* گویا این مساله از سینمای غرب وارد سینمای ایران شده است که همواره باید داستانهای مذهبی/تاریخی، با رویکردی حماسی روایت شوند. در این فیلم، شما نیز سعی بر همین شیوه داشتهاید. با توجه به عدم امکانات فنی، فکر نمیکنید این مساله در سینمای ایران جواب نمیدهد؟
** در ساخت فیلم «مریم مقدس» ما مجبور به نگاهی اینگونه بودیم؛ چون 10 سال از زندگی حضرت مریم در معبد حضرت سلیمان میگذرد و در فیلمنامه ما هم این معبد به یکی از شخصیتهای اثر تبدیل میشود. بنابراین ما چارهیی نداشتیم جز این که فضایی اینچنین بسازیم.
* این درست. ولی آیا گمان نمیکنید ساختن این فضا موجب عدم باورپذیری در فیلم میشود؟
** ما مجبور بودیم با توجه به شکل فیلمنامه دست به این کار بزنیم. اگر میخواستیم چنین کاری نکنیم باید اساساً شکل فیلمنامه را تغییر میدادیم و آن را از شکل تاریخی خارج میساختیم.
* آقای بحرانی در ساختن این فیلم چقدر تاریخ برای شما اهمیت داشت و چقدر داستان؟
** وقتی قرار است داستانی مذهبی و قرآنی نقل کنیم، متعهد هستیم و باید بدون آنکه خدشهیی به روایت وارد شود آن را تعریف کنیم، بدون آنکه گریز دراماتیک بزنیم. در کار با چنین داستانهایی خلاقیت را باید در چارچوب تعهد و فطرت تعریف کرد.
* پس در فیلم مریم مقدس فقط تاریخ مصور شده است؟
** سعی کردیم داستان را بدون دخل و تصرف تاریخی تعریف کنیم...
* تاریخی یا سینمایی؟
** تاریخی، اما سعی شده است تا آنجا که امکان داشته و در توان گروه سازنده بوده اوج و فرود دراماتیک نیز به آن افزوده شود. البته تا جایی که اصل داستان را تحتالشعاع قرار ندهد.
* اما شما دارید با مدیومی به نام سینما کار میکنید و این مدیوم قوانین خاص خود را دارد. اگر این قوانین نادیده گرفته شود اثر از حیثیت هنری تهی میشود؟
** ما در روایت اتفاقی که افتاده باید صادق باشیم و تابع داستان قرآن. اما در پرداخت لحظهها و بارهای دراماتیک دستمان باز است. به عنوان مثال هنگام نزول مائده به حضرت مریم و هنگامی که زکریای نبی تحت تأثیر این ماجرا قرار میگیرد، در روایت آمده است که به شدت منقلب میشود. حالا ما باید این منقلب شدن را به زبان سینما نمایش دهیم و سعی کنیم شکلی سینمایی به این انقلاب روحی بدهیم.
* اتفاقاً به نظر من همین صحنهها و یا سکانسهایی که مریم مقدس با خدا راز و نیاز میکند جزو ضعیفترین بخشهای فیلم است. چون صرفاً دوربین نظارهگر یک بازی اغراقآمیز است و فیلم تنها به مدد دیالوگهای نمایشی پیش میرود.
** بازی آقای پورحسینی اصلاً اغراقآمیز نیست. من خیلی تعجب میکنم که شما چنین چیزی میگویید. خیلی از دستاندرکاران سینما این بازی را پسندیدهاند و حتی در جشنواره جایزهیی نیز بردهاند. بازیها و بخصوص بازی آقای پورحسینی اغراقآمیز نبوده، بلکه بازی بسیار حساس و ظریفی هم بوده است. من خیلی ناراحت میشوم که کسی به ایشان حمله کند. من فقط میتوانم از ایشان دفاع کنم.
* اصلاً اینجا قصد حمله به کسی نبوده است، بلکه منظور من تنها این بود که شکل دکوپاژ نوعی حالت بیتفاوتی را القا میکند و هیچ شگرد خاصی را دنبال نمیکند تا این صحنهها باورپذیر شود. در ضمن همه بازیگران فیلم به شکلی اغراقآمیز از سر و دست استفاده میکنند و حضوری چنان فراگیر بر پرده دارند که فقط آنها به نظر میآیند و نه هیچ چیز دیگر.
** وحی یک مسأله درونی است. از ابتدا هم قرار بود به شکل یک مکالمه درونی تصویر شود، از قبل هم با آقای پورحسینی توافق کردیم که این سکانسها بیکلام بازی شود. اگر ضعفی هم وجود دارد فقط باید به پای عوامل کارگردانی نوشته شود و نه بازی آقای پورحسینی.
* بگذارید یک مثال از یک اثر به لحاظ ژانر مشابه در سینمای جهان بزنم. در فیلم «ده فرمان» جایی که آتش با حضرت موسی سخن میگوید، دکوپاژ «سیسیل ب دومیل» آنچنان به کمک بازی «چارلتون هستون» آمده که کاملاً تماشاگر همه چیز را باور میکند.
** باز هم میگویم اگر نقصی در کار است از ماست و نه از آقای پورحسینی. چطور راضی میشوید به یک استاد بازیگری بگویید بد بازی کرده است؟
* آقای بحرانی، چرا داستانهای قرآنی و مذهبی که خود چفت و بست دراماتیک قوی دارند هنگام ورود به سینمای ما چنین ساختار متزلزلی پیدا میکنند؟
** اتفاقاً در کتاب آسمانی و مذهبی، هدف قصهسرایی نیست، بلکه هدف خاصی وجود دارد که مخاطب از آن داستان درس عبرتی بگیرد و به فهمی بالاتر از مشکلات مردان خدا برسد؛ برای همین دراماتیک نیست. اما کار ما کاملاً برعکس است، ما باید به این داستانها روال منطقی و دراماتیک بدهیم که در نهایت به صورت درست هم اجرا نمیشود. ولی نظر شما درست است چون قرآن با فطرت آدمها سروکار دارد پس روایت دلنشینتری نیز دارد.
* آیا شخصیت مریم فیلم شما، وجوه معاصری هم دارد؟ یعنی به دنبال هدف خاصی در روایت حضرت مریم میگشتید؟
** حضرت یوسف و حضرت مریم در قصص قرآنی دو نوجوان هستند که مظهر پاکی و عصمتاند. برای شرایط خاصی که مردم ما دارند و همه دچار یک سرگشتگی هستند این فیلم میتواند مفید باشد. در عین حال داستانهای قرآنی چون از فطرت برخاسته است همیشه و همه جا کاربرد دارد.
* ولی کاراکتر مریم در فیلم شما بیشتر شبیه شخصیت فیلم ژاندارک شده است؟
** این نظر شماست. من داستان آن را هم میدانم. حضرت مریم شخصیتی عزیز و مقدس است. شایسته نیست او را با ژاندارک مقایسه کنیم.
* آقای بحرانی، به نظر شما چرا وقتی کسی مثل پازولینی که عقاید مذهبی ندارد فیلمی میسازد به نام «انجیل به روایت متی» جزو ده فیلم برتر قرن از نظر واتیکان هم میشود ولی ما که یک عقبه عظیم مذهبی هم داریم در این کار موفق نیستیم؟
** البته من سعی کردم تمام فیلمهای درباره مسیح(ع) را ببینم و بهترین فیلم در این مورد را هم فیلم «عیسی بن مریم» ساخته زفیره لی میدانم که البته از نظر فیلمبرداری نقصهایی هم دارد. ولی در پاسخ شما باید بگویم که صنعت سینمای ما نوپاست و ورود به این حیطه برای ما خطراتی دارد.
* به نظر میرسد شخصیتهای فیلم شما بیشتر به مسلمانان صدر اسلام نزدیکند تا به کاهنان و مردم اورشلیم در 16 سال قبل از میلاد مسیح.
** این نظر شخصی شماست. به هر حال ما معتقدیم تمام متدینین جهان یکجور برخورد میکنند و سلوک فردی آنها یکی است، چیزی که از آن به عنوان «سیره مؤمنین» تعبیر میشود؛ چه مسلمان و چه مسیحی.