گرچه بیشتر ساکنان سرزمینی را که «اسرائیل» مینامند، یهودیهای وارداتی از گوشه و کنار جهان تشکیل دادهاند، اما احزاب مهاجر روسی تبار در انتخابات 15 سال گذشته «کنیست» رژیم صهیونیستی، سهم قابل توجهی داشتهاند.
رژیم صهیونیستی از سال 1948 تا آغاز دهه 70 میلادی نتوانست اتحاد جماهیر شوروی (پیشین) را به مهاجرت یهودیان به فلسطین اشغالی وادار سازد.
اما در دهه 80 میلادی، گروههای صهیونیست از فضای بوجود آمده پس از جنگ سرد میان دو ابر قدرت بهرهبرداری کرده، شوروی را وادار ساختند تا موانع قانونی پیشروی مهاجرت یهودیان به فلسطین اشغالی را برطرف سازد.
فشارهای آمریکا بر دولت شوروی وقت سبب شد تا مسکو با مهاجرت 250 هزار یهودی موافقت کند که از این تعداد 140 هزار تن راهی فلسطین اشغالی شده و بقیه در آمریکا اقامت گزیدند.
با به قدرت رسیدن «میخائیل گورباچف» رییس جمهوری وقت شوروی در اواخر دهه 80 و اعلام سیاست درهای باز، سازمانهای یهودی صهیونیست به فعالیت گستردهای برای جذب یهودیان جمهوریهای شوروی دست زدند، اما بسیاری از آنان اقامت دایم در آمریکا را به جای زندگی در فلسطین اشغالی برگزیدند.
اسرائیل در ادامه این سیاست، از کنسولگریهای آمریکا در جمهوریهای شوروی خواست به یهودیان این جمهوریها روادید ورود به آن کشور ندهد.
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه 90 میلادی و استقلال بسیاری از جمهوریهای وابسته به آن، 190 هزار تن یهودی به اسرائیل کوچ کردند حال آنکه در سالهای 1990 و 1991 نزدیک به 150 هزار یهودی به فلسطین اشغالی مهاجرت کردند.
در همین حال، وزارت مهاجران برای جذب تعداد مهاجران بیشتر، برنامه ورود سالانه 70 هزار تن به فلسطین اشغالی را تدوین کرد.
از همین رو در سالهای 1989 تا 196 نزدیک به 700 هزار مهاجر روس به فلسطین اشغالی وارد شدند و اکنون شمار آنها به 900 هزار نفر میرسد.
یهودیان تازه وارد برای دورماندن از انتقادهای جریانهای تندرو مذهبی یهودی و جذب در نهادهای سیاسی و اجتماعی رژیم صهیونیستی از حزب «کار» طرفداری کردند، تا آنجا که در انتتخابات 1992 برخی از آنان در شواری مرکزی این حزب عضویت یافتند.
این حزب در دوازدهمین انتخابات کنیست با استفاده از آرای یهودیان روس به پیروزی چشمگیر در برابر لیکود رسید و توانست کابینه خود را تشکیل دهد.
مهاجران روس در انتخابات 1996 کنیست حضوری قوی داشتند، اما در انتخابات 1999، دو حزب مهم «اسرائیل بعالیا» و «اسرائیل بیتنا» برای کسب آرای بیشتر یهودیان روس به رقابت با یکدیگر پرداختند.
گرچه دو حزب کار و لیکود با عضویت گرفتن رهبران مهاجر روس، برای جذب آرای شهروندان یهودی روس تلاش کردند، اما در این زمینه توفیق چندانی به دست نیاوردند.
عدم پایبندی «باراک» به وعدههایش مبنیبر ایجاد جامعه لائیک در رژیم صهیونیستی، مهمترین عامل از دست دادن آرای یهودیان روس بود و آنان رأی خود را به «آریل شارون» رییس حزب تندرو لیکود، دادند.
حزب مهاجرت به اسرائیل (اسرائیل بعالیا)
با گذشت چهار سال از تشکیل کابینه ائتلافی به ریاست «اسحق رابین»، نخستوزیر معدوم اسرائیل، و به دنبال وی «شیمون پرز»، رهبران و اعضای یهودیان روس در حزب کار دریافتند که این حزب چندان به مشکلات داخلی، اجتماعی و اقتصادی آنان توجهی ندارد و پیش از برگزاری چهاردهمین انتخابات کنیست و تعیین نخستوزیر در سال 1999، برای جامه عمل پوشاندن به خواستههایشان حزب جدیدی را تشکیل دادند.
برخی از یهودیان مهاجر روس در نشستی «ناتان شارانسکی» را به عنوان رییس این حزب، که «اسرائیل بعالیا» نام گرفت، برگزیدند. این حزب یکی از اولویتهای برنامههای سیاسی خود را، تلاش برای تغییر سیاست رژیم صهیونسیتی در برابر مسأله مهاجرت یهودیان روس به فلسطین اشغالی اعلام کرد. دفاع از حقوق یهودیان روس و تلاش برای ایجاد جامعه لائیک و مقابله با هرگونه اعمال فشار از سوی نهادهای مذهبی تندرو، یکی دیگر از اولویتهای این حزب بود. سومین برنامه حزب یاد شده، بهبود شرایط معیشتی مهاجران و ایجاد فرصتهای شغلی برای آنها اعلام شد.
حزب «اسرائیل بعالیا» با موضوعات مطرح شده در پیمان اسلو مانند تقسیم قدس به دو بخش اسرائیلی و فلسطینی، دادن حق حاکمیت به فلسطینیان در حرم مسجدالاقصی، عقبنشینی از کرانه باختری و نوار غزه، تخلیه شهرکهای صهیونیستنشین و تشکیل دولت فلسطین مخالف است.
این حزب در ارتباط با جولان نیز، تنها با بازپسدهی بخشهایی از این بلندیها در برابر بهبود کامل روابط با سوریه موافق است.
حزب «اسرائیل بعالیا» طرفدار جامعه مدنی لاییک است اما بر اجرای شریعت یهود نیز تأکید دارد.
حزب یاد شده در انتخابات کنیست 1999 با کسب هفت کرسی نمایندگی شگفتی دیگر احزاب را برانگیخت، به ویژه که دو وزارتخانه صنایع و جذب مهاجرت را در کابینه «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر پیشین اسرائیل، به دست آورد.
ناتان شارانسکی رییس حزب، متولد اکراین در سال 1977 به اتهام جاسوسی برای موساد و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) توسط شوروی به مدت 13 سال به زندان افتاد و در جریان توافق سال 1986 میان شوروی و کشورهای غربی از زندان آزاد و راهی فلسطین اشغالی شد.
حزب اسرائیل بعالیا با سقوط نتانیاهو در سال 1999 و انجام انتخابات پانزدهم کنیست، شش کرسی نمایندگی را از آن خود کرد و 70 درصد از طرفداران آن به نامزد حزب کار، یعنی «ایهود باراک» رأی دادند.
در ژوئیه همان سال همراه با حزب «شاس»، «وسط»، «میرتس»، «یهودت هتوراه» در کابینه ائتلافی باراک شرکت کرد و شارانسکی رییس حزب پست وزارت کشور را به دست گرفت.
اسرائیل بعالیا همراه دو حزب «مودال» و «شاس» به دنبال مذاکره باراک با عرفات و دادن امتیازهایی به فلسطینیها، از ائتلاف با دولت وی سر باز زدند.
این حزب اکنون از طرح سیاسی آریل شارون رییس حزب لیکود طرفداری میکند و در انتخابات گذشته، آرای خود را به شارون داد.
«انتخاب دمکراتیک» (دفاع از جامعه مدنی)
همه رییسان احزاب یهودی روس از «اکراین» به فلسطین اشغالی مهاجرت کردند و شارانسکی رییس حزب «اسرائیل بعالیا» هم یکی از آنهاست.
«رومان برونگمان»، که از حزب اسرائیل بعالیا جدا شد و بنیان حزب دیگری را نهاد، اکراینی تبار است که سال 1980 به فلسطین اشغالی مهاجرت کرد.
«الکساندر تسینیکر»، یکی دیگر از مهاجران یهودی اکراینی، نیز سال 1990 در فلسطین اشغالی اقامت گزید و با برونگمان و شارانسکی پس از جدا شدن از حزب کار، در سال 1996 حزب اسرائیل بعالیا را پایهگذاری کردند.
برونگمان بی توجهی شارانسکی در ارتباط با موضوعهایی مانند ایجاد جامعه مدنی لاییک و جدا ساختن دو مقوله دین از دولت را به باد انتقاد گرفت، به دنبال آن برونگمان و تسینیکر حزب «انتخاب دمکراتیک» را تشکیل دادند.
در اساسنامه این حزب آمده است حزب انتخاب دمکراتیک معتقد به جدایی دین از سیاست است و از تصویب قانونی که همه اسرائیلیها را با یکدیگر برابر بداند، حمایت میکند.
این حزب، روند صلح خاورمیانه را برای اسرائیل زیانبار نمیداند و با تعدد فرهنگها و ایجاد جامعه مدنی نوین و باز موافق است.
انتخاب دمکراتیک از همه قوانین شامل ازدواج مدنی، برداشتن قید و بندهایی که خاخامهای یهودی پیشروی یهودیان مهاجر جدید روس میگذارند و تأمین حقوق اجتماعی آنان، حمایت میکند.
این حزب در سال 1999 به کابینه ائتلافی ایهود باراک پیوست.
«اسرائیل خانه ماست» (اسراییل بیتنا)
با آغاز انتخابات کنیست در سال 1999 «ویکتور لیبیرمن» رییس دفتر بنیامین نتانیاهو نخستوزیر پیشین اسراییل، با تقدیم استعفای خود از حزب لیکود جدا شد و حزب «اسراییل بیتنا» را بنیاد نهاد.
این حزب تنها به مسایل مربوط به یهودیان مهاجران روس به فلسطین اشغالی اهتمام دارد.
پس از چندی از زمان تشکیل این حزب برخی از مسئولان حزب اسراییل بعالیا نیز به آن پیوستند. «یوری سیترن»، «میخائیل نولدماند» و «ایلیعارز کوهین» مهمترین اعضای این حزب را تشکیل دادهاند، که سال 1981 از شوروی به فلسطین اشغالی مهاجرت کرده بودند.
دو حزب مزبور در جریان انتخابات 1999 کنیست یکدیگر را به ایجاد شکاف در جامعه یهودیان روس متهم ساختند.
حزب اسراییل خانه ماست در جریان این انتخابات به چهار کرسی و اسراییل بعالیا به شش کرسی در مجلس دست یافتند.
حزب اسراییل خانه ماست خود را دنبالهرو حزب لیکود میداند با این تفاوت که میان یهودیان روس فعالیت میکند.
این حزب همراه حزب «حیروت»، که (بنیامین بگین) آن را تاسیس کرده است و حزب افراطی «مولیدیت» به ریاست «رجبعام زئیفی»، وزیر معدوم گردشگری این رژیم، ائتلافی به نام اتحاد ملی اسراییل را تشکیل دادند.
دو حزب اسراییل خانه ماست و حزب اسراییل بعالیا با گروههای مافیای یهودیان روسی، که برخی از آنان به فلسطین اشغالی مهاجرت کردهاند، ارتباط دارند.
احزاب مذهبی در اسرائیل
احزاب و گروههای دینی در اسراییل نقش سیاسی مهمی در تشکیل و انحلال کابینههای این رژیم ایفا میکنند و با توجه به رقابت تنگاتنگ میان دو حزب کار و لیکود، جایگاه حایز اهمیتی را در انتخابات دارند.
جریانهای مذهبی تندرو به دو بخش تقسیم میشوند:
نخستین گروه شامل احزابی مانند «مودال» میشود، که به ارتباط دین و دولت اعتقاد دارند و دوم جریانهای تندرو مذهبی مشهور به «حریدیم» هستند که متشکل از احزابی مانند «اغودات اسرائیل»، «یهودته هتواره» و «شاس» و برخلاف مودال، قائل به تفکیک دین از سیاست هستند.
«حریدیم» جریان صوفی گرایانهای است که در سده 18 میلادی در جنوب شرقی لهستان نهاده شد. این جریان با آموزشهای سنتی و دینی مخالف و مدعی رسیدن به خداوند از طریق تفکر محض در صفات آفریدگار است.
این حزب به این علت نیازی به مطالعه و تامل در آموزههای دینی نمیبیند زیرا به باور آن برپا داشتن نماز و انجام شعایر دینی انسان را از هدف اصلی، که همانا اندیشیدن در ذات الهی است. دور میسازد.
طرح چنین موضوعهایی خشم دیگر خاخامها را برانگیخت و این جریان را متهم به سحر و شعبده بازی کردند.
در این بین، احزاب مذهبی دیگری نیز بودند که با اندیشه صهیونیستی مخالفت میکردند، زیرا به اعتقاد آنها تاسیس اسرائیل باید به دست مسیح منتظر صورت گیرد و دست داشتن انسانهای عادی در ایجاد اسرائیل، مخالفت آشکار و صریح با مبانی دین یهود است.
با تشکیل رژیم صهیونیستی در سال 1948 و انتقال مرکز ثقل دینی یهودیان به فلسطین اشغالی، کشمکش دیرینه جریانهای مذهبی تندور پایان یافت و از اواسط سده بیستم به همزیستی و همکاری سیاسی تبدیل شد.
چهار حزب برجسته مذهبی اگرچه در ابعاد اعتقادی اختلاف نظرهایی با یکدیگر دارند، اما در سه زمینه توافق دارند: حرمت روز شنبه، اجرای شریعت یهودی و مخالفت با خدمت سربازی طلاب مدارس دینی.
احزاب مذهبی به ویژه حزب شاس با داشتن 17 کرسی نمایندگی در کنیست، پس از دو حزب کار و لیکود مهمترین جناح پارلمانی را تشکیل داده و نقش حایز اهمیتی در صحنه سیاسی و اجتماعی رژیم صهیونیستی ایفا میکند.
در این بین حزب مودال با پنچ نماینده و یهودته هتوراه که با حزب اغودات اسرائیل ائتلاف کرده، با چهار کرسی نمایندگی، از دیگر احزاب مهم مذهبی در کینست میباشند.
حزب دینی و قومی (مودال)
این حزب، سال 1956 میلادی از ائتلاف دو حزب «مزارمی» و «هبوییل» به وجود آمد.
حزب «مزارمی» سال 1902 در روسیه و «هبوییل» سال 1922 در فلسطین بنیاد نهاده شدند و هر دو حزب جناح مذهبی تندرو را در آژانس صهیونیسم تشکیل میدادند. مودال از آغاز تأسیس، به ائتلاف تاریخی با حزب «کار» توجه داشت و در همه کابینههای ائتلافی آن حزب شرکت کرد و نخستین حزب صهیونیست بود که از آغاز دهه پنجاه میلادی حزب کار را در کابینه همراهی نمود.
این حزب به طور سنتی دو وزارتخانه ادیان و کشور را در اختیار داشت و بیشترین توجه خود را به مسایل دینی معطوف کرده و به مسایل سیاسی، روابط خارجی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی اهمیت کمتری میدهد.
مودال طی سه دهه نخست تشکیل رژیم صهیونیستی بر تأسیس نهادهای دینی و اجتماعی و گسترش شبکه آموزشهای دینی و بهبود خدمات اجتماعی و درمانی دانشجویان موسسههای دینی تأکید میکرد.
این حزب که به همسویی کامل میان دین و دولت معتقد است، در دهه هفتاد میلادی دچار بحران درون تشکیلاتی شد.
از یکسو، رهبران قدیمی این حزب خواهان حفظ ارتباط مودال با حزب کار بودند و از دیگر سو، «زفولون هامر» و «یهود ابن ماییر»، که نماینده نسل جوان بودند، تحت تأثیر آموزههای رهبر مذهبی گروه «گوش آمونیم» قرار گرفتند.
این دو معتقد بودند که پاسداری از «اسرائیل» مانند تورات و یهودیان قداست دارد.
با روی کار آمدن حزب لیکود در سال 1977، حزب مودال از ائتلاف با کار کناره گرفت و به لیکود پیوست و در کابینههای ائتلافی لیکود به ریاست «مناخیم بگین» از سال 1977 تا 1981 شرکت کرد.
حزب مودال در اویل دهه هشتاد دچار انشعاب شده رو به ضعف نهاد و در سال 1981 در آستانه دهمین انتخابات «کنیست» گروهی از یهودیان شرقی به ریاست خاخام «ابوهتسیرا» در اعتراض به حاکمیت اشکنازها (یهودیان مهاجر اروپایی به فلسطین اشغالی) از مودال کنارهگیری کرد و حزب دیگری را به نام «میرات اسرائیل»بنیاد نهاد.
مودال در سال 1983 بار دیگر دچار انشعاب شد و حزب مذهبی «متساد» به وجود آمد، که در انتخابات سال 1984 با گروه «گوش آمونیم» ائتلاف کرد.
مودال از سال 1955 تا 1977، 12 نماینده در مجلس داشت، اما سال 1996 توانست 9 کرسی را در پارلمان به دست آورد. این حزب در مقایسه با شاس جایگاه ضعیفتری را در مجلس دارد.
برنامه سیاسی مودال از این قرار است: واگذار نشدن اراضی اسرائیل به حکومتهای خارجی، ضرورت حفظ شهرکهای یهودینشین، حاکمیت اسرائیل بر قدس، مخالفت با تشکیل کشور فلسطین در اراضی اسرائیل و این که جولان بخشی از اسرائیل است.
مودال و شاس پس از اینکه از کابینه ائتلافی باراک کناره گرفتند، به افراطیترین احزاب صهیونیست تبدیل شدند و اکنون نیز بر فعالیت مؤسسهها و مدارس مذهبی رسمی نظارت دارند.
حزب «تجمع اسرائیل»
این حزب سال 1912 در لهستان تأسیس شد و خاخامهای یهودی آلمانی، لیتوانی و مجارستانی و لهستانی در راهاندازی آن نقش اساسی داشتند.
این حزب به شدت با اندیشه و برنامههای سیاسی و اجتماعی صهیونیست مخالف است.
به باور این گروه، اصول و مبانی صهیونیسم مبتنی بر اندیشه لائیسم و آمیزهای از لیبرالیسم و سوسیالیسم و دعوت از یهودیان به اقامت دایم در فلسطین است و تفکر صهیونیسم را سرکشی در برابر خواست و اراده الهی میداند.
این حزب بر تمسک به تورات و شریعت یهود پی میفشرد و نجات یهودیان را تنها در برانگیختن مسیح منتظر دانسته، تأسیس رژیم صهیونیستی را مخالفت آشکار و صریح با مبانی دیانت یهود میداند.
حزب تجمع اسرائیل در سال 1984 دچار تجزیه شد و حزب جدیدی از سوی یهودیان شرقی به نام «شاس» تأسیس شد.
خاخام «الیعازر مناحیم شاح» رهبر مذهبی یهودیان لیتوانی نیز از این حزب جدا شد و حزب «دیگل هتورات» را بنیاد نهاد، اما پس از انتخابات 1922 همراه «اگودات اسرائیل» با حزب «یهودت هتورات» ائتلاف کرد.
این حزب بیشترین توجه خود را به مسایل دینی و اجتماعی یهودیان معطوف کرده، کمتر به مسایل سیاست خارجی و امنیت اهتمام نشان میدهد. حزب «تجمع اسرائیل» با عقبنشینی رژیم صهیونیستی از اراضی اشغالی مخالف و خواهان گسترش هرچه بیشتر شهرکهای یهودینشین است.
حزب تجمع که دارای چهار نماینده در «کنیست» است، بیشترین طرفداران آن را قشرهای مذهبی تندرو تشکیل میدهند.
حزب «تیپ تورات» (دیگل هتورات)
این، یک حزب متعصب و افراطی دینی است و بیشترین اعضا و طرفداران آن را یهودیان مهاجر لیتوانی تشکیل میدهند و برخی از اعضای حزب تجمع اسرائیل این حزب را در سال 1984 تاسیس کردند. تیپ تورات در انتخابات 1988 دو کرسی مجلس را به دست آورد، اما در انتخابات سال 1922 با «یهدوت هتورات» ائتلاف کرد.
این حزب در مقایسه با دیگر احزاب مذهبی مواضع میانهرو بیشتری دارد و ریاست آن را «ابراهام رافیتیس» عهدهدار است.
یهودیان تورات (یهدوت هتورات)
این حزب با گرایش تندرو و افراطی صهیونیست پیش از برگزاری انتخابات سال 1922 از دورن دو حزب تجمع و تیپ تورات به وجود آمد و در انتخابات سال 1996 توانست چهار کرسی مجلس را تصاحب کند.
حزب «شاس»
این حزب که در سال 1984 تاسیس شد، از احزاب افراطی یهودی است و بیشتر اعضا و طرفداران آن را یهودیان شرقی تشکیل میدهند.
«عوفیدیا یوسف» خاخام بزرگ یهودیان «سفاردیم» (شرقی) رهبر مذهبی حزب شاس است. این حزب در انتخابات سال 1984 چهار کرسی در مجلس به دست آورد و از آن زمان تا انتخابات سال 1999 موقعیتش رو به تقویت گذاشت، تا آنجا که در شرایطی کنونی دارای 17 نماینده در کنیست میباشد.
شاس از سال 1984 تا 1999، در همه کابینههای رژیم صهیونیستی شرکت داشته است.
این حزب در سال 1990 دچار بحرانهای دورن حزبی شد و در سطح مسئولان حزب این موضوع مطرح شد که باید با کدامیک از احزاب کار یا لیکود ائتلاف کند.
حزب شاس به رغم گرایش دینی که دارد، برای جلب آرای همه یهودیان شرقی مذهبی و لاییک تلاش میکند. این حزب در انتخابات گذشته از «آرییل شارون»، رییس خزب لیکود، طرفداری کرد.