تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۰۹۱۴۳

جهانی شدن و مواد مخدر

ترجمه: محبوبه نظرپور اشاره: ترجمه زیر صرفا به منزله بررسی و شناخت برخی ابعاد تجارت مواد مخدر در کشورهای جهان و به خصوص آمریکاست و درج آن، تایید صحت و سقم مطالب یاد شده از سوی روزنامه نمی‌باشد.

هتک حرمت اخلاقی و خشونت محور ناشایست سیاست‌ها در زمینه مواد مخدر بوده است. زمان آن رسیده است که دولت‌ها به اصول اولیه باز گردند.
تولید مواد مخدر خیلی سودآور است. فقط در مقابل قسمت کوچکی از پولی که مشتریان این مواد حاضر به پرداخت آن هستند، مواد مذکور تولید می‌شوند. مواد مخدر به طور زیرکانه‌ای از روند جهانی شدن سود برده ‌است. این مقوله جهانی است ولی پراکنده که به راحتی و بدون هیچ‌گونه تبلیغی در دسترس مشتریان جوانش قرار می‌گیرد. در کشورهای فقیر جایگاه نیرومندی داشته و در کشورهای غنی نیز اقلیت‌ها را با خود دارد.
این نوع تجارت، نتایج حیرت‌انگیزی دارد. محصولاتش که قسمتی گیاهی بود و قسمتی نیز ترکیبات شیمیایی هستند با قیمت‌های گزافی به فروش می‌رسند. یک کیلو هروئین با 40 درصد خلوص 390 هزار دلار در خیابان‌های آمریکا به فروش می‌رسد. این قیمت‌های سرسام‌آور منعکس‌کننده تلاش بی‌امان دولتمردان کشورهای غنی در جهت کنترل مواد مخدر است و تاثیرش تفاوت قیمت مواد مخدر برای مصرف‌کننده و قیمت واردات آن است.
قیمت‌های وارداتی هروئین و کوکائین حدود 10 تا 15 درصد قیمت مصرف‌کننده در کشورهای غنی است. در کشورهای فقیر این نسبت ممکن است تا 25 درصد برسد. ارزش تجاری مواد مخدر را اگر با مقادیری که مصادره می‌شوند و با قیمت وارداتی محاسبه کنیم رقمی حدود 20 میلیارد دلار می‌شود.
اگر قیمت برای مصرف‌کننده را در نظر بگیریم، این تجارت یقینا وسیع‌ترین بازار غیرقانونی را داراست، اگرچه احتمالا کمتر از میزان برآوردی سازمان ملل یعنی 400 میلیارد دلار است که اگر اینطور باشد حتی پیشاپیش صنعت نفت جهان قرار می‌‌گیرد. هرگونه برآورد ارقام درباره تولید، مصرف و قیمت مواد مخدر جز حدس چیزی نیست. ولی خرید و فروش خرده‌فروشی آن احتمالا حدود 150 میلیارد دلار می‌باشد.
«پیتر رویتر» یک اقتصاددان در دانشگاه مریلند میزان خرید و فروش مواد مخدر در دنیا را برآورد کرده است. طبق بررسی‌های رویتر میزان خرید و فروش موادمخدر در آمریکا حدود 60 میلیارد دلار است. بازار کشورهای اروپایی نیز پیرامون همین رقم دور می‌زند. پاکستان، تایلند و چین نیز بیشترین مصرف هروئین را دارند ولی قیمت‌ها در این کشورها پایین است، بنابراین خرید و فروش نیز بیشتر از 10 میلیارد نمی‌شود. در استرالیا و کانادا، اروپای شرقی و روسیه خرید و فروش مواد مخدر رو به رشد است ولی کمتر از 10 درصد کل میزان خرید و فروش جهان را تشکیل می‌دهد. البته در این میان ماری‌جوانای اروپا که صرفا در داخل تولید می‌شود در نظر گرفته نمی‌شود.
صحیح نیست که خرید و فروش مواد مخدر را نوعی تجارت در نظر گرفت که با معیارهای اقتصادی مطابقت دارد. به هر حال این تصور به معنای انکار این واقعیت نیست که مواد مخدر برای بعضی از کشورها و برخی افراد سود سرشاری به ارمغان می‌آورد و همچنین به معنای کوچک شمردن ضرر و زیانی که مواد مخدر به سلامتی افراد وارد می‌کند و بحران اخلاقی که ایجاد می‌کند، نمی‌باشد. در نظر بسیاری از مردم بحث در واقع یک بحث اخلاقی است که مواردی چون اطلاق و سقط جنین از آن جمله است، ولی به نظر می‌رسد بحران اخلاقی مواد مخدر ثقل سیاست‌ها در این زمینه را تشکیل نداده باشد.
این مساله در آمریکا بیشتر از هر جای دیگر مشهود است. در این کشور سیاست کلان در زمینه مواد مخدر وجود دارد که 35 تا 40 میلیارد دلار در سال از پرداختی مالیات‌دهندگان را به خود جذب می‌کند. این سیاست‌ها آزادی‌های فردی را خدشه‌دار ساخته، گروه زیادی از جوانان سیاه پوست را در بند کشیده و سیاست خارجی را نیز تباه کرده ‌است. این سیاست‌ها ادامه ناقصی از تلاش‌های آمریکا در سال‌های 1920 تا 1933 برای کنترل خرید و فروش الکل است. آن تجربه که در جای دیگری سابقه نداشت باعث صعود قیمت الکل، گسترش اسلحه و جنایت، افزایش مشروب‌خواری و نابودی یک چهارم آژانس‌های اجرایی فدرال در طول یک دهه شد. از نیم قرن پیش تا به حال نیز سیاست‌های این کشور در زمینه مواد مخدر به نظر می‌رسد همان ناهنجاری‌‌های سیاست در زمینه الکل را به دنبال داشته ‌است.
در این وهله، صورت دادن بحثی صحیح و واقعی در زمینه سیاست‌های مذکور مشکل است. نشریات رسمی مملو از ادعاهای غلط هستند. اخیرا گزارشی در مورد استراتژی‌‌های کنترل مواد مخدر اعلام کرده ‌است که سیاست‌های ملی در زمینه مبارزه با مواد مخدر کارآمد بوده است، این گزارش همچنین خبر از افزایش بودجه اختصاص یافته به مبارزه با مواد مخدر و کاهش تولید کوکائین در پرو و بولیوی و کاهش تعداد مصرف‌کنندگان ماری‌جوانا داده است اگر این موارد موفقیت محسوب شوند، آنگاه شکست چه می‌تواند باشد؟
این بررسی عمدتا بر بازار آمریکا متمرکز است زیرا بزرگترین بازار جهانی است، آمریکایی‌ها بیشتر از دیگر کشورها کوکائین مصرف می‌کنند. علاوه بر این تاثیر سیاست‌های غلط آمریکا در سراسر دنیا مشهود است. دیگر کشورهای غنی که سعی دارند سیاست‌های خود را در این زمینه تغییر دهند با مقاومت شدید آمریکا مواجه هستند.
همچنین تجربه آمریکا نشانگر این واقعیت تاسف‌انگیز است که بین جدیت سیاست‌ها و تداوم به کارگیری آنها پیوندی وجود ندارد. تقریبا یک سوم آمریکایی‌های بالای 12 سال اعتراف دارند که در مرحله‌ای از زندگی‌شان مواد مخدر مصرف کرده‌اند. این مواد همچنان به داخل آمریکا سرازیر است، قیمت‌ها کاهش یافته و درجه خلوص مواد نیز افزایش یافته است. قیمت کوکائین نصف مقدار آن در اوایل دهه 80 است و درجه خلوص بیشتر نیز بدان معناست که احتیاجی به تزریق آن نیست بلکه می‌توان آن را بو و استشمام کرد.
به نظر می‌رسد مصرف‌کنندگان دائمی مواد مخدر مصرف خود را افزایش داده و بیش از پیش به خود صدمه زده و خودکشی می‌کنند. همانند سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر نیز در بین افراد فقیر گستردگی بیشتری یافته است و در برخی از کشورهای غنی مانند انگلیس نیز تعداد مصرف‌کنندگان دائمی و اتفاقی در حال افزایش است. در کشورهای فقیرتر و اروپای شرقی و مرکزی بازارهای مواد مخدر گسترش می‌یابند. به نظر می‌رسد هند و چین نیز احتمالا بازار مصرف برای هروئین باشند.
سیاست‌های کنونی عمدتا در اواسط دهه 80 شکل گرفت آن زمان اپیدمی کوکائین به صورتی بود که رونالد ریگان، رئیس‌جمهور وقت می‌توانست در آمریکای قرون وسطی قدم زند. نظرسنجی‌های عمومی نشان می‌داد که مواد مخدر در راس لیست نگرانی‌های مردم قرار دارد.
شیوه‌های مربوط به سیاست با گذر زمان تغییر می‌یابند و سیاست‌های مبارزه با موادمخدر نیز همراه با آن در بسیاری از کشورها در حال تغییر است دولت‌ها بیشتر از گذشته بر درمان تاکید دارند تا محکومیت و در پایان ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که در بطن بحث‌های مربوط به موادمخدر یک پرسش اخلاقی همیشه جای دارد و آن اینکه دولت یک کشور چه مسئولیتی در قبال کسانی دارد که به خودشان صدمه می‌زنند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات