سیدامید عرب / omid -arab@journalist. com
چندی پیش که اجرای پروژه احداث لوله نفت باکو - تفلیس - جیحان در صدر اخبار اقتصادی منطقه کشورهای تازه استقلالیافته قرار داشت، کمتر کسی میتوانست عدم سرمایهگذاری بانک جهانی و عدم اعطای وام به این پروژه را حدس بزند و این در حالی بود که جمهوری آذربایجان با تکیه بر نفوذ آمریکا در بانک جهانی، انتظار رد درخواست مالی را نداشت.
به هر ترتیب بعد از آنکه درخواست وام آذربایجان از سوی بانک جهانی رد شد، روزنامه تایمز مالی (فایننشنال تایمز) طی مقالهای با عنوان «لوله نفت باکو- جیحان، دلارها را از ایران میگیرد»، به عواقب سوءاحتمالی این پروژه پرداخت.
این روزنامه در بخشی از مقاله مذکور نوشت: «در صورتی که پروژه لوله نفت باکو - تفلیس - جیحان عملی میشد به مراتب، نقش آذربایجان در منطقه به شدت افزایش مییافت و نهایتاً این کشور به عنوان سرزمینی که ذخیرههای قابل ملاحظهای هیدروکربور را نیز داراست، میتواند فعالیت کوریدورهای انرژی که مناطق دریای خزر و قفقاز یا منطقه دریای مدیترانه وصل میکنند را تأمین کند.»
فایننشنال تایمز افزود: «در صورتی که لوله مذکور آماده انتقال نفت میشد، سرمایهگذاران خارجی و در رأس آنها، سرمایهداران آمریکایی در منطقه حضور پیدا میکردند و طبیعتاً این منطقه نیز در اختیار آمریکائیان قرار میگرفت.»
طی چند سال اخیر که رسانههای خبری غرب در امر انعکاس اخبار مربوط به منطقه ایران و جمهوریهای تازه استقلالیافته فعالتر شدهاند. روزنامه تایمز مالی چاپ لندن، گام جدیدی در این بخش برداشت و میتوان گفت با انتشار این خبر به نوعی دست به روشنگری زد به طوری که در بخش دیگری از مقاله مذکور تصریح کرده است که: «در شرایطی که مسئله رژیم حقوقی دریای خزر حل نشده باقیمانده و منابع نفتی مورد اختلاف میان آذربایجان و ایران همچنان پابرجاست و همچنین با نظر به موضع سرسختانه دولت ایران مبنی بر تقسیم کف دریای خزر، حضور آمریکا به عنوان سرمایهگذار و با پشتیبان سیاسی به نفع ایران نبود که این مشکل به خودی خود حل شد.»
ایران از لحاظ صادرات گاز هم خوش شانس بود
«فایننشنال تایمز» در این رابطه نوشت: «رشد همکاری سیاسی آنکارا - باکو در منطقه میرفت تا نهایتاً موجب تسهیل تحقق یافتن پروژه مذکور شود، اما مخالفت بانک جهانی و اعلام این که پروژه این لوله عظیم، به محیط زیست منطقه، صدمات جبرانناپذیری وارد میکند، باعث شد تا ایران همچنان به عنوان قدرتمندترین صادرکننده گاز به اروپا باقیبماند و در کنار این امر، ایران با برنامهریزی پروژههای احداث لولههای نفتی آذربایجان - ایران، نخجوان و ترکمنستان، ایران و ترکیه، هماکنون حرف اول در لولهکشی نفت و صدور به کشورهای دیگر را میزند.
از طرف دیگر، با توجه به ناامنی موجود در افغانستان و پاکستان، ایران به خودی خود به یک منطقه استراتژیک و در اوج ناامنی اقتصادی به پناهگاه سرمایهگذاران اروپایی و آسیایی مبدل شده است که در صورت هشیاری مقامات، سود سرشاری نصیب دولت و ملت خواهد شد.
همه صدای پای آمریکا را میشنوند!
در وضعیت فعلی منطقه که دولت آمریکا در هر گوشه از دنیا و مخصوصاً مناطق استراتژیک دنیا خیمه سنگینزده، همه کشورها اعم از آمریکای لاتین، اروپا، آسیا و خاورمیانه، انتظار همسایگی خواسته یا ناخواسته با واشنگتن را دارند.
در همین رابطه، روزنامه «دیلی استار» چاپ لندن که از سوی اقلیت مسلمانان حمایت مالی میشود، در صفحه اقتصادی خود نوشت: «آمریکا از احداث و بهرهبرداری لوله نفت باکو - تفلیس - جیحان، به عنوان بهترین بهانه برای گسترش سیطره قدرت خود میتوانست بهره برد و بدین ترتیب، دورادور ایران محاصره میشد و به هر حال زنگ خطر دیگری برای حمله به عراق نیز به صدا در میآمد. گذشته از این قضیه، با توجه به حضور نظامی آمریکا در پاکستان، افغانستان و یک سری از کشورهای تازه استقلال یافته، واشنگتن میتوانست به بهانه ضرورت تأمین امنیت لوله نفت، نیرو پیاده کند. در این صورت بود که مطابق میل باکو، آمریکا میتوانست با استفاده از زور در حل و فصل مسأله تقسیم دریای خزر و در شرایطی که اوضاع ایران در خزر بحرانی میشد، در جلسات پنج کشور حاشیه دریای خزر شرکت کند.»
این روزنامه افزود: «در وضعیت فعلی که ایران تمام سعی خود را برای آرام کردن منطقه انجام میدهد، به راحتی میتوان دریافت که تهران از سرمایهگذاری کشورهای فرانسه، ایتالیا و ژاپن در پروژههای نفتی ترکمنستان، ایران، ترکیه و آذربایجان، ایران، نخجوان، قزاقستان خوشحال است و به هر ترتیب که شده، تمایل زیادی برای آرام کردن منطقه دارد تا سرمایهگذاران برای چندین بار، آن هم به دلیل ناامنی، منطقه را ترک نکنند.»
بهانه آمریکا برای حضور در خاورمیانه
روزنامه عربی زبان «الکفاح العربی» چاپ لبنان نیز با ارائه مطالبی همانند آنچه که گفته شد، در مطلبی با عنوان «بهانه آمریکا برای حضور در خاورمیانه» تصریح کرد: «همانطور که معلوم است، ایالات متحده آمریکا همواره تلاش میکند تا بهانهای برای آغاز عملیات نظامی علیه عراق به دست آورد و از آن، جمله میتوان حتی به جعل اطلاعات در مورد سلاحهای کشتار جمعی که گویا صدام حسین قصد داشته علیه مردم کرد که با آمریکاییها در ارتباط بودهاند به کار ببرد، اشاره کرد.»
این روزنامه افزود: «همچنین طور به منظور ایجاد بهانه جهت عملیات نظامی برای سرنگونی رژیم صدام حسین، آمریکاییها در یکی از پایگاههای نظامی ایالات متحده آمریکا در ترکیه، گله گاو را به سیاه زخم مبتلا کردند تا بعداً این گله به منظور بازفروشی به قاچاقچیان کرد با استفاده از شبکه سازمان مرکزی اطلاعات ایالات متحده آمریکا، موسوم به سیا، به شمال عراق منتقل شود و این تنها راه ممکن برای اثبات قضیه خطر بمبهای شیمایی نزد بغداد است.»
واشنگتن پست فاش کرد: همه جنگها برنامهریزی شده است
بنا به نوشته روزنامه واشنگتن پست، در تاریخ 17 سپتامبر سال 2001، یعنی شش روز پس از حمله به پنتاگون و مرکز تجارت بینالمللی، جرج بوش سندی با عنوان فوق محرمانه را به امضاء رساند و سوژه این سند، چیزی جز طرح جنگ در افغانستان نبود.
در سطور آخر سند مذکور، به عنوان تبصره به پنتاگون دستور داده شده بود تا برنامه لازم برای حمله به عراق نیز پیشبینی شود.
واشنگتن پست که خود در زمره روزنامههای محافظهکار آمریکا به شمار میرود، در این رابطه نوشت: «این دستور فوق محرمانه رئیسجمهور، حاصل تلاش یک گروه محافظهکار با نفوذ آمریکایی برای تزریق ایده نیاز جهان به سرنگونی صدام حسین بوده است و این ایده برای اولین بار، پنج سال پیش توسط نشریه محافظهکار «واشنگتن ویکلی استار» مطرح شده بود.»
در آن هفتهنامه نوشته شده بود: «صدام حسین باید برود» و جالبتر این که دو مقاله اساسی شماره مورد بحث مجله مذکور، توسط مسئولان رسمی کنونی آمریکا، بوش- رئیسجمهور زومی خلیلزاده- فرستاده ویژه کاخ سفید برای ایجاد رابطه با اوپوزیسیون عراق- پل ولفوتیس- معاون وزیر دفاع آمریکا به رشته تحریر در آمده بود.
واشنگتن پست در بخش دیگری از افشاگری خود خاطرنشان کرده است: «در اوایل سال 1998، جرج بوش و ولفوتیس، نامه سرگشاده به بیل کلینتون نوشتند و از او خواستند برای برکناری صدام حسین تصمیم جدی اتخاذ کند. همچنین هشت نفر دیگر که در حال حاضر پستهای کلیدی در هیأت دولت بوش دارند، از جمله رامسفلد- وزیر دفاع- نامه مذکور را امضاء کرده بودند. البته از دیدگاه آنها، برکناری صدام، غایت آرزوی سیاسی آنها نیست، بلکه هدف اصلی، نوسازی نقشه خاورمیانه آن هم منطبق با خواست آمریکاست.»
روزنامه عربی السفیر نیز در این مورد با چاپ مقالهای با عنوان «آمریکا بدون سوغات از خاورمیانه نمیرود»، نوشت: «در صورتی که آمریکا در راستای تعریف نقشه جدید موفق شود، واشنگتن امکان سیطره بر مسیرهای نفتی و تأمین برتری نظامی اسرائیل در منطقه را صادر خواهد کرد. عوامل ترکیبدهنده این حیطهها، شامل کنترل پتانسیل نفتی، فروپاشی احتمالی سازمان کشورهای صادرکننده نفت - اوپک - برکناری دولتهای مقتدر سوریه، ایران، کرهشمالی با توسل به زور یا توسط تحریک توطئههای داخلی در آن کشورها است.»
السفیر خاطرنشان کرد: «تعجبآور نیست که واشنگتن آمادگی لازم برای صرف مبلغ هنگفتی همانند 200 میلیارد دلار را داشته باشد تا قدرت را در عراق کنترل کند، زیرا منافع نفتی عراق که در دنیا به عنوان دومین منابع غنی به شمار میرود، حداقل سه تریلیون دلار ارزیابی شده است. در صورتی که آمریکا به این منابع دست پیدا کند به خودی خود تبدیل به یک وزنه خواهد شد و به راحتی میتواند قیمت نفت را در بازارهای جهانی به کمتر از 10 دلار در هر بشکه برساند و بدین ترتیب پادشاهی عربستان و دیگر کشورها که از لحاظ اقتصادی وابسته به نفت هستند، دچار تزلزل و چه بسا فروپاشی اقتصادی و نهایتاً سیاسی خواهند شد.»
السفیر تأکید کرد: «آمریکا شدیداً به دنبال فروپاشی اوپک هست و نهایتاً باید شاهد ظهور یک کارتل نفتی به رهبری آمریکا و اسرائیل باشیم. البته این امر به هیچوجه به نفع دولتهای قدرتمند ایران و سوریه نخواهد بود.»