«استیون بلانک» پروفسور انستیتوی نظامی تحقیقات استراتژیک آمریکا، در مقاله خود تحت عنوان «آینده انرژتیک افغانستان و پیامدهای آن» چنین تأیید میکند که «کاملاً ممکن است» افغانستان دارای ذخایر قابل توجه نفت و گاز باشد.
طبق اطلاعات وی، دورنمای ذخایر گاز طبیعی در شمال افغانستان برابر با 6/3 تا 5/36 تریلیون فوت مکعب و نفت از 4/0 تا 6/3 میلیارد بشکه است. به عقیده پروفسور چنین وفور منابع هیدروکربنی، میتواند منجر به رقابت بین خط لولههای آمریکا و مسلماً روسیه در منطقه شود. برای ارزیابی دقت آمار و ارقام استیون بلانک باید به انستیتوی روسی علمی تحقیقات زمینشناسی کشورهای خارجی مراجعه کرد.
تنها در آنجا میتوان درجه مطالعات و بررسیها درباره شمال افغانستان را در زمینه ذخایر مواد خام سوختی ارزیابی نمود، زیرا زمینشناسان شوروی نیز در زمان خود بررسیها و محاسبات دقیقی را چه از لحاظ ژئوفیزیکی و چه جستجوی حفاری در استانهای شمالی افغانستان طی دهها سال انجام دادند. به گزارش نووستی طبق ارزیابی متخصصین این انستیتو، در حال حاضر 7 معدن گاز و 6 معدن نفت در افغانستان وجود دارند. تمامی این معادن در شمال افغانستان هستند.
ذخایر گاز در 7 معدن باز برابر با 120/5 تریلیون فوت مکعب است که 230/4 تریلیون فوت مکعب آن اثبات شده است. با کم کردن میزان گازی که تاکنون استخراج شده، ذخایر اثبات شده گازی برابر با 340/2 تریلیون فوت مکعب و نفت استخراج شده از 6 معدن کشف شده نیز برابر با 91/0 میلیارد بشکه است. باید این را نیز گفت که خود استیون بلانک تردید دارد که اطلاعات وی صحت دارند یا نه و مخصوصاً درباره سقف بالایی اطلاعات، جای تردید نیز هست.
چشمانداز استخراج از ذخایر کشف شده در افغانستان، طبق اطلاعات این انستیتوی روسیه، پیش از هر چیز وابسته به حفاری عمیق توسط 18 ساختار ویژه حفاری گازی و 9 ساختار برای نفت است که آنها در افغانستان در مراحل مختلف آمادهسازی قرار دارند. در مجموع چشمانداز منابع گازی این کشور تنها 240/5 تریلیون فوت مکعب و منابع نفتی 68/1 میلیارد بشکه است.
خود فرآیند حفاری عمیق نیز ارزان قیمت نیست و نیازمند دهها و صدها میلیون دلار سرمایهگذاری است. اما تنها پس از چنین حفاریهایی میتوان نتیجه درست گرفت. در ضمن، وزارت صنایع معادن افغانستان کاملاً در جریان این آمار است، زیرا در ماه نوامبر سال گذشته زمینشناسان روسیه که در نمایشگاه بینالمللی بازسازی افغانستان 2005 شرکت کرده بودند، با نمایندگان رسمی این وزارتخانه تبادلنظر نمودند و نویسنده این مقاله نیز گفتگوی آنها را ترجمه میکرد.
حال درباره نتیجهگیری کارشناس آمریکایی. آیا اصلاً ارزش دارد که درباره رقابت خط لولهها با روسیه در آسیای میانه گفتگو کرد؟ این درست است که در صورت مثبت بودن تجسسها و استخراج منابع هیدروکربنی در استانهای شمالی افغانستان، مسئله انتقال آن به مناطق مختلف این جمهوری مطرح شود اما انتقال گاز از کوهستانهای افغانستان از شمال به جنوب نیز کار بیخطری نیست. این مسئله صادرات را نیز تحتالشعاع قرار میدهد. در انستیتوی روسی زمینشناسی کشورهای خارجی معتقدند که در مرحله کنونی توسعه اقتصادی افغانستان، راحتتر است که نیروگاههای حرارتی در شمال افغانستان که از لحاظ منابع غنی است، احداث کرد و برق را از شمال به جنوب منتقل کرد.