* عملکرد مجلس پنجم را چگونه ارزیابی میکنید؟
** نمایندگان گرچه به عنوان یک انسان آگاه و مسؤول در برابر مصالح کل خود را به طور متعارف مسؤول میدانند. اما نماینده یک برنامه کلان و ناظر به مصالح کل کشور نیستند و به طور معمول در آن جهت تأمل کافی و مطالعه و تخصص ندارند. نیز نمانیدگان از سیاستهای کلان یک حزب منسجم و با برنامه نمایندگی و دفاعی نمیکنند و طبعاً خود را مسؤول ان نمیدانند و از آن موضع نیز برنخاستهاند اموری که برای یک کشور آزاد و قانونمند و با حاکمیت مردم یک ضرورت فوری و غیرقابل اجتناب است. حاکمیت مردم باید در شکل احزاب و بیواسطۀ دولت خواستها و ارادۀ خود را متبلور و متمرکز نماید و از آن طریق نمایندگان به مجلس بروند در این صورت نمایندگان قبل از وزارت کشور و شورای نگهبان و به واسطه احزاب که نماینده افکار عمومی هستند و بیزحمت و مسؤولیت دولت از صافی ذهن و اراده مردم و احزاب متصل به مردم میگذرند و کاندیداها در هنگام ورود به صحنه و شیوه خاص و شناخته شده و مورد تأیید مردم نمایندگی میکنند و طبیعی است که احزاب از تواناترین و پاکترینها از نظر دانش و تجربه و عمل برای جذب و جلب افکار عمومی استفاده میکنند اما در وضعیت موجود نمایندگان از خواستها و تمایلات و منافع حوزه انتخابیه و شهرستان و گروهها و فرد فرد رأیدهندگان و مصالح حقیقی آنان نمایندگی و دفاع میکنند و خود را در برابر آنان مسؤول میدانند و ناچار باید در برابر خواستهای آنها برای انتخاب مجدد سر فرود آورند و در بسیاری موارد مصالح کلان کشور و مصالح منطقه را با میزان مصلحت شهرستان و حوزۀ انتخابیه بسنجند و این همان چیزی است که نمایندگان فعلی به سختی گرفتار آنند و به همین دلیل در امور اجرایی حوزه انتخابیه با فشار به وزارتخانهها دخالت میکنند و نهایت سعی نماینده جذب سرمایۀ بیشتر به حوزۀ انتخابیه است که میتوان این وضعیت را در بحثهای مختلف مجلس و به خصوص برنامۀ سالانۀ مجلس به وضوح مشاهده کرد. نماینده خوب آن است که بیشترین اعتبارات را به حوزه انتخابیهاش تخصیص دهد و با نفوذ در وزارتخانهها و فشار بر مسؤولین اجرایی حوائج و نیازهای شهرستان و افراد مراجع را برآورده سازد. عملکرد مجلس پنجم تحت تأثیر این وضعیت قرار دارد و نتیجه آن تصویب برنامههایی است که بیش از آن که ناظر به مصالح کلان کشور باشد ناظر به نیازهای محلی و موضعی و منطقهای و حتی خواست کسانی است که بتوانند به شکلی تمایل نمایندگان را که هم سو با این نیازها است جلب نمایند. چیزی که در خیلی موارد با خزانه و دارایی کشور در تعارض است. این وضعیت قدرت مدیریت کشور را نیز تحت تأثیر قرار داده و خود به خود آن را از جریان در چرخۀ قانون به دست عوامل تأثیرگذار و روابط ویژه میسپارد و نظم درست اداره را مختل مینماید.
* میزان همانگی دولت و مجلس چگونه بوده است؟
** هماهنگی دولت و مجلس در ذات خودش امر مهمی نیست و در بسیاری از کشورهای مجالس با دولت اختلاف دارند و یا پیدا میکنند. آنچه مهم است هماهنگی دولت و مجلس با ملت و منافع و مصالح ملت و خواست و اراده ملت است. باید دید دولت چقدر همآهنگ با ملت و قانون اساسی و مجلس چقدر در خط ملت و قانون اساسی است؟ این مطلب به صورت علمی باید به وسیله آزمون آراء عمومی و و تمایلات مردم که امروزه شکل علمی و میزان درستی دارد سنجیده شود دولت و سیاستهای دولت، مجلس و شیوه کار و مصوبات و سیاستهای آن چقدر با اراده عموم و خواست مردم همخوانی دارد؟ این کار که صورت علمی دارد باید به وسیله دولت و مجلس جدا و با هم انجام گیرد تا حقیقت معلون و مشخص گردد میتوان طبق موازین علمی سیاستهای رئیسجمهور و مصوبات مجلس را به نظرخواهی عمومی به صورت محدود گذاشت تا مردم بگویند چه سیاستی و چه مصوبهای تأیید میکنند و چه سیاست و مصوبهای از نظر آنان مطلوب نیست. بنابراین سند آن دولت این است که کدام یک از دولت و مجلس با اراده و تمایلات مردم هماهنگتر است و جواب بنده این است که دولت و شخص رئیسجمهور با خواست مردم همآهنگتر است و امتحان آن نیز آسان است و کاری است که اگر انجام نگردد در انتخابات خود را نشان خواهد داد. آنچنانکه در دوم خرداد خود را نشان داد و برخی را مبهوت ساخت.
* مجلس به رسالت خود که قانونگذاری و نظارت است تا چه حد عمل کرده است؟
** مجلس از نظر حجم قانونگذاری و فعالیت نمایندگان و پیگری و سعی در مسائل مربوط به حوزه انتخابیه فوقالعاده است اما اینکه کیفیت قانونگذاری و قوانین مصوب چه قدر تأمین کننده مصالح کشور و مایه دلگرمی و رضایت مردم است چیزی است که باید با نظرخواهی از مردم و طبق موازین علمی مشخص گردد. به نظر میرسد با توجه به قانون بودجه سالانه و قانون انتخابات و تصویب کلیات قانون مطبوعات که مهمترین مصوب مجلس است بتوان گفت که این قوانین مصوب حداقل از نظر من نتوانسته است در تأمین مصالح کل و کلان و رضایت مردم توفیق کافی داشته باشد میتوان گفت بودجه سالانه مصوب مجلس بیش از آنکه علمی و اقتصادی و منشأ اشتغال و افزایش تولید باشد سیاسی و موقت و ناشی از توجه به مصالح آنی و لحظهای است و اگر چنین نبود و بودجه و برنامه سالانه و دو برنامه پنج ساله علمی و اقتصادی میبود و به درستی عمل میشد هم اکنون وضعیت کشور جور دیگر میبود و اقتصاد مملکت وضعیتی دیگر داشت. به نظر اینجانب قانون انتخابات با تصویب نظارت استصوابی و تبعیض وارد در آن با استثنای رئیس مجمع تشخیص مصلحان نظام از استعفا برای کاندیدا شدن در مجلس و برخی موارد دیگر نمیتواند رضایت مردم و مصالح کشور را راضی کند. اما قانون مطبوعات که کلیات آن تصویب مجلس رسیده و طرح آن جریان دانشگاه را پدید آورد به نظر بنده منعکس کننده برداشت گروهی خاص از مسائل اسلامی و سیاسی و اجتماعی است و اگر جزئیات آن تصویب شود منشأ محدود شدن مطبوعات و برخلاف توسعه سیاسی است که از سیاستهای مهم دولت و از نتایج انتخابات دوم خرداد است و بیتردید موجب ناخشنودی مردم خواهد شد. بند دیگر سؤال نظارت مجلس و اینکه آیا مجلس این نقش را به درستی انجام داده است یا نه. باید بگویم نظارت در قانون اساسی منحصر در مجلس است و در موارد متعدد و از طرف نهادهای گوناگونی نظارت پیشبینی گردیده است که از جمله نظارت قوه قضاییه از طریق بازرسی کل کشور و نظارت ریاست جمهوری بر اجرای قانون اساسی و نظارت شورای نگهبان بر انتخابات و... و نظارت مجلس از طریق کمیسیون اصل 90، کمیسیون تحقیق و تفحص و شخص نماینده از طریق سؤال کردن از وزرا نیز کمیسیون دیوان محاسبات را میتوان نام برد. در این جهت باید بگویم ساختار قدرت در کشور و جمهوری اسلامی به گونهای است که اکثر مسؤولیتها به شکل کامل و نتیجهبخش انجام نمیشود و نظارت مجلس نیز از این وضعیت مستثنی نیست.
* چقدر مجلس در بررسی لوایح و طرحها به منافع ملی اندیشیده تا منافع جناحی؟
** در یک مجلس مرتبط با ملت و مورد نظارت و کنترل افکار عمومی و در معرض نقد و تحلیل آزاد، هر طرحی و لایحهای قبل از بررسی نمایندگان تصویب آن مورد نقد و تحلیل مطبوعات و مردم قرار میگیرد و ریزریز آن به دقا از طرف تحلیلگران و نقادان به خصوص اقلیت رقیب بررسی و ارزیابی میشود و افکار عمومی درباره آن قضاوت میکند و کمتر قانونی میتواند به آسانی صرفاً براساس مصالح جناحی مورد تصویب قرار گیرد اما در شرایط موجود به نظر میرسد طرح مطبوعاتی و بخشی از قانون انتخابات و به خصوص بند مربوط به نظارت استصوابی و برخی موارد دیگر بیارتباط با مصالح و منافع جناحی نباشد.
* حرکت جناح اقلیت و اکثریت مجلس را در این دوره چگونه میدانید؟
** اقلیت و اکثریت در مجالس پرسابقه و دمکرات همواره وابسته به حزب و رهبری مشخص و مجرب و برنامه و سیاستهای اعلان شده و روشن در بخشهای مختلف اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصاد است و کرسیها به صورت آشکار بین احزاب مختلف تقسیم شده است اما در مجلس شورای اسلامی اقلیت و اکثریت از چنین شاخصهایی برخوردار نیست و نمایندگان غیروابسته به اقلیت و اکثریت امکان دارد اکثریت واقعی باشند و تمایلات آنها که وابسته به برنامه مشