تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۵  ، 
کد خبر : ۲۰۸۵۸۸

جنبش دانشجویی از گفتمان ایدئولوژیک تا گفتمان دموکراتیک


داور نظری / عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تربیت مدرس
جنبش‌های اجتماعی به نوعی تحرک و فعل و انفعالات صنفی- سیاسی اطلاق می‌شوند که در عمق شکاف‌های اجتماعی مولود یافته و در فضای «تبعیض‌آلود» آن به حیات خویش ادامه می‌دهند.
یک جنبش، همانند احزاب، گروه‌ها و انجمن‌ها دارای «سازماندهی حداکثری» و تشکیلات منظم و مکتوب نیست ولی قادر است تا احزاب و گروه‌های فعال در عرصه عمومی را به عنوان «سازمان‌دهنده حداقلی» خویش بپذیرد و این نهادهای مدنی چونان «موتورهای محرک» یک جنبش اجتماعی در متن جامعه، به ایفای نقش‌های بنیادی مبادرت ورزند.
لذا از این روست که این نهادهای مدنی به عنوان متشکل‌ترین اجزاء جنبش‌های اجتماعی می‌توانند حتی در فقدان «رهبری کاریزماتیک» نقش‌های برجسته‌ای در بسیج فراگیر توده‌ها و ارتقاء تئوریک و اتصال مستمر «خرده جنبش‌ها» به «جنبش مادر»، ایفا نمایند.
به لحاظ جامعه‌شناسی سیاسی، کشور ما همواره با یک جنبش کلان اجتماعی روبه‌رو بوده که چند خرده جنبش «فعال» و یا «نیمه فعال» را شامل بوده است.
این خرده جنبش‌ها با توجه به ضرورت‌ها و ظرفیت‌ها به صورت تخصصی اولاً، غنابخش بر «جنبش مادر» هم از حیث رفع خلاء‌های تئوریکی و هم از حیث بسیج نیروها بوده و ثانیاً صورت‌بندی‌های نوینی از مطالبات بدنه اجتماعی خود ارائه می‌دهند.
اگر بخواهیم بر مقطع کنونی کشورمان، ایران نگاهی از منظر یاد شده بیفکنیم می‌بایست اینگونه قلم برانیم که ما الان با یک جنبش فراگیر و مادر تحت عنوان جنبش اصلاحات مواجهیم که چون منظومه‌ای، خرده جنبش‌های اقماری را در بر می‌گیرد و صد البته پرفروغ‌ترین آن، جنبش دانشجویی است.
جنبش دانشجویی مؤثرترین و فعال‌ترین خرده جنبش در جنبش کلان اصلاح‌طلبی ایران به شمار می‌آید که با اوصافی نظیر رادیکال، آوانگارد، عدالتجو و آزادیخواه و آرمانگرا در جامعه در حال توسعه ایران شناخته می‌شود.
مخالفت و مبارزات جنبش دانشجویی با مظاهر استبداد و استثمار در دهه‌های 40 و 50 فریادهایی که در مخالفت با تصلب شریان‌های چرخشی قدرت (انسداد سیاسی)، تعطیلی ارکان دموکراسی (تحدید آزادی) و رانت‌جویی‌های اقتصادی و سیاسی از حلقوم نحیف خویش در سال‌های اخیر (دهه 70) برآورده بر کمتر کسی پوشیده است و از همین رو آماج تندترین واکنش‌های سیاسی توسط مخالفان آتشین اصلاحات از جمله یکی از روزنامه‌های عصر بوده است.
اگر بر اساس مطالب پیش گفته نتوان اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) را معادل کل جنبش دانشجویی به شمار آورد اما قطع یقین برای این تشکل موثر و فراگیر می‌بایست در مرکز ثقل جنبش، جایگاه ویژه‌ای باز کرد «تا نشیند هر کس اکنون به جای خویشتن.»
به عبارت دیگر بازشناسی دفتر تحکیم وحدت به عنوان سازمان‌دهنده عمده توده دانشجویی و هدایت‌کننده فکری و ایدئولوژیکی جنبش در دو دهه گذشته کمک‌های شایانی خواهد کرد تا پازل‌های درهم ریخته را با سرعت بیشتری جابجا نموده و طرح وارده ذهنی خویش را از پدیده جنبش دانشجویی ایران تکمیل نمائیم.
اتحادیه‌های انجمن اسلامی دانشجویان همانگونه که از عنوانش هویداست در سال‌های نه چندان دور گذشته مرکزیت هماهنگی انجمن‌های اسلامی سراسر کشور را بر عهده داشته است و تشکیل آن همانطوری که بارها از آن یاد شده است مربوط به دیداری بوده که اعضاء انجمن‌های اسلامی در سال‌ 1358 بار رهبر فقید انقلاب(ره) داشتند. پس از این دیدار تاریخی و تأکید امام(ره) بر لزوم تحکیم وحدت اعضا جهت صیانت از آرمان‌های انقلاب و دستاوردهای ملی، این اتحادیه به «دفتر تحکیم وحدت» شهرت ملی و جهانی یافت.
دفتر تحکیم وحدت پس از تشکیل، در اواخر دهه 60، علی‌الخصوص به دنبال سومین انتخابات مجلس شورای ملی و حوادث پس از آن، استقلال خود را از قدرت مستقر بازیافت و به تدریج از «گفتمان انقلابی» حاکم بر فضای سال‌های نخستین انقلاب فاصله گرفته و پس از دوران گذار با «گفتمان دموکراتیک» در سال‌های جاری همنشین شده است.
اگر بخواهیم چشم‌اندازی از فعالیت جنبش دانشجویی در دو دهه گذشته داشته باشیم می‌بایست فعالیت‌های دفتر تحکیم وحدت را بازکاوی نماییم چرا که نبض جنبش دانشجویی ایران در سال‌های گذشته همواره در درون دفتر تحکیم وحدت تپیده است. در این مقال ابتدا فعالیت‌های دو دهه گذشته دفتر تحکیم وحدت را به سه دوره مستقل از هم تفکیک نموده و سپس به بررسی هر دوره با توجه به شرایط زمانی و مکانی و گفتمان حاکم بر آن می‌نشینیم.
دوره اول: دوره گفتمان ایدئولوژیک (انقلابی)
فعالیت‌های این دوره که از سال 58 آغاز و تا انتهای سال 67 ادامه یافته است عمدتاً به مواجهه با ضدانقلاب‌ها و تجزیه‌طلبان و پاسخ به سازمان‌های تروریستی- ماکیاولیستی سال‌های نخست انقلاب و تقویت بنیه دفاعی گذشته است.
اعضاء انجمن‌های اسلامی در سراسر دانشگاه‌ها تمام توان خویش را جهت دفاع از دستاوردهای انقلاب و تثبیت و تحکیم پایه‌های نظام و کار بسته و ضمن همراهی با مجریان انقلاب فرهنگی از تجربیات انقلابیون چین و روسیه جهت حفظ نهال انقلاب شیوه‌هایی آموختند و کارهایی کردند. ...
در این دوره تمامی اتاق‌های این تشکل اسلامی به ستادهای جنگ تبدیل و در غیاب تشکل‌های کنونی مدعی جنگ تا روزهای پایانی، با بسیج نیروها و اعزام اعضا به جبهه‌های نبرد حفاظت از کیان کشور و ناموس ملت را در دستور کار تشکیلاتی قرار داده و البته شهیدان والا مقامی نیز چون علم‌الهدی، رجب بیگی، خرازی و ... را در کارنامه دوره اول فعالیت‌های خویش ثبت و درج نمودند.
واژگانی که در بیانیه‌های دوره مذکور بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده بود واژگانی بودند که در آن مقطع زمانی در هر روزن و برزنی رسوخ و ورود یافته و کلید واژگانی دهه 60 به شمار می‌آمدند. واژه‌هایی نظیر انقلاب، شهامت، ولایت، مستضعفین، جبهه، مستکبرین و ... در کمتر بیانیه‌ای می‌‌توان سراغ گرفت که حضوری چشمگیر نیافته باشند.
گفتمان مسلط این دوره را گفتمان ایدئولوژیک یا انقلابی در دفتر تحکیم نام نهاده‌اند. دانشجویان فعال دفتر تحکیم در آن دوره تحت تأثیر موج انقلاب و جنگ، فضای خاصی را در دانشگاه ایجاد نموده بودند تا جایی که کمترین انتقاد نسبت به انقلاب، دولت و حتی مسئولان رده میانی دولت در حد براندازی ارتقاء جرم یافته و به شدت مورد اعتراض قرار می‌گرفت، از این رو برخی دفتر تحکیم وحدت در این دوره را دفتر تحکیم قدرت نام نهاده‌اند.
دوره دوم: دوره انفعال گفتمان ایدئولوژیکی
این دوره که از سال 68 آغاز و تا سال 74 ادامه یافته جزو دوران افول در مجموعه دفتر تحکیم وحدت است. پس از انتخابات سومین دوره مجلس شورای ملی سه رویداد مهم چونان مثلثی جریان ایدئولوژیک کشور را محصور ساخته و زمینه تغییر در گفتمان ایدئولوژیک حاکم بر انجمن‌های اسلامی را هموار گردانید تا جایی که همین زمینه به وجود آمده در انتهای دوره انفعال و رکود، منجر به تغییر گفتمان انجمن‌های اسلامی از گفتمان ایدئولوژیکی (انقلابی) به گفتمان دموکراتیک (اصلاح‌طلبی) گردید.
پذیرش قطعنامه 598 پس از یک جنگ فرسایشی با رژیم بعث عراق، عزل آیت‌الله منتظری از قائم مقام رهبری و رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی حوادثی بودند که مجموعاً در طول 10 ماه (از نیمه سال 67 تا پایان بهار 68) در ایران رخ داد.
این رویدادها، تأثیری ژرف در جامعه برآمده از انقلاب ایران علی الخصوص در بین دانشجویان و دانشگاهیان بر جای نهاد.
علاوه بر آن رویداد سه‌گانه تغییر و تحولات گسترده در اداره نظام به وقوع پیوست و با اتخاذ راهبردها و رویکردهای جدید دولت به گمان اعضای انجمن‌های اسلامی، مسئولان نظام جمهوری اسلامی از اهداف اولیه انقلاب و شعارهای بنیادین آن کیلومترها فاصله یافتند.
اتخاذ سیاست درهای باز اقتصادی (موسوم به تعدیل اقتصادی)، رانت‌خواری‌ها و ریخت و پاش‌ها و جلوس برخی آقایان بر سریر باغات و ویلاهای شمیرانات و ارتقاء منازل به دامنه‌های آرام و خنک سلسله جبال البرز پدیده نامیمونی بود که اعضاء انجمن‌های اسلامی هیچگاه نتوانستند محمل ایدئولوژیکی برای آن بیابند. لذا اعضا دفتر تحکیم و انجمن‌های اسلامی که در دوره مذکور به طور متوسط قریب به نیمی از جوانی خویش را در جبهه‌ها جهت حفظ نظام و امام و ولایت سپری ساخته بودند تمامی شعارها و آرمان‌های گذشته را بر باد رفته یافته و هر کدام یکی از راه‌های پیش‌بینی شده شهید باکری را برگزیده و از کاروان دوره دوم دفتر تحکیم وحدت رخت خویش بربستند.
افراد باقی مانده در دفتر تحکیم وحدت نیز به علت عدم تغییر گفتمان ایدئولوژیکی غیر کارآمد به یک گفتمان کارآمد، هیچگاه با استقبال قاطبه دانشجویان مواجه نگردیدند. اشتباه اعضاء‌ دفتر تحکیم در این دوره این بود که با سلاح دوران تأسیس انقلاب به عرصه دوران استقرار پای نهاده بودند و دفاع از آرمان‌های انقلاب نظیر استقلال‌طلبی، آزادیخواهی و عدالتجویی را با گفتمان تأسیس می‌خواستند که آب در هاون کوبیدن بود و با عدم استقبال توده دانشجویی مواجه گردیده و بیش از گذشته بر انزوای آنان می‌افزود.
بنابراین سه ویژگی اعضا دفتر تحکیم وحدت و انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها در این دوره را اینگونه می‌توان برشمرد: اولاً دچار چالش‌های مبنایی در حوزه ایدئولوژی گردیدند ثانیاً نسبت به نظام جمهوری اسلامی لحن اپوزیسیون گرفته و به شدت به انتقاد از وضع موجود پرداختند. ثالثاً به علت عدم تغییر گفتمان نتوانستند برای آرمان‌های انقلابی خویش در بین توده دانشجویی هوادارانی کسب نمایند.
لذا دولت دوران سازندگی که هیچ کدام از ویژگی‌های مورد اشاره را از اعضا دفتر تحکیم وحدت بر نمی‌تابیدند به سیاست تحدید و تهدید اعضاء انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌ها روی آوردند و در مرحله اول با استفاده از ابزارهای قانونی نظیر کمیته انضباطی و ... به مقابله با تحرکات انجمن‌های اسلامی مبادرت ورزیدند و در مراحل بعدی با ایجاد تشکل‌های موازی دولت ساخته و کانون‌های متعدد، بحث تکثر تشکل‌ها را مطرح ساخته، سعی نمودند تا جایی که امکان دارد حضور انجمن‌های اسلامی در دانشگاه‌ها را کم رنگ و بی‌رونق نمایند.
گروه موسم به «طبرزدی» و انجمن‌هایی تحت عنوان «انجمن اسلامی مستقل» و اختلافات آنان با دفتر تحکیم زاییده دوران موسوم به سازندگی است. سیاست‌های دولت در این دوره بارها مجموعه را تا آستانه فروپاشی و انحلال سوق داده اما چنین نشد.
دوره سوم: دوره گفتمان دموکراتیک (اصلاح‌طلبی)
این دوره از سال 74 آغاز و تا به امروز ادامه یافته است. در خلال سال‌های اولیه این دوره اعضا انجمن‌های اسلامی عضو اتحادیه به تدریج با گفتمان‌های جدید روشنفکری دینی در ایران آشنا شدند و دریافتند که بدون بازسازی فکری و بدون باز تولید آرمان‌های اصیل گذشته در قالب‌های نوین، محال است که مورد اقبال توده دانشجویی دانشگاه‌ها قرار گرفته و بتوانند منشاء تحول در نظام سیاسی مستقر باشند.
لذا تحرک اولیه در اتحادیه در قالب شکاف سنت و مدرنیسم در انجمن‌های اسلامی آغاز و به تدریج به گفتمانی فراگیر در کلیه سطوح انجمن‌های اسلامی در دانشگاه‌ها مبدل گردید.
در این دوره، نوع نگاه انجمن‌های اسلامی به مقوله دین متحول گردید و دانشجویان فعال عضو دفتر تحکیم دریافتند که می‌بایست احساسات صرف مذهبی را که مختص دوران تأسیس انقلاب بود با عقلانیت به مثابه یک عنصر کلیدی مغفول مانده احیا نمایند و همانطور که دوران تأسیس را مملو از شور و خروش و احساسات خود کرده بودند فضای دوران استقرار انقلاب را نیز با عطر عقلانیت معطر سازند. از این رو در این دوره، تلاش گردید تا اولاً: میان دین و عقلانیت یک رابطه منطقی دو سویه برقرار گردد و ثانیاً : عقلانیت از دو نظرگاه متفاوت ملحوظ نظر قرار گیرد.
بعد از عنصر عقلانیت، پلورالیزم دینی و معرفتی بود که چون برق، خرمن گرده کرده اعضای دفتر تحکیم را یکجا بسوخت و از دل روح صلب انحصارگرایی آنان، چشمه‌های جوشان حق‌پذیری و حقیقت بینی را جاری و پرچم اسلام اصلاح‌طلبی را در مقابل اسلام انقلابی در نهاد آنان برافراشته ساخت.
اعضای انجمن‌های اسلامی در میان قرائت‌های متکثر ارائه شده از دین در دوران معاصر، به آن قرائتی اقبال نشان دادند که وجوه رحمانی آن بر سایر صفحات غلبه یافته بود.
بدین ترتیب مفاهیمی در اعتقادات و باورهای این اعضاء در سال‌های اخیر تبلور یافت که ما نام آن را در این مقال گفتمان دموکراتیک یا اصلاح‌طلبی نام نهاده‌ایم. در این دوره هر چه به سال‌های پایانی دهه 70 نزدیک‌تر می‌شدیم گفتمان دموکراتیک جای خود را در بین انجمن‌های اسلامی بیشتر باز می‌کرد تا جایی که در اندک زمانی این گفتمان مخرج مشترک مواضع فکری و سیاسی انجمن‌های اسلامی عضو اتحادیه به شمار آمد.
دفتر تحکیم وحدت با پذیرش و ورود به گفتمان دموکراتیک به همان نسبت که در پیشگاه بلند افکار عمومی ملت ایران جایگاه رفیع می‌یافت به همان اندازه تمام اعتبارات گذشته خویش را نزد محافل سنتی محافظه‌کار از کف داد؛‌ اعتباری که این دفتر در پی تسخیر لانه جاسوسی و دوران اول (گفتمان ایدئولوژیک) به دست آورده بود.
اعضای این دفتر چنان شیفته گفتمان جدید شده بودند که حاضر گردیدند از تمام اعتبارات سابق خویش نزد ارباب قدرت دست بشویند و جملگی آن را در پای رویارویی پرهزینه با انحصارگرایی دینی صرف نمایند. اعضای این تشکل دانشجویی در سال‌های اخیر جهد بلیغی نمودند تا گفتمان ایدئولوژیک بخشی از حاکمیت را تحت تأثیر گفتمان جدید خویش قرار داده و آن را تغییر دهند اما ضربات بسیار سختی از همان بخش متحمل گردیده و راهبردهای گذشته را در راه بردن به اهداف ناتوان و کم تأثیر یافتند.
دانشجویان در دفتر تحکیم وحدت بارها از مراد خویش در باب تغییر گفتمان ایدئولوژیک بخشی از حاکمیت پرده برداشته و آن را در سخنرانی‌ها و مواضع مختلف خویش و با ایما و اشاره بیان و در حوزه‌های مختلف به بحث گذارده‌اند. آنان بارها ضرورت پذیرش تکثر دینی و معرفتی را در مقابل انحصارگرایی در حوزه دین گوشزد کرده و محسنات جامعه مدنی را در عرصه سیاسی بر جامعه تک صدایی برشمرده‌اند. همچنین سعی نموده‌اند تا در عرصه فرهنگ تعامل و گفت‌وگو را آلترناتیو تهاجم فرهنگی معرفی نموده و در حوزه اجتماعی بر ضرورت تداوم آزادی‌های قانونی بر پدیده نامیمون حذف و سانسور پای فشارند.
همانطور که اشاره کردیم دفتر تحکیم وحدت با برگزیدن گفتمان دموکراتیک اعتبار و جایگاه ویژه‌ای در بین دانشجویان دانشگاه‌ها کسب کرده و شور و حال دیگری به فعالیت‌های دانشجویی در داخل دانشگاه‌ها بخشید لذا هر سه مشکل پیش روی را که در دوره دوم با آنها مواجه گردیده بود مرتفع ساخته و بار دیگر با غباروریی فکری و تشکیلاتی، خود را در پیشانی جنبش دانشجویی ایران جای داد. در این دوره تحکیم وحدت بارها در مقابل طوفان‌های سیاسی بنیانکن رقیب قرار گرفت و در حوادثی نظیر 11 اسفند سال 76، (دانشگاه تهران) 18 تیر سال 78 (کوی دانشگاه تهران) و شهریور سال 79 (خرم آباد) ظرفیت‌ها و توانمندی‌های خویش را به جناح محافظه‌کار آشکار ساخت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات