بسماللهالرحمنالرحیم
دور جدید مذاکرات هستهای ایران و اتحادیه اروپا قرار است روز 4شنبه پنجم اردیبهشت ماه جاری بین دکتر لاریجانی مذاکرهکننده ارشد ایرانی و «خاویر سولانا» هماهنگکننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا برگزار شود. در این زمینه ملاحظات و نکاتی وجود دارد که حساسیت و اهمیت این دیدار و همچنین پیچیدگیها و ظرافتهای این دور از مذاکرات را بازگو میکند.
1ـ غرب در یک دوره طولانی و البته نافرجام، اصرار داشت که با قطع مذاکرات خود با ایران، تهران را برای عقبنشینی از مواضع خود تحت فشار قرار دهد. در چارچوب تلاش برای افزایش فشارها و همچنین برهم زدن تعادل سیاسی ـ اجتماعی در ایران، مسئولان غربی اعم از آمریکا و اروپا اصرار داشتند که شرط از سرگیری مذاکرات هستهای آنست که ایران غنیسازی اورانیوم را به حال تعلیق درآورد. چانهزنیهای بعدی اروپا برای تحقق همین خواسته و تحمیل آن حتی به این نکته نیز منجر شد که ایران دستکم یک «تعلیق موقت» را بپذیرد. صرفنظر از اینکه یک تعلیق کوتاهمدت و موقت، چه نفعی برای غرب میتوانست و هنوز هم میتواند بهمراه داشته باشد، از این اصرارها میتوان به این نتیجه رسید که غرب انتظار داشت از آثار و تبعات سیاسی ـ تبلیغاتی تعلیق، هر چند موقت و کوتاهمدت، سوءاستفاده تبلیغاتی کند و چنین وانمود سازد که گویا ایران از مواضعش عقبنشینی کرده و این هنوز گام اول است!
غرب در این زمینه از تقریباً تمامی اهرم فشارهای موجود نیز بهرهگیری کرد و ضمن تصویب چندین قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل، تلاش کرد تا نوعی اجماع سیاسی ـ تبلیغاتی علیه ایران را در شورای امنیت فراهم سازد. کاملاً آشکار است که چنین اجماعی با بدهبستانهای فراوان در پشت پرده به دست آمده و هدف آنست که ایران را از انرژی و پیشرفت در قلمرو علوم و فناوریهای جدید باز دارد و محروم کند. ایران اسلامی اگرچه همواره از پیشنهاد مذاکرات استقبال کرده است لکن وجود هرگونه پیششرطی در این زمینه را یک مانع بزرگ و غیرقابل قبول ارزیابی میکند. در روند مذاکرات ایران با 3 کشور اروپائی، طرف ایرانی با حوصله فراوان، انعطاف نشان میداد ولی طرف اروپائی نه تنها به هیچ یک از تعهداتش عمل نکرد بلکه حتی انعطاف ایران را هم به حساب ضعف گذاشت. طبعاً دلیلی نداشت که تعلیق طولانی مدت و یکطرفهای که ایران پذیرفته بود، ادامه یابد و امروز هم دلیلی ندارد که ما یکبار دیگر آزمودههای گذشته را مجدداً بیازمائیم.
2ـ دور جدید مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا در شرایطی از سرگرفته میشود که ایران توانسته با تکیه بر دانش و فناوری بومی خود، ورود به فاز غنیسازی صنعتی اورانیوم را تجربه کند. اکنون مسئله اینست که ایران از مرحله غنیسازی اورانیوم عبور کرده و این عقبه را با اتکال به خدا و با تکیه بر توانمندیهای بومی دانشمندان خود، پشت سر گذاشته است.
درک این نکته و پذیرش آن از این بابت اهمیت دارد که حتی امروز هم کسانی سعی دارند با القای شبهه چنین ذهنیتی را ایجاد کنند که هدف اصلی مذاکرات روزهای آینده آنست که ایران را از ادامه راهی که رفته منصرف سازند و بازگشت به شرایط قبلی را مدنظر قرار دهند که البته غیرقابل قبول است و به کلی مسموع نیست.
3ـ موضوع مهم دیگر به مسائل و موضوعات قابل بحث و غیرقابل مذاکره باز میگردد. ایران اسلامی هرگز حاضر نیست درباره حقوق خود بحثی را باز کند و سخنی درباره حقوقش بشنود. حقوق مصرحه هر کشور در قلمرو «انپیتی» به رسمیت شناخته شده و اصولاً قابل بحث و مذاکره نیست. اگر قرار باشد غربیها حقوق و حدود ما را تعیین کنند و پذیرش یا مخالفت آنها «فصلالخطاب» قضایا باشد، آنها بارها و بارها حتی در اصل حق استفاده صلحآمیز ایران از انرژی هستهای هم تشکیک میکردند و مقامات واشنگتن و حتی برخی کشورهای اروپائی در حق استفاده ایران از هر نوع انرژی هستهای ولو به صورت صلحآمیز هم، مخالفت میکردند و بالاتر از همه، آنکه حتی فراگیری علوم هستهای را برای دانشمندان و دانشجویان ما «قلمرو ممنوعه» اعلام کردند.
از لطایف روزگار آنکه مقامات واشنگتن بارها اعلام داشتند که ایران علیرغم در اختیار داشتن آنهمه ذخایر و منابع نفت و گاز، دیگر چه احتیاجی به تکنولوژی اتمی دارد ولی بمحض انعقاد یک قرارداد جدید نفتی یا گازی با سایر کشورها، دستهای ناپاک آمریکا برای برهم زدن همان قراردادهای نفت و گاز هم به کار میافتد. از جمله امروزه صنایع نفت و گاز و پتروشیمی ایران در فهرست تحریمات آمریکا قرار دارد و حتی سایر کشورها و شرکتهای خارجی هم توسط آمریکا از این بابت منع شدهاند. البته آمریکا در این خصوص عربده میکشد و همه را تهدید میکند ولی دنیا تشنه انرژی، برای دستیابی به منابع مطمئن انرژی، دست نیاز به سوی ایران دراز کرده و میکند و مرتباً شاهد امضای قراردادهای جدید چند ده میلیارد دلاری با ایران در قلمرو انرژی هستیم. تأکید بر این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که خاطرنشان گردد، حقوق و منافع ایران قابل بحث و مذاکره نیست و اگر قرار بر تأمین خواست بیگانگان بود، آمریکا نه تنها نفت و گاز و پتروشیمی ایران را هم در تحریم دارد که حتی با اصل نظام و با رفاه ملت نیز مشکل دارد.
این نکته را وزیر انرژی اسبق انگلیس هم دقیقاً مورد اعتراف قرار داد که علت اصلی مخالفت آمریکا و انگلیس با ایران خروج مطلق ایران از قلمرو و نفوذ غرب و پایان سلطه آنها بر ایران است.
برای غرب دردآور و حتی شرمآور است که دنیای معاصر به چشم خود میبیند ایران دیروز تحت سلطه غرب، یک مصرفکننده مطلق بود ولی امروزه ایران به یک قدرت مطرح در قلمرو علمی، فناوری و صنعتی مبدل شده و حرفهای تازهای برای گفتن دارد. دنیای معاصر و بویژه ملتهای نواستقلال که سعی دارند هویت جدید و افتخارآمیزی برای خودشان فراهم سازند، طبعاً به حرکتهای غرورآفرین ایران به دیده تحسین و ستایش مینگرند و آرزو دارند که روزی در همین مسیر و در همین جایگاه قرار بگیرند و دستاوردهای علمی ـ تخصصی فرزندان خود را به چشم ببینند و به آن افتخار کنند.
انرژی اتمی از این دیدگاه برای ملت ایران بعنوان یک افتخار در دوران جدید ارزیابی میشود و آحاد ملت ایران آنها هم در دل و با زبان و بیان خود، مراتب قدرشناسی و حمایت خود از دستاورد غرورآفرین دانشمندان اتمی ما اعلام میکنند. معنی این عبارت اینست که انرژی اتمی برای ملت ایران، مسیر بازگشتناپذیری را ترسیم کرده که بایستی برای تداوم و پویائی آن، از تمامی فرصتها و ابزارهای لازم بهرهگیری شود.
4ـ «نلیسیا فلمینگ» سخنگوی «سولانا» در توجیه علت برگزاری مذاکرات سولانا ـ لاریجانی بدون تعلیق غنیسازی گفته است که این مذاکرات برای وادار کردن ایران به تعلیق صورت میگیرد و سولانا مطمئن است که میتواند کاری صورت دهد. بطور همزمان برخی کشورها خواستار عقبنشینی ایران از مواضع خود و تجدیدنظر در روند غنیسازی و پذیرش تعلیق شدهاند. بدین ترتیب به نظر میرسد که رسانهها و برخی دولتهای خارجی سعی دارند ذهنیتی را بر روند مذاکرات آینده تحمیل کنند و با پیشداوریهای خود چنین وانمود کنند که گویا مذاکرات 4شنبه، در صورتی موفق خواهد بود که به تعلیق غنیسازی در ایران منجر شود. «فلمینگ» حتی پا را فراتر نهاده و ادعا کرده است که اگر امید و انتظاری برای موفقت سولانا وجود نداشت، این مذاکرات را نمیپذیرفتیم! این شیوه نامطلوب و خودپسندانه غرب، حتی اگر در مورد سایر کشورها اثری داشته، در مورد ایران کارساز نیست و یقیناً زمینههای مطلوب برای استنتاج صحیح از روند مذاکرات را پیشاپیش، «عقیم» خواهد کرد و با پیشداوریهای غلط مانع تحقق نتایج مناسب خواهد شد و ناکامی تازهای را برای غرب رقم خواهد زد.
«هنری کیسینجر» وزیر خارجه اسبق آمریکا هشدار میدهد که آمریکا و اروپا باید برای خروج از بنبست کنونی، فرصت مذاکره با ایران را غنیمت بشمارند و به ایران ثابت کنند که درصدد تحقیر و جلوگیری از پیشرفت ایران نیستیم و در چارچوب یک همکاری متقابل خواستار رابطه دوجانبه هستیم.
از این بابت، این دور از مذاکرات با ایران از لحاظ موقعیت زمانی بسیار مهم است و اروپا و آمریکا باید برای خارج شدن از دیپلماسی ناکارآمد با ایران در این فرصت به توافق و تفاهم برسند.
با مروری بر تجربههای 4 ساله اخیر بهتر میتوان دریافت که اروپا فاقد ابزارها و اراده لازم در جهت کسب موفقیت و دستیابی به یک تفاهم موثر و کارآمد است. ما اروپا را بارها آزمودهایم و در میدان عمل دریافتهایم که آنها فاقد استقلال رأی و استقلال عمل لازم در جهت تحقق وعدههائی هستند که متعهد به انجام آنند ولی در عمل برای تأمین امتیازات متقابلی که از ما گرفتهاند، بیتابی میکنند و حال آنکه تعهداتشان فاقد کمترین ارزش و اعتبار عملی است و قادر به تحقق آن نیستند یا اراده لازم برای تحقق آنرا ندارند که البته نتیجه یکسان است.
بدین ترتیب، اگر مذاکرات چهارشنبه ایران و اتحادیه اروپا با پیشداوری و برای تأمین اهداف واشنگتن برپا شود، موفقیتی برای آن متصور نیست، لکن اگر قصد گشایش و بهبود اوضاع باشد، میتوان انتظارات معقولی از آن داشت.