بهاءالدین ادب / نماینده مجلس شورای اسلامی
حدود شش سال است که مناقشهای بین دو جناح سیاسی کشور در جریان است، یکی معتقد است که توسعه سیاسی مقدم بر توسعه اقتصادی است، یا بهتر بگویم، توسعه سیاسی را، اولیتر میداند. دیگری نیز توسعه اقتصادی را ضرورت دارای اولویت اول اعلام میکند. در این بازار داغ مناقشه، از توسعه همهجانبه و موزون نیز بعضا، ذکری میشود و صحبتی به میان میآید. یک جناح، رقیب خود را متهم میکند که با محدود کردن آزادیها و نشاندن سلیقه به جای قانون مانع توسعه سیاسی شده است، دیگری صحبت از توسعه سیاسی و دم زدن از آزادیها را، تا حد یک گناه و جفا در حق ملت مذموم میداند. این گروه معتقدند، که امروز جوانان بیکارند، درآمدها، تکافوی هزینهها را نمیکند و جمع کثیری از ملت غم کار و نان دارند. لذا، اصولا دم زدن از توسعه سیاسی و آزادی و حقوق شهروندی در چنین شرایطی بیمورد است!! همه مناقشهکنندگان نیز در دو طرف از قول ملت صحبت میکنند و خود را مدافع بر حق ملت میدانند. جا دارد سوال شود، مگر اشکالی دارد، که هم به نیازها و مطالبات اقتصادی ملت پاسخ داده شود و هم در جهت توسعه سیاسی و بسط آزادیها و رعایت قانون اقدام به عمل آید؟ مگر رفع مشکلات اقتصادی، فقط از گردنه صعبالعبور بیتوجهی به امور سیاسی و حقوق شهروندی میگذرد؟ یا به عبارت دیگر، گوئی رفع معضلات اقتصادی با توسعه سیاسی در تضاد است؟! یا برعکس، برای توسعه سیاسی، باید نیازهای اقتصادی را به فراموشی سپرد؟ کسی نیست از قول ملت از مناقشهکنندگان بپرسد، چرا همانند زمین ورزش در حال پاسکاری هستید و دارید مشکلات اقتصادی و محدود شدن آزادیها را به همدیگر پاس میدهید؟ وضعیت موجود امروز ملت، در همه زمینهها، چه سیاسی و چه اقتصادی و چه فرهنگی و آخرالامر اجتماعی، نتیجه مدیریت و عمل هر دو جناح سیاسی کشور است، ظرف سالیان پس از پیروزی انقلاب، فعالان و سردمداران هر دو جناح به تناوب در تصمیمگیریها و تصمیمسازیهای کلان کشور نقش موثر داشته و مدیریت کردهاند! چرا میکوشید توپ را به زمین حریف بفرستید؟ در حقیقت باید گفت چرا به نام ملت، یک جنگ قدرت به راه انداختهاید؟ چرا، در این جنگ، مرتبا از ملت، مایه گذاشته و بزرگترین ثروت یعنی زمان را هدر میدهید؟ انسان موجودی چند وجهی است و به همین نسبت خواستهها و نیازهای گوناگون در حوزههای مادی و معنوی دارد. بیتوجهی به هر یک از خواستههای مادی و معنوی انسانها، که ملت را تشکیل میدهند، ایجاد ناهنجاری میکند. جامعه مرفه و توسعه یافته اقتصادی، بدون توجه به کرامات انسانهای تشکیل دهنده آن و در غیاب آزادیهای فردی و اجتماعی و عدم مشارکت افراد، در تصمیمگیریها و تصمیمسازیها و حاکمیت اراده ملت، جامعه، خوشبختی نیست. همانطور، که جامعه فقیر و غیر مرفه و توسعه نیافته اقتصادی نیز، با وجود تمام آزادیهای فردی و اجتماعی و توسعه سیاسی، نیز نمیتواند جامعهای به هنجار باشد و مواجه با مشکلات اساسی نشود. ایکاش جناحها به جای مناقشه و تلاش برای کسب قدرت به هر صورت و به هر قیمت و به جای متهم کردن یکدیگر به قصد بیرون کردن حریف از عرصه، از عملکرد خویش ارزیابی نقادانه به عمل میآوردند و منصفانه، در پی یافتن علل مشکلات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی برمیآمدند و تلاش در رفع این معضلات میکردند. ملت هوشیارانه، ناظر حرکات هر دو جناح است. قضاوت جمعی قضاوتی صحیح است. سکوت ملت، فریاد است. اگر چه مناقشهکنندگان به علت درگیریهای بین خود، نتوانند آن را بشنوند، اما این نشنیدن، مانع از آن نیست که بگویند فریادی در کار نیست. ناگفته پیداست بیتوجهی به قضاوت ملت و خرد جمعی در جهت منافع ملی و مصالح مملکت نیست. هر چه سریعتر باید به فکر چاره بود چاره کار معلوم است به حساب آوردن و شنیدن پیام ملت، و استفاده از تمام توانهای ملی، در همه حوزهها به منظور ایجاد عزم ملی. فارغ از هرگونه تنگنظری و حب و بغض، به دور از تقسیم کردن جامعه به سیاه و سفید برای رسیدن به آرمانهای ملی و عزت ملی. ناگفته پیداست عزت ملی، در گرو بسط و توسعه آزادیهای فردی و اجتماعی، حاکمیت قانون، رفع هرگونه تبعیض، توسعه فرهنگی و رفاه ملت است. تحقق آن به تجمیع توانهای ملی و عزم ملی نیاز دارد.