تاریخ انتشار : ۲۸ آذر ۱۳۸۶ - ۱۳:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۰۸۹۳

کی‌یف؛ کانون رویارویی بزرگ


پس از پایان یافتن دوران قانونی ریاست جمهوری لئونید کوچما که از بازماندگان دوران سردمداری کمونیست‌ها در اردوگاه بلوک شرق در جمهوری اوکراین محسوب می‌شد، در انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده در دو سال و اندی قبل این کشور، برخلاف پیش‌بینی بسیاری از صاحبنظران عرصه سیاسی و روابط بین‌الملل و بویژه مسائل منطقه، ویکتور یوشچنکو که مورد حمایت مستقیم و غیرمستقیم غربی‌ها و آمریکا قرار داشته و توسط بنیادها و NGOهای آمریکایی و غربی تغذیه مالی شده بود، در انتخابات ریاست جمهوری بر حریف روس‌گرای خود پیروز شد و پس از سالهای متمادی به نقش کلیدی روس‌ها در اداره امور اوکراین و ریاست و سلطه آنها بر نفر اول حاکم در این جمهوری پایان داده شد.

عده‌ای این رخداد مهم و قابل توجه را در راستای اقدام مشابه صورت پذیرفته در جمهوری گرجستان (که منجر به روی کارآمدن مهره مشابهی شده بود) انقلاب نارنجی و یا مخملی (علیه سلطه روس‌ها و اقتدارگرایی آنها در اوکراین و گرجستان) نامگذاری کردند.

در این راستا کتاب و مقاله‌های بسیاری نوشته شده و برخی این اقدام را نقطه عطفی در کاهش قدرت عملی روسیه در محدوده حیاط خلوت و حاشیه امنیتی خود، یعنی در جمهوری‌های مستقل جدا شده از اتحاد شوروی سابق (پس از فروپاشی آن) قلمداد کرده و به شمار آورده‌اند. آنها حتی پیش‌بینی کرده‌اند این روند تداوم یافته و روز به روز منجر به نفوذ و ریشه‌دار شدن جریانات، افراد و گروههای وابسته به آمریکا و غرب در دایره و حاشیه امنیتی فدراتیو روسیه خواهد شد.

در جمهوری اوکراین عمده‌ترین شعارهایی که یوشچنکووطیف وابسته به جریان فکری او در افکار عمومی و در نزد مردم در قبل و اوایل روی کارآمدنش سر می‌دادند، انجام دگرگونی و اصلاحات در سیستم اقتصادی و معیشتی مردم کشورش و ایجاد و برقراری آزادی کامل در عرصه‌های گوناگون سیاسی و ... بود.

در بررسی عملکرد دو سال و اندی او می‌بینیم که یوشچنکو نتوانسته است مردم کشورش را در این عرصه راضی نگه دارد و در مجموع اوکراین در دو سال و اندی اخیر وضع با ثبات سیاسی و حتی اقتصادی نداشته است.

مهمترین شاخص سنجش در این راستا را می‌توان پیروزی مخالفان روس‌گرای یوشچنکو به سرکردگی ویکتوریانوکوویچ در انتخابات پارلمانی سال 2006 میلادی در اوکراین و رأی مردم به حزب وی، عنوان کرد که پس از این موضوع یوشچنکو بر خلاف میل باطنی‌اش به ناچار مجبور شد یکی از مخالفان خود (یعنی یانوکوویچ) را به سمت نخست‌وزیری انتخاب کند.

بروز اختلاف‌های اخیر در در اوکراین نیز ما بین پارلمان و نخست‌وزیر از یکسو و رئیس‌جمهوری از سوی دیگر در واقع مرهون و پدید آمده از این عوامل فوق است.

در بررسی وقایع و رخدادهای اوکراین به 6 متغیر برمی‌خوریم که عبارتند از:

- متغیر اول: اوکراین کشوری دو تکه است که یک رودخانه نیز به لحاظ جغرافیایی این دو منطقه را از هم جدا کرده است:

1- منطقه شرق، که مردمان آن ارتدوکس و روس زبان هستند.

2- منطقه غرب، که اهالی آن عمدتاً کاتولیک و اوکراینی زبان‌اند.

البته از نظر ترکیب جمعیتی اوکراینی‌ها بیشتر از روس‌ها هستند و درصد جمعیتی آنها تقریباً 55 به 45 می‌باشد. اما به لحاظ اقتصادی قدرت اصلی و جدی اقتصادی در منطقه شرق این کشور واقع شده است.

عامل‌های یاد شده از جمله ریشه‌های اصلی اختلاف‌های موجود در اوکراین بوده و برخی عوامل بحران‌زا از این موضوع‌ها نشأت می‌گیرند.

- متغیر دوم: پس از روی کارآمدن یوشچنکوو کلید خوردن به اصطلاح انقلاب نارنجی و یا مخملی در اوکراین، بازیگران اصلی خارجی (اعم از غربی‌ها و شرق) در عرصه اوکراین فعال‌تر شده‌اند و یک رویارویی جدی و پشت پرده در میان این بازیگران در حال انجام است.

- متغیر سوم: ثبات و برقراری و تداوم نظم در اوکراین هم برای روسیه و هم برای اروپایی‌ها مهم است. لذا آنها سعی دارند تا هرطوری شده برآیند کشمکش‌ها و برخوردها در این جمهوری در نهایت به آرامش منجر شود.

طرف‌های رقیب ترجیح می‌دهند تا رقابت‌های خود را در عرصه‌های مختلف و بدون تنش و برخورد جدی به پیش ببرند. اما چون در حال حاضر هدایت اصلی کار به صورت کامل در دست یک طرف است لذا بروز بحران و تنش طبیعی خواهد بود.

- متغیر چهارم: صحنه سیاسی اوکراین صحنه‌ای لرزان است. صحنه تبدیلات بسیار سریع جناح‌های قدرت و گروه‌های حزبی و سیاسی، نظیر شکل‌گیری سریع خانم تیموشنکو و افول سریع وی، یا افول روس‌گراها و قدرت یافتن دوباره آنها و ... .

چون اوکراین به واسطه ساختارش ثبات دائمی ندارد، لذا دائماً گرفتار لرزش است،‌ پس روس‌ها با اشراف نسبت به این موضوع از آن حداکثر بهره‌برداری را خواهند کرد.

- متغیر پنجم: اوکراین کشوری است که دچار بحران هویت است و عاقبت خودش را نمی‌داند. لذا وضع لرزان در بحث هویت نیز تداوم خواهد یافت. برخی معتقدند شاید اگر این کشور نیز مثل چک و اسلوواکی از هم جدا شوند بهترین نسخه باشد.

- متغیر ششم: این که در اوکراین الگویی متناسب با خواست غرب اجرا شود، برای آنها بسیار مهم است. بدون شک تحولات اوکراین تأثیرگذار در برخی کشورها و جمهوری‌ها در منطقه خواهد بود.

- در حقیقت کشمکش‌های اخیر، علاوه بر موارد فوق به لحاظ محتوا نیز این پارامترها قابل بررسی است:

اول: به هنگام روی کارآمدن یوشچنکو در اوکراین، فشار عوامل خارجی حرف اول را می‌زد و در واقع موفقیت وی تحت تأثیر عوامل خارجی شکل گرفت. اما در بحران اخیر عمده اختلاف‌ها و محتوای آن، درگیری‌ها و کشمکش‌های داخلی ما بین ارکان قدرت در این کشور است.

دوم: ‌در مجموع بحران اخیر، یک جنگ قدرت داخلی بین گروه‌های حاکم  در این کشور است. یوشچنکو بعد از انقلاب رنگین و به دست گیری قدرت نتوانسته است مدیریت صحیحی را در کشور اعمال نماید، لذا بخش‌هایی از این اختلاف‌ها درونی  است که چندی پس از پیروزی انقلابیون، در کمپ آنها رخ داده است که این عامل بدون شک زمینه را برای روی کار آمدن طیفی از مخالفان به مرور پدید خواهد آورد.

سوم: عده‌ای معتقدند یوشچنکو در تداوم تفکر روس گریزی که پس از شکل‌گیری انقلاب نارنجی در اوکراین پدید آمده بود، اقتدار لازم را به خرج نداده است، و وی نتوانسته است در مقابل یانوکوویچ و حتی انتخابات سال گذشته پارلمان اقتدار لازم را به خرج دهد. این عده که غرب‌گرا هستند معتقدند یانوکوویچ در انتخابات تقلب نموده و پیروز شده است. این طیف اظهار می‌دارند یانوکوویچ درصدد است اوکراین را به سمت دوران لئونید کوچما ببرد.

چهارم:‌ اگر انتخابات زود هنگام پارلمانی برگزار شود، یوشچنکو رئیس‌جمهور فعلی نخواهد توانست اکثریت را به دست آورد، طبق نظرسنجی‌ها «حزب مناطق» متعلق به نخست‌وزیر و طرفدارانش، اکثریت را در حال حاضر دارا هستند، تا نسبت به طرفداران رئیس‌جمهور.

پنجم:‌ احتمال این که یوشچنکو با چراغ سبز غرب و آمریکا این اقدام را انجام داده باشد متصور است. بدون شک وی نیز برای انتخابات زودرس پارلمانی برنامه‌ریزی حزبی‌اش را کرده و بیکار نخواهد نشست. به هر حال این اقدام برای یوشچنکو ریسک به شمار می‌آید که حالت بینابین ندارد و حاصل آن یا برد است و یا باخت. خانم تیموشنکو (نخست‌وزیر سابق) نیز با سفر به آمریکا و دیدار با دیک‌چنی (معاون رئیس‌جمهور) و رایس (وزیر امور خارجه آمریکا) از آنها جواب مثبت را برای اقدامات خودشان گرفته اتس. البته تا به امروز آن‌طور که انتظار می‌رفت، آمریکایی‌ها وارد قضیه نشده‌اند.

ششم: برخی مقام‌های روسیه و دومای این کشور نیز نسبت به اقدامات یوشچنکو موضعگیری کرده و آن را محکوم کرده‌اند.

هفتم: طبق قانون اساسی اوکراین، ارتش را رئیس‌جمهوری و پلیس را نخست‌وزیر اداریه می‌کند. اکثریت ارتش، وفاداری خودشان را به رئیس‌جمهور اعلام داشته‌اند. البته تظاهرات‌های مردمی انجام شده اخیر بیانگر این است که یانوکوویچ- نخست‌وزیر- طرفداران بسیاری را دارد و روز به روز نیز بر تعداد آنها افزوده می‌شود. چندی قبل نیز توسط نمایندگان پارلمان و با انجام اصلاحات در قانون اساسی، اختیارات نخست‌وزیر افزایش یافته و اختیارات رئیس‌جمهوری کاهش یافت، به طوری که طبق آن پارلمان می‌تواند رئیس‌جمهور را استیضاح کند.

هشتم: در حال حاضر در صحنه سیاسی اوکراین شاهد وجود 3 جناح مهم و عمده هستیم:

1- جناح روس‌گرا- که پایگاه عمده آنها مناطق شرق اوکراین بوده و قدرت اقتصادی نیز عمدتاً در دست آنهاست.

2- جناح روس‌گریز، یا غرب‌گرا- که پایگاه عمده آنها مناطق غربی اوکراین بوده و به دنبال طرحهای از قبیل ورود به اتحادیه اروپا و پیوستن به سازمان ناتو امثالهم هستند.

3- جناح احزاب و گروههای میانه‌رو، که حالت بینابینی دارند.

در واقع همین جناح سوم است که حالت تعیین کننده را در صحنه سیاسی در اوکراین دارد. به طور نمونه در بحران اخیر جابه‌جایی حزبی 11 نفر نماینده در پارلمان به نفع حزب نخست‌وزیر بود که موجب برهم ریختن تعادل در پارلمان شده و اوضاع را به هم ریخت.

نتیجه این که:

1- شعار اصلی در انقلاب‌های رنگین (در ظاهر) بیشتر به دلیل فشارهای اقتصادی (توزیع قدرت، توزیع ثروت، فقر و ...) بوده و بر مبنای آن حرکات اعتراض‌آمیز اولیه صورت پذیرفته است.

حال که این انتظارات را یوشچنکو در افکار عمومی مردم نتوانسته است پاسخگو باشد و حل کند، لذا دامنه اعتراض‌های مردمی مجدداً شعله‌ور شده است.

2- بنا به دلایل متعدد، بحران اوکراین راه حل سریعی را ندارد و به این زودی‌ها شرایط ثبات به وجود نخواهد آمد. ضمن این که در صورت بی‌ثباتی و ادامه روند آن، این امر موجب دخالت غربی‌ها و روس‌ها در این صحنه خواهد شد.

3- اگر در صحنه سیاسی اوکراین، به صورت کوتاه‌مدت نیز اوضاع آرام شود، این مسأله به معنای حل نهایی موضوع نبوده و به مثابه آتش زیر خاکستر خواهد بود.

در اوکراین و کشمکشهای سیاسی در جریان در آن، این دفعه بیشتر درگیری‌ها تحت‌الشعاع مسائل داخلی است تا مسائل بیرونی. در زمان بروز انقلاب رنگی، یوشچنکو به دنبال کسب نظر و دخالت خارجی‌ها برای پیروزی خود و حل قضیه بود. ولی این دفعه وی سعی دارد بحث را داخلی کند و مانع دخالت خارجی‌ها بشود. او سعی در جلوگیری از اعمال فشار از خارج به خودش را دارد.

4- روسیه مناطق و جمهوری‌های حائلی‌اش را برای خود مهم و حیاط خلوت می‌داند، لذا بدون شک در دید کلان‌تر و عمیق‌تر به این موضوع، روس‌ها در این قبیل مسائل و رویارویی در این عرصه با غربی‌ها، کوتاه نخواهد آمد.

 بطور نمونه در بحث طرح استقرار سپر موشکی آمریکایی‌ها، نیز هم روس‌ها و هم نخست‌وزیر اوکراین (یانوکوویچ- که فردی روس‌گراست) هم راستا با یکدیگر موضعگیری منفی و تندی را کردند که خود این امر حاکی از ماهیت پشت پرده و خاستگاه اصلی یانوکوویچ به شمار می‌آید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات