تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۰۸۹۴۵
گفت‌وگو با دکتر محمدرضا مجیدی، مدرس دانشگاه و از فعالان اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا

آسیب‌شناسی فعالیتهای سیاسی دانشجویی

اشاره‌: در آستانه دهه فجر انقلاب اسلامی، گفت‌وگویی با دکتر محمدرضا مجیدی استادیار دانشگاه و از فعالان اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی در اروپا انجام داده‌ایم که به موضوع دانشگاه سیاسی و موانع پیش‌ روی مشارکت سیاسی دانشجویان و نیز آسیب‌های حرکت دانشجویی اختصاص دارد. مجیدی معاونت سیاسی نهاد رهبری در دانشگاهها را نیز به عهده دارد اما در این گفت‌وگو به عنوان یک مدرس صاحبنظر، شرکت کرده است.

* تهران امروز: در جریان انقلاب اسلامی و پس از پیروزی، مقوله دانشگاه اسلامی و در کنار آن موضوع سیاسی بودن دانشگاه دانشجو مطرح شده است. لطفاً نظر خود را در این خصوص با توجه به روند تحولات دو دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی بیان کنید.
** مجیدی: یکی از موضوعات و مقوله‌هایی که نیازمند تبیین دقیق و تعریف روشن است. همین مقوله دانشگاه سیاسی و دانشجوی سیاسی است. ارکان پنجگانه استاد، دانشجو، مدیریت، برنامه و متون آموزشی و محیط دانشگاه در تعامل با یکدیگر قرار دارند و تاثیر و تاثر در میان آنها مشاهده می‌شود. دانشگاه به شکل نوین در کشور ما‌، در آغاز دهه دوم قرن جاری شمسی به وجود آمد و فراز و فرودهایی را شاهد بوده است. مجال پرداختن به سیر تاریخی آن فعلا فراهم نیست ولی باید گفت روشنفکران مسلمان و دیندار دانشگاهی در جریان نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) همراه حوزویان مبارز و پیشگام بویژه تربیت شدگان مکتب امام، نقش مهمی در پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار حاکمیت دینی در کشور ما داشتند و از این منظر. دانشگاه و دانشجوی سیاسی و آگاه و حاضر در صحنه و حتی پیشتاز در بسیاری از میدان‌های انقلاب، مقوله‌ای با سابقه و دیرینه است. اما آنچه موضوع دانشگاه و دانشجوی سیاسی را در دهه دوم انقلاب و در این سالها به موضوع روز و مورد بحث در مجامع فکری و علمی تبدیل کرد، تحولات کشور و نظام و انقلاب بود. می‌دانید و می‌دانیم که نسل جوان دانشگاهی که پشت سر رهبری دینی و با حضور در اجتماعات میلیونی مردم مسلمان، شاهد پیروزی یک انقلاب کبیر آن هم به نام خدا در عصر و زمانی بود که دنیا از دین گریزان و حتی در ستیز با آن بود. با استمرار حضور خود در صحنه‌ها و ساحت‌های مختلف این انقلاب مردمی. به پایداری از دستاوردهای مختلف آن پرداخت. مجموعه‌های دانشجویی در راه‌اندازی نهادهای انقلابی نقش موثر داشتند، در عینیت بخشیدن به شعار استقلال در جریان حرکت انقلابی تسخیر سفارت آمریکا که کانون توطئه و جاسوسی علیه منافع ملی و مصلاح ملت مسلمان انقلابی بود و نام انقلاب دوم به خود گرفت، دانشجویان پرچمدار بودند، در انتقال پیام انقلاب به دوردست‌ترین نقاط کشور در قالب جهاد سازندگی، همین دانشجویان مسلمان و انقلابی و سیاسی نقش کلیدی را به عهده گرفتند و از دل باسابقه‌ترین تشکل دانشجویی یعنی انجمن اسلامی، جهاد دانشگاهی شکل گرفت.
هنگامی که جنگ بر انقلاب و مردم و کشور تحمیل شد. در جمع پیشتازان صحنه‌های دفاع مقدس، حضور دانشجویان پررنگ بود و شهدا، مجروحان و آزادگان دانشجو، نشان از همین حضور در صحنه دانشجویان دارد.
در این حوادث، سیاست و سیاسی بودن تفسیر عینی می‌شد. البته به دلیل اقتضائات آن دوره، حضور پررنگ تشکل‌های مختلف دانشجویی و رقابت‌های سیاسی وجود نداشت، زیرا در این سالها علاوه بر ضدانقلاب داخلی که به تمامیت ارضی و وحدت ملی و اصل و اساس انقلاب و نظم نوپا چشم طمع دوخته بود، دشمنان خارجی هم برای خفه کردن این انقلاب مردمی و ناکام گذاشتن حرکت تاریخی مردم مسلمان، جنگی را بر کشور تحمیل کرده بودند و در این شرائط، جبهه انقلاب باید به صورت متحد به دفاع از این نهال نوپا می‌پرداخت.
با پایان جنگ و تغییر شرائط طبیعتاً در صحنه دانشگاه نیز تحولاتی صورت گرفت. البته در این مقطع که با شروع دهه دوم انقلاب همزمان است، به دلیل اولویت بخشیدن به مقوله بازسازی و سازندگی کشور که در واقع باید ده سال قبل شروع می‌شد ولی به همان دلایلی که عرض کردم به تاخیر افتاده بود، به نظر بنده نگاه جامعی به این مقوله در قالب توسعه جامع و هماهنگ و همه‌جانبه صورت نگرفت. البته خدمات مهمی صورت گرفت ولی نگاه یک‌جانبه، به ابعاد دیگر توسعه بویژه حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی لطمه زد. فراموش نکنیم که به دنبال ایجاد همین شرائط و وجود نوعی رخوت و خمودی در دانشگاهها در اوائل دهه هفتاد، رهبر انقلاب در مناسبت‌های مختلف به موضوع دانشگاه سیاسی و سیاسی بودن دانشجو اشاره کردند. این نکته را از این جهت یادآوری می‌کنم که دوستان جوان دانشجو بدانند که برخلاف آنچه برخی ادعا می‌کنند که در این چند ساله اخیر بویژه پس از دوم خرداد 76 این موضوع به صورت پررنگ مطرح شده است، چندین سال قبل از این زمان، این موضوع از سوی رهبری مطرح شد و به تعبیر یکی از فعالان سیاسی، دوم خرداد و حماسه عظیم مردمی در دفاع از انقلاب و آرمانهای امام(ره) در این روز، محصول تدبیر رهبری و تاکید ایشان بر حضور فعال اقشار مختلف مردم در پای صندوق‌های رای بویژه نقش فعال دانشجویان در این زمینه‌ بوده است و از آنجا که به سالگرد انقلاب نزدیک می‌شویم، نسل جوان وارث انقلاب اسلامی و حتی نسل اولی باید بدانند که آنچه در این سالها اتفاق افتاد. در مسیر حرکت تکاملی انقلاب اسلامی و در ظرف انقلاب بوده است. نه دوم خرداد و نه مقوله‌هایی نظیر اصلاحات روی در روی انقلاب نبوده، بلکه مکمل انقلاب و لازمه آن برای استمرار حرکت است. لذا مصادره گروهی و جناحی چنین حماسه‌هایی خدمت به انقلاب نیست. در دوران پس از جنگ و پشت سر گذاشتن خطرات دهه اول انقلاب و مشاهده تثبیت پایه‌های نظام نوپا، ما شاهد ظهور اختلاف‌نظرها میان اعضای خانواده انقلاب و شکل‌گیری جناح‌ها در درون این خانواده‌ بودیم که برای پویایی جامعه و رشد آن و تکامل حرکت انقلاب لازم و مفید بود. البته باید تاکید کرد که این امر، مشروط به تعریف دقیق حوزه‌ها و خطوط قرمز و ضربه‌نزدن به وحدت ملی است، والا نقض غرض و خدای ناکرده، خدمت به خیانت تبدیل می‌شود، چرا که پیروزی انقلاب، دستاورد حداقل دویست سال تلاش و مبارزه نسل‌های مختلف در استمرار حرکت‌های گذشته برای استقلال کشور و رهایی از استبداد و استعمار و استقرار حکومت مردمی بر پایه ارزشهای بومی و دینی و ملی یعنی همان مردم‌سالاری دینی است. این تکثر و تنوع در جامعه که محیط پیرامون دانشگاه را شکل می‌دهد، در دانشگاه تاثیرات خود را برجای گذاشت و از آنجا که مجموعه‌های دانشجویی برخلاف تشکل‌های حزبی خارج از دانشگاه، از نوعی آرمان‌خواهی و استقلال عمل برخوردارند که از ویژگی‌های آنهاست و نباید آسیبی ببیند، طبیعتا راه نقد و انتقاد را آسان‌تر در پیش می‌گیرند چرا که وابستگی به قدرت ندارند و دلبستگی به میز و صندلی در جوان دانشجو جایی ندارد و به این مفهوم مستقل هستند و از صفا و پاکی خاص بهره‌مندند و حضور مخلصانه آنان در صحنه‌های مختلف انقلاب، نشان از این مطلب دارد.
یکی از ابعاد و وجوه دانشگاه اسلامی که از اولین روزهای انقلاب مطرح شد، دانشگاه سیاسی است و وجه بارز چنین دانشگاهی، دانشجوی آگاه و صاحب تحلیل و منتقد است.
رهبر انقلاب با مشاهده علائم بی‌تفاوتی نسل جوان دانشجو در سالهای 72 و 73 تعابیری نظیر اینکه: خدا لعنت کند کسانی را که نمی‌گذارند دانشجو و دانشگاه ما سیاسی باشد، را به کار بردند.
نسل جوان جامعه بویژه نخبگان علمی، آینده‌سازان این انقلاب و کشور هستند رشد و آگاهی آنان، ضامن و حافظ دستاوردهای مبارزات دویست ساله مردم و مجاهدتهای دوران نهضت اسلامی و خون شهداست و نظام اسلامی می‌خواهد که دانشجو، سیاسی و حاضر در صحنه باشد اما باید بطور دقیق به این مقوله توجه شود که نه مورد سوءاستفاده قرار گیرد و نه به جایگاه علمی و آموزشی و پژوهشی دانشگاه لطمه وارد آید و نه بی‌دلیل جلوی مشارکت سالم دانشجویان در ساحت مختلف گرفته شود.
* تهران امروز: برای تنظیم فعالیت فرهنگی - سیاسی در سطح دانشگاهها، آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هایی از سوی مراجع ذیربط تهیه و تصویب و ابلاغ شد که با مخالفت‌هایی هم روبرو شده است. در این خصوص چه نظری دارید؟
** مجیدی: اگر بخواهیم مقوله دانشگاه سیاسی و دانشجوی سیاسی را عملیاتی کنیم و در صحنه دانشگاه شاهد حضور فعال و بانشاط دانشجویان در مسائل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی باشیم، نیازمند ساماندهی و سازماندهی این فعالیت‌ها در سطوح مختلف هستیم. البته در مقوله توسعه سیاسی و اجتماعی در کلان جامعه، نیاز به این سازماندهی وجود دارد و بطور خاص در جامعه دانشگاهی و دانشجویی باید مشارکت سیاسی، سازوکار مناسب پیدا کند، به گونه‌ای که آزادی‌ها با نظم و قانون توام گردد.
علاوه بر آن باید به این نکته توجه شود که کارکرد اصلی دانشگاه، تولید دانش و اندیشه و پژوهش و تحقیق است. نباید این ماموریت اصلی لطمه‌ای ببیند و در واقع حوزه‌های فرهنگی و سیاسی در دانشگاه باید به نشاط علمی کمک کند، نه اینکه مانع و رادع باشد.
حضور فعال سیاسی دانشجو و آگاهی و دانش بالای سیاسی وی و بینش عمیق سیاسی به دانش‌اندوزی و مطالعات علمی وی جهت می‌بخشد و او را برای خدمت به جامعه و تلاش در جهت استقلال و خوداتکایی کشور و رهایی از وابستگی آماده می‌کند.
دانشگاه سیاسی همانگونه که قبلا هم اشاره شد، از وجوه یک دانشگاه اسلامی و از آرمانهای انقلاب اسلامی است و همگان باید در جهت تحقق آن گام بردارند. انقلاب اسلامی با شعارها و آرمانهای خود و نیز با مهمترین دستاورد خود یعنی حکومت دینی مردم‌سالار و عدالت‌جو، به سه دعوای تاریخی که به آنها بعد از دوران نوزایی اروپا و عملکرد غلط کلیسا شدیداً دامن زده می‌شد یعنی دعوای دین و علم، دین و عدالت و دین و آزادی پایان داد، چرا که این انقلاب بر پایه ارزشهای یک دین الهی صورت گرفت که بر محور علم و قلم می‌چرخد و عدالت، هدف عالی آن و رهایی انسانها از قیود مختلف از ماموریتهای ویژه آن به شمار می‌رود و رکن مهم این انقلاب مردم و حضور آنان به ویژه جوانان در ایجاد و بقاء انقلاب موثر بوده و هست. لذا برخلاف یک جریان محدود نخبه‌گرا که از اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، مردم را به بازگشت به خانه دعوت می‌کرد، امام خمینی بر حضور گسترده مردم و بطور خاص نسل جوان در ساحت‌ها گوناگون تاکید می‌ورزید و آنان را به مشارکت در تعیین سرنوشت فردی و اجتماعی دعوت می‌کرد. و در یک جمله پس از خدا و الطاف الهی، این مردم بودند که انقلاب را حفظ کردند و مشارکت آنان را در راهپیمایی‌ها، در پای صندوق‌هایی رای و در جبهه‌های جنگ و تحمل مشکلات و سختی‌های فراوان استوار نگه داشت.
برای استمرار این مشارکت، ضمن حفظ وجوه مردمی باید به نهادینه کردن مشارکت سیاسی در قالب نهادهای مدنی بویژه احزاب و جمعیت‌ها و انجمن‌ها که در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز به آن اشاره شده است، پرداخت تا یکی از مسئولیتهای اجتماعی عموم شهروندان یعنی نظارت بر مسئولان جامعه، ساز و کار مناسب بیابد و مطالبات نیز در کانال‌های مشخص خود قرار گیرد و برای حفظ حقوق شهروندی و آزادی‌های مصرح در قانون، در عین حفظ نظم و امنیت اجتماعی و ملی، بطور قانونی و ضابطه‌مند عمل گردد. البته این بحث در کلان جامعه مطرح است و به این صورت در سطح دانشگاه با توجه به سیال بودن مجموعه‌های دانشجویی این بحث جایی ندارد. از طرفی باید نگاه حزبی به تشکل‌‌های دانشجویی داشت زیرا از آفات این تشکل‌ها، کارکرد حزبی آنها است، چرا که حزب به دنبال کسب قدرت است و شعار احزاب نیز آن است که ما می‌خواهیم قدرت را به دست گیریم و جامعه را اداره کنیم. اما دانشجو و تشکل دانشجویی در محیط دانشگاه، ضمن داشتن حساسیت نسبت به مسائل مهم جامعه به دنبال کسب قدرت و میز و صندلی نیست و حتی نباید اجازه استفاده ابزاری توسط گروهها و احزاب سیاسی خارج از دانشگاه داده شود که به اصطلاح برای تحقق اهداف خود از میان دانشجویان به سربازگیری بپردازد.
این بحث خیلی دقیق است و باید متولیان ساماندهی فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی دانشگاهها بویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی، حدود و ثغور آن را مشخص کند. آیین‌نامه تنظیم شده و تصویب شده توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی که مدتی ‌است در دانشگاهها مورد استناد قرار گرفته است برای ساماندهی و قانونمند کردن همین فعالیتهاست که طبیعتاً پس از یک دوره یکی دو ساله اجرای آزمایشی، نیازمند بازنگری است تا خلاها و نواقص آن برطرف شود. خوشبختانه در این زمینه دستگاههای مختلف و تشکلهای گوناگون به انتقال نظرات کارشناسی خود به شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌پردازند تا در بازنگری، مورد توجه قرار گیرد و بیش از پیش شاهد سامان یافتن این فعالیت‌ها و گسترش سطح مشارکت دانشجویان باشیم. از طرفی باید توجه کرد که بر اثر برخی خلاها و کم‌کاری فرهنگی و نیز شبهه‌افکنی‌ها، سئوالات و پرسش‌های زیادی در اذهان نسل‌های دوم و سوم انقلاب ایجاد شده است که باید به طور دقیق و به زبان روز به آنها پاسخ گفت و همین جا باید اشاره کنم که یکی از مسئولیت‌های تاریخی تشکل‌های دانشجویی این است که به عنوان حد واسط میان نسل‌های انقلاب عمل کنند یعنی از سویی در مساله‌شناسی و شناخت نیازهای نسل جوان دانشگاهی بکوشند و از سوی دیگر با دعوت از صاحب‌نظران و اندیشمندان، فارغ از دعواهای سیاسی و جنجال‌ها و غوغاهای بی‌مورد و با پرهیز از برخوردهای شعاری، در ارائه پاسخ‌های علمی به پرسش‌ها بکوشند.
*تهران امروز: به عنوان کسی که از نزدیک با تشکلهای دانشجویی ارتباط دارید، چه آسیب‌ها و آفاتی را متوجه جنبش دانشجویی کشور می‌دانید؟
**مجیدی: در بحث از آسیب‌شناسی حرکت دانشجویی باید نگاهی به آرمانها و دستاورها و سپس آسیب‌ها و آفات آن داشته باشیم. به نظر بنده، جنبش دانشجویی کشور ما را در دهه‌های چهل و پنجاه و نیز دو دهه پس از انقلاب، باید در متن نهضت اسلامی و انقلاب دینی به رهبری امام(ره) تحلیل کرد و آرمانهای این حرکت را با آرمانها حرکت عمومی مردم مسلمان ایران تعریف نمود و بطور طبیعی دستاورهای آن نیز در بطن و متن دستاوردهای انقلاب باید گنجانیده و تحلیل شود.
با بیداری اسلامی که به دست امام در جامعه ما ایجاد شد، حوزه‌ها و به دنبال آن دانشگاه و استاد و دانشجوی دیندار به صحنه آمدند و همه،‌ سرباز انقلاب شدند. در طول دو دهه مبارزه در جریان نهضت اسلامی هرگاه مبارزان دانشگاهی، در حرکت‌های خود سه عنصر دین، رهبری دینی و مردم را مورد توجه ویژه قرار دادند، حرکتشان فراگیر و ماندگار شد.
در جریان انقلاب اسلامی، حرکت دانشجویی خود را در سیل حرکت مردمی دید که با قیام 19 دی مردم قم آغاز و در قالب چهلم شهدای شهرهای مختلف به یک حرکت سراسری تبدیل شد. شعارهای حرکت دانشجویی و آرمانها و اهداف آن همان شعارهای مردم مسلمان انقلابی از جمله ایجاد و استقرار حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی، نفی و طرد استبداد و استعمار و استثمار، نابودی رژیم شاهنشاهی و اخراج آمریکائیان از ایران، نفی سلطه امپریالیسم و کمونیسم و صهیونیسم، نفی سلطه ابرقدرتها و نیز خواسته‌ها و آرمانهایی بودند که جنبه ایجابی و اثباتی داشتند از قبیل اجرای عدالت اجتماعی، آزادی و استقلال، حمایت از محرومان و مستضعفان بویژه مردم مظلوم فلسطین و تامین حقوق اجتماعی و سیاسی کلیه افراد جامعه همه اینها در اجتماعات و راهپیمایی میلیونی مردم مطرح می‌شد و جامعه دانشگاهی و حرکت دانشجویی نیز به عنوان جزیی از کل، آنها را مطالبه می‌کرد.
تحقق این اهداف و آرمانها مستلزم استمرار راه انقلاب و پاسداری از ارزشها و شعارهای کلیدی و محوری آن است که با توجه به آرمان‌طلبی دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی و اصولگرایی آنان، تاکید بر محکمات و مسلمات انقلاب اسلامی است.
اگر انقلاب اسلامی، گفتمان آزادی و حقوق شهروندی بویژه حق تعیین سرنشت یا گفتمان مردم‌سالاری و جمهوریت را مطرح کرد در کنار آن، گفتمان عدالت و گفتمان استقلال را نیز مطرح کرده و همه را در سایه اندیشه دینی و گفتمان اسلامیت قرار داده است.
شعار محوری «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» گویای این جامع‌نگری است. در انقلاب اسلامی، نفی استبداد و نفی استعمار و استثمار توامان مطرح بود و تاریخ معاصر کشور ما هم نشان داده است که این در پدیده شوم، دو روی یک سکه بوده‌اند. غفلت از دشمنان قسم‌خورده این انقلاب مردمی که منافعشان در ایران و منطقه با وقوع انقلاب اسلامی به خطر افتاده است، به استقلال کشور ضربه می‌زند. اینکه همه مشکلات را به حساب غیر و دشمن خارجی بگذاریم، نگاهی افراطی است اما توطئه‌های بیگانه را توهم تلقی کردن و فعالیت دستگاههای جاسوسی را در اشکال مختلف نادیده گرفتن، خدمت به آرمانهای مردم مسلمان و آزادیخواه استقلال‌طلب ایران نیست. حرکت دانشجویی ما باید با تحلیل صحیح و دقیق از زمان و نشان دادن بلوغ سیاسی، از تجربه گذشتگان درس گیرد و اجازه ندهد اشتباهات تاریخی که به ضرر این مرز و بوم و این ملت تمام شد، ‌تکرار شود. اندیشه مردم‌سالاری دینی حرف جدیدی در دنیا است که باید به موفقیت آن در صحنه عمل کمک کرد و نهال نوپای جمهوریت دین مدار را از گزند حوادث و آسیب‌ها حفظ کرد.
در آستانه دهه فجر انقلاب اسلامی، اشاره‌ای اجمالی به ویژگی‌های یک تشکل اسلامی، به ما در شناخت آسیب‌ها و آفات حرکت‌های جمعی کمک می‌کند. در یک تشکل خدامحور و دینی، اخوت و برادری ایمانی، اساس روابط تشکیلاتی است و برتری و شایستگی بر محور ایمان و اعتقاد است و باورهای دینی مورد توجه‌اند. اجتماع و تشکل یک مجموعه ایمانی بر محور و اساس و هدف «بر» (نیکی) و تقوی است. در چنین مجموعه‌ای، امر به معروف و نهی از منکر و تواصی و دعوت به حق و صبر، اصول حاکم بر تشکیلات هستند که بیانگر مسئولیت همگانی است و تحت‌الشعاع مسائل تشکیلاتی نظیر سانترالیسم در تشکل‌های غیردینی قرار نمی‌گیرد و فرقی در این خصوص بین راس و قاعده هرم تشکیلات وجود ندارد. تذکر و یادآوری و جلوگیری از انحراف، وظیفه همگانی است. دیکته‌های تشکیلاتی از بالا به پایین و سکوت و اطاعت محض و بی‌چون‌وچرای تشکل‌های مارکسیستی و شبه ‌مارکسیستی در تشکل دین‌مدار جایی ندارد. تشکل و مجموعه تشکیلاتی که اساس آن اندیشه دین است،‌ هیچگاه به معبود و مقصود تبدیل نمی‌شود بلکه معبد و معبر است برای عبادت و وصول که رضای حق تعالی است. تشکیلاتی که خود، اصل می‌شود، برای رهایی، باید آن را شکست.
دیگر اینکه در چنین تشکل و مجموعه‌ای، اخلاق اسلامی حاکم است و به اصطلاح «تحزب» و «تهذب» و توامان مطرح است و بلکه تهذب از نظر رتبه، مقدم است. تحمل نظر مخالف و سعه‌صدر در یک تشکیلات خدامحور مشهود است، هم در درون مجموعه و هم نسبت به سایر تشکل‌ها، رقابت سالم صورت می‌گیرد و با رفاقت جمع می‌شود و هیچگاه رقابت را به خصومت تبدیل نمی‌کند. از دیگر ویژگی‌های یک تشکل مطلوب، شناخت دقیق محیط پیرامون در ابعاد ملی و منطقه‌ای و بین‌المللی است که این آگاهی، افراد و تشکیلات را از بحران و سردرگمی و اتخاذ مواضع ناسنجیده و خلط اصل و فرع و جابجا کردن دوست و دشمن نجات می‌دهد. ترجیح منافع ملی و مصالح کشور و ملت بر منافع فردی و گروهی نیز ویژگی دیگر چنین تشکل مطلوبی است. شاید گفته شود، این ویژگی‌ها ترسیم وضع مطلوب است و وضع موجود اینگونه نیست. به نظر بنده مجموعه‌ای دانشجویی ما در کلیت خود دارای نکات مثبت فراوان هستند و البته باید به سمت وضع مطلوب حرکت کرد و به وضع موجود قانع نشد والا مغرور می‌شویم و آسیب‌ها از همین جا شروع می‌شود.
در مورد آسیب‌های مهمی که متوجه حرکت دانشجویی است، قبلا هم اشاره شد و به اختصار، به مواردی اشاره مجدد می‌کنم که از جمله آنها کارکرد حزبی پیدا کردن و یا مورد استفاده ابزاری توسط احزاب و گروهها و جناح‌های سیاسی قرار گرفتن آنهاست که به استقلال جنبش و بیداری دانشجویی لطمه می‌زند. سطحی‌نگری، شعارزدگی و عمق نبخشیدن به حرکت و مواضع خود و عدم تعمیق دانش و بینش سیاسی، به گونه‌ای که دانشجو بتواند جایگاه و مسئولیت تاریخی خود را بشناسد، از جمله آسیب‌های احتمالی متوجه حرکتهای دانشجویی است. لذا اگر به مفهوم دقیق کلمه به سیاسی شدن دانشجو و مجموعه‌ها و تشکل‌های دانشجویی توجه نشود و خدای ناکرده، این تشکلها، گرفتار سیاسی‌کاری و آفت عملزدگی سیاسی و دنبال‌روی جریانات حزبی شوند، در آن صورت در نهایت باید شاهد روی گردانیدن نسل جوان دانشجو از مقوله سیاست باشیم یا آنان را گرفتار سیاست‌زدگی و حتی بی‌تفاوتی مشاهده کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات