گروه سیاسی، آرش غفوری: «در عرصه این گزینش بزرگ، کسانی باید داوطلب شوند که علاوه بر شایستگیهای فردی، متناسب با این مسئولیت عظیم از ابزارها و امکانات لازم جهت ادای حق این منصب برخوردار باشند؛ هرچه بیشتر در این موضوع غور کردم، دخالت خود را در این صحنه را درهم تنیده با مشکلات و پیچیدگیهایی یافتم که نافی مصالح جمهوری اسلامی و ناقض نیتهای پاک دعوتکنندگان از اینجانب است.»
این جملات مهمترین نکات بیانیهای بود که میرحسین موسوی نخستوزیر دوران جنگ نظام اسلامی و مشاور عالی رئیسجمهوری محمد خاتمی پس از پایان ثبتنام کاندیداهای ریاست جمهوری در روز یکشنبه صادر کرد و طی آن دلایلی را که مدتها به نقل از او در محافل گوناگون و در ارتباط با عدم قبول کاندیداتوری پست ریاست جمهوری بیان میشد در لفافه تأیید نمود.
میرحسین که هشت سال پیش و پس از پایان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی هم گزینه اول جریان چپ درون نظام برای قبول این مسئولیت به شمار میرفت بیانیه انصراف خود را بسیار پیشتر از آغاز کاندیداتوری ریاست جمهوری منتشر کرده بود تا جریان چپ به کلی از او دل بکند و به سراغ محمد خاتمی وزیر مستعفی ارشاد در دولت دوم اکبر هاشمی رفسنجانی رود، اما او اینبار و برای انتخاب رئیس دولت در نهمین جمهور نظام اسلامی این بیانیه را در زمانی منتشر کرد که مهلت ثبتنام کاندیداها برای انتخابات ریاست جمهوری به پایان رسید و او به قول خودش تا واپسین ساعات به تأمل و مرور چندین باره در این موضوع واداشته شده بود. تأملی که البته به کاندیداتوری نرسید و او که با ؟ گروههای دانشجویی هم برای تجمع در مقابل دفترش و تشویق چندباره جهت حضور مواجه گشت، ترجیح داد به مشهد رود و حرم مطهر را زیارت کند.
پیش از این آنچه که به نقل از نخستوزیر جوان دوران جنگ در ارتباط با رد دعوت گروههای مختلف سیاسی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری منتشر شده بود همه از نارضایتی میرحسین نسبت به اختیارات رئیسجمهوری حکایت میکرد. به قول آنچه که از مجموعه جلسات با میرحسین موسوی به بیرون از فضای بسته سیاسی درز کرد، میرحسین اعتقاد داشت که اختیارات ریاست جمهوری برای بیان عملکرد دولت به مردم و همچنین حفظ نظم در حوزه امنیتی کافی نیست و او تنها در صورتی این مسئولیت را خواهد پذیرفت که کانالی در رسانه ملی به نام دولت داشته باشد و اختیار فرماندهی نیروی انتظامی نیز برعهده ریاست جمهوری نهاده شود.
اختیاراتی که البته هم مورد پذیرش قرار نگرفت نا میرحسین موسوی همانند دوره پیش درخواست از وی برای پذیرش مسئولیت قوه مجریه را رد کند و با اعلام انصراف خود سوت پایان بازی را که چند ماهی دقیقه 90 آن گذشته بود و وقت اضافه را سپری میکرد به صدا درآورد. شروع این بازی اما، هر چند به نام مجمع روحانیون مبارز کلید خورد تا با رو کردن آن خود را اولین گروه حامی میرحسین برای قبول مسئولیت ریاست جمهوری قلمداد کند اما با پایان بازی اختیار آن از دست نه تنها مجمع که سایر گروههای دوم خردادی هم خارج شد.
روحانیون چپ که تجربه انصراف میرحسین و ریاست جمهوری مردی از درون شورای مرکزی خودشان را پیش از این در انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری آزمایش کرده بودند اینبار نیز در اوج دعوتهای پنهانی گروههای مختلف سیاسی از میرحسین موسوی این دعوت را آشکار کردند تا پس از آخرین دیداری که طی ان محمد خاتمی، مهدی کروبی و محمد موسوی خوئینیها با میرحسین برای دعوت از او به ناکامی داشتند دبیرکل روحانی تشکل خود را به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری معرفی کنند، غافل از آنکه نه تنها بازی از دست مجمع بلکه از دست سایر گروههای دیگر دوم خردادی نیز خارج شده بود، با این تفاوت که برخلاف هشتمین سال پیش که میرحسین چند ماهی قبل از ثبتنام و به ناگهان چند روزی از نظرها غایب بود تا این اعلامیه را بدهد اینبار پس از پایان ثبتنام و البته باز هم با حضوری در غیر از تهران این فارغالتحصیل معماری و رئیس فرهنگستان هنر است که طی اعلامیهای از انصراف خود و دلایل آن برای ملت ایران میگوید؛ بیانیهای که در آن میرحسین سرباز کوچکی برای امام و انقلاب نامیده شده است و در آن تأکید میکند در این راه تفاوتی میان تلخ و شیرین و عافیت و مسئولیت نمیبیند. متن کامل نوشتههای میرحسین را بدین ترتیب میخوانیم:
«بسمهتعالی»
انتخابات ریاست جمهوری به مثابه بزرگترین صحنه حضور و اعلام رأی مردمی، نزدیک شده است و همه میدانند که بخش مهمی از حساسیت این رویداد به دلیل نقش تعیینکننده و پر اهمیت مقام ریاست جمهوری در نظام اسلامی ماست. بدیهی است که در عرصه این گزینش بزرگ، کسانی باید داوطلب شوند که علاوه بر شایستگیهای فردی، متناسب با این مسئولیت عظیم از ابزارها و امکانات لازم جهت ادای حق این منصب برخوردار باشند. حسن ظن و ابراز لطف اقشار مردم اعم از خانواده معزز شهدا و ایثارگران، روحانیت و طلاب، اساتید، دانشجویان، دانشآموزان، رسانهها، شخصیتها، احزاب و گروههای مختلف که موجب دعوت آنها از اینجانب برای شرکت در صحنه رقابت انتخاباتی شد از یکسو مرا منفعل کرد. از خداوند متعال مسألت دارم آن مقدار از کاستیهای من که از دیدگان هنرور و زیبابین آنان دور مانده است ببخشاید و در من جبران کند.
از طرف دیگر همین گمان نیک آنان تا واپسین ساعات مرا به تأمل و تعمق چندینباره در این موضوع واداشت. هر چه بیشتر در این موضوع غور کردم دخالت خود در این صحنه را درهم تنیده با مشکلات و پیچیدگیهایی یافتم که نافی مصالح جمهوری اسلامی و ناقض نیتهای پاک دعوتکنندگان از اینجانب است. مضمون دعوتهای اخیر نشان میدهد که در میان اقشار گوناگون ملت بزرگمان به ویژه اساتید و دانشجویان، معتقدان به خط اصیل پیر جماران به صورت یک سرمایه گرانقدر و قابل اتکا حضور قدرتمندانه خود را حفظ کردهاند. آنهایی که بین عدالت و آزادی و بین حمایت مصرانه از آرمانهای مردمی انقلاب و توسعه و همچنین بین اسلام و مصالح ملی تناقضی نمییابند.
بر خود لازم میدانم، در این فرصت از ابراز لطفهایی که طی این مدت نسبت به اینجانب شده است، سپاسگزاری کنم و اطمینان دهم که این سرباز کوچک امام و انقلاب هر کجا که باشد از خیرخواهی برای نظام اسلامی و مردم بزرگوار کوتاهی نخواهد کرد، هیچ فرصتی را برای خدمت به آنان فروگذار نمیکند و در این راه تفاوتی میان تلخ و شیرین و عافیت و مسئولیت نمیبیند.