بسمالله الرحمن الرحیم
با اینکه ناامنی، فقر، بیکاری، هرج و مرج، مشکلات مربوط به کمبود نیازهای اولیه زندگی از قبیل برق، سوخت، راه و گرانی و اشغال کشور توسط بیگانگان، مردم عراق را رنج میدهند و اینها مسائل بسیار مهمی برای مردم این کشور هستند، با اینحال مهمتر از همه اینها اکنون فشاری است که آمریکا برای تغییر قانون اساسی جدید عراق به مسئولان این کشور وارد میآورد. این، خواستهایست که آمریکا در اجلاس شرمالشیخ نیز به دنبال آن بود و در بوق و کرنا کردن مصوبه مربوط به کمکهای جهانی برای بازسازی عراق نیز با این هدف صورت گرفت که اولاً موضوع پایان دادن به اشغال و ضرورت خروج نظامیان آمریکائی از عراق فعلاً تحتالشعاع قرار بگیرد و ثانیاً دولتمردان آمریکائی با به رخ کشیدن این مصوبه، مسئولان عراقی را به پذیرش تغییر قانون اساسی ترغیب نمایند.
واکنش آیتالله سیستانی در برابر تغییر قانون اساسی عراق که خواست آمریکاست، نیز اهمیت و حساسیت این موضوع را نشان میدهد. هر چند از آیتالله سیستانی نقل شده است که ایشان با تسریع در تغییر قانون اساسی عراق مخالف هستند، لکن نکته اصلی در مخالفت ایشان اصل تغییر است. به نظر میرسد مراجع تقلید شیعه در عراق به عمق توطئهای که در راه است پی بردهاند و به همین دلیل عکسالعمل صریحی نشان دادهاند. ابزار مخالفت آیتالله سیستانی در واقع مخالفت همه مراجع شیعه و همه احزاب، سیاسیون، جریانها و اقشار شیعه در عراق با تغییر قانون اساسی را نشان میدهد.
اکنون سئوال اساسی اینست که آمریکا از تلاش برای تغییر قانون اساسی عراق چه چیزی را دنبال میکند و مشکل دولتمردان آمریکائی با قانون اساسی چیست؟
این سئوال بویژه از این جهت اهمیت دارد که قانون اساسی جدید عراق در دوران اشغال و هنگامی که آمریکا بر مجاری امور این کشور تسلط کامل داشت و با نظارت همهجانبه خود آمریکائیها تهیه و تصویب شد و دولت آمریکا با آن هیچ مشکلی نداشت. به عبارت روشنتر، این قانون اساسی با عبور از مجاری کنترل کننده آمریکائی و پس از اعمال نظر آنها به تصویب رسید و چیزی نیست که دولت آمریکا ـ یعنی همین دولت بوش کوچک که عراق را اشغال کرده و قانون اساسی جدید آنرا تأیید نموده ـ با آن مخالفتی کرده باشد. با توجه به این نکته و با عنایت به اینکه هنوز زمان قابل توجهی از تصویب قانون اساسی جدید عراق تگذشته، چگونه است که آمریکا درصدد مخالفت با آن برآمده و اصرار دارد آنرا تغییر دهد؟
پاسخ اینست که آمریکا بر اساس وعدههائی که در آغاز اشغال عراق داده بود منطبق با ژست دموکرات مآبانهای که میبایست نشان میداد، با اعمال حقوق شهروندی در این کشور، یعنی هر عراقی یک رأی، موافقت کرد و قانون اساسی عراق بر همین مبنا شکل گرفت. تصور دولتمردان آمریکائی در آن زمان این بود که در شکل دادن اندامهای حکومتی عراق با حفظ ژست ظاهری دموکراسی مبتنی بر حقوق شهروندی میتوانند اعمال نفوذهائی کنند که بافت دلخواه آنان همواره حاکمیت عراق را در دست داشته باشد و علیرغم ظاهر دموکراتمآب حکومت، گرداننده پشت پرده همیشه آمریکا باشد.
آنچه در جریان انتخابات مجلس پیش آمد، خلاف انتظار دولت آمریکا بود. زیرا بر اساس اصل «هر عراقی یک رأی» ائتلاف یکپارچه عراق و مجموعه شیعیان به دلیل اینکه اکثریت جامعه عراقی را تشکیل میدهند پیروز مطلق شدند و اختیار از دست آمریکا خارج گردید. به همین دلیل بود که آمریکائیها از اعلام بموقع نتایج انتخابات جلوگیری کردند و بعد از دستکاریهائی که در آن بعمل آوردند و شیعیان را از اکثریت مطلق انداختند اجازه دادند دولت قانونی تشکیل شود بدان امید که بتوانند مهرههای خود را در مناصب کلیدی بکارند و کنترل دولت را در اختیار داشته باشند.
با اینهمه آنچه در عمل رخ داد غیر از خواست آمریکا بود. بدینترتیب، آمریکا بعد از آنکه از دلارهای هنگفتی را که در انتخابات مجلس هزینه کرد و از دستکاریهائی که در نتایج انتخابات کرد معجزهای ندید، طبیعی بود تلاش جدیدی را برای تأمین خواست خود آغاز نماید. این بود که اینبار درصدد تغییر قانون اساسی برآمد تا مشکل خود را بصورت ریشهای حل کند.
برای آمریکا عناوینی از قبیل «شیعه» و «سنی» مهم نیست. آنچه آمریکا میخواهد اینست که حاکمیت عراق در دست مهرههای واشنگتن باشد. تغییر قانون اساسی باید بتواند عهدهدار تأمین چنین خواستهای باشد.
آنچه برای استقلال عراق خطرناک است، دقیقاً همان چیزی است که اکنون آمریکا در پی آنست. در عراق و هر کشور دیگری، مصلحت مردم در اینست که اکثریت حکومت کند و اقلیت نیز از حقوق قانونی برخوردار باشد و بیگانگان نیز حق دخالت در حاکمیت نداشته باشند. آمریکا چنین چیزی را برای عراق نمیخواهد، زیرا با استقلال عراق مخالف است. بوش کوچک به عراق لشکرکشی نکرده تا به این کشور استقلال بدهد، آمده است تا عراق را در اختیار و در چنگ خودش بگیرد و در عین حال شعار دموکراسی و آزادی هم بدهد. قانون اساسی کنونی عراق، هر چند نواقصی دارد، اما به دولت آمریکا اجازه نمیدهد همراه با شعار دموکراسی بر این کشور حکمرانی کند.
فقط در صورتی که آمریکا دست از شعار دموکراسی بردارد و به یک کودتا متوسل شود. شاید بتواند به خواسته خود برسد.