صالح اسکندری
بیستم فروردین، روز ملی فناوری هستهای است. موضوعی که امروز برای مردم ایران چیزی بیش از یک فناوری است. در سالهای اخیر دانش هستهای و استفاده صلحآمیز از این انرژی غیرفسیلی به بخشی از محور و ریسمان اتحاد ملی در کشور تبدیل شده است.
56 سال پیش وفتی در میدان بهارستان تهران، تعداد بیشماری از مردم- که حسنین هیکل شمار آنها صدهزار نفر تخمین زده است - همگی یکصدا شعار ملی شدن صنعت نفت را سر داده بودند و مثل قضا و قدر الهی به سوی پارلمان پیش میرفتند، استعمار پیر بازی همیشه برده را این بار باخته میدید. کمیسیون نفت مجلس شورا با اتکا و ابتناء بر اتحاد ملی به وجود آمده در هفدهم اسفند 1329 همزمان با تظاهرات مردمی در مقابل مجلس تصمیم خود را مبنی بر ملی شدن صنعت نفت اعلام کرد. سرانجام در روز 24 اسفند تصمیم کمیسیون نفت در مجلس مطرح شد و در 29 اسفند 1329 صنعت نفت ایران ملی شد.
این پیروزی تاریخی به اذعان همه نیروهای ملی، مذهبیو حتی "تودههای" مرهون وحدت کلمه ایرانیان در این دوره بود.
اما دو سال بعد وقتی همین اتحاد ملی دچار ضعف شد با کودتای ننگین 28مرداد، آرمان ملی شدن صنعت نفت با فرجام تلخ کنسرسیوم نفتی انگلیس و آمریکا مواجه گشت.
بیش از نیم قرن از این تجربه تلخ و شیرین میگذرد و ایران با چالشی روبروست که به مراتب حساستر و حیاتیتر از ملی شدن صنعت تفت است. به تعبیر مقام معظم رهبری "دستبابی به انرژی هستهای کاری بزرگتر از ملی شدن صنعت نفت است. تعدادی که حرف دشمن را تکرار میکنند امروز در حالی که از ملی شدن صنعت نفت تمجید میکنند اما همان حرفهایی را میزنند که مخالفان دکترمصدق و آیتالله کاشانی هنگام ملی شدن صنعت نفت میزدند."
در واقع باید پذیرفت که پاشنه آشیل پروژه فناوری صلحآمیز هستهای ایران تزلزل پایههای اتحاد ملی شکل گرفته حول این موضوع است. "انرژی هستهای حق مسلم ماست" امروز به یک شعار ملی و فراتر از آن خواست عمومی در کشور تبدیل شده است و اشاعه تذبذب عمومی با حرفها و موضعگیری خام و نسنجیده شبیه بیعقلیها و خیانتهای امثال شعبان بیمخ در قضیه ملی شدن نفت است.
از سویی اتحاد ملی حول حق مسلم ایران در دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای مایه یک تحرک عمومی در کشور شده و تمام شاخههای دانش و نظام آگاهی و خود کشور را تحت تاثیر قرار داده است. در این روزها گوش ملت پیدرپی پذیرای خبرهای خوشی درباره کامیابیها و موفقیتهای علمی و تکنولوژیکی جوانان ایرانی است.
بنابر تجارب تاریخی اگر ملتی واقعاً بخواهند به فناوری هستهای دست پیدا کنند هیچ قدرت خارجی نمیتواند مانع آنها گردد. در واقع خارج از خواست دولتها، تمایلات ملتها در این زمینه تعیین کننده است. آنهایی که مدعی بودند دیپلماسی هستهای باید پشت در اتاقهای تشریفات دیپلماتیک باقی بماند- چون امکان دارد جمهوری اسلامی در این پروژه شکست بخورد – امروز قدرت اتحاد ملی شکل گرفته پیرامون فناوری هستهای را درک میکنند.
اما بدون شک تاریخ، این روزهای حساس در سرنوشت ملت ایران را از یاد نمیبرد. فرزندان ما در دهههای آینده میخوانند که چگونه مردم ایران در این دوره با چنین عزم عمومی و اتحاد ملی از حق مسلم خود دفاع کردند. اگر گرمای خانههای ما از نفت ملی شده توسط پدرانمان در 29 اسفند 1329است، اما گرمای خانههای فرزندانمان از انرژی هستهای خواهد بود.