حسین زاده
برای تحقق ایده گفتگوی تمدنها که با اقبال جهانی مواجه شده توجه به اموری در اولویت قرار دارد.
دکتر علی مدرسی، استاد دانشگاه کالیفرنیا که به منظور شرکت در همایش رویکرد فرهنگی به جغرافیا به مشهد سفر کرده بود در گفتگویی با خبرنگار ما، بر این اعتقاد است که برای نیل به موفقیت در گفتگوی تمدنها؛ ابتدا باید گروههای مختلف کشورمان، یکدیگر را بشناسند تا بتوانند با دیگران گفتگو کنند و فرهنگ و تمدن خود را به آنان عرضه کنند.
دکتر مدرسی، درباره ویژگیهای این گفتگوها میگوید:
افزایش اطلاعات و آگاهی از فرهنگهای داخلی بررسی علمی ملیت که تنها به اسم لباس و غذا محدود نباشد و گشودن تاریخچه تمدنهای ایرانی برای تمام اقوام ایران، مقولهای است که طرح بحث گفتگوی تمدنها و اهمیت آنرا دو چندان میکند.
بهعنوان نمونه، من در شهر یزد متولد شدهام و در کویر، رشد و نمو کردهام. با اقوام غرب کشور، آشنایی کمی دارم. همچنین اطلاعاتم از اقوام شرقی کشور، اندک است. بنابراین میتوان گفت که مردم هر منطقه کشور صرفاً با فرهنگ خود آشنا هستند. از اینرو، ضروری است که با ایجاد شناختی عمیق از اقوام مختلف در دوران تحصیل، یک همگرایی برای اقوام ایرانی ایجاد شود. پس از این آشنایی و گفتگو بین اقوام مختلف ایرانی داخل کشور، برای مهاجران ایرانی نیز این فرصت فراهم شود تا با هممیهنان خود گفتگو کنند زیرا کسانی که از وطن خود دور میشوند، براساس یک تئوری، قومیتشان قویتر میشود و در بین اقوام دیگر، باید خود را توصیف کنند. بعنوان مثال یک ایرانی مقیم آمریکا باید تفاوت خود را با یک عراقی توضیح دهد. این توضیح نیازمند مطالعه تاریخی این فرد است تا بتواند خود را معرفی کند، از اینرو، بناچار به مطالعه می پردازد در نتیجه باز شدن باب گفتگو بین صاحبنظران کشور با این گروه، علاوه بر ایجاد شناخت بیشتر، تشویقی برای مراجعت ایرانیان به کشور خواهد بود. دکتر مدرسی، با بیان این نکته که اکنون ایرانیان، پیشگام گفتگوی تمدنها شدهاند، میگوید:
در جریان این گفتگوها، توجه به مواردی ضروری است.
در اولین دیدار، نمایندگان دو تمدن، ابتدا تفاوتهای یکدیگر را میبینند اینکه با دیگران چه تفاوتی داریم و این مساله تضادها را مطرح میکند که بتدریج در پی تداوم گفتگوها، اختلافات حل میشود و اگر گفتگویی نباشد، این اختلافات افزایش مییابد. بنابراین در گفتگوی تمدنها، به دو مساله عمق و بسط زمانی گفتگوها باید توجه داشت تا گفتگوها با گذر از مرحله اختلاف، به همزیستی منجر شود. از اینرو، در این راستا، صرفا ارائه چند سخنرانی و مقاله، نتیجهبخش نخواهد بود.
وی میافزاید: بدینترتیب گفتگوی تمدنها در چند مرحله باید انجام شود یکی از این مراحل، تفکر بومی و ارتباط با مردم است. در جهان امروز، صرفا روابط فرهنگی قرار نیست بلکه روابط سیاسی، اجتماعی و... هم هست. که باید به مرور زمان اجازه رشد به این روابط داده شود. تاکنون سابقهای تاریخی درباره گفتگوی تمدنها نداشتهایم و همیشه تمدنها، در حال ایزوله شدن، بدون ارتباط با یکدیگر بوده و با یک حالت درونگرایی، خود را نسبت به دیگر تمدنها ارجحیت دادهاند. حال اگر این ارجحیت با احترام به شخص و شناخت خودش همراه باشد، مشکلی ندارد اما اگر بهگونهای باشد که تمدنهای دیگر را برابر خود، کوچک بشمارد، گفتگو صورت نمیگیرد روابط آمریکا با دیگر کشورها بر این اساس است. علاوه بر این، برای گفتگوی تمدنها، زمان نیاز است تا محیطهای تمدنی صحیح بوجود آید و هنگامیکه بحث مساوات باشد، تضادها بطور اساسی حل میشود و گفتگوی تمدنها بارورتر شده پاسخ مناسبی خواهد یافت.
دکتر مدرسی میافزاید: تاثیر تمدن یونان در تفکر غرب، بوضوح آشکار است و برای آن، بیش از دیگر تمدنها ارزش قائل میباشند و آن را بهعنوان تاریخ قدیم محسوب میکنند. حال اگر تاریخ ایران را بهعنوان یک بحث جدید به غرب معرفی کنیم برای آنها جالب خواهد بود. اما تمدن چین باب جدید گفتگو را برای ما خواهد گشود و باید در نظر داشت که تاریخهای کهن، محدود به مرزهای سیاسی نیست.
بعنوان مثال تمدن چین، محدود به مرزهای سیاسی کنونی نیست، زیرا این مرزها پدیدهای جدیدی است که با محدوده تمدنی متفاوت است. از اینرو به فرهنگهای کهن، باید با دید خیلی بازتر و عمیقتر نگریست در حالیکه رنسانس و تحولات چند صدساله اخیر، در بزرگداشت تمدن یونان موثر بوده است، اما تمدن ایران و چین که در چند صد ساله اخیر به صنعت چاپ و مراکز علمی دسترسی نداشتهاند محصور ماندهاند. اکنون موقعیتی مناسب برای رشد مجدد این تمدنها فراهم شده است که باید از آن استفاده کرد.
استاد ایرانی دانشگاه کالیفرنیا میافزاید: اما تمدنهای کهن بسیار بیشترند، همچون تمدنهای ایران، ژاپن، هند، پاکستان بین النهرین، ماوراالنهر «که با ایران مخلوط، اما متفاوت است» یونان، روم مصر و شمال آفریقا اروپا «یک تمدن خاص اما پراکنده که پس از فروپاشی رم ایجاد شد» و آمریکای مرکزی و آسیای شرقی از اینرو نمیتوان که این تمدنها را از نظر جغرافیایی به 5 یا 6 مورد تقسیم کرد و اشکالی اساسی که بر این تقسیمبندیها وارد است، دید امپراطوری است، یعنی اگر تمدنی، تشکیل امپراطوری نداده باشد به آن توجه نمیشود هر چند هم تمدنی قومی بوده باشد.
وی، در مورد رابطه تمدن و فرهنگ و اولویتهای آنها در گفتگو میافزاید: هر تمدن، همگرایی چند فرهنگ مختلف است. مثلاً فرهنگهای مختلف ایران، تمدن ایرانی را میسازند. بنابراین در مرحله اول، باید گفتگوی فرهنگها صورت گیرد و فکر میکنم که بهتر است گفتگوی تمدنها، در سطوح بالای سیاسی صورت گیرد. از اینرو باید گفتگوها را از خود شروع کنیم، هر تمدنی باید در درون خود مطالعه کند تا پس از شناخت خود، بتواند با دیگران گفتگو کند مثلاً شناخت فرهنگهای مختلف ایران، مقایسه با دیگر فرهنگها را ممکن میسازد و میتوان در نتیجه این قیاس، به غنای فرهنگی خود پی ببرد دکتر مدرسی، در حدود وظایف نخبگان و نیروهای فکری و حکومت در این زمینه میگوید: استادان رشتههای مختلف، میتوانند که در این زمینه، مشارکت داشته باشند.
وظیفه دانشگاه و دولت، تقریباً به هم آمیخته است و خوشبختانه دولت با دید بازی به اقوام و مناطق مختلف مینگرد.
دانشگاههای مناطق مختلف کشور که نسبت به دهههای قبل بسیار بیشترند، میتوانند مراکز مطالعات فرهنگی خوبی باشند و در هر نقطه کشور، یک دانشگاه میتواند که در مطالعات استانی فعال باشد و بصورت عمیق، مناطق مختلف را مطالعه و تدریس کند و نتایج مطالعات به صورت استاندارد و خیلی باز با دیگر دانشگاههای کشور مبادله شود که در صورت چنین عملی پس از یک دهه تلاش در زمینه فرهنگهای متعدد کشور کتاب و مقالههای متعددی خواهیم داشت. و بطور عمیق با فرهنگ و مسائل کشورمان آشنا خواهیم شد که این مطالعات، هم در مرکز کشور و هم مناطق مختلف میتواند تدریس شود تا هر فردی در هر منطقه، شناختی از فرهنگ و اقوام مختف کشور خود داشته باشد. دولت نیز میتواند با برقراری سیستمی در حمایت از دانشگاهها در انجام اینگونه طرحها موثر باشد حمایتهای مادی و معنوی دولت، قطعاً در انجام اینگونه پروژهها موثر است.