نشست همسایگان عراق و مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا در گفتگوی قدس با یک تحلیلگر
گروه سیاسی ـ آرش خلیلخانه: تغییر موضع ناگهانی و ابراز علاقه مقامهای ارشد آمریکایی از جمله رابرت گیتس و کاندولیزا رایس برای مذاکره با مقامهای ایرانی بویژه پس از تماسهای اخیر تلفنی میان خاویر سولانا و علی لاریجانی همزمان با تشدید تلاشها و تحرکات منطقهای این کشور برای تشکیل جبههای از کشورهای عربی علیه ایران به موضوعی بحثانگیز تبدیل شده است.
خبرنگار سیاسی قدس این موضوع را در گفتگو با «مصیب نعیمی» تحلیلگر و روزنامهنگار بررسی کرده است.
* رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا در سفری که به خاورمیانه داشت از شکلگیری مذاکرات دیپلماتیک با ایران در اجلاس همسایگان عراق استقبال کرده است. مواضع اخیر وزارت خارجه آمریکا و کاندولیزا رایس نیز دیدگاه مشابهی را نشان میدهد. این در حالی است که تا پیش از این ایالات متحده چنین رخدادی (مذاکره) را مقید و مشروط میدانست. این تغییر موضع ناگهانی چگونه قابل تفسیر است؟
** آمریکاییها با توجه به بحرانهای فراوانی که در منطقه و عراق دامنگیر آنهاست و روز به روز شرایط را برای بوش سختتر میسازد درصدد پالایش و بازگشت در بخشی از سیاستهای خود هستند، اما میکوشند این مسأله بدون هزینه یا با کمترین هزینه انجام شود. یعنی اینگونه وانمود کنند که در تداوم مسیر گذشته خود توانستهاند ایران را به سوی خود جذب کنند.
با توجه به این شناخت از وضعیت آمریکا به نظر میرسد در این سو یعنی ایران نیز با شناختی متقابل، حاضر نیست بهای این ناکامی آمریکا را بپردازد. لذا یک تناقض آشکار در این مسأله وجود دارد: از یک سو بارها از آمادگی گفتگو با ایران درباره عراق سخن میگویند و همزمان برای توجیه داخلی این مسأله، حرفی از حذف پیششرطها نمیزنند. در حالی که به تصدیق برخی منابع غربی این پیششرطها خیلی هم جدی نیست.
به عنوان مثال استقبال فوری آمریکا از مذاکره سولانا و لاریجانی نشاندهنده بحرانی است که سیاست خارجی آمریکا به آن مبتلاست. جلوه دیگر این بحران سیاسی در آمریکا نیز تصمیم نابخردانه اخیر آنها در ایجاد دیوار حائل میان مناظق سنی و شیعهنشین در بغداد است که نشان میدهد آنها تلاش میکنند با گشودن دریچههای انحرافی واقعیت شکست فاحش سیاسی و بحران نظامی خود را ترمیم کنند.
از این نظر، نوع واکنش غیرمترقبه ایران در خصوص اجلاس شرمالشیخ آمریکاییها را در وضعیت دشواری قرار داده است و اشغالگرام عراق با فشار زیادی از سوی جامعه بینالمللی و حتی دولت عراق مواجه هستند که به چه دلیل در مسیر این کنفرانس مانعتراشی میکند.
از سوی دیگر پیامدهای حضور نظامی آمریکا در منطقه، رفته رفته در عرصه داخلی آمریکا نیز به مرحله بحران رسیده است از جمله کاهش توریست به میزان 50 درصد، شروع موجی جدید از ورشکستگی شرکتهای آمریکایی در نتیجه رشد گرایش مردم این کشور به دموکراتها را در پی داشته است.
* رابرت گیتس چند ماه قبل در توجیه مخالفت آمریکا با بحث مذاکره و گفتگو با ایران حتی در مورد عراق گفته بود علت این است که دست ما در چنین مذاکرهای خالی است. تغییر موضع وی به این معناست که دست خود را پرتر از گذشته میدانند و خود را در این مذاکره در جایگاه برتر میپندارند؟
** اگر به خاطر داشته باشید در مرحله گذشته تا مرز توافق هم رسید که مذاکره آمریکا با ایران درباره مسایل عراق انجام شود که این مسأله با توجه به درخواست مقامهای عراقی از سوی ایران پذیرفته شد، اما آنها به هیچوجه با نیت حل مسایل نیامده بودند و تلاش میکردند از این مذاکره بهرهبرداری سیاسی کنند.
به همین دلیل هم دیدیم پیش از شکلگیری مذاکره، طرح این مسأله از طرف آمریکاییها که میخواهیم به ایران هشدار دهیم تا در مسایل عراق دخالت نکنند، مذاکره را منتفی کرد. و این فریبکاری موجب شد ایران با احتیاط بیشتری به این مسأله نگاه کند.
طبیعی است آمریکاییها نمیتوانند از کانال و مسیر قبلی وارد مذاکره شوند لذا با به کارگیری واسطهها و زمینهسازیهای دیگر حتی در بحث مسایل هستهای ایران میکوشند با اعمال فشار ایران را به مذاکره وادار کنند.
حتی میتوان اینگونه نیز تصور کرد که فشارها به ایران در بحث هستهای برای وارد کردن ایران به مذاکره در ابعاد و مسایل دیگر مورد خواست آمریکا نیز باشد. اکنون مذاکره به طور قطع امتیازی برای ایران نیست، بلکه هزینهبر هم خواهد بود. لذا تهران به این مسأله تمایلی ندارد و از این منظر آمریکا در شرایط نامساعد بنبست قرار دارد.
* آیا شکلگیری مذاکره بین مقامهای ایرانی و آمریکایی در شرمالشیخ امکان بهرهبرداری سیاسی و تبلیغاتی آمریکا را در اختیار واشنگتن قرار میدهد؟
** سناریوهای تبلیغاتی آنها علیه ایران تقریباً به اوج رسیده و هیچ عقل سلیمی دیگر نمیپذیرد که ایران در بحران عراق بویژه با انعکاس نوع رفتار آمریکا در این کشور نقش داشته باشد.
در مسایل هستهای ایران هم سخن آمریکا خیلی بهایی ندارد و با وجود اینکه آمریکاییها خواستار یک خیز به سوی قطعنامهای شدید بودند، ناگزیر شدند به یک وضعیت صورتی در دو تلاش آخر خود بسنده کنند و با وجود بهرهبرداری گسترده تبلیغاتی ماهیت قطعنامهها آنچه کاخسفید میخواست نبود. شرایط اروپا نیز پس از اعلام کنارهگیری زودرس بلر از قدرت و انتخابات حساس در فرانسه که از گرایش مردم این کشور به سوسیالیستها و نگرانی از تسلط سیاستمداران همسو با ایالات متحده آمریکا حکایت دارد و در مجموع، گسترش احساسات ضدجمهوریخواهان آمریکا در اروپا نیز گویای آن است که دیگر آمریکا شرایط گذشته را برای ایجاد یک جبهه ضدایرانی در اختیار ندارد و برگهای آنها بسیار محدود است.