تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۸  ، 
کد خبر : ۲۰۹۰۲۳

دمهای خروس و قسم‌های آقای عباد!


محمود عباس‌زاده مشکینی
این سنت الهی است که اقوامی که نتوانند آرمان شهر خود را درست ترسیم کنند به سمت سقوط بروند و من فکر می‌کنم فهم درست و صحیح از نقاط ضعف و قوت جامعه و از تهدیدات و فرصت‌های بین‌المللی عامل اصلی رشد ما به سمت یک زندگی نو و سعادتمند و عدم فهم اینها عامل فروپاشی است.
باید به سمتی برویم که در مورد یک فلسفه وجودی و یک سری آرمانهایی بتوانیم همدلی کنیم و بر طبل غیرهمدلی نکوبیم.
ما در ماجرای کوی، همه سعی‌مان بر این بود که اتفاق را آن ‌طور که بود تبیین کنیم... من همان روز گفتم که کار آن بخش از دانشجویان که بیرون آمدند غیرقانونی بوده است... البته ما تعدادی از لباس شخصی‌هایی که در کوی تخریب می‌کردند را روی فیلم شناسایی کردیم و نیروی انتظامی چند نفر از آنها را حین یک سرقت در تجریش دستگیر کرد... به هر حال فرجام نهایی این پرونده آن است که احتمالا چند وقت دیگر خود من متهم این پرونده هستم. چون فعلا رییس‌جمهور متهم این پرونده شده و من یک دفاعیه از ایشان تهیه کرده‌ام و به کمیسیون اصل 90 داده‌ام.
در این قتلها (قتلهای زنجیره‌ای) نه اسراییل حضور داشت و نه آمریکا، عده‌ای که عوامل قتلها بودن دچار یک بیماری فرهنگی و طرز تفکر غلط فرهنگی بودند. به نظر من نوع نگاه عاملان قتلهای زنجیره‌ای به مقوله تهاجم فرهنگی اشتباه بود و لذا قصد داشتند اتوبوس نویسندگان را به دره بیندازند و فکر می‌کردند با مردن چند نفر نویسنده همه چیز حل می‌شود و نظام را تقویت می‌کنند. در قتلهای زنجیره‌ای نباید بی‌کس‌کشی شود.
مطالب فوق قسمتهایی از اظهارات آقای علی ربیعی مشاور رییس‌جمهور و رییس دبیرخانه شورای امنیت ملی است که در همایش اتحادیه تشکلهای اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی بیان نموده است.
مواردی که مشاور محترم رییس‌جمهور در خصوص سنت ‌الهی و ضرورت اجماع‌ نظر و همدلی روی فلسفه وجودی و ترسیم آرمان شهر و تلاش برای نهادینه شدن آرمانها گفته‌اند، نکته بسیار منطقی است و از دیدگاه مولفه‌های امنیت، سیاست و حتی شریعت قابل توجیه و تجویز است. در طول پنج شش سال گذشته بطور مستمر و مکرر همگرایی و لوازم آن توسط متدینین، اصول‌گرایان و دلسوزان انقلاب مورد تأکید قرار گرفته، بنابراین در صورت مسئله هیچ اختلاف نظری وجود ندارد لیکن اصولا آقای ربیعی باید بدانند که ترسیم آرمان شهر مورد نظر و تلاش برای نهادینه کردن مولفه‌های آن و همدلی «شعار» نیست بلکه «عمل» است و ملزومات بسی گسترده‌ و پیچیده و تلاشی همه‌ جانبه و از خودگذشتگی و صداقت و شجاعت می‌طلبد. ترسیم آرمان شهر بدون توجه به جهان‌بینی، نوع نگاه انسانها به غایت خلقت و جایگاه انسان ره به جایی نمی‌برد. قطعاً مشاور عالی رییس‌جمهور در فکر این حقیقت نیستند که سنت الهی بر این نیز تعلق گرفته است که هر ملتی بخواهد آرمان شهر خود را بدون توجه به احکام الهی و سنت انبیاء و ائمه‌اطهار(ع) ترسیم کند ره به ناکجاآباد خواهد برد.
اگر همگرایی، وحدت و همدلی و مشارکت از مولفه‌های توسعه و امنیت و پویایی و شکوفایی است، آیا آقای ربیعی در طول تاریخ سراغ دارد که ملت ایران حول محوری به جز دین و دیانت و مرجعیت و روحانیت، همدلی داشته‌اند؟
در طول تاریخ ایران هیچ حرکتی نهادینه نشده است مگر اینکه دارای پایگاه دینی و مذهبی بوده و محوریت آن علماء دین‌مدار بوده‌اند. تنها حرکت مردمی که موجب تشکیل نظام حکومتی انقلاب اسلامی شد، از پایگاه دین و به محوریت علماء بویژه امام راحل شکل گرفت. در طول تاریخ در تمام جنگ‌ها، قسمتی از پیکره و خاک کشور جدا شد اما در تنها جنگی که یک وجب از خاک ایران جدا نشد و شجاعانه در مقابل متجاوزی که از حمایت شرق و غرب برخوردار بود ایستادگی شد جنگ تحمیلی دهه گذشته بود که به قول امام«ره» جنگ عقیده بود و رزمندگان ما با انگیزه دفاع از دین و اعتقادات خود و همچنین حکومت و ولایت کارزار نمودند و آنگونه برای تسلیم جان خود عاشقانه رقابت کردند.
مشاور عالی رییس‌جمهور باید پاسخ دهند که چرا همین عوامل و همین انگیزه‌های محوری یعنی دیانت و اعتقادات و ارزشهای دینی توسط روزنامه‌هایی که داعیه اصلاح‌طلبی و حمایت از دولت دارند و متأسفانه از بیت‌المال نیز ارتزاق می‌کنند مورد شدیدترین و گسترده‌ترین تهاجم و تخریب قرار گرفتند. یک روز دین افیون حکومتها نامیده شد، روز دیگر حرکت امام حسین خشونت تلقی شد، روزی به ساحت مقدس امام زمان(عج) جسارت شد و بالاخره باورهای دینی مردم زیر تیغ «قرائتهای مختلف» قیمه قیمه شد و دین و پرچمداران دین یعنی ائمه‌اطهار و مرجعیت توسط عضو فلان سازمان مورد تعرض قرار گرفتند و متأسفانه ناباورانه مورد حمایت سازمان متبوعش و همچنین برخی احزاب و گروهها و عناصر مدعی اصلاح‌طلبی نیز قرار گرفت. بنابراین حالا که مشاور عالی رییس‌جمهور و رییس دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به چنین باور مبارکی رسیده‌اند که قطعاً تضمین‌کننده امنیت ملی و رشد و توسعه کشور است، لازم است به اسباب و ابزار و ملزومات همدلی نیز توجه نموده و خدای ناکرده «همدلی» را نیز به قرائت حزبی مطرح ننماید.
اما نکاتی که آقای ربیعی (عباد) در مورد ماجرای کوی دانشگاه تهران و قتلهای زنجیره‌ای ذکر نموده‌اند بسیار قابل تأمل و غیرامنیتی بوده و کاملا برخلاف موضوعاتی مانند آرمان شهر و همدلی و رشد و تعالی است که قبلا مورد تأکید قرار داده‌اند.
ایشان درباره ماجرای کوی به دو نکته اشاره کرده‌اند. اول اینکه به بیرون آمدن تعدادی از دانشجویان به عنوان یک حرکت غیرقانونی اشاره کردند و دیگر اینکه فاش ساختند تعدادی لباس شخصی‌ها که در کوی تخریب می‌کردند توسط نیروی انتظامی در حین سرقت در تجریش دستگیر شده‌اند. جالب است بعد از چند سال سوءاستفاده تبلیغاتی بالاخره مشخص می‌شود کسانی که در کوی تخریب می‌کردند سارق بوده‌اند! جاداشت مشاور محترم رییس‌جمهور به این پرسش نیز پاسخ می‌دادند که کدام جریان با عقبه مطبوعاتی خود در سالهای گذشته با همه وجود تلاش نمودند با هماهنگی رسانه‌های بیگانه تخریب‌کنندگان کوی دانشگاه را به حساب نظام بگذارند و به نحوی نظام را در مقابل قشر فهیم و پیشتاز دانشجو و دانشگاه قرار دهند؟ مگر بواسطه همین فضاسازی‌ها و اطلاع ‌رسانی‌های مرموزانه نیست که هر سال با تحریک روزنامه‌های زنجیره‌ای و دشمنان انقلاب و ملت ایران در خارج از کشور در هیجدهم تیر انتظار دارند عده‌ای را در هیبت مخالفت با نظام به خیابان بکشند و تحت عناوینی، مانند گرفتن انتقام دانشجویان و غیره این روز را به نماد مخالفت با نظام تبدیل کنند. چرا روزنامه‌های زنجیره‌ای علاقمندند هویت واقعی تخریب‌کنندگان کوی دانشگاه و مسببین آن همیشه پنهان بماند و صرفاً با کلی‌گویی و ایماء و اشاره، نظام را به عنوان متهم پرونده کوی دانشگاه معرفی می‌کنند.
آقای ربیعی در همین سخنرانی پیش‌بینی کرده‌اند که در آینده یکی از متهمان پرونده کوی دانشگاه خواهد بود و خبر داده‌اند که هم‌اکنون رییس‌جمهور متهم این است و ایشان در همین خصوص دفاعیه‌ای تهیه کرده و به کمیسیون اصل 90 داده است. ایشان مشخص نکرده‌اند که آیا آقای رییس‌جمهور را کمیسیون اصل نود متهم شناخته است یا محاکم قضایی؟ اگر محاکم قضایی به آقای رییس‌جمهور اتهامی وارد کرده‌اند به چه دلیل مشاور محترم رییس‌جمهور دفاعیه‌اش را به جای ارسال به محکمه به کمیسیون اصل 90 ارسال داشته است؟ و اصولا در این صورت چه اشکالی دارد رییس‌جمهور هم مثل سایر شهروندان برای پاسخگویی به اتهام وارده به محکمه مراجعه نمایند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی همه مردم در برابر قانون یکسان هستند حتی رهبری هم در این مورد استثنا نشده است. البته در سیره علی(ع) هم خوانده‌ایم که آن بزرگوار مکرراً در برابر شکایت شهروندان عادی به احضار قضات منصوب خود پاسخ مثبت فرموده و در محکمه حاضر شده است.
البته با توجه به اینکه آقای عباد تأکید کرده‌اند که دفاعیه را به کمیسیون اصل 90 فرستاده‌اند چنین برداشت می‌شود که احتمالا کمیسیون اصل 90 رییس‌جمهور را متهم کرده است. در این صورت سوال این است که چرا جناب آقای عباد، مرجع متهم‌کننده را صراحتاً معرفی نکرده‌ است تا در افکار عمومی شبهه ایجاد نشود.
چون سابقه کمیسیون اصل 90 مجلس ششم نشان داده است که این کمیسیون از انجام وظیفه اصلی و ملی خود در قبال تمام ملت منحرف شده و طی سالهای گذشته صرفاً به چند پرونده سیاسی و مطبوعاتی پرداخته و به پاتوق و حیاط خلوت تعدادی مجرم سیاسی و مطبوعاتی و خانواده آنان تبدیل شده است. بنابراین کمیسیونی که چنین سابقه‌ای در حمایت از اصلاحات دارد! بعید به نظر می‌رسد از ایراد اتهام به رییس‌جمهور نیز هدفی غیر سیاسی داشته باشد.
موضوع دیگری که مشاور رییس‌جمهور در همان برنامه مورد توجه قرار داده است قتلهای معروف به زنجیره‌ای است. ایشان ادعا نموده‌اند که در این ماجرا دست اسراییل و آمریکا در کار نبوده و انگیزه عاملین این قتلها تقویت نظام بوده است. البته معلوم نیست که مشاور محترم رییس‌جمهور با چه اسناد و مدارکی به این نتیجه رسیده‌اند که دست آمریکا و اسراییل در کار نبوده است و انگیزه قاتلین تقویت نظام بوده است. کسانی که با الفبای مسائل حقوقی و جرم‌شناسی آشنایی دارند واقف هستند که حتی اگر قاتلین به انگیزه‌هایی مانند تقویت نظام صراحتاً هم اعتراف بکنند نمی‌توان به عنوان انگیزه، از آنها قبول کرد چون احتمال دارد در آن صورت مجرم با انگیزه تخفیف در مجازات و به زغم خود استفاده از گذشت و رأفت مسؤولین نظام چنین ادعایی را درست کرده باشد. بدیهی است دوستداران نظام انسانهای با بصیرتی هستند و قطعاً می‌دانند نظامی که به دست خود مردم بوجود آمده و با خواست مردم تثبیت شده است و نظامی که در مواقع خطر مردمش با نثار خون خود و بذل جان خویش از آن حمایت می‌کنند برای تقویت خود نیاز به کشتن انسانها و خونریزی ندارد. بنابراین واضح است که چنین وصله‌‌های ناچسبی به مردم علاقمند به نظام به ویژه خواص دلسوز نظام نمی‌چسبد و این نقشه‌ها قطعاً ساخته و پرداخته دشمنان نظام است. البته ممکن است برای اجرای این نقشه عواملی به ظاهر داخلی و در صورت امکان بازی‌خورده و ساده‌اندیش در هیبت کارمند یک دستگاه امنیتی و اطلاعاتی را نیز اجیر نمایند تا امکان انتساب آن به عوامل نظام تسهیل گردد.
اگر کسی در این کشور واقعاً به دنبال کشف انگیزه عاملین قتلهای زنجیره‌ای است نیازی به صغری و کبری ندارد کافی است به یکی از شگردهای بسیار معمول کارآگاهی و کشف جرم که در تمام دنیا معمول است و حتی بچه‌ها در فیلم‌های جنایی به کرات مشاهده کرده‌اند متوسل شود.
در تمام دنیا کارآگاهان در پرونده‌های جنایی برای شناسایی قاتل و انگیزه آن در اولین مرحله بررسی می‌نمایند که چه کسانی یا چه گروههایی از یک اتفاق یا قتل بهره‌مند می‌شوند. بطور مثال چه کسانی با کشته شدن کسی به ارث و میراث می‌رسند یا بطور کلی به انحاء مختلف از قتل کسی منتفع می‌شود. با همین شگرد قاتل را شناسایی و انگیزه او را کشف می‌کنند. اما در پرونده قتلهای زنجیره‌ای صاحب‌نظران ما که اغلب نیز پیروی از عرف جهانی دارند از این عرف برای شناسایی انگیزه مجرمین استفاده نمی‌کنند. واقعیت این است که دشمنان نظام و یک جریان داخلی از قتلهای زنجیره‌ای و ابهامات آن بیشترین بهره‌برداری تبلیغاتی را کردند بطوری که با گذشت چندین سال، آن را به عنوان برگ برنده ذخیره کرده و در هر جایی که کم می‌آورند آن را خرج می‌کنند. بارها با طرح موضوعاتی مانند بازسازی ستاد قتلهای زنجیره‌ای و غیره برای تحت شعاع قرار دادن ناکارآمدی‌ها در صفحات اول روزنامه‌های زنجیره‌ای مخاطبین خود را دنبال نخود سیاه فرستاده‌اند و بطور خلاصه هر وقت به بن‌بست خورده‌اند بلافاصله از قتلهای زنجیره‌ای گفته‌اند. قتل‌های زنجیره‌ای به اندازه‌ای برای یک جریان نان و نوای تبلیغاتی داشته است که علاقمند نبوده‌اند این موضوع کهنه شود. کارکردهای تبلیغاتی قتلهای زنجیره‌ای چنان کارساز بوده است که به دنبال آن خودزنی ناظم‌زاده که توسط چند نماینده مجلس و روزنامه‌های توقیف شده تحت مدیریت رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس کلید خورد و خودزنی وحید صادقی نمونه‌هایی از همین سناریوهای مشابه تلقی می‌شود.
بنابراین همه این قراین و اعترافات بعضی از عناصر مطبوعاتی و سیاسی دستگیر شده نشان از آن دارد که تهاجم به اعتقادات مذهبی مردم، تعرض به دین و ائمه‌اطهار و مرجعیت، کوچک شمردن عظمت راهپیماییهای ضد آمریکایی ملت ایران، قتلهای زنجیره‌ای، ماجرای کوی دانشگاه، تحرکات مطبوعاتی زنجیره‌ای و غیره هم در مرکز واحدی طراحی شده و در زمانهای مختلف توسط عوامل مختلف به اجرا گذاشته می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات