روحا... اوحدی
مسأله فلسطین و اشغال این سرزمین توسط صهیونیستهای نژاد پرست، همواره یکی از مهمترین مسائل خاورمیانه و جهان اسلام بوده است، به طوری که سرنوشت منطقه به آن گره خورده و منشاء تحولات و بحرانهای بیشماری بوده که دولت و ملت ایران نیز از آثار و پیامدهای آن متأثر شده است. در برخورد با این رژیم نامشروع و اشغالگر موارد ذیل قابل طرح است:
1) از منظر دینی: اولین دیدگاه در برخورد با قضیه فلسطین، نگاهی اسلامی است، به گونهای که قدس یا بیتالمقدس به عنوان یک مکان مقدس نزد مسلمانان یادآور واقعه اسراء و معراج حضرت رسول اکرم (ص) و مسجد صخره با گنبد طلاییاش که نماد قدس میباشد محل عروج و نزول نبیمکرم اسلام بوده و قبلهگاه اول مسلمین است که در مجاورت مسجدالاقصی و در حرم شریف واقع شده است. سرزمین قدس، سرزمین مقدسی است که مشاع بین مسلمانان و وقف اسلامی است و هیچ دولتی یا ملتی حق معامله و سازش در خصوص سرنوشت قدس را ندارد. همچنین قدس نزد مسیحیان از تقدس و حرمت خاصی برخوردار است چرا که کلیسای «مهد» یا «قیامت» که با جاده رنجهای مقدس مورد اعتقاد مسیحیان که برگرفته از تفکر به صلیب کشیدن حضرت مسیح (ع) توسط یهودیان است، ارتباط دارد. علاوه بر این، دیرها و کلیساهای تاریخی فراوان دیگری در این شهر وجود دارد که برای مسیحیان اهمیت بیتالمقدس را دو چندان میسازد. متأسفانه در این بین صهیونیستها همواره بر اساس یک ادعای بیاساس تاریخی مبنی بر اینکه حضرت سلیمان (ع) بنای «هیگل» یا «خانهخدا» را بر فراز کوه بیتالمقدس بنا نهاده و این بنا زیر مسجدالاقصی و گنبد صخره مدفون شده است، بارها عملیات حفاری و حتی در برخی موارد تلاش جهت تخریب مسجدالاقصی را انجام دادهاند و یهودی سازی قدس همواره در دستور کار رژیم صهیونیستی قرار داشته است.
2) از منظر ملی: ایران کشور قدرتمندی در خاورمیانه بوده و هست و بر اساس منافع ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک، هدف خود را بر اساس سند چشمانداز بیستساله کسب رتبه اول در منطقه آسیای جنوب غربی قرار داده است. بدیهی است چنین هدفی در تعارض با اسرائیل قرار میگیرد، چرا که اسرائیل به وجود آمده تا در خاورمیانه حرف اول را بزند و با قدرت نظامی و اقتصادی برتر در منطقه، منافع قدرتهای جهانی حامی خود را تأمین نماید. بر این اساس معتقدم در ایران فارغ از اینکه چه رژیم یا نظامی حاکم باشد، تعارضی ذاتی و استراتژیک با اسرائیل وجود خواهد داشت.
از این رو تقابل میان ایران و اسرائیل، صرفاً یک تقابل ایدئولوژیک نیست بلکه از جنبههای دیگر همچون منافع استراتژیک نیز قابل تحلیل و ارزیابی است.
3) از منظر انسانی: ملت فلسطین را از جنبههای گوناگون میتوان ستود. چرا که بیش از نیم قرن است که با آوارگی و خشونت و آپارتاید مبارزه کرده است و هنوز از مقاومت و پایداری خسته نشده است. از جمعیت 9 میلیون نفری فلسطین، حدود 4 میلیون نفر در خارج از فلسطین و اکثراً در اردوگاهها در شرایط بسیار دشواری به سر میبرند.
فلسطینیان ساکن اراضی داخل اسرائیل که اصطلاحاً خط سبز یعنی همان مناطق اشغالی 1948 گفته میشود، حدود یک میلیون و دویست هزار نفر میباشند که اکثراً هویت عربی و فلسطینی خود را حفظ کردهاند و اگر چه در تبعیض شدیدی به سر میبرد و صهیونیستها با دیده شک به ایشان مینگرند و آنها را یک بمب ساعتی در درون جامعه خود دانسته و معتقد به ضرورت اخراج تدریجی آنان به خارج از فلسطین هستند اما تلاشهای ایشان ثمرهای نداشته است. بهترین گواه این مطلب، شهادت دهها تن از آنان در انتفاضه اخیر مسجدالاقصی است. فلسطینیهای مناطق اشغالی 1967 (ساحل غربی رود اردن، نوار غزه و قدس شرقی) در مناطقی به سر میبرد که تحت اشغال و کنترل ارتش اشغالگر است.
اگر چه بخشهای کوچکی از این مناطق در قراردادهای صلح اسلو به حکومت خودگردان فلسطین تحویل داده شده است اما برقراری دیوار حائل و حضور نظامی اشغالگران در این مناطق خصوصاً شهرهای رام ا...، الخلیل، قدس، جنین، نابلس و بیت لحم زندانی بزرگ برای فلسطینیان به وجود آورده و فشارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی و ایجاد مانع برای تردد بین شهرها و روستاها، مشکلات زیادی را برای فلسطینیان به همراه آورده است. گفتنی است علاوه بر رویکردهای فوق، میتوان از جنبههای دیگر نیز همچون منظر حقوقی، منظر تاریخی و بینالمللی نیز به مسأله فلسطین پرداخت. اما آنچه که مسلم است رژیم نژاد پرست اسرائیل طی 50 سال گذشته تلاش نموده است با انجام اقدامات تروریستی و تشکیل جوخههای مرگ، یک ملت متمدن و با فرهنگ را در سرزمین فلسطین محو نموده و یک رژیم نامشروع و جعلی را جایگزین آن سازد و منافع قدرتهای استعماری را تأمین نماید و همواره خاورمیانه و جهان اسلام را با بحران نظامیگری و اشغالگری مواجه سازد.
بر این اساس ضمن ارج نهادن به مقاومت و پایداری ملت مظلوم فلسطین در استیفای حقوق خود، از تشکیل دولت فلسطین در کل سرزمینهای اشغالی به پایتختی قدس شریف حمایت نموده و پیگیری آرمان قدس را که به فرموده امام عزیر، مهمترین مسأله جهان اسلام است، وظیفه ملی و دینی خود میدانیم.