تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۴  ، 
کد خبر : ۲۰۸۹۱۷

به خاطر کاریکاتوریست زندانی

علیرضا افشار مقدمه: با نیک‌آهنگ کوثر در روزنامه آزاد آشنا شدم. از زمان شروع به انتشار، من در آن روزنامه مشغول بودم. گروه اطلاع‌رسانی این روزنامه ـ که یک سرویس جدید در مطبوعات ما محسوب می‌شد ـ به عهدۀ من و چند تن از همکارانم بود. مدتی پس از آغاز به کار روزنامه، خط‌مشی آن از شیوه جهانگردی و اطلاع‌رسانی تغییر کرد و سیاسی شد. در این دوره بود که نیک‌آهنگ، به آزاد آمد. چون از دوستداران هنر کاریکاتور بودم، به سرعت با وی دوست شدم. او را بیشتر به خاطر کاریکاتورهای جسورانه‌اش در روزنامه زن می‌شناختم. در همان کاریکاتورها، تقریباً هیچ مسوول و نهادی از گزند نیش قلم وی در امان نمانده بود؛ از لاریجانی و نقدی گرفته تا مهاجرانی، کرباسچی و حتی فائزه هاشمی (مدیر مسوول همان روزنامه). نیک‌آهنگ، که در آن زمان هم چهرۀ کاملاً شناخته‌شده‌ای بود، به عکس انتظارم بسیار صمیمی بود. همین صمیمیت مرا ترغیب کرد تا مصاحبه‌ای با او داشته باشم. کاری که صورت گرفت. نکته جالب این که تخصص این کاریکاتوریست پرکار در زمین‌شناسی است نه در هنر (از کارشناسی ارشد او در این رشته تنها تحویل پایان‌نامه‌اش مانده است). یادم هست در آن موقع که با او به مصاحبه پرداختم، مژده داد که به تازگی کوپن خانواده‌اش سه نفره شده و پدر دختری شده است. پس امروز، شش روز است که دختر شش ماهۀ او، پدرش را ندیده است. برای این که شما هم بیشتر با این کاریکاتوریست جوان آشنا شوید، متن آن مصاحبه را که در هفته‌نامه «امید جوان» به چاپ رسیده بود، مجدداً ـ با اجازه سردبیر آن هفته‌نامه ـ در این‌جا آورده‌ام. در آخر این که، دیروز در دادگاه روزنامه آزاد، آروین دیگر کاریکاتوریست جوان مطبوعات را دیدم. او می‌گفت: من و چند تا از دوستان طراح و کاریکاتوریست، کارهای مطبوعاتی نیک‌آهنگ را بین خودمان تقسیم کرده‌ایم و اخبار اقتصاد به من رسیده است. وای! که این پسر چقدر فعال است. با این که ما چند نفر هستیم واقعاً به سختی از پس انجام کارهای او برمی‌آییم... با امید آزادی هرچه سریع‌تر این دوست

* خودتان را معرفی کنید. هرچند که با آن کاریکاتورهای جسورانه چهره‌ای کاملاً شناخته‌شده هستید.
** من نیک‌آهنگ کوثر متولد سال 1348 در تهران هستم. پدرم دکتر خاک‌شناسی و مادرم، نقاش است. در نتیجه من زمین‌شناسی کاریکاتوریست شدم! در مورد این سوال که از چه زمانی به کشیدن طرح و کاریکاتور پرداختم، احمد عبداللهی‌نیا گفته است: «احتمالاً همه کاریکاتوریست‌ها از دوره نوزادی کاریکاتور می‌کشیدند منتهی به جای کاغذ اشتنباخ بر روی کهنه و پوشک!» من این دوره را به خاطر نمی‌آورم، چرا که هیچ‌کدام از آثار این دوره‌ام را قاب نکردم! ولی ظاهراً از 3-2 سالگی تمایل ویژه‌ای به مادرم داشته‌ام (خلق را تقلیدشان بر باد داد!) در تعطیلات زمستانی مدارس (سال 1357) به کپی‌کاری از آثار کارتونیست‌های آمریکایی و ایتالیایی، بسیار علاقه‌مند شدم و چند کاراکتر مخصوص به خودم را خلق کردم ولی علاقه‌مندی شدید به آثار اوریانا فالاچی، علی شریعتی، بزرگ علوی و... در آن زمان مرا از علاقه‌ام به شدت دور کرد. در سال 58 از روی کارهای ایرج زارع (مجموعه شاهنامه) تقلید می‌کردم و از علاقه‌مندان کارهای «بهمن عبدی» در بهلول و «سخاورز» در آهنگر بودم. اما مهاجرت از تهران به فارس به مدت 7 سال مرا از این سوگلی دوست‌داشتنی دورم کرد. در سال 68 به توصیه یکی از دوستان به کلاس طراحی رفتم و در سال 69 به طور ناخودآگاه کاریکاتوریست شدم. در سال 70 از طریق یکی از دوستان که با امضای «ن. شلغم» (سیامک ظریفی) در گل‌آقا بود وارد گل‌آقا شدم. در این میان «محمد پورثانی» هم در جذب من نقشی بسیار مثبت داشت و باید از وی قدردانی کنم. در آنجا به مانند طفل کوچکی که در گوشه‌ای ماست می‌خورد در کنار اساتیدی چون عریانی، پاک‌شیر و... مشغول به کار شدم. این همکاری تا سال 75 ادامه داشت. از سوی دیگر، از سال 71 ابتدا با ماهنامه همشهری و سپس از سال 72 با روزنامه همشهری همکاری داشته‌ام. در سال 76 نیز «مهر»ی شدم و در سال 77 از نظر کاری تغییر جنسیت(!) دادم و وارد روزنامه زن شدم. در سال جاری نیز پس از تعطیلی روزنامه زن به همکاری با روزنامه‌های مناطق آزاد و اخیراً نیز آفتاب امروز پرداختم.
* برای ما از موفقیت‌های خود در جشنواره‌های مطبوعات بگویید.
** در جشنواره‌های مطبوعات 1375 و 1378 عنوان دوم را در زمینه طراحی و کاریکاتور کسب کردم و در مسابقه بین‌المللی کاریکاتور چهره تولنتینوی ایتالیا در سال 1374، دیپلم افتخار را به خاطر کاریکاتور چهره هیچکاک دریافت کردم. در چند سال اخیر، اصلاً به نمایشگاه‌ها و مسابقه‌های بین‌المللی کاری نفرستاده‌ام و مهم‌ترین دلیل این کار (یا عدم کال) فعالیت بسیار فشرده مطبوعاتی است.
* از سایر فعالیت‌های خود برای ما بگویید.
** ‌اولین دوره کلاس‌های آموزش کاریکاتور «خانه کاریکاتور»را راه‌اندازی کردم که هم‌اکنون نیز دیگر همکارانم این فعالیت را ادامه می‌دهند. در حال حاضر نیز، مقدمات راه‌اندازی نخستین آژانس طرح و کاریکاتور ایران را با نام «مؤسسه فرهنگی ـ هنری آرنگ» تجربه می‌کنیم.
* در کاریکاتورهای شما کاراکترهای جالبی را می‌بینیم. اینها را برای ما معرفی کنید.
** کاراکترهای کارهای من، آدمک‌هایی دماغ گنده بی‌مغز و همیشه گیج هستند که گاهی هم کلاه روزنامه‌نگاری بر سر دارند. اصل این آدمک به سال 75 برمی‌گردد. در آغاز همکاری‌ام با روزنامه همشهری، لزوم بهره‌گیری از این کاراکتر در کنار کاراکترهای سبوکی و جهانشاهی، مرا وادار به نبش قبر کرد که در طول سالیان اخیر تا حدودی هم تغییر کرده است (همراه خودم پیر می‌شود).
* چرا در کنار اشخاصی که به تصویر می‌کشید اسم و یا موقعیت‌های سیاسی آنها را ـ چه جدی و چه به طنز ـ می‌نویسید؟
** دلم می‌خواهد کارهایم شبیه پرده‌های نقالی بشود منتهی چون مرشدی بالای سر کارم نیست، مجبورم حرف‌های احتمالی او را در مورد این افراد، در کنارشان بنویسم و فکر می‌کنم شاید به این صورت کار خاص‌تر بشود.
* تاکنون به خاطر جسارتی که در کاریکاتورهایت داری، مشکلی برایت پیش نیامده است؟
** بزرگ‌ترین مشکل از دوروبری‌ها بوده که هی می‌گویند: «آدم نسبتاً عاقل! اینجا جهان سوم است و باقی قضایا و حرف‌هایی که می‌دانید و می‌گویند این کارها چیست که می‌کشی؟» البته من مخلص همه فامیل و به خصوص پدرزن و مادرزن عزیزم هستم ولی تاکنون و از سال 75 تعداد نسبتاً اندکی تهدید شده‌ام!
* برای هنرآموزان این کار چه توصیه‌ای دارید؟
** اولین چیزی که اگر یادم باشد به هنرآموزان کاریکاتور می‌گویم این است که اگر دنده‌شان درد نمی‌کند سراغ این رشته نیایند! در ثانی، حتما بایستی با دانستن مقدار کافی «طراحی» همراه باشد. به علاوه قادر باشند آن چیزهایی را که می‌توانند مضحک ببینند! در عین‌حال در کمال جدیت بتوانند منتقدان طنزپرداز خوبی هم باشند، ادبیات کلاسیک ایران را بشناسند، اهل تحقیق در باب «فولکلور» باشند و سعی کنند در نهایت، خودِ خودِ خودِ... خودشان باشند.
* و سخن آخر...
** در پایان دوست دارم از تمام کسانی که به عمد اسمشان را نمی‌آورم چون به اندازه تمام صفحات هفته‌نامه می‌شود و در موفقیت من نقش داشته‌اند، از جمله سیدابراهیم نبوی که احتمالاً در تند بودن آثار همیشه استاد و رقیبی با چهارصد پله فاصله است، قدردانی کنم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات