تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۵  ، 
کد خبر : ۲۰۹۱۰۰

دین در خدمت انسان، یا انسان در خدمت دین؟ کدامیک؟


استاد محسن غرویان
الف) یکی از بحثهای دین‌پژوهانه جدید «قلمرو دین» است.
همین بحث گاه با عنوانی دیگر مطرح می‌شود و آن این است که «انتظار بشر از دین» چیست؟ مراد از سوال دوم این است که انتظار ما انسانها از دین این است که تا کجا پیش آید و در چه ساحتهایی دست ما را بگیرد و برایمان راه بنماید؟ به تعبیر دیگر توقع داریم «دین» چه قلمروهایی را و تا کجا در نوردد و در آنها سخن بگوید و از کجا به بعد، آنها را واگذار و سرنوشت آنها و راه‌حل آنها را به خردبشری و عقلانیت آدمیان بسپارد این مبحت با تقریرهای مختلف دیگری نیز عنوان می‌شود مثلا گفته می‌شود: دین برای انسان است یا انسان برای دین؟ دین باید بشری شود یا بشر بایستی دینی گردد؟ دین در خدمت انسان است یا انسان در خدمت دین؟ انتظار بشر از دین چیست؟ و انتظار دین از بشر چیست؟
ب) در تحلیل و تبیین این بحث لازم است نخست بدین نکته توجه دهیم که در بحثهای عمیق علمی و فکری، بازی با الفاظ و مفاهیم، واژه‌ها و مصطلحات به عمق معانی راه یافت و مساله را تحلیل و تفسیر نمود. وقتی می‌گوییم آیا دین در خدمت انسان است یا انسان در خدمت دین؟
باید توجه کنیم که « دین» موجود مختار و انتخابگری نیست که دو راه پیش‌رو داشته باشد.
یکی خدمت به انسان و دیگری خیانت (یا عدم خدمت) به انسان، و آنگاه یکی را برگزیند! دین در این امر، یک حالت بیشتر ندارد و آن اینست که در خدمت انسان است و او را به سمت کمال و سعادت حقیقی‌اش هدانیت می‌کند. اما وقتی می‌گوییم انسان در خدمت دین است و نه؟ باید توجه کنیم از آنجا که انسان موجود مختار و با اراده است، می‌تواند در خدمت دین باشد و می‌‌تواند چنین نباشد. اینجاست که می‌گوییم انسان باید در خدمت دین باشد نه اینکه قطعاً انسان مطلق در خدمت دین است! چرا که تاریخ و تجربه نشان داده و می‌دهد که همه انسانها در خدمت دین نیستند.
همین جا بگوییم که مراد از خدمت به دین، در خدمت ارزشهای دینی بودن است به گونه‌ای که آن ارزشها مخدوم باشند و آدمی در خدمت آنها، البته به خوبی روشن است که خدمت به ارزشهای دینی در حقیقت خدمت به خود است، زیرا انسانی که در خدمت غایات دین است حقیقتا به خود خدمت می‌کند و خود را به کمال می‌رساند و سعادت و مصلحت خود را تامین می‌کند. حاصل آنکه برخی انسانها با اراده خود، در خدمت دین و ارزشهای دینی هستند و در جهت کمال و سعادت خویش گام برمی‌دارند و دسته‌ای دیگر با اراده و اختیار خود، خادم ارزشهای دینی نیستند و گاه به آنها خیانت می‌کنند، اینان در حقیقت راه سقوط را می‌پیمایند و حرکت آنها در زندگی، نزولی است.
ج) در پاسخ این سوال که «دین برای انسان است و یا انسان برای دین؟» مانند آنچه در سوال پیشین گفتیم. می‌گوییم بدون شک دین برای انسان است و تعابیری همچون «هدی للناس»(1) و «ارسلناک للناس رسولا»(2) و «یا ایها الناس قد جائکم برهان من ربکم»(3) و «قل یا ایها الناس انی رسول‌الله الیکم جمیعا"»(4) و... حاکی از این واقعیت و حقیقت انکار ناپذیر است. و اما انسان می‌تواند برای دین و ارزشهای دینی تلاش کند و می‌‌تواند در جهت ضدارزشها حرکت نماید و به نفع دین و برای دین قدمی برندارد. اما حق این است که باید انسان برای دین کار و تلاش نماید تا خود به کمال برسد.
و در پاسخ این سوال که دین باید بشری شود یا بشر، دینی گردد؟ می‌گوییم اختیار دین به دست ما نیست که آن را به هرگونه که می‌خواهیم درآوریم و چنان که گفتیم دین به معنای فوق‌الذکر بشری است اما همیشه و در همه جا،‌ تابع خواست و ذوق و میل آدمیان نیست. اصولا اگر بخواهیم دین را مطابق ذوق و سلیقه آدمیان عصری کنیم، امکان ندارد. زیرا انسانها بسیار فراوان و متعددند و از سویی روانشناسان می‌گویند به تعداد آدمیان روانشناسی داریم و سلیقه و ذوق هیچ انسانی دقیقا" عین هم نیست! حال اگر بخواهیم دین را به اصطلاح عصری کنیم و آن را مطابق ذوق و سلیقه خودمان در آوریم. سلیقه چه کسی باید ملاک قرار گیرد؟
اگر بخواهیم دین را عصری کنیم بدین معنا که آن را بر طبق سلیقه‌ها و علایق و ذوقهای شخصی آدمیان تفسیر کنیم، آیا این معنا از عنصری کردن دین، چیزی جز هرج و مرج دینی می‌‌تواند باشد؟ بلکه این فردفرد انسانها هستند که هر یک به دلخواه خود، دین را تفسیر به رای می‌کنند! و چنین دینی که ملعبه ذهن و ذوق و سلیقه شخصی انسان باشد، به نظر ما اصلا" دین نیست و هیچ خاصیت و اثری در هدایت آدمیان ندارد.
د) انتظار بشر از دین، در حقیقت به معنای انتظار بشر از خداست و این انتظار برآروده شده است و خداوند کتب آسمانی و رسولان الهی را برای هدایت انسان به سمت «اعتدال و قسط» فرو فرستاده است(5) خداوند می‌فرماید: «انا هدیناه السبیل»(6) ما راه کمال و سعادت را به انسان نشان داده‌ایم.
و اما انتظار دین از بشر، به معنای انتظار خداوند از بشر است. خداوند این انتظار را با این آیه به خوبی بیان کرده است: «لم اعهدالیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان»(7) ای فرزندان آدم آیا با شما عهد نکردم که شیطان را بندگی نکنید؟ در حقیقت، انتظار خدا و دین از بشر این است که در مسیر کمال حقیقی خود حرکت کند و این جز صراط مستقیم دین نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات