تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۹  ، 
کد خبر : ۲۰۹۰۰۲

جنبش دانشجویی در ایران

رضا جلالی دانشجوی دکترای دانشگاه تهران مقدمه: اگر جنبش دانشجویی را در ساده‌ترین تعریف، حرکت، روند و جریانی بدانیم که در طی آن جنبش، دانشجو، خود رهبری را بر عهده گرفته و در جریان آن سعی می‌کند تا به مهندس اجتماعی دست زده و یا تحولاتی را که احیانا مطلوب می‌داند در جامعه نهادینه سازد در خصوص این حرکت نکات خاصی به ذهن می‌رسد. توجه به آن نکات می‌تواند در چگونگی حرکت این جنبش و تاثیرات ناشی از آن مثمرثمر واقع شود. جنبش دانشجویی ایران در صورت سرلوحه قرار دادن آن‌ها می‌تواند در جریان حرکت خود ثمربخشی بیشتری داشته باشد و ایران در حال گذار را به سمت و سوی، مطلوب‌تری هدایت نماید. این گزاره‌ها به شرح ذیل می‌باشند:

تعامل جنبش دانشجویی و عدالت
خصیصه عدالت‌جویی خصیصه‌ایست که با روحیه جوان سازگار بوده و اساسا این جوانان هستند که همواره خواهان عدالت و وجود آن در جامعه می‌شوند. البته جست‌و‌جوی عدالت صرفا نباید در چارچوب منافع قشری دانشجو صورت پذیرد، تبعیض‌ها، نابرابریهای اجماعی، سیاسی و اقتصادی در هر کجا که باشند باید از سوی دانشجو مورد نقد قرار گرفته و راجع به آن هشدار داده شود. جنبش دانشجویی که به دنبال عدالت نباشد و تنها درصدد پیدا کردن نقش خود در بدنه حکومت باشد، ناگفته پیداست که جنبش آفت‌زده است چرا که لازمه یک حرکت اصلاحی، بیرون ماندن از گود و در عین حال نقد قدرت بدون آلوده شدن به آن می‌باشد و از این حیث جنبش دانشجویی باید جریانی باشد که تنها خواهان توزیع عادلانه عناصر مطلوب و کمیابی مانند قدرت، منزلت، ثروت و امکانات در جامعه است و نه به دنبال قبض آن.
جنبش دانشجویی و استکبارستیزی
نگاهی به آغاز و چگونگی شروع جنبش دانشجویی در ایران و نقطه‌ عطف آن 16 آذر در 1332 نشان می‌دهد که این حرکت در واکنش به استکبار جهانی به میدان آمد. سفر نیکسون معاون ریاست جمهوری وقت آمریکا به ایران باعث شد که دانشجویان ایران با تقدیم سه شهید در برابر استکبار، موضع بگیرند، فریاد مخالفت خود را با استکبار به گوش رژیم برسانند و در عین حال این نکته را نهادینه سازند که جنبش دانشجویی در برابر استکبار و مظاهر آن سر تسلیم فرود نخواهد آورد. این روند در تمام ادوار بعدی و به خصوص در جریان انقلاب و جنگ تکرار شد و اینک نیز جنبش دانشجویی جهت اثبات حقانیت خود باید این خصیصه را حفظ نموده و عملا بدان پایبند باشد.
جنبش دانشجویی و مانورهای سیاسی
یکی از آفات هر حرکت و جنبش را می‌توان سیاست‌زدگی و صرف سیاسی ماندن آن دانست. البته گوشه‌ای از این جریان شاید برآیندی از سیاست‌زدگی در جامعه ایران باشد اما همه‌ چیز را با چوب سیاست راندن آفتی است که جنبش دانشجویی در مسیر خود باید از آن جدا دوری جوید. دانشگاه بیش از آنها نهادی سیاسی باشد، نهادی فرهنگی است که می‌باید به تولید فکر و اندیشه در جامعه پرداخته و در حل معضلات فرهنگی کشور کوشش نماید و حتی به ارائه راه‌حل برای مشکلات اقتصادی و اجتماعی مبادرت ورزد. بر این اساس جنبش دانشجویی اگر صرفا به مسائل سیاسی بپردازد دچار آفتی خطرناک خواهد شد که لازم خواهد بود تمام نیروی خود را برای برون‌‌رفت از این وضعیت بسیج نماید.
جنبش دانشجویی و سیال بودن
جنبش دانشجویی دارای خاصیت سیالیت می‌باشد که این وضعیت در مجموع یک حسن و یک عیب عمده را برای این حرکت به ارمغان می‌آورد. حسن سیال بودن جنبش دانشجویی این است که باعث می‌شود این جنبش و جریان همواره جوان و پویا بماند و عیب این روند این است که باعث می‌شود این جنبش هیچ‌گاه نتواند از تجربیات اعضای خود به خوبی استفاده کند و چه بسا مجبور به تکرار یک تجربه بارها و بارها در طول حیات خود شود. توجه جنبش دانشجویی به این خاصیت خود در طول مسیر می‌تواند بسیار مثمرثمر باشد. بدین‌گونه که ضمن آنکه پویش خود را حفظ کند مجبور به تکرار خطاهای گذشتگان نمی‌گردد و با مد نظر قرار دادن اشتباهات پیشین، هدایت جنبش را در مسیری درست در دست می‌گیرد.
جنبش دانشجویی و تنوع و تکثر
این سخن بدان معنی است که نباید یک جریان و یک حرکت همواره خود را به عنوان سخنگوی کلی دانشجویان دانسته و معرفی کند. اگر جنبش دانشجویی را حرکتی از سوی طیفی از دانشجویان بدانیم این طیف ممکن است از درون خود به گروههایی مختلف تقسیم گردد که هر کدام خواستار پیشبرد اهداف خاصی در جامعه باشند، اهدافی مانند اهداف خیرخواهانه، بشردوستانه یا مثلا حمایت از محیط‌‌ ‌زیست که مسلما یک گروه لزوما نمی‌تواند بیانگر تمام آن خواسته‌ها باشد، پس لزوم توجه به تکثر و تشویق این امر در جنبش دانشجویی خود می‌تواند در بسترسازی تحولات نقش مهمی را ایفا نماید و باید از این رو مورد توجه واقع شود.
جنبش دانشجویی و حزب‌گرایی
جنبش دانشجویی باید با یک حزب که هدفش تسخیر قدرت است تفاوتهایی اساسی داشته باشد. در جوامعی به مانند جامعه ایران همواره این خطر بوده است که در غیبت احزاب، دانشگاه تبدیل به یک نهاد جایگزین برای این امر گردد و درصدد کسب قدرت از طرق اعمال فشار برآید. البته اندک تاملی در این باره نشان می‌دهد که این امر تا چه حد با هدف جنبش دانشجویی که در تمام جهان حرکتی محسوب می‌گردد که با کارکرد و ساختارهای بوروکراتیک و دیوانسالاری سرستیز دارد در مغایرت به سر می‌برد. اما توجه دادن جنبش دانشجویی به این نکته بسیار ضروری می‌نماید که این حرکت برای مصون ماندن از بازیهای قدرت و گرفتار شدن در آن باید خود را حتی‌الامکان از آنها دور نگه دارد.
جنبش دانشجویی و رسالت دانشجویان
یکی از آسیبهایی که می‌تواند متوجه جریانهای دانشجویی باشد این است که دانشجو هدف اصلی خود را که مطالعه دروس و کسب فهم و دانش از لابه‌لای کتب دانشگاهی باشد واگذارد و به مسائلی بپردازد که شاید بتوان گفت در وهله دوم نسبت به اهداف دانشجویی تعریف می‌شود.
و البته این سخن به معنای آن نیست که تنها وظیفه دانشجو رسیدگی به امور درسی خویش و بی‌توجهی به اطراف است بلکه این سخن به این معنا باشد که این دو امر باید به گونه‌ای که در کنار هم صورت گیرند که یکی مانع دیگر نشود و هدف اصلی زیر سئوال نرود.
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
در جمع‌بندی تمام آنچه را که به اختصار به آن اشاره شد باید گفت: جنبش دانشجویی ایران باید در کنار نقاط قوت خود نقاط ضعف خود را شناخته و بر آن غلبه کند و از سطحی‌نگری و سیاست‌زدگی خود را دور نگاه داشته و به تعمق فکری و فرهنگی خود بپردازد و با نگاهی نقادانه به درون خود به رشد معنوی و اخلاقی و تزکیه بپردازد و وظیفه اصلی خود را در این مقطع که انتقال تجربیات و تداوم آرمانهای انقلاب می‌باشد را به درستی ایفا نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات