تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۳:۴۸  ، 
کد خبر : ۲۰۹۱۲۰

گفت‌و‌گوی فرهنگی ـ هنری


* برای شروع، بهتر است از ورود خودتان به عرصه موسیقی بگویید؟
** من از دوران جوانی به صورت تجربی به خواندن می‌پرداختم. اغلب کارهای استادانی چون شجریان، بنان و... را گوش می‌کردم. اوایل جنگ به صورت کاملا اتفاقی در جمع خواندم؛ یعنی زمانی که پیکر مطهر دو تن از دوستانم از جبهه‌های جنگ بازگشت، کسی که قرار بود در مراسم تشییع نوحه‌خوانی کند، نیامد و من نوحه معروف «شیون مکن مادر» را خواندم. همین اتفاق باعث شد تا در مراسم‌های زیادی به نوحه‌خوانی بپردازم و از سال 74 به طور جدی وارد عرصه موسیقی شدم.
* چرا این نوع موسیقی را برای ادامه کار انتخاب کردید؟
** به خاطر نوع و قالب موسیقی و استفاده کلامی است که در این نوع موسیقی مورد استفاده قرار می‌گیرد. دیگر این که این نوع موسیقی برای جوانان جذاب است و داشتن مخاطب زیاد، می‌تواند در انتقال مفاهیم فرهنگی موثر باشد.
* وقتی صحبت از موسیقی پاپ می‌شود بلافاصله کلمه‌ای به نام «ابتذال» شنیده می‌شود، شما درباره استعمال کلمه ابتذال در این نوع موسیقی چه نظری دارید.
** ابتذال را باید در عدم یا وجود روح تعهد در یک کار هنری دید؛ اگر در یک اثر هنری، روح تعهد وجود نداشته باشد به سمت ابتذال کشیده می‌شود. آن چیزی که وجاهت یک اثر هنری را تضمین می‌کند، روح تعهد است. تعهد نشأت گرفته از ایمان، قید و بندهای دینی و مذهبی، حس نوع‌دوستی و... همه این موارد وقتی در یک اثر هنری وجود داشته باشد، آن اثر را از ورطه ابتذال خارج می‌کند. ابتذال فقط مختص این نوع موسیقی نیست، بلکه موسیقی سنتی هم می‌تواند مبتذل باشد. شاید یکی از دلایلی که دلیل مبتذل بودن این موسیقی عنوان می‌شود، استفاده از تکنیک‌های غربی است.
* برخی از استادان موسیقی اعلام کرده اند موسیقی پاپ در کشور ما وجود ندارد و برخی از خوانندگان موسیقی پاپ هم اعلام کرده‌اند که موسیقی سنتی برای جوانان جذاب نیست، شما این وقایع را چگونه ارزیابی می‌کنید.
** هر دو نظریه غلط است. این که هر صنفی کار خود را بهترین بداند، اشتباه است. ما نیازمند انواع موسیقی هستیم. موسیقی سنتی جایگاه خودش را دارد، همین‌طور موسیقی کلاسیک و... اما من با این نظریه که موسیقی پاپ در کشورمان وجود ندارد، موافقم؛ چرا که موسیقی پاپ، یک موسیقی کاملا غربی است.
من ترجیح می دهم از واژه «موسیقی نو» استفاده کنم. به زعم من آن موسیقی‌ای که در جهت پیشرفت فرهنگی، بیان حقایق و خدمت به مردم گام بردارد، موجه است. در غرب هم تمام موسیقی‌های تولیدی مبتذل نیست. برخی از آثار آن‌ها رنگ و بوی تعهد دارد. به عنوان مثال خواننده‌ای به نام «جک استیونس» که به اسلام روی آورد و نام خودش را یوسف اسلام گذاشت، این خواننده آثار ارزشی زیادی داشته و در تمام دنیا کنسرت دارد و به بچه‌های فقیر دنیا کمک می‌کند؛ اما متاسفانه موسیقی غربی هم مانند تمام مجموعه‌های غرب، آلودگی‌های زیادی دارد.
