تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۰۹۱۱۰

مردمسالاری و روشنفکری دینی


ابراهیم یزدی
* عبارت «مردمسالاری دینی» اگرچه امروز توسط برخی از اقتدارگرایان نیز به کار می‌رود، اما نخستین‌بار توسط اصلاح‌طلبان و به عنوان توضیحی برای تفسیر آنها از نظام حکومتی مطلوبشان بکار رفت. حال در مورد این عبارت با همان تفسیری که اصلاح‌طلبان از آن دارند دو پرسش مطرح است. اولاً آیا این عبارت می‌تواند مصداق خارجی داشته باشد و امکان ایجاد مردمسالاری دینی اساساً وجود دارد یا خیر؟ ثانیاً آیا بکارگیری پسوند دینی منجر به سوءاستفاده مخالفان مردمسالاری نخواهد شد و آیا به این بهانه آزادی‌ها و حقوق اساسی را که شرط ضروری مردمسالاری است، نقض نخواهند کرد؟

** هیچ تعریف مشخص و شفافی از مردمسالاری دینی ارائه نشده است. تبلور خارجی پیدا کردن مردمسالاری دینی به تعریف آن بستگی دارد. مردمسالاری دینی در واقع، نوعی بیان این واقعیت است که اولاً حاکمیت ملت یعنی دخالت مردم در تعیین سرنوشت خودشان. ثانیاً مردم با آرا و باورها و اعتقاداتشان در حکومت و در سرنوشت خود دخالت می‌کنند. ثالثاً در جامعه‌ای که 97 درصد مردم آن مسلمان هستند (خواه به مفهوم ایمان دینی و یا به مفهوم فرهنگی آن)، این باورها به نوعی در شکل و محتوای حکومت تجلی و بروز پیدا خواهد کرد. تأثیرگذاری باورهای دینی یا فرهنگی مردم در نظام‌های به واقع مردمسالار غیر قابل اجتناب است. مردمسالاری دینی، نوعی از انواع نظام‌های مردمسالار در دنیا نیست.
مردمسالاری از حیث مبانی در تمام دنیا فقط یک نوع است. اما هر کشوری و هر جامعه‌ای تاریخ، سنت‌ها، ارزش‌ها و سرگذشت و سرنوشت خاص خود را دارد که لاجرم در تعیین شکل و ساختار و محتوای نظام سیاسی‌اش اثرگذار است. گذاشتن یا نگذاشتن پسوند دینی، تغییری در ماهیت و محتوا نمی‌دهد و مهم نیست. نه گذاشتن آن موجب سوءاستفاده مخالفان مردمسالاری خواهد بود و نه نگذاشتن آن موجب سوءاستفاده مخالفان دین‌مداری. مردمسالاری در جهان معاصر از نوع «مردمسالاری» مشروط (Constitutional Democracy) است. مردمسالاری بدون قرارداد اجتماعی وجود ندارد.
قانون اساسی یک قرارداد اجتماعی است و مردم از طریق این قرارداد اجتماعی، باورها و اعتقادات دینی یا فرهنگی خود را ابراز و عملکردی می‌سازند.
* برخی از طرفداران دیدگاه مردمسالاری دینی معتقدند که پسوند دینی «صفت» این مردمسالاری است و نه «قید» آن. معنای دقیق این سخن چیست؟ آیا اساساً معنای دقیقی دارد؟ آیا این سخن را بایستی دیدگاه خاصی در زمینه حکومت تلقی کرد؟ تمایز این دیدگاه از دیدگاه اقتدارگرایانی که ادعا می‌کنند مردمسالاری دینی را قبول دارند، چیست؟
**بحث صفت یا قید در مورد مردمسالاری معنا و مفهوم ندارد. همانطور که عرض کردم، مردمسالاری بدون یک قرارداد اجتماعی یعنی قانون اساسی وجود ندارد. قانون اساسی علی‌الاطلاق برای تعریف رابطه قدرت و مسئولیت تنظیم می‌شود، برای تعریف حقوق و آزادی‌های اساسی مردم و روش‌های اعمال حق حاکمیت ملت و محدود ساختن اختیارات و مسئولیت‌های حاکمان منتخب مردم، نوشته می‌شود.
قانون اساسی، در هر کشور تحت تأثیر سه عامل اساسی تدوین می‌گردد: 1- اعتقادات غالب مردم، 2- پیشینه تاریخی تحولات سیاسی جامعه و 3- وضعیت خاص جامعه در هنگام تدوین قانون اساسی.
اقتدارگرایانی که بحث قید و صفت را برای پسوند دینی در مردمسالاری دینی مطرح می‌کنند، علی‌الاصول با مردمسالاری مخالفند، چه با پسوند دینی باشد یا نباشد، به صورت قید باشد یا صفت. آنها با مردمسالاری مشکل دارند. تصویر ذهنی آنها از حکومت دینی، یک تصویر تاریخی از نوع خلافت یا سلطنت است. آنها از اول هم با مردمسالاری مخالف بودند، اما آرمان حاکمیت ملت در انقلاب اسلامی آنچنان قوی و بارز بود که جرأت ابراز مخالفت را نداشتند. ولی تصور می‌کنند شرایط کنونی برای تحقق آنچه می‌خواهند فراهم است و صد البته که اشتباه می‌کنند.
* جریان‌های فکری ـ سیاسی متفاوتی در ایران برای نامیدن خود از پسوند «دینی» یا «مذهبی» استفاده می‌کنند. در اینجا ما بحثی در مورد اقتدارگرایان و طرفداران استبداد دینی (به تعبیر علامه نائینی) نداریم، اما در مورد نیروهای طرفدار مردمسالاری این پرسش مطرح است که چرا از پسوند دینی یا مذهبی استفاده می‌کنند؟ مثلا روشنفکران دینی یا نیروهای ملی ـ مذهبی. به علاوه این پسوند از نظر نوع رویکرد آنها به سیاست و حاکمیت ملی (مردمسالاری) چه پیامدهایی خواهد داشت؟ این ویژگی دینی آنها چگونه با دفاع آنها از مردمسالاری پیوند خورده و تناسب می‌یابد؟
** کلیه جریان‌های فکری ـ سیاسی هوادار و معتقد به مردمسالاری، که از پسوند دینی در ادبیات سیاسی در بیان ویژگی مردمسالاری استفاده می‌کنند، عمدتاً وابسته به جریان روشنفکری دینی هستند. استفاده از این پسوند در واقع تأکید بر این نکته است که در جامعه‌ای که 97 درصد مردم آن مسلمان هستند و فرهنگ اسلامی، بخشی یا رکنی از هویت ملی و ایرانی ما را تشکیل می‌دهد، نظام مردمسالاری تام و تمام، خواه و ناخواه باورها و آرای مردم را، که اسلامی است منعکس خواهد ساخت. مگر آنکه کسانی باشند که به دلیل مخالفت با دین، با شرکت دینداران در فرآیندهای سیاسی دموکراتیک ـ نظیر انتخابات ـ مخالف باشند.
پیامد رویکرد روشنفکران دینی، توجه دادن همگان، به خصوص معتقدان به مردمسالاری به این واقعیت جامعه‌شناختی است که نظام‌های مردمسالار واقعی، در تحلیل نهایی، لاجرم ویژگی‌های فرهنگی جامعه را منعکس می‌سازد. تفاوت‌های مشهود در ساختارها و مناسبات درونی نظام‌های دموکراتیک در دنیا ریشه در تفاوت میان تاریخ و فرهنگ ملت‌ها است. اگرچه با وجود این تفاوت‌ها، سرشت همه این نظام‌ها دموکراتیک است. در جامعه‌ای که اکثریت مردم مسلمان هستند، محصول نهایی مبارزه برای مردمسالاری، پدیده‌ای بدون شک دموکراتیک خواهد بود، اما با ویژگی‌های خاص همان جامعه‌ای که از آن سر بر می‌آورد. این ویژگی‌ها بدون تردید با ویژگی‌های یک جامعه دموکراتیک دیگر، با فرهنگ متفاوت، فرق خواهد داشت.
* نیروهای طرفدار مردمسالاری دینی چگونه حضور در یک ائتلاف گسترده حول مردمسالاری را پذیرفته و از آن دفاع می‌کنند؟ آیا دینی بودن برای آنها قیدی محسوب نمی‌شود؟ آیا آنها را از همکاری و همراهی با دیگران منع نمی‌کند؟
** روشنفکران دینی هیچ مشکل خاصی با اندیشه مردمسالاری ندارند و می‌توانند به راحتی در هر ائتلاف گسترده‌ای با نیروهای معتقد به مردمسالاری در جهت تحقق حاکمیت ملت، شرکت کنند. اما به نظر می‌رسد روشنفکران یا گروه‌های سیاسی غیر دینی ـ از حضور دینداران و تأثیرات آنان در شکل‌گیری و تصویب یک قرارداد اجتماعی ـ قانون اساسی ـ در یک نظام مردمسالاری مشروطه نگران و بیمناکند و این نگرانی احتمالاً مانع همکاری آنان با روشنفکران دینی یا قبول مشارکت دینداران در فرآیندهای سیاسی دموکراتیک بشود. این یک مشکل جدی و واقعی است.
ترکیه، یک جمهوری تام و سکولار با یک پارادوکس سیاسی روبرو است. از یک طرف ترکیه تحت فشار صاحبان صنایع و شبکه وسیع و فعال بخش خصوصی، با صادرات 26 میلیارد دلار در سال به دنبال پیوستن به اتحادیه اروپا است. از جانب دیگر اتحادیه اروپا پیوستن ترکیه را مشروط به توسعه سیاسی و دموکراتیزه شدن نظام سیاسی کرده است. تجربه رویکرد به مردمسالاری در ترکیه، در چندین نوبت، موجب پیروزی اسلام‌گرایان و ترس و وحشت حاکمان اصلی در ترکیه و در نتیجه بر هم زدن بازی مردمسالاری شده است.
برای پیروزی مردمسالاری هم اسلام‌گرایان و هم مخالفان بایستی با عقلانیت راه‌حل‌های عملی مفید به منافع مردم را بیابند و بر سر آن با هم به تفاهم و توافق برسند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات