تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۰۹۱۴۸

حزب مشارکت و میلیشیای مدنی


ابراهیم فاطمی
به دنبال پیروزی آقای سیدمحمد خاتمی در انتخابات خرداد سال هفتاد و شش یک سال بعد در فصل پاییز نوزادی به نام مشارکت در گهواره دولت متولد شد. این نوزاد برنامه‌اش این بود که تمام افعال و گفتار خود را برنامه رئیس‌جمهور و مورد حمایت مردم بداند و سعی داشت همگان مشارکت را حزب رئیس‌جمهور بنامند.
لکن علیرغم تلاش سازندگان این حزب دولتی خاتمی حاضر نشد شناسنامه این نوزاد به نام وی صادر شود گرچه آنها با تمام ظرفیت از امکانات دولتی استفاده می‌کردند. مشارکت قبل از اعلام موجودیت و در تشکیلات پنهان مانیفستی طراحی کرده بود که برخی فصول آن چنین بود:
الف: هزینه کردن رئیس‌جمهور خاتمی و محبوبیت مردمی‌اش جهت ترویج افکار خود و پیشبرد اهداف.
ب: رواج مشی و مرام لیبرالیستی، ولنگاری، احیا و به میدان آوردن عناصر معاند با امام و انقلاب اسلامی.
ج: معرفی نیروی مدافع انقلاب و امام به عنوان طرفدار استبداد،‌ خشونت‌طلب. مخالف آزادی و گروه فشار.
د: جایگزین کردن ارزشهای لیبرالی به جای ارزشهای لیبرالی به جای ارزشهای دینی.
ه: استفاده از تئوری "تم و تکرار" به عنوان ابزار عملیاتی کردن برنامه‌هایش.
مشارکتی‌ها و گروههای مشترک‌المنافع هر جا را که می‌خواستند خراب کنند آن را در برنامه تم و تکرار قرار می‌دادند و هر روز آن را در صفحه اول روزنامه‌های افسار گسیخته زنجیره‌ای می‌نوشتند و آنقدر آن را تکرار می‌کردند تا به عنوان یک پدیده منفی در ذهن رهگذران و افراد روزنامه‌خوان جا بیفتد و از این طریق نقل مجالس و محافل گردد و در نتیجه در ذهن جامعه پذیرفته شود. مثلا اصطلاحاتی چون گروه فشار، خشونت‌طلب، لباس شخصی‌ها، عوامل استبداد، انحصارطلبان، آزادی‌ستیزان، تئوریسین خشونت و... از تم‌های اصلی بودند که هزاران بار توسط روزنامه‌های زنجیره‌ای و سخنرانان تکرار شدند و مصداق آنها را نیروهای مدافع انقلاب اسلامی و ارزشهای دینی می‌خواندند. هر کس را که قبول نداشتند با شلیک این کلمات هدف قرار می‌دادند و او را معمولا ساقط یا مجروح می‌کردند.
با ریختن آشغال شک و تردید بر روی باورهای مردم فضا را تیره کردند و با بالا بردن بیرق حمایت از رئیس‌جمهور توانستند تا حدودی در انتخابات شوراها موفق شوند و با آماده کردن بستر اکثر کرسی‌های مجلس ششم را کسب کنند و این اوج جوانی و شادابی مشارکت بود. اما امروز حزب مشارکت و سازمان نامشروع هم‌پیمانش در مسیر گذر کوتاه ایام به دلایل زیر با بحران جدی مشروعیت و مقبولیت روبروست که اگر نتواند این بحران را به رقیب دیروز خارج از اردوگاه دوم خرداد یا رقیبان سر برآورده در داخل منتقل کند با دیوارهای فروریخته و ویرانی کاخ امیال تمامیت خواهانه‌اش روبرو و جوانی‌اش به مرگ زودهنگام تبدیل خواهد شد.
1- مشارکتی‌ها که اعضای مؤثر سازمان نامشروع مجاهدین را نیز در دل خود دارند، خویشتن را انسانهای برگزیده و برادر بزرگتر در درون جبهه دوم خرداد می‌دانند. آنها به ظن خویش با بودن برادر ساده‌لوح رئیس‌جمهور آراء خاتمی را از آن خود دانسته و به سایر احزاب دوم خردادی به عنوان طفیلی می‌نگرند که چونان بردگان باید فرمانبر تشکیلاتی آنها باشند. و هر جا احساس کرده‌اند گروهی در داخل جبهه دوم خرداد قصد تمرد دارد به تحقیر و تمسخر او مبادرت کرده‌اند تا حقارت را لمس کند و تسلیم امر شود مانند آنچه در انتخابات مجلس ششم با کارگزاران کردند. این شیوه مستبدانه و تمامیت‌خواه تحمل بعضی برادران کوچکتر را به سرآورد و آنها را به شکوه و سرانجام به فریاد و عصیان واداشت. این فریاد فراگیر شد تا جایی که به گوش سنگین مشارکتی‌ها رسید و کنگره جبهه دوم خرداد را در آبان سال جاری متوقف کرد و رویای سرکوب همه و تشکیل حکومت تک حزبی مشارکتی‌ها را به یاس تبدیل کرد.
2. قداست‌زدایی خیمه‌گاه مشارکت و دهن دریدگی عناصر هتاک مورد حمایت این تشکیلات بالاخره کار دستشان داد. جسارت بی‌پرده یک عنصر لائیک مورد حمایت اینها در همدان نسبت به مقدسات و بیان اباطیل وی خشم مردم دین‌دار را برانگیخت و سرانجام جامعه مدرسین حوزه علمیه قم متشکل از برجسته‌ترین علما و اسلام‌شناسان در یک نظر کارشناسی حکم به عدم مشروعیت گروهک نبوی دادند و دادگاه نیز در مرحله بدوی عضو هتاک را به اعدام محکوم کرد و این قضیه تشکیلات مجاهدینی - مشارکتی را که از یک خمیرمایه و دارای سیاست و خط مشی واحد هستند گرفتار شوک کشنده‌ای نمود. به هر حال اینها در میان ملتی زندگی می‌کنند که مسلم و معتقد به حلال و حرام خدا هستند و حکم عدم مشروعیت دینی چیزی نیست که آثارش به راحتی از بین رفتنی باشد بلکه پیامد آن در آینده برای این تشکیلات بدتر هم خواهد بود ضمن اینکه هم اکنون آثار این موضوع نمایان شده و تشکیلات مشارکت جهت جمع‌آوری نیرو و برپایی اعتراضات به حکم آغاجری با بن‌بست مواجه گردیده است.
3. عضو ارشد مشارکت عباس عبدی به دنبال افشای جعل نظرسنجی به اتهام همکاری با دولت‌های بیگانه دستگیر و به محل نگهداری عباس امیرانتظام متهم دیروز عبدی که به همین اتهام گرفتار تشکیلات عبدی شد منتقل گردیده است. قضیه عباس عبدی و موسسه آینده‌اش به نحوی است که قدرت دفاع از مشارکت را سلب کرده است و اعضای دیگر مشارکت مثل بورقانی، میردامادی و امین‌زاده نیز در معرض اتهام قرار دارند.
4. تشکیلات دفتر تحکیم که تا دیروز به عنوان میلیشیای مشارکت عمل می‌کردند دچار انشقاق و انشعاب‌های پیاپی شده و موجودیت آن در آستانه فروپاشی و اضمحلال قرار گرفته است. شاخه نشست شیراز از زیر یوغ مشارکت خارج شده و اکثریت جناح نشست علامه نیز به طیف ملی‌گرا و نهضت آزادی پیوسته‌اند.
5. رییس‌جمهور که تا دیروز مشارکتی‌های تمامیت‌خواه می‌خواستند مجری برنامه‌های آنها باشد و در آخرین تلاش دو لایحه اصلاح‌ قانون انتخابات و افزایش اختیارات رییس‌جمهور را به نام او ثبت کردند و حتی حجاریان پیشاپیش متن استعفای او را آماده کرده بود از افزون‌خواهی این حزب طاقتش به سر آمد و بنابر آنچه که به روزنامه‌ها هم کشیده شد از انحصارطلبی مشارکتی‌ها بر آشفت و گفت حق ندارند به جای وی حرف بزنند و باید به اندازه وزن خود دهان باز کنند.
6. بخش عمده مطالبات واقعی مردم امروز بی‌پاسخ مانده است. تورم، فقر، فساد مالی و سیاسی و... توده‌های منتظر را خسته کرده است. جوانانی که دیروز بدون مزد در آرزوی فردای بهتر پوسترهای حزب مشارکت را بر در و دیوار و درخت آویزان می‌کردند امروز در حسرت یک لقمه نان می‌سوزند و خیل دانشجویان دیروز به صف بیکاران امروز پیوسته‌اند و احساس می‌کنند که استخوان‌هایشان در زیر دیگی سوخت که در آن قدرت و ثروت برای مشارکتی‌ها طبخ شد. آن‌ها وکیل و وزیر و سفیر و مدیر شدند و اینها با پای برهنه و شکم گرسنه بی‌پاسخ مانده‌اند و الان مطالبات خود را می‌خواهند و مشارکت که مشی و مرامش بی‌پاسخی است الان احساس فشار از جانب مردم را دارد که بر او سخت گران است.
7. موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادی برای مشارکتی‌ها که در بخش‌های مختلف اقتصادی حضور دارند اگر به صورت جدی پیگیری شود ایجاد مشکل و گرفتاری خواهد کرد. کلمه مبارزه با مافیای قدرت و ثروت برای خیلی از گروه‌ها و از جمله مشارکتی‌ها لفظ آزاردهنده‌ای است و در این باب نیز آنها در خوف از بررسی‌های دقیق به سر می‌برند.
8 . انتخابات شوراهای شهر در سال جاری در پیش است و حزب مشارکت که می‌خواست توان همه جبهه دوم خرداد را به نام خود مصادره کند الان با عدم همراهی اردوگاه دوم خرداد روبرو شده است و به یک گروه منزوی در میان اردوگاه دوم خرداد تبدیل شده است و با بحران موجودیت روبرو شده است. حال با این وضعیت مشارکتی‌ها شدیدا احساس پریشانی می‌کنند، گویا مرگ زودهنگام به سراغ این عناصر مغرور و طماع آمده است. در چنین وضعی مشارکت چاره را در تنازع برای بقا می‌داند.
آنها بقای خود را در این دیده‌اند که اولا در این برهه زمانی که گروه‌های دوم خردادی هر کدام سهم خود را می‌طلبند طوری داد و فریاد راه بیندازند که توجه توده‌های دوم خردادی را به خود جلب کنند. ثانیا در بحران موجودیت، تشکل تحکیم وحدت گروهک منسوب به خود را یاری نماید، تا شاید عناصری که هنوز به تشکل تحکیم سمپاتی دارند را به سوی خود جلب کند. ثالثا با غوغا پیرامون حکم آغاجری بتوانند از سرایت عدم مشروعیت خود و هم‌پیمانش به بدنه جامعه جلوگیری کنند لذا حکم آغاجری بهانه‌ خوبی است که مشارکتی‌ها با اعزام سربازان حزبی چون سعید رضوی فقیه در بدنه دانشگاه و ستاد مشارکت مستقر در آموزش عالی و جمع و جور کردن صد نفر جوان حزبی با میلیشیای مدنی و توهین به قشر دانشجو و استفاده از اراذل و اوباش خیابانی و تدارک و اعزام آن‌ها به مکان‌های مختلف نهایت تلاش را نموده تا بتوانند جو را در میان اردوگاه دوم خرداد به نفع خود تغییر دهند.
اگر آنها در این مرحله موفق شوند در مرحله بعدی با راه‌اندازی میتینگ‌های خیابانی کوشش خواهند کرد با هرزگی سیاسی انتخابات شوراها را به نفع خود تمام کنند و بستر را برای تصرف مجلس هفتم آماده کنند. لکن اگر تحرکات اینچنینی ناموفق باشد فاز بعدی با توجه به روی آوردن به بهره‌گیری از عناصر ضد انقلاب و اوباش اقدامات فیزیکی است که هم‌اکنون طلیعه آن در بعضی از تجمعات نمودار است.
مشارکت در فاز جدید تحرکات از ادبیات چند سال قبلش بهره‌ گرفته که دیگر جذابیت ندارد. مثلا دانشجویان را به تجمع غیرقانونی دعوت کرده و اغتشاش می‌کنند (سعید رضوی فقیه به دنبال مخالفت وزارت کشور با راهپیمایی آنها اعلام می‌کند این حق ماست و ما کوتاه نمی‌آییم و لذا عناصر غیر دانشجو و اوباش را در دانشگاه تربیت مدرس جمع‌ می‌کند و سپس با تظاهرات غیرقانونی خیابان‌ها را می‌بندند) سپس به عنوان مصلح ظاهر می‌شوند و اعلام می‌کنند لباس شخصی‌ها و گروهای فشار تجمعات مدنی (!) ما را بر هم زدند آنها می‌خواهند با تکرار تم لباس شخصی‌ها و گروه‌های فشار به اصطلاح لباس شخصی‌ها را پدیده‌ای منفی جا بیندازند تا مردم که همه از بدو خلقت لباس شخصی‌ پوشیده‌اند جهت فرار از بار منفی آن به فکر مقابله با آشوب‌طلبان و میلیشیای مدنی نیفتند.
«اعتماد»، روزنامه الیاس حضرتی به عنوان ارگان اینها به دروغ‌پردازی جهت پیشبرد برنامه‌هایشان مبادرت می‌کند و پا به پای اقدامات ضدانقلابی آنها پیش می‌رود. اجتماعات صد نفره آن‌ها را چند برابر و فحاشی‌ها و توهین‌های میلیشیای مدنی و اوباش هرج و مرج طلب را خواسته‌های دانشجویان بیان می‌کند و با این عمل به قشر فرهیخته دانشجو نارواترین توهین را روا می‌دارد.
اما آنچه مسلم است جوانانی که با مشی و مرام مدنی به حزب لیبرال دموکرات مشارکت روی آورده‌اند هیچ‌گاه حاضر نیستند به عنوان میلیشیای از جان گذشته برای حزب فداکاری کنند. فلسفه تفکر لیبرالیستی بر نفع شخصی قرار دارد و هواداران اینگونه احزاب حاضر نیستند خود را فدای جمع یا اهداف حزبی کنند. آن‌ها تا جایی همراهند که نفعی برای شخصشان حاصل شود. اگر تکیه حزب مشارکت فقط به جوانان حزبی با مرام لیبرالی باشد اینها از حد تجمعات اعتراض‌آمیز و فحاشی‌های مدنی پیش‌تر نمی‌روند. لذا با این میلیشیای مدنی و وضعیت بحران، مشارکت نمی‌تواند به اهدافش برسد.
از سویی تفکر کادرهای مرکزی مشارکت از جمله سعید حجاریان، عباس سفارتی و... محدود به اعتراضات مدنی نمی‌شود. آنها در لابلای بحث فشار از پایین - چانه‌زنی در بالا، حاکمیت دو‌گانه. و چگونگی توافق درون حاکمیتی تهدیدهای خشنی کرده‌اند مبنی بر این که اگر به خواسته‌های آنها بی‌توجهی شود راه‌های دیگری را انتخاب خواهند کرد. برنامه آنها فتح همه سنگرهاست و سرانجام در این فتح ممکن است کار به برخورد فیزیکی هم بکشد که میلیشیای مدنی جوابگوی همه مراحل این فتح نمی‌باشد. پس باید چه کرد؟
از سویی مشارکت،‌ خاتمی را نیز از دست رفته می‌داند لذا گستاخی مشارکت نسبت به رییس‌جمهور با موضع سعید حجاریان بخت برگشته شکل علنی گرفت. او خاتمی را به جرم اینکه حاضر نبوده عضو حزب حجاریان شود و مانیفست آنها را درست قبول کند فاقد شرایط و توان لازم جهت رهبری جبهه دوم خرداد و عنصری غیر سیاسی و غیر سیاستمدار و به زبان ساده‌تر، بی‌خاصیت در دنیای سیاست خطاب می‌کند و به دنبال این هدفگیری، رئیس‌جمهور در تجمعات میلیشیای مشارکت در دانشگاه‌ها مورد حمله و توهین قرار می‌گیرد، تا جایی که معاون حقوقی رئیس‌جمهور می‌گوید کسانی که در تجمعات دانشجویی (بخوانید مشارکتی‌ها) شرکت می‌کنند به حرف خاتمی توجه ندارند و سخنگوی دولت - در موضع دولت - تجمعات غیر قانونی را غیر مدنی می‌داند که باید با آنها برخورد شود و این نشان از تصمیم حزب مشارکت در برخورد با خاتمی دارد. اما در مقابل به حرف دبیرکل مشارکت توجه کنید: «دانشجویان تصور می‌کنند احقاق حقوق‌شان در داخل حکومت میسر نیست!»
آگاهان سیاسی واقفند حزب مشارکت در جایی که اعتراضی به اراذل و اوباش شده همواره به عنوان حامی درجه یک آنها ظاهر شده است. غائله‌های پس از 18 تیر توسط اراذل و اوباش، که رئیس‌جمهور و رئیس شورای امنیت ملی دستور مقابله و سرکوب آنها را داد، حمایت مشارکتی‌ها را با خود داشتند. در تعرض اراذل و اوباش به حیثیت و ناموس مردم در جریان مسابقات فوتبال سال گذشته و مقابله نیروی انتظامی با آنها باز حمایت مشارکتی‌ها، روزنامه‌ها، ارگان حزب و موضع‌گیری دبیر کل به نفع آنها را شاهد بودیم. در برخورد نیروی انتظامی طی سال جاری با اوباش و مزاحمین و ولگردهای خیابانی باز شاهد حمایت مشارکتی‌ها از اوباش و تعرض به نیروی انتظامی که به دستور وزیر کشور و رئیس‌جمهور عمل می‌کرد، بودیم.
خب این همه حمایت تا کنون برای چه بوده است؟ آیا واقعا مشارکت می‌خواسته که در ازای این همه حمایت صرفا رای طایفه اوباش و ولگردهای خیابانی را داشته باشد؟
به نظر می‌رسد که اینچنین نیست. آنها این حمایت‌ها را از آن رو کرده‌اند تا روزی از نیروی اوباش در جهت پیشبرد اهداف خود در خیابان‌ها استفاده کنند.
قطعا میلیشیای مدنی پا به پای تئوریسین‌های خشونت در حزب مشارکت راه نخواهند آمد و ناچار خشونت‌طلبان نقش میلیشیای واقعی را به اوباش خواهند سپرد.
اما آیا اوباش و عناصر ضد انقلاب این قدرت را دارند که به عنوان میلیشیای حزبی عمل کنند؟ قطعا چنین نخواهد بود. ما امیدواریم مشارکتی‌های تندرو، مقداری به خردورزی رو بیاورند و از توهین‌هایی که تا کنون به باورهای اعتقادی مردم روا داشته‌اند، دست بکشند زیرا آنها هیچ قشری را در این مملکت پیدا نخواهند کرد که خالی از باورها و اعتقادات دینی در خدمت حزب آنها دربیاید و این تصور یک مبارزه بیهوده و بی‌سرانجام است و اگر خدایی ناکرده مشارکت در نهایت به فاز برخورد فیزیکی بیندیشد، رویاهای خاکستری خود را در روز مقابله، در چنگال مردم، پرپر شده خواهد دید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات