود استیلای تفکر کمونیسم و لیبرالیسم بر دو نیمکره شرق و غرب، جو سیاسی منطقه را متلاطم کرد و مردم جهان به ویژه ملتهای منطقه از انقلاب اسلامی به عنوان منجی و الگو برای رهایی از استبداد و استعمار، استقبال و به آن خوشآمد گفتند.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران، عزت و هویت اسلامی در میان ملتهای منطقه ایجاد کرد. از آن پس، مردمی که از عظمت قدرت خود بیاطلاع بودند و همه مظالم را در چارچوب قسمت و تقدیر تفسیر میکردند، با برداشتی نوین از اسلام و الگوگیری از ملت ایران به وجد و حرکت درآمدند. این حرکت نه فقط شیعیان، بلکه حتی طرفداران اهل سنت را نیز در بر میگرفت. چرا که پیام امام خمینی(ره)، پیام وحدت مسلمانان و یک پیام فراگیر و جهانی بود. هدف، اهتزاز پرچم لااله الا الله در سراسر جهان، نفی سلطه و استکبار و تکیه بر مبانی حقیقی قدرت یعنی قدرت لایزال الهی و تودههای مردم بود.
یکی از دلایل و عوامل کلیدی در موفقیت جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی و پایداری آن در مقابل همه دسایس و توطئههای شرق و غرب از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 تا به امروز در همین موارد نهفته است. موضوعی که استکبار جهانی هوز از درک آن عاجز است و به همین دلیل نیز شکستها و ناکامیهای زیادی را در قبال جهوری اسلامی ایران تجربه کرده است.
انقلاب اسلامی ایران، غرب را با پدیدهای مذهبی مواجه کرد که اگرچه ذاتاً جدید نبود و سابقه تاریخی بیش از 1400 سال داشت، اما با شناخت غرب از مسائل بینالمللی و برداشت نادرست غربیها از حرکتهای مذهبی و بخصوص اسلامی، مطلقاً برای آنها قابل توجیه نبود و به همین جهت، آنها را مبهوت و غافلگیر کرد. این پدیده جدید حرکتی مبتنی بر بازگشت به خویشتن خویش و تأکید بر هویت فراموش شده اسلامی در جهت برخورد با جوانب مختلف حیات بشری و در خلاف جهت منافع و اهداف غرب بود.(3)
با از بین رفتن و یا کاهش اعتبار و جاذبه اندیشههای غیرمذهبی، همچون مارکسیسم، ناسیونالیسم و لیبرالسیم، اسلام به عنوان یک راه حل جایگزین، که پاسخگوی نیازهای مردم در ابعاد گوناگون بود، جوامع مختلف را مجذوب خود کرد. پدیده اسلامگرایی تلاشی است در جهت آنکه تمام جنبههای زندگی فردی و جمعی- همچون سیاست، اقتصاد، حقوق و آداب اجتماعی- بر محور تعالیم اسلام- جهتگیری تازه بیابند. این پدیده همچنین مبتنی بر رهاکردن جهان اسلام از جنبههای تقلیدی خارجی است.
به هرحال، والاترین موفقیت و دستاورد انقلاب اسلامی ایران برای ملتهای مستضعف جهان، تربیت انسان جدیدی بود که قادر به ایستادگی و مقاومت در قبال مظالم باشد. از اینرو، تدوام خصومت غرب بویژه استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران بیارتباط با این بخش از دستاورد و موفقیت انقلاب اسلامی در عرصه سیاست خارجی نیست. آمریکا و رژیم صهیونیستی از قدرت فوقالعاده زیاد این مبارزهجویی جدید در به حرکت درآوردن ملتها و به زانو درآوردن دشمنان به خوبی مطلع است. «زبیگنیوبرژینسکی» در همین ارتباط میگوید: «موج بنیادگرایی اسلامی بیش از حد، مغلوب کننده بود»(4)
وی میافزاید: «تجدید حیات اسلام در سراسر منطقه با سقوط شاه و تشنجات ناشی از انقلاب، یک مخاطره مستمر برای منافع ما در منطقهای که حیات جهان غرب کاملاً به آن وابسته است، ایجاد کرده است».
انقلاب اسلامی ایران زمانی به پیروزی رسید که مسلمانان سراسر جهان، امید خود را به ایجاد یک جامعه واقعاً اسلامی و یک دولت اسلامی از دست داده بودند. انقلاب اسلامی ثابت کرد که اسلام توانایی بالقوه زیادی برای بسیج اقشار گوناگون مردم دارد.(5)
2- تمیز اسلام ناب از اسلام آمریکایی
از دستاوردها و موفقیتهای جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی تمیز و تبیین اسلام ناب محمدی(ص) از اسلام آمریکایی و تحمیلی است. تضاد و خصومت نظام سرمایهداری غرب با مردمسالاری دینی که پرچمدار آن جمهوری اسلامی ایران است، از این ناحیه سرچشمه میگیرد. زیرا مادام که پرچم مردمسالاری دینی و اسلام واقعی در اهتزاز باشد، اضمحلال اسلام آمریکایی مبتنی بر لیبرال دموکراسی محافظهکار و سرمایهسالار مغرب زمین سریعتر به وقوع خواهد پیوست.(6)
استحاله سیاسی و فرهنگی در ایران با هدف ترویج اسلام آمریکایی صورت میگیرد.(7) آمریکا، جمهوری اسلامی ایران را بزرگترین مانع بر سر راه اسلام آمریکایی میداند و به این دلیل هم نوکتیز حملات خود را متوجه انقلاب اسلامی ایران کرده است.
اسلام آمریکایی براساس نظر امام راحل و بنیانگذار فرزانه انقلاب اسلامی و احیا کننده اسلام ناب محمدی(ص)، اسلام رفاه و تجمل، اسلام سرمایهداری، اسلام اسارت و ذلت، اسلام مخدر تودهها، اسلام توجیهگر ظلم، اسلام التقاط، اسلام توجیه کننده اشرافیت و حکومتهای ظالم است.(8)
اسلام آمریکایی، اسلامی است که از سیاست جدا است، رابطهای است فردی میان انسان و خداوند. اسلام آمریکایی، همان اسلام قاسطین و مارقین و ناکثین است. در اسلام آمریکایی، ترس از آمریکا و رهبران کاخ سفید، جایگزین ترس از خداوند قادر متعال میشود.
بیماری که در برخی از سران کشورهای اسلامی و عربی یافت میشود. در اسلام آمریکایی، صهیونیستهای جنایتکار و غاصب، پرچمدار صلح و آزادی هستند و ملت مظلوم و ستمدیده فلسطین، تروریست و دشمن صلح و آزادیاند. در اسلام آمریکایی، حق حاکمیت ملتها بر سرنوشت خویش بیمعنی است. در اسلام آمریکایی، ظلمستیزی، نفی سلطهگری و سلطهپذیری، جهاد و شهادتطلبی، جایی ندارد و آنچه فرمانرواست، تروریسم است.
هدف اصلی تمام اقدامات و سرمایهگذاریهای وسیع نظام سلطه جهانی و مجموعه نیروهای داخلی وابسته به آنها، ترویج اسلام آمریکایی و دگرگون ساختن ماهیت اسلام در جامعه ایران است، زیرا موجبیداری اسلامی در جهان اسلام معلول تداوم بقای جمهوری اسلامی ایران است.
امواجبیداری اسلامی ناب محمدی(ص) بزرگترین مشکل نظام سرمایهداری برای تثبیت رهبری آمریکا بر جهان و تبدیل رژیم صهیونیستی به تحول اقتصادی و قدرت اول خاورمیانه است. انقلاب اسلامی و تئوری مردمسالاری دینی، بزرگترین چالش تفکر لیبرال دموکراسی غرب و نگرشهای برآمده از اومانیسم و سکولاریسم است.
براساس اظهارنظرهای رسمی استراتژیستهای آمریکایی و صهیونیستی پس از فروپاشی اتحاد شوروی و اضمحلال بلوک شرق اکنون نگرشهای امام خمینی قدس سره و ماهیت جمهوری اسلامی، بزرگترین تهدید برای آمریکا و نظام سلطه جهانی به شمار میآید.
استراتژیستهای آمریکایی و طرحان سیاستهای استعماری و تئوریسینهای صهیونیستی همگی تدوام بقای جهوری اسلامی و استمرار اسلام ناب محمدی(ص) را خطری عظیم و جدی برای نظام سلطه جهانی میدانند.
3- انقلاب اسلامی و همگرایی اسلامی
انقلاب اسلامی به لحاظ ماهیت و هدفی که دارد، همگرایی دینی و اسلامی را در دستور کار خود قرار داده است. جمهوری اسلامی ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 تا به امروز هدف همگرایی و وحدت میان کشورهای اسلامی و در نتیجه عزت و سربلندی جهان اسلام را دنبال کرده است.
هرچند، جهموری اسلامی ایران در این هدف با مشکلات و چالشهای بیشماری از سوی استکبار جهانی، صهیونیسم بینالملل و برخی از کشورهای منطقه که در ائتلاف غرب علیه جمهوری اسلامی ایران قرار داشتند، روبرو بوده است اما توانست با ایمان و اعتقاد به ضرورت همگرایی و وحدت اسلامی و نقش آن در عزت و سربلندی ملتهای مسلمان، گامهای ارزنده و مؤثری را در این راه بردارد.
آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و متهم ساختن جمهوری اسلامی به صدور انقلاب و دخالت در امور دیگر کشورها، سعی در تخریب و تضعیف روابط ایران با کشورهای اسلامی و عربی را داشته است. هرچند، استکبار جهانی در سالهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی توانست تا حدودی به این هدف خود برسد و با به راه انداختن جنگ تحمیلی و ایجاد بحران اعتماد در روابط تهران با کشورهای عربی منطقه از جمله عراق، عربستان، کویت، اردن، مصر و امارات متحده عربی مانع از همگرایی اسلامی و وحدت میان ایران و دیگر کشورهای منطقه شود اما با گذشت زمان و آشکار شدن اهداف استکباری از جنگ عراق علیه ایران و نیز تحولات اخیر در منطقه، دیدگاه جمهوری اسلامی ایران در مورد ضرورت همگرایی اسلامی بیش از پیش با استقبال ملتها و دولتهای اسلامی وعربی منطقه روبرو شده است.
درخواست برخی از کشورهای عربی و اسلامی از ایران مبنی بر عضویت در اتحادیه عرب(عضو ناظر) را باید از عوامل موفقیت جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی و به ویژه در سیاست تنشزدایی، اعتماد سازی و همکاری منطقهای این کشور با دولتهای منطقه به حساب آورد. آمریکا امروز نه تنها از ایجاد شکاف و بحران اعتماد در روابط جهان عرب با جهوری اسلامی ایران ناکام و در جنگ دیپلماتیک با تهران بر سر این موضوع متحمل شکست شده، بلکه شاهد درخواست و استقبال جهان عرب از عضویت ایران در یک سازمان و اتحادیه عربی است.
علیرغم دخالتهای آمریکا و تلاش این کشور برای ایجاد شکاف سیاسی میان ایران و همسایگانش، تهران در سالهای اخیر موفق شده است تا کارنامه مثبت و قابل قبولی را در خصوص روابط با همسایگان خود ارائه دهد. انقلاب اسلامی به لحاظ ماهیت و هدفی که دارد، همچنان در اندیشه تعمیق و تقویت همگرایی اسلامی است و جهت به واقعیت پیوستن این هدف، روابط با کشورهای اسلامی را در صدر روابط خود با دنیای خارج قرار داده است.
آمریکا کشورهای تک افتاده از نظام بینالملل و یا نظام منطقهای را راحتتر شکار میکند و آنان را مورد هدف قرار میدهد. از اینرو، همگرایی اسلامی مانع از شکار بیشتر کشورهای اسلامی توسط آمریکا و صهیونیسم بینالملل میشود.
4- استقلال در عرصه سیاست خارجی
انقلاب اسلامی، فصل جدیدی را در سیاستهای داخلی و خارجی کشور باز کرد و با تأسیس نظام جمهوری اسلامی، سیاستهای داخلی و خارجی ایران براساس دو شعار اصلی انقلاب، یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و « نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» پایهریزی شد.
مهمترین بعد استقلال، پایان دادن به هرگونه وابستگی به نیروهای خارجی، بخصوص آمریکا بوده و هست. استقلال در عرصه سیاست خارجی بدین معنی است که ایران بعد از انقلاب اسلامی در تصمیمگیریهای خود وابسته و تحت نفوذ قدرتهای غربی، به ویژه آمریکا نیست، بلکه اساس تصمیمگیریها مبتنی بر منافع کشور است. بررسی اصول مختلف قانون اساسی جمهوری اسلامی، نشانگر تأکید نظام اسلامی بر نفی وابستگی در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و نظامی است.
این امر نه به معنی نفی رابطه به معنی مثبت آن با دولتهای خارجی، بلکه به معنی نفی رابطه «گرگ و میش» و رابطهای استعمارگرانه است. از هیمنرو، قانون اساسی نظامی انقلابی- اسلامی، تمامی شیوههایی را که منجربه سلطه مجدد کشورهای پرقدرت بر منافع و منابع ایران میشد، منع کرده است.
مثلاً براساس اصل 153، هرگونه قراردادی که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شؤون کشور شود، ممنوع اعلام شده است.(10) براساس اصل نهم قانون اساسی، در جهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آن وظیفه دولت و آحاد ملت است.
غیر از اصول فوق، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیشترین تأکید بر اصل استقلال و جلوگیری از راههایی که ممکن است استقلال کشور را از بین ببرد. شده است.(11)
با پیروزی انقلاب اسلامی، در زمنیه سیاست خارجی، ایران از حالت یک کشور اصلی طرفدار غرب تغییر و تحت سیاست نه شرقی، نه غربی سیاستهای خود را تنظیم کرد. جنبههای مختلف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، که آن را از سیاستهای پیشین متمایز میکند، در ابعاد زیر خلاصه میشود:
1- عدم وابستگی به شرق و غرب
2- حمایت از حقوق مسلمانان و ملتهای مستضعف در سراسر جهان
3- نفی هرگونه سلطهجویی و سلطهپذیری
4- سیاست اعلام حمایت از آزادی فلسطین
5- عدالتطلبی در عرصه روابط بینالملل و نهادهای جهانی
به اعتقاد «حامد الگار» ابعاد خارجی انقلاب ایران در دو جهت بود:
1- برخورد با استعمار جهانی و در رأس آن ایالات متحده 2- تأثیری که در کشورهای اسلامی گذاشت. به اعتقاد الگار انقلاب اسلامی ایران بزرگترین شکستی است که استعمار غرب در قرن بیستم خورده است و به مراتب بیشتر از زبانی است که در این شکست فاحش آمریکا در ویتنام، به استعمار جهانی وارد آمده است.(12)
«هنری کسینجر» در همین ارتباط میگوید: «ایران در میان کشورهای منطقه، صرفنظر از اسرائیل، دوستی با آمریکا را نقطه آغاز سیاست خارجی خود قرار داده بود، اما سقوط شاه بزرگترین شکست آمریکا پس از جنگ جهانی دوم و یک شکست استراتژیک مهم برای سیاست خارجی این کشور بود.»(13)
واقعیت این است که مشکل آمریکا همچنان با استقلال ایران در عرصه روابط بین الملل است. جمهوری اسلامی ایران توانست پس از گذشت 25 سال از حیات مؤثر و سازنده انقلاب اسلامی، استقلال خود را در عرصه سیاست خارجی، مناسبات دیپلماتیک و همکاریهای جهانی از آمریکای سلطهطلب حفظ کند.
این دستاورد و موفقیت جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی و در شرایطی که قدرتهای بزرگ از جمله روسیه، فرانسه و آلمان به نوعی و بعضاً در مقابل خواستها و مطالبات آمریکا سر تسلیم فرود میآورند و با این کشور در پارهای از موارد برای رهایی آمریکا از بنبست و مشکلات در عرصه بینالملل همکاری میکنند، واشنگتن را خشمگین و عصبانی کرده است.
از اینرو، اتهامات چهارگانه از حمله اتهام هستهای، نقض حقوقبشر، متهم ساختن تهران به حمایت از تروریسم و اخلال این کشور در روند سازش، خاورمیانه بهانهای بیش نیست و هدف آمریکا ز این اتهامات، ضربه به استقلال جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی است. اما تلاشهای این کشور از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز برای ضربه زدن به پایههای استقلال جمهوری اسلامی در عرصه روابط بینالملل به شکست انجامیده است.
5- انقلاب اسلامی و مبارزات رهاییبخش
از موفقیتهای مهم انقلاب اسلامی در عرصه سیاست خارجی تبدیل شدن آن به الگویی برای مبارزات رهاییبخش به ویژه در فلسطین اشغالی است. از اواخر دهه 1970، یک رستاخیز اسلامی در نوار غزه و ساحل غربی رود اردن آغاز شد. اشغالگری، ناامیدی و یأس ناشی از سیاستهای اعراب و شکستهای آنان در جنگها را نمیتوان به عنوان علل کافی برای خیزش دوباره فلسطینیها در پوشش اسلامی آن دانست. سرزمینهای اشغالی از اواخر دهه 1970 و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شاهد یک حرکت بزرگ و عظیم بیداری اسلامی، به عنوان بخشی از نهضت اسلامی گسترش یافته در منطقه بود که متأثر از قیام و پیروزی این انقلاب بود.(14)
از همینرو، همانطور که امام خمینی(ره) به زندگی ایرانیان معنی و مفهوم بخشیدند، به میلیونها انسان مسلمان و مستضعف نیز امید دادند و مسلمانان فلسطین نیز احساس کردند که میتوان رژیم صهیونیستی را از میان برد.(15)
بعد از انقلاب اسلامی، اصول جهاد، شهادت و فداکاری در راه هدف که نمادهای شیعیان و شعارهای انقلاب ایران بود، به عنوان اصول اساسی جهاد اسلامی فلسطین مطرح شد.(16)
به گفته رهبران جهاد اسلامی فلسطین، «این انقلاب ایران بود که عصر جدیدی را پیشروی ما گذاشت و باعث شد که به مسأله فلسطین تنها از زاویه خاص اسلام نگاه کنیم.»(17)
انتفاضه فلسطین، رژیم صهیونیستی را با بحرانهای بیشماری از جمله بحران امنیتی، اقتصادی، توریسم و سیاسی روبرو کرده است. از اینرو، بخشی از دشمن آمریکا و استکبار جهانی به نفوذ معنوی و سیاسی جهوری اسلامی ایران در فلسطین اشغالی و نقش انقلاب اسلامی در اوجگیری خیزش اسلامی و انتفاضه در فلسطین بر میگردد.
6- تنشزدایی و گفتوگوی تمدنها در عرصه سیاست خارجی
از جمله دستاوردها و موفقیتهای دیگر جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی دعوت به تنشزدایی، تعامل منطقی و عقلانی در روابط و مناسبات سیاسی و اقتصادی و طرح گفتوگوی تمدنها به جای نظریاتی مانند برخورد تمدنهای «ساموئل هانتینگتون» و «پایان تاریخ» «فوکویاما» است.
نظریاتی مانند برخورد تمدنها و پایان تاریخ را تنها میتوان با ارائه ایدههای برتر خنثی ورد نمود. ایدههای هانتینگتون و فوکویاما نوعی بینظمی و ناامنی جهانی، خشونت میان فرهنگها و تمدنها را در پی دارند. اما گفتوگوی تمدنها در متن خود صلح و امنیت، آرامش و عدالت در عرصه روابط بینالملل را بشارت میدهند. پیام گفتوگوی تمدنها که از سوی جمهوری اسلامی ایران به جامعه جهانی ابلاغ و اعلام شد، حاکی از روحیه صلحطلبی، عدالتخواهی و روحیه مسالمتگرا و تنش زدای انقلاب اسلامی است.
پژواک طرح گفتوگو میان تمدنها که با استقبال جامعه جهانی روبرو شد، از موفقیت جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی حکایت دارد. جمهوری اسلامی ایران برخلاف آمریکا که به نظریه برخورد تمدنهای هانتیگتون چشم دارد و این نظریه، امروز مبنای عمل نومحافظهکاران جدید آمریکایی در مناسبات جهانی و در تعامل با دیگر کشورها شده است و در نتیجه آن و در مدت کمتر از دو سال ملتهای افغانستان و عراق را هدف گرفتند، با طرح گفتوگوی تمدنها آشکارا و در عمل به اثبات رسانده است که رهیافت نظری و عملی آن در عرصه روابط بینالملل بر مبنای صلحطلبی، گفتوگو و تنش زایی استوار است و حتی جمهوری اسلامی ایران در اندیشه هم با جنگ، بیگانه است.
7- ریاست جمهوری اسلامی ایران بر سازمان کنفرانس اسلامی
سازمان کنفرانس اسلامی، یگانه نهاد بینالمللی دولتی است که ضمن اختصاص داشتن به کشورهای اسلامی تقریباً تمامی آنها را دربرمیگیرد. همچنین سازمان کنفرانس اسلامی در کنار جنبش غیر متعهدها از معدود مراکز بینالمللی دولتی به شمار میآید که فرآیند تشکیل آن براساس ارزش ایدئولوژیک پایهریزی شده است. ماهیت دینی محور تشکل در این سازمان، آن را از جنبش غیرمتعهدها که مبتنی بر عقیدهای غیردینی است، متمایز میسازد.
اما باوجود امکانات بالقوه و بالفعل سازمان کنفرانس اسلامی، این سازمان نتوانسته است اثری در خور در سیر تحولات بینالمللی و به ویژه در منطقه خاورمیانه داشته باشد.
اما پس از اجلاس هشتم سران سازمان کنفرانس اسلامی در تهران، این سازمان به تبع ریاست جمهوری اسلامی ایران برآن با دوره جدیدی از حیات خود روبرو شده است. در دوران سه ساله ریاست ایران بر سازمان کنفرانس اسلامی، اقدامات و آثار مثبت و سازندهای در پرونده فعالیتهای این سازمان ثبت شده است.
صدور سند محوری در خصوص نحوه مشارکت سازمان کنفرانس اسلامی در گفتوگوی تمدنها، ایجاد کمیته ویژه به منظور اعتمادسازی میان کشورهای اسلامی، تقویت همکاری سازمان کنفرانس اسلامی با سایر سازمانهای بینالمللی از جمله سازمان ملل، اتحادیه اروپا واکو، اهتمام ویژه سازمان کنفرانس اسلامی به تحولات فلسطین، افغانستان، وضعیت مسلمانان کوزوو و چچن، حل اختلافات کشورهای سوریه و ترکیه در سال 1377، تلاش برای هماهنگ کردن مواضع کشورهای اسلامی در زمینه حقوقبشر، تأسیس اتحادیه بینالمجالس اسلامی و اجلاس کمیته هماهنگی و اقدام مشترک اسلامی از جمله دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی سازمان کنفرانس اسلامی در دوره ریاست ایران بر این سازمان بوده است.
در هشتمین کنفرانس سران کشورهای اسلامی در سال 1377 نیز جمهوری اسلامی ایران توانسته به عنوان میزبان اجلاس، تأثیر بیشتری را در روند مصوبهها در محکومیت اسرائیل برجای بگذارد.
نتیجه
باتوجه به استراتژی آمریکا برای نفی دستاوردها و موفقیتهای جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی، تبیین این موفقیتها برای نسل جوان حایز اهمیت است. انقلاب اسلامی ایران که بزرگترین و عظیمترین تحول مردمی، سیاسی و فرهنگی قرن بیستم نام گرفت، با وجود مانع تراشی استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل، دستاوردهای ذیل را به دنبال داشته است:
در عرصه سیاست خارجی و نفی سلطه بیگانگان استقلال کامل پیدا کرد.
اسلام ناب محمدی(ص) را جایگزین اسلام آمریکایی کرد.
معادلات سیاسی و منطقهای مورد نظر آمریکا در خاورمیانه و در فلسطین را دگرگون ساخت.
پرچم مبارزات اعتقادی و رهاییبخش حول محور اسلام را در جهان اسلام به اهتزاز درآورد.
در دل تمام آزادیخواهان و مستضعفین جهان امید به پیروزی و رهایی از سلطه استبداد و استعمار را ایجاد کرد.
هویت تازهای به جهان اسلام بخشید.
به تحقیر مستمر ملت ایران از سوی بیگانگان پایان داد.
ماهیت سلطهگرانه آمریکا و ماهیت مجهول رژیم صهیونیستی را برای جهانیان افشا و روشن ساخت.
افسانه شکستناپذیری آمریکا را شکست.
برای اولین بار دکترین مردمسالاری دینی را به جهانیان عرضه کرد.
ایران را تبدیل به قدرت مستقل، مهم و مؤثر در تحولات منطقهای ساخت.
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی
معاونت پژوهش و برنامهریزی