* در صحبت‌های‌تان اشاره کردید موسیقی پاپ در کشور ما وجود ندارد؟ لطفاً در این باره کمی توضیح دهید.
** موسیقی پاپ در غرب شکل گرفته و متعلق به غربی‌هاست. کلامش مبتنی بر ادبیات غرب است. سازها غربی است و در کل فضای آن غربی است. به عنوان مثال ما نمی‌توانیم بگوییم «بنز ایرانی»؛ چرا که ماشین بنز، تولید آلمان است. موسیقی پاپ هم متعلق به غربی‌هاست. آن چه امروز در موسیقی انجام می‌شود، یک کار تلفیقی است. ما با استفاده از تکنیک‌های سنتی و غربی یک قالب جدید ساخته‌ایم. ما با نگرش جدیدی به کلام نگاه می‌کنیم. در موسیقی سنتی، کلام بعد عرفانی و روحانی دارد؛ اما در موسیقی نو چنین نیست. ما دنبال اشعار فلسفی و عرفانی نیستیم. موسیقی نو دنبال مخاطب عام است، چرا که عامه مردم ما فیلسوف و عارف نیستند. ما از مسایل روز مردم صحبت می‌کنیم. این نوع موسیقی که امروز در کشور ما متداول شده است، موسیقی پاپ نیست، بلکه تلفیقی از تکنیک غربی و سنتی است.
واژه «موسیقی مردمی» که دیگر فاجعه است، مگر موسیقی سنتی یا کلاسیک، موسیقی مردمی نیست.
* نکته دیگری که در حاشیه این نوع موسیقی مطرح است، تقلید از موسیقی لس‌آنجلسی است که باز هم بحث ابتذال را مطرح می‌کند، شما این مورد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** عاملی که باعث تفکیک کارها به لحاظ ارزش و اعتبار از یکدیگر است، نزدیک و دور بودن آن اثر به ارزش‌ها و تعهد بشری است. اگر یک اثر هنری در این چهارچوب عمل کند، دارای ارزش و اعتبار است. حال این کار اگر در لس‌آنجلس، تهران، لندن و... هم تولید شده باشد، دارای اعتبار و ارزش است. اگر احساس شود که این اثر هنری در جهت آگاهی و روشنگری قدمی برداشته و شنونده با شنیدن آن به دانسته‌هایش اضافه می‌شود با ارزش است، اما نباید فراموش کرد که رکن اساسی هنر خود هنرمند است. یک کلام خوب و دارای رسالت اگر توسط هنرمندی غیرارزشی خوانده شود، دیگر ارزش ندارد، به عنوان مثال شاهد بودیم که خواننده‌ای درباره زشتی اعتیاد می‌خواند، اما خودش معتاد است. این مورد درباره خوانندگان لس‌آنجلسی صدق می‌کند و اغلب آن‌ها بیش‌تر مشکلات اخلاقی دارند. آن چیزی که موسیقی ما را از موسیقی لس‌آنجلسی تفکیک می‌کند، کلام ارزشی، موسیقی سالم و هنرمندان انقلابی ما هستند.
* موسیقی «پاپ» یا به قول شما، موسیقی «نو» در طی ماه‌های اخیر شاهد ظهور چهره‌های جدید بوده است، شما حضور این چهره‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید.
** رشد کمی صرف، هیچ گاه دلیل بر صحت نیست. ما به لحاظ کمی شاهد رشد خوبی هستیم. متاسفانه هیچ نظارتی هم بر کیفیت کار نیست. وزارت ارشاد و صدا و سیما، نگرانی‌ای را در این زمینه احساس نمی‌کنند و هر کاری از وزرات ارشاد، مجوز تولید و هرکاری از سازمان صدا و سیما مجوز پخش می گیرد! اگر این روند ادامه یابد، من آینده خوبی را برای موسیقی سنتی و موسیقی نو در کشور نمی‌بینم.
* سیل حجیم کاست‌های موسیقی غربی (مجاز و غیرمجاز) در بازار موسیقی به خوبی احساس می‌شود، آیا موسیقی موجود در کشورمان می‌تواند رقیبی برای موسیقی غرب باشد.
** قبول دارم که به لحاظ کیفیت ضبط آن‌ها پیشرفته‌تر از ما هستند. یکی از مشکلات مهم ما در عرصه موسیقی کشور، نبود استودیوهای مجهز است؛ اما خوشبختانه مردم کشور ما طالب کلام در موسیقی هستند. اگر به موسیقی غربی رغبت نشان می‌دهند به خاطر نوع موسیقی آن است و نه کلام آن؛ اما در موسیقی ایرانی، مردم به کلام و محتوا، اهمیت وافری نشان می‌دهند. اگر ما بتوانیم نوع محتوا و کلام را توسعه و گسترش بدهیم، کمک زیادی به موسیقی و استقبال جوانان می‌شود.
* فکر نمی‌کنید موسیقی پاپ هم احتیاج به یک تشکل منظم دارد؟
** سال گذشته، خانه موسیقی راه‌اندازی شد؛ اما هیچ فعالیت چشمگیری از خانه موسیقی ندیده‌ایم. اگر تشکل صنفی وجود داشته باشد، به طور قطع به جامعه هنر و موسیقی ما کمک شایانی می‌کند. من خیلی به خانه موسیقی خوشبین نیستم. هنوز هیچ حرکتی مشاهده نکردیم و از یک سال پیش، فقط سه بار مدیریت آن تغییر پیدا کرده است و از سوی دیگر ضعف اساسی حضور برخی از عناصر نامطلوب در خانه موسیقی است و من اسامی آن‌ها را اعلام نمی‌کنم؛ اما اگر لازم باشد یک روز نام آن‌ها را فاش خواهم کرد.
افرادی که خارج از کشور فعالیت داشته‌اند و حتی برخی با گروه‌های ضدانقلاب در خارج از کشور ارتباط داشته‌اند و...!
* اوضاع موسیقی را چگونه می‌بینید؟
** آشفته، چرا که وزارت ارشاد و صدا و سیما در این زمینه دلسوزی نمی‌کنند. آدم‌های دلسوز و فعال در جایگاه مدیریت نیستند. حرکت، حرکت ناموزون و ناهماهنگی است که اره به ناکجا آباد می‌برد.
* به عنوان آخرین سوال، می خواستم دلیل برگزار نشدن کنسرتتان در ساری را بدانم.
** اصالت موسیقی، هنوز در جامعه زیر سوال است. متاسفانه بعضی از اقشار مذهبی ما به طور مطلق، موسیقی را قبول ندارند و آن را حرام می‌دانند. در برخی از شهرها این تفکر حاکم است. من قصد ندارم تفکر آن‌ها را نقض کنم. روشن کردن این مساله از جانب مسؤولان و علمای بزرگ به حل این مساله کمک می‌کند. در ساری هم چنین اتفاقی افتاد. برخی از دوستان، مخالف برگزاری چنین کنسرتی بودند و نیروی انتظامی و مسؤولان ارشاد را تحت فشار قرار داده بودند. من به نیروی انتظامی اعتراض کردم که چرا در مسایل اجرایی دخالت می‌کند. من منکر زحمات این عزیزان نمی‌شوم، اما نیروی انتظامی وظیفه برقراری امنیت را برعهده دارد و نه دخالت در برنامه! من امیدوارم به تدریج این مشکلات برطرف شود؛ ضمن این که قبول می‌کنم برخی از دوستان اجراهای خوبی نداشته‌اند اما نباید همه را با یک چوب راند.
* اگر حرف خاصی مانده بفرمایید.
** از هنر برای القای ارزش‌ها می توان استفاده کرد. هدف من ایجاد آشتی بین مذهب و هنر است. ما با برداشت‌های اشتباه، این فاصله را ایجاد کرده‌ایم. جوان‌های مذهبی ما فکر می‌کنند، باید از هنر گریزان باشند و جوانان هنرمندمان هم فکر می‌کنند برای هنرمند بودن باید از مذهب دور بود. می‌توان هم مذهبی بود و هم هنرمند؛ این دو هیچ‌کدام نهی‌کننده هم نیستند.
* عباس حبیبی، وحید سعیدی

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات