وانفسای غریبی است! پیوند ناهمگون سیاست و فرهنگ به تولد موجودی عصیانگر انجامید که هیچ یک از ارکان نظام و مهمتر از آنها برخی مقدسات و ارزشهای اسلامی از هتاکیهای وی مصون نماندهاند.
این موجود در مرحلهای از تکوین و شکلگیری حیات خود شرارت و عصیانگری را به گونهای پی گرفت که عالیترین مقام مسئول فرهنگ و هنر کشورمان از دلزدگی خود از دنیای سیاست گفت و تأکید کرد که اگر دوباره متولد شود بر گرد سیاست نخواهد چرخید!
طی سالهای اخیر و در پی گسترانیدن سفره «تساهل و تسامح» که آن مقام عالی هنوز این گسترش را باور ندارد تا آن را برچیند، فرصت احیای تفکر گروهی از سیاستبازان و البته برخی عناصر مطرود را در عرصه فرهنگ ـ به عنوان زیربناییترین پایه و رکن تشکیل جوامع ـ فراهم آورده است، تفکری که حتی دیدگاههای پرچمدار سیاست تساهل و تسامح را تحتالشعاع خود قرار داد!
در این سالها، افکار عمومی، دلسوزان و متعهدان نظام اسلامی، هشدارهای حکیمانه رهبر فرزانه و آیندهنگر انقلاب اسلامی را مبنی بر فاصلهگیری از اهداف کلان نظام در این عرصه، بارها شنید که سؤالاتی را نیز نزد اذهان عمومی پدید آورد، اگرچه پاسخی اقناعی در این باره فراروی آنان قرار نگرفت.
به تازگی تلاش تازه سیاستبازان در این عرصه در سرف تکوین است. طرح استعفای مهاجرانی بار دیگر سایه سیاست را بر بام هنر و فرهنگ گسترانید تا حتی افراد ناآشنا به حرکتهای موّاج سیاسی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آمیختگی سیاست و فرهنگ نیز تا حدودی آگاهی یابند از آن چه که بر فرهنگ و هنر ایرانی روا میشود!
نگارنده نفیکننده سیاست و تأثیرگذاری آن در عرصه فرهنگ نیست، بلکه ضرورت توجه به سیاست کلی نظام در این عرصه، به دلیل دارا بودن ابزار مختلف و همچنین گسترش فعالیت، تأکید دارد، زیرا فرهنگ و ابزار کارآمد فرهنگی بهترین راهکار و تریبون برای تبلیغ، ترویج و دفاع از ارزشهای اسلامی است، اما با برخی گروهها و سلایق سیاسی مخالفت میکند.
استعفای احتمالی مهاجرانی و حواشی مطرح شده درباره آن را شاید بتوان از معدود استعفاهای بحثبرانگیز مسئولان برشمرد. اگرچه بر این باورم که «استعفا» نیز ابزار جدیدی برای طرح نام در اذهان عمومی و تقویت و تداوم آن است. از این رو بازخوردهای متفاوتی را نیز در جامعه در برداشت. القای استعفا در پی فشارهای سیاسی، ایجاد اضطراب در شبکه رسانهای اردوگاه جبهه دوم خرداد و چشمانداز مبهم انتخابات 80 را میتوان مهمترین بازخوردها ارزیابی کرد:
الف) فشار سیاسی
اجرای سیاستهای فرهنگی از سوی سخنگوی هیأت دولت واکنشهای متعددی را در برداشته است. در این واکنشها که دست کم از سوی نمایندکان یا هواداران کلیه گروهها و احزاب مطرح شده، شاکلۀ اصلی «عدول از اهداف و آرمانهای نظام در عرصه فرهنگی» بوده است، اما برخی از گروهها که به نحوی از انحا زیست سیاسی خود را مرهون اجرای ناقص سیاست تساهل و تسامح هستند این واکنشها را به فشار سیاسی تعبیر میکنند. به باور این گروهها که متأسفانه گذشت زمان، اغفال آنها و نفوذ تدریجی برخی عناصر مسألهدار در آنها را به منصه ظهور رساند، هرگونه نقد درباره عملکرد کنونی ارشاد در برخورد با هجمههایش به دین، انقلاب و ارزشهای اسلامی به عنوان فشار سیاسی گروههای رقیب به شمار میآید!
ب) طرح یک ادعا و تلاش شبکه رسانهای اردوگاه جبهه دوم خرداد
تنها طرح و انتشار ادعای مهاجرانی مبنی بر ارایه استعفا کافی بود تا رؤیای وهمآلود شبکه رسانهای اصلاحطلبان را درهم ریزد. مروری اجمالی به تکاپوی سردمداران این شبکه حول محوری که «نقطه کور» لقب میگیرد، تأییدی بر ادعای نگارنده است. طرح پی در پی اظهارنظرهای عناصر همسو با تفکر این شبکه در مجموعههای تحت پوشش خود، تلاش برای تحریف افکار عمومی از توجه به واقعیتهای پیدا و پنهان عرصه فرهنگ و رایزنیهای گسترده محفلی، از جمله گردشهای این گروه از اصلاحطلبان حول محور کور بوده است. این شبکه طی ماههای گذشته انواع ترفندهای رسانهای را در تأثیرگذاری این نکته که خروج مهاجرانی از کابینه خاتمی از آهنگ حرکت به سوی شعارهای وعده داده شده میکاهد آزمود، اما...
ج) چشمانداز مبهم از انتخابات 80
شاید بتوان مهمترین بازخور موضوع استعفای احتمالی مهاجرانی را چشماندازی به انتخابات 80 و سنجش آرای احتمالی در نزد افکار عمومی، به شمار آورد.
گروهی که به اجمال در بند ب به آن اشاره رفت میکوشند که آرزوی خود، یعنی «ریاست جمهوری مهاجرانی» را به منصه ظهور رسانند. پاسخ این سؤال را که چنین میشود یا خیر در گذشت زمان و بروز چالشهای احتمالی در آستانه انتخابات 80 خواهیم یافت، اما تأخیر در پذیرش یا رد استعفای مهاجرانی، رایزنی برخی از افراد با خاتمی، عدم تمایل وی برای حضور دوباره در این عرصه و کنش و واکنشهای برخی گروههای مدعی خلق دوم خرداد مهمترین عوامل طرح اینگونه شایعاتند.
باور بسیاری از صاحبنظران و منتقدان منصف بر این است که برای زدودن آثار تخریبی هجمههای موجود ناخواسته از پیوند سیاست و فرهنگ زمانی طولانی لازم است.