خشونت، تنها خشونت فیزیکی و جسمانی نیست، گاهی خشونت، مصداق فکری و عقلی هم دارد. یعنی اگر کسی مطلب و سخنی برخلاف عقل و منطق بگوید و منتشر کند که موجب آزار و اذیت عقل و منطق حاکم بر ذهنیت عقلاً شود، مصداق خشونت است.
محسن غرویان، مدرس حوزه علمیه قم و سردبیر نشریه معرفت در گفتوگو با ایسنا، ضمن بیان مطلب فوق، اظهار داشت: ترور یک بار ارزشی و اخلاقی و معمولاً سیاسی دارد، به این معنا که هر نوع قتل و کشتن را نمیشود ترور نامید. ترور افراد چه فیزیکی چه شخصیتی محکوم است و برای این محکومیت باید فلسفهای تبیین و تفسیر شود. هر فلسفهای و هر نظام فکری در دستگاه فکری خودش خشونت و ترور را به معنای خاصی میگیرد و باید بتواند بر اساس منطق، عقل و برهان از مبانی و تعریف خودش از ترور و خشونت دفاع کند.
وی در مورد زمینههای بوجود آمدن ترور گفت: عمده این زمینهها، زمینههای فکری است. یعنی هر نوع رفتار اجتماعی بر یکسری بسترهای فکری مبتنی است. در جامعه ما دور افتادن از روش منطقی و استدلال، زمینه را برای تشتت آرا و تقابل بین اندیشهها زیاد میکند. اگر متفکرین و اندیشمندان در یک فضای منطقی و استدلالی مباحث کلان اجتماعی را بیان کنند، زمینههای ترور به حداقل میرسد.
غرویان در پاسخ به این سوال که آیا اسلام مجوز ترور و خشونت داده است یا خیر؟ اظهار داشت: ممکن است برخی افراد از هر مذهب و دین سوءاستفاده کنند و رفتارشان را با دین و مذهب توجیه کنند اما اصل اولیه در اسلام ترور و خشونت نیست. اسلام دین رأفت و رحمت است. اما گاهی اضطرار در جامعه شرایطی پیش میآید که کسی مرتکب خطایی میشود و اسلام با او برخورد میکند و حتی این اجازه را میدهد که اعدام شود. این را نه تنها در اسلام بلکه در قوانین دیگر کشورها هم شاهد هستیم.
وی ادامه داد: اسلام خشونت قانونی دارد اما خشونت غیر قانونی ندارد. خشونت قانونی توجیه و تفسیر دارد. اگر واقعاً دینشناسی درستی در بین دینشناسان ما حاکم شود، از خشونت و برخوردهای خشن کاسته میشود. کاهش تضادهای فکری هم به کاهش ترور و خشونت منجر میشود.
این مدرس حوزه علمیه قم در مورد تفاوت اجرای حکم صادره برای متهمان پرونده ترور حجاریان با متهمان پروندههای مشابه، ابراز عقیده کرد: در اینکه چه عناصری در تشخیص نهایی قاضی دخیلاند جای بحث و گفتگو فراوان است. عمدتاً قاضی باید قانون و شرع را ملاک قضاوت خود قرار دهد. به هر حال عوامل دیگر مانند عوامل روحی، روانی، فضا، مکان و زمان در داوری نهایی قضاوت تأثیر میگذارند. اینها باعث تفاوت در اجرای احکام میشود. اما اینکه دو قاضی در یک موضوع و در یک مورد دو حکم صد درصد متناقض با هم صادر کنند، جای تامل است.