حمیدرضا ناسخ hnasekh@yahoo.com
بیش از 50 سال است که مسلمانان فلسطینی از درد جنگ و آوارگی مینالند و بیش از نیمقرن است که اسرائیل نان را از گلوی کودکان فلسطینی بیرون میکشد.
براستی چه کسی مسبب آوارگی میلیونها فلسطینی بیپناه است و چرا جامعه بینالمللی پس از گذشت نیمقرن نسبت به موضوع بیتفاوت و در حل آن ناتوان است. چرا کسانی که اسرائیل زاییده آنهاست. هنوز هم با بیشرمی تمام از ننگی که بر دامان دارند، حمایت میکنند. چرا آوارگان برنمیگردند و چرا کاروان چپاول و تجاوز یهود دوباره راه فلسطین را در پیش گرفته است، ریشه این قساوت در کجاست و منادیان صلح و آزادی این کلمات به ظاهر قشنگ و فریبنده را در کجا جستجو میکنند، چرا آزادی در فلسطین محبوس مشتی غاصب شده است؟ چرا بولدزرها با صداهای دلخراش و زنجیرهای مرگآور خد به تخریب زنجیرهای پناهگاههای کودکان فلسطینی ادامه میدهند، چرا خیابانهای نوار غزه و کرانه باختری باید هر روز شاهد رژه تانکها و نفربرهای نظامی باشد، و چرا غرش تانکها و نفیر گلولهها خواب کودکان معصوم را گرفتهاند، چرا شادی از فلسطین رخت بربسته و چرا کودکان این دیار به جای شادی و بازیهای کودکانه با اشک و آه و فقط در رؤیایی که دستنیافتنی به نظر میرسد باید کلبه کوچکی از گل بسازند؟ چرا طاعون مرگ ریشهکن نمیشود، براستی ریشههای این همه قساوت در کجاست؟
افکار و اعتقادات یهود
دین یهود یکی از ادیان مهم جهان است که دارای سابقه طولانی میباشد آغاز این دین تقریباً به 2500 سال قبل بازمیگردد. پیروان این دین خود را پیرو حضرت موسی(ع) میدانند. همچنین قوم یهود را به سبب نسبت با حضرت یعقوب(ع) «بنی اسرائیل» میگویند زیرا اسرائیل لقب حضرت یعقوب(ع) بوده است. کتاب این قوم تورات یا عهد قدیم است که در مقابل عهد جدید یا انجیل است.
یهودیان همانند بسیاری از ملتهای معاصر خویش از قبیل یونانیان و رومیان خود را «نژاد برتر» میشمرند آنان آیین یهود را آیین انحصاری خویش میدانند به گونهای که حتی برای گسترش آن در میان ملل دیگر تبلیغ نمیکنند. در رفتار قوم یهود تضاد با حقوق بینالملل به وضوح مشاهده میشود. یهودیان معتقد به برتری نژادی خویش میباشند و ملل دیگر را در خدمت خویش میانگارند.
از اعتقادات یهود این است که سعادت و نجات ابدی به صورت جمعی است نه فردی. این اعتقاد قرنهای متمادی بر افکار یهود سایه افکنده بود و همین امر آنها را به صورت گناهکارترین مردم از نظر انحرافات اخلاقی در آورد و در نتیجه از طرف تمام اقوام و مللی که با آنان همزیستی داشتند مورد تحقیر و اهانت قرار گرفتند.
کسب پول به هر قیمت
در تاریخ بشر هم ملتی در پولپرستی و مالاندوزی یهود دیده نشده است. آنها برای رسیدن به این مقصود تمام راههای مشروع و نامشروع را پیموده و تا حد پرستش با حرص و ولع خاصی به جمعآوری مال پرداختهاند.
شاید این مسئله به طرز عقیده یهود که خود را ملت برگزیده خدا میپندارند، ارتباط داشته باشد. بدیندلیل میخواهند بر جهان استیلا داشته باشند و مال و ثروت را از عواملی میدانند که آنها را به این هدف میرساند. شاید بیارتباط نباشد که بگوییم در طول تاریخ سرچشمۀ بسیاری از جنگها برتریجویی نژادی بوده است به عنوان مثال در جنگ جهانی اول و دوم که بیشترین ویرانی را در تاریخ به همراه داشتند عامل نژادپرستی آلمانها یا حزب نازی، عامل غیرقابل انکار جنگ بود.
اگر بنا باشد که نژادپرستان جهان را ردهبندی کنیم بدون شک یهود در بالاترین رده قرار میگیرد، چنانکه رژیمی که اکنون بر مبنای نژادپرستی تشکیل شده یعنی اسرائیل برای حفظ بقای خویش از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و نخواهد کرد هماکنون نیز دشمنی و قساوت یهودیان علیه فلسطینیهای مسلمان ریشه در اعمال و عقاید یهودیان دارد و در واقع ریشههای این عداوت به عدم پذیرش اسلام توسط یهود در ابتدای بعثت برمیگردد. وقتی دیدند پیامبر(ص) الفت و برادری را در میان مسلمانان ایجاد کرد و از آنها امت واحده ساخت یهود به خشم آمده و این مسئله را موجب تهدید قدرت و حکمرانی خود دید و همین امر باعث شد تا از همان زمان مخالفت با اسلام را در دستور کار خود قرار دهند. خودداری از پرداخت هرگونه دین یا امانت، یا انجام معاملاتی که بر ذمه آنها بود، از اقدامات یهود برای مقابله با اسلام بود در واقع آنان میگفتند ما در تصرف و غصب اموال عرب مجاز و مأذون هستیم زیرا آنان مشرکند و پیروی از مرام موسی ندارند.
قساوت یهود
یهودیان همچنین در جنگ با قساوت کامل عمل میکنند، هیچ جنگی در قساوت و شدت همانند جنگ در دین یهود نیست. آنان رهبران تخریب و نابودی در این عالم بودهاند، یکی از بزرگان یهود به نام ارنست رنیان عقیده دارد: «وقتی عدل در عالم تحقق پیدا نکند، پس بهتر است کل عالم تخریب گردد».
در عصر حاضر نیز همۀ سران رژیم صهیونیستی از قبیل شارون، باراک، نتانیاهو، پرز، موفاز و... با قساوت تمام علیه فلسطینیهای بیگناه اقدام کردند. در نظر این قوم همزیستی مسالمتآمیز در روابط بینالملل معنی ندارد و بدینترتیب آنها سعی در تسلط بر اقوام دیگر و غصب سرزمین آنان دارند. اکنون به وضوح میبینیم که گروهی از قوم یهود یعنی صهیونیستها چگونه به زن و کودک و پیر و جوان فلسطینی به عنوان صاحبان اصلی سرزمین فلسطین رحم نمیکنند و حتی احترام خانه خدا، بیتالمقدس را نیز رعایت نمیکنند.
عدم پایبندی به معیارهای بینالمللی
آنها در برخورد با مسایل جهان عملاً نشان دادهاند که تابع هیچ قانون و معیار بینالمللی نیستند، هرگاه بر فرض یک مبارز فلسطینی اقدامی علیه آنان انجام دهد در عوض آنها با لشکر عظیمی به جنگ یک عده بیگناه و تخریب بیمارستانها ـ مدارس و... میروند حتی تاریخ شاهد فجایع این گروه به مسجدالاقصی از زمان اشغال آن در سال 1967م بوده است. در سال 1969 فردی به نام مایکل رومان آتشی در مسجد برافروخت که قریب به 1500 متر از مساحت مسجد را در بر گرفت و طی آن منبر «صلاحالدین» گنبد مسجد که دارای آثار معماری اسلامی باارزش بود و نیز «مسجد عمر» در داخل مسجدالاقصی و «محراب زکریا» در آتش سوخت در سال 1969 گروهی از یهودیان مراسم مذهبی خود را درون مسجدالاقصی اجرا کردند وقتی با اعتراض مسلمانان روبرو شدند قاضی اسرائیل حق را به یهودیان داد. در سال 1982 یک یهودی آمریکایی مسجد و نمازگزاران را با آتش مورد تعرض قرار داد در همان سال فرد دیگری با مواد منفجره بخشی از حرم را تخریب نمود یهودیان و به خصوص صهیونیستها به هیچیک از مصوبات و قطعنامههای بینالمللی پایبند نیستند و آشکارا همه را زیر پا میگذارند نمونه بارز این اقدام را میتوان در نطق اخیر بنیامین نتانیاهو وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی دید که گفته بود تمام توافقات با دولت خودگردان فلسطین باطل است و آنها هر حقی را برای خود اعم از گسترش شهرکسازی و یا تبعید رئیس تشکیلات فلسطینی و ترور سران مبارز فلسطینی را محفوظ میدانند.
اسرائیل چگونه متولد شد؟
بیشک دولت غاصب اسرائیل نیز که تشکیل شد بر مبنای همین تفکرات و عقاید استیلاطلبانه و جنگجویانه بود. خاورمیانه چندین قرن تحت سلطه استعمارگران به ویژه انگلیس قرار داشت.
این نفوذ و تسلط بتدریج رو به ضعف گراییده و آنان میخواستند جای خالی خود را به نیروی مطمئن و همیشگی بدهند تا منافعشان را استمرار بخشند. بر همین مبنا بود که در سال 1897م. «جنبش صهیونیستی یهود» کنگرهای تشکیل داد و در آن دولت یهود پایهگذاری شد. در آن کنگره صهیونیسم علاوه بر تعیین هدف نهایی، ابزار لازم را نیز مشخص کرد که از جمله آن تأسیس «سازمان صهیونیستی جهان» بود. دیگر تشکیلات اقتصادی و سیاسی لازم را نیز برای تسهیل مهاجرت به فلسطین و رفع موانع مشخص کرد. آنان تا سال 1942م به دلیل ترس از اعتراض جهانیان به جای لفظ «کشور» کلمه «کانون» را به کار میبردند.
در نهایت، مهاجرت یهودیان به فلسطین با خرید زمینهای فلسطینی و اسکان یهودیان آغاز شد. این اقدام تا پیش از جنگ جهانی اول به دلیل مخالفت امپراتوری عثمانی از گسترش کمتری برخوردار بود. با پایان جنگ و فروپاشی امپراتوری عثمانی دولت انگلیس از آزادی عمل بیشتری برخوردار شد و فلسطین به طور رسمی تحت قیومیت انگلیس درآمد و مهاجرت یهودیان به فلسطین به گسترهای ادامه یافت و آنان با پیشنهاد قیمتهای بالا زمینهای فلسطینیان را خریداری نمودند و در نهایت وقتی فلسطینیان بیدار شده و از فروش اراضی خود امتناع ورزیدند که با قتل، غارت، تجاوز و انواع ظلم از جانب صهیونیستها مواجه شدند. با افزایش جمعیت مهاجران یهودی، صهیونیستها موجودیت دولت اسرائیل را اعلام کردند و کشورهایی همچون انگلیس و آمریکا فوراً آنرا برسمیت شناختند. کشورهای عرب و مسلمان به مقابله با این کار پرداختند که نمونه آن جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال 1967م بود که به دلیل تهدیدهای ابرقدرتها علیه مسلمانان و دعوت به آتشبس و ارسال تجهیزات فراوان برای رژیم اشغالگر قدس و حمله ناگهانی هواپیماهای اسرائیلی به فرودگاه کشورهای عربی، به شکست اعراب منجر شد و این امر باعث شد اراضی اشغالی از 5/3 میلیون کیلومتر به 27 میلیون کیلومتر برسد و غیر از چند شهر مهم 205 روستای فلسطینی را صهیونیستها تصاحب کردند و علاوه بر کشتار و ظلمهای فراوان 000/200/1 انسان بیگناه را آواره ساختند. در آمریکا و کشورهای اروپایی جشن گرفته شد و از آن تاریخ به بعد اسرائیل و حامیانش با ایجاد اختلاف در میان کشورهای اسلامی به نفوذ خود در ممالک اسلامی ادامه دادند. در این میان نیز انعقاد برخی قراردادهای ننگین نیز به منزلۀ ریختن آب به آسیاب دشمن شد.
و با فروپاشی شوروی و یکهتازی آمریکا در صحنههای جهانی به عنوان تنها حامی اسرائیل تلآویو نیز با پر رویی تمام سعی در تحکیم موقعیت و تداوم سیاستهای تجاوزگرانه و ددمنشانه خود داشت. حتی همین مسئله چگونگی مقابله با انتفاضه مردم فلسطین و عملیاتهای شهادتطلبانه که از زمان روی کار آمدن شارون و در پی جنایات بیسابقه وی تشدید شد، سران رژیم صهیونیستی بارها بر سر نحوه مقابله با فلسطینیان به جدال با یکدیگر پرداختند که برخی تحلیلگران از آن به عنوان «بحران نخبگان اسرائیل» یاد میکنند. اختلاف دیدگاه دائم میان دو حزب لیکود و کارگر در مورد نحوه مقابله با انتفاضه و همچنین حذف سران و مقامات تشکیلات خودگردان از این جملهاند. اخیرا نیز که کابینه شارون به اصطلاح با بحران روبرو شد و فروپاشید برخی کارشناسان این بحران را ساخته و پرداخته دست خود سران اسرائیل و حامیان آنها دانستند و عقیده داشتند این اختلافات صوری در واقع مقدمهای است برای تشکیل کابینههای جنگی و بر سر کار آمدن جنایتکاران سابقهدار به منظور نبرد با فلسطینیان. دیدیم که این امر اخیر اتفاق افتاد و کابینه قصاب صبرا و شتیلا بعد از فروپاشی به محل تجمع جنایتکاران باسابقه مبدل گشت و کسانی چون نتانیاهو و موفاز سلاحهایشان را اینبار شقاوتمندانهتر به سمت فلسطینیان نشانه رفتند. اینبار کسانی بر سر کار آمدند که نه تنها با توقف شهرکسازی موافق نیستند بلکه عزم خود را بر حذف و حتی قتل وی جزم کردهاند و کسانی بر مسند قدرت تکیه زدند که قراردادهای منعقده را یکجا ملغی نموده، هیچ حقی برای فلسطینیان و بازگشت آوارگان قایل نیستند و درصددند با پشتیبانی آژانس یهود 350 هزار یهودی را عازم فلسطین نمایند تا ناتوانی خود را به وسیله بر هم زدن ترکیب جمعیتی به نفع خود جبران نمایند.
بمب دموگرافیک
در همین زمینه محمدصادق الحسینی کارشناس مسائل خاورمیانه در مرکز بینالمللی گفتگوی تمدنها پیرامون انگیزههای مهاجرت حدود 350 هزار یهودی به فلسطین اشغالی میگوید این موضوع نشانگر دو موضوع مهم است. اول اینکه جمعیت فلسطینیها در اراضی اشغالی 1948 تا سال 2010 طبق آمار و ارقام بیشتر از یهودیهای مقیم اراضی 48 خواهد بود که از آن به عنوان بمب دموگرافیک نام برده میشود.
دوم اینکه این موضوع نشانگر شروع طرح اخراج فلسطینیها از اراضی اشغالی 1948 است که این مسئله به نظر میرسد با روی کار آمدن افراطیون در اسرائیل جدی شود به خصوص اینکه با احتمال آغاز جنگ آمریکا و اشغال عراق ممکن است رژیم صهیونیستی نیز دست به کار شده و فلسطینیها را از برخی مناطق اخراج کند که اسرائیلیها در اصطلاح دیپلماتیک به آن «تانشور» میگویند. طبق این طرح فلسطینیها از مناطق اشغالی 1949 و 67 اخراج میشوند و یهودیان جدید جای آنها را میگیرند.
بحران عراق و صلح خاورمیانه
اکنون بحران عراق با بهانهگیریهای آمریکا دارد به مراحل حساس و خطرناک خود نزدیک میشود. علت این بحران و عامل آن چه و که بود؟ پرواضح است که علت آن در اختیار داشتن سلاحهای کشتار جمعی از سوی رژیم صدام و عامل ایجاد آن واشنگتن بود، ما نمیخواهیم منکر وجود این سلاحها در عراق شویم اما به یک نکته اساسی باید توجه کنیم و آن اینکه چرا جامعه بینالمللی و در راس اهرمهای فشار، آمریکا، همچنان نسبت به وجود انواع سلاحهای مخرب و هستهای در اسرائیل بیتفاوت است و چرا رژیم اشغالگر قدس تا به حال کنوانسیون منع کاربرد سلاحهای هستهای را امضاء نکرده است. چرا اکنون عراق مرکز حملات ایالات متحده و متحدانش قرار گرفته و کشورهایی دیگر نظیر کره شمالی فقط با آنها برخورد لفظی و تا حدودی تحریمی میشود؟
پاسخ این سئوال روشن است: آمریکا به هیچ دلیل راضی نمیشود، اسرائیل مورد رنجش و آزار قرار بگیرد صدام هم در مصاحبه اخیر خود پس از 12 سال گفته بود دلیل بحرانآفرینی آمریکا علیه ما، اسرائیل است و چون کره شمالی با اسرائیل دشمنی ندارد بنابراین کمتر هدف حملات و تهدیدهای آمریکا قرار میگیرد.
آمریکا در راستای اهداف درازمدت خود که همانا تسلط بر منابع نفت و گاز خاورمیانه است، نیاز به اهرمها و امکانات و تجهیزات دارد، از نظر اقتصادی اگر واشنگتن بخواهد با توسل به قوه قهریه در منطقه حضور و نفوذ پیدا کند برایش مقرون به صرفه نیست. پس در این شرایط هزینه کمک به رژیم صهیونیستی در طول یکسال به مراتب کمتر از هزینه اعزام یک ناو جنگی به منطقه است. ضمن اینکه ناوگان جنگی آمریکا نیز با وجود اسرائیل مجبور نیست متحمل خسارت و یا احیانا تلفات شود. از جانب دیگر از نقطهنظر وجهه بینالمللی نیز آمریکا صلاح را در این میبیند که کمتر با استفاده از نیروی نظامی در منطقه حضور پیدا کند. بنابراین در چنین شرایطی اسرائیل به منزله پادگان نظامی آمریکا اهرم لازم اغتشاشآفرینی و اجرای سیاستهای استیلاطلبانه کاخ سفید است.
بحران عراق نیز در این برهه زمانی که انتفاضه شکل جدیتری به خود گرفته شاید بدینمنظور طراحی شد تا توجه جهانیان از مسئله فلسطین منحرف شده و همه توجهها به عراق معطوف گردد تا در این گیر و دار افراطیون صهیونیست به سرکوب بیشتر فلسطینیان بپردازند. از این روست که در همین روزها دولت آمریکا تصمیم گرفت یک کمک 5/2 میلیارد دلاری به تلآویو بپردازد و از همین روست که مقامهای صهیونیستی نیز در کاخ سفید و کنگره آمریکا از حداکثر نفوذ برخوردارند، همواره راه و نقشه به سیاستمداران کاخ سفید نشان داده و گاهی ایران را نشانه میروند و گاهی دیگر حزبا... را اظهارات اخیر سناتورهای آمریکایی و توصیه آنها به بوش برای جنگ با حزبا... لبنان و گوشزد نمودن تجهیز ایران به موشک شهاب 4-0 در همین راستاست.
به هر حال آنچه در بالا گفته شد موید این واقعیت است که رژیم صهیونیستی به عنوان فرزند خلف آمریکا در منطقه همچنان مامور بحرانآفرینی است و ادعاهای مقامات آمریکا و ظاهر شدن آنها در چهرههای حامی صلح نیز فریبی بیش نیست چرا که سابقه و عملکرد همه روسای جمهور آمریکا نشان داده است که آنها هرگز مایل به برقراری صلح در منطقه نیستند و هر یک با ارائه طرحهای صلح اولا سعی مینمایند تا حداکثر منافع اسرائیل در آن لحاظ شود و ثانیا نقشههای صلح هم به جایی نرسد و مسئله فلسطین همچنان کجدار و مریز و لاینحل باقی بماند زیرا این ضرورت سیاست خارجی آمریکاست. در این زمینه نقشه صلح بوش فردی که از یکسو بزرگترین بحران را در اوضاع کنونی جهان با بحران عراق به وجود آورده نیز ره به جایی نخواهد برد. طرح صلح بوش به نام «نقشه راه» و عدهای توخالی برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی تا سال 2005 است، سالی که شاید اصلا بوش نه تنها بر مسند ریاست بلکه شاید در قید حیات نباشد و رئیسجمهور بعد از وی نیز با سازی دیگر در منطقه خواهد رقصید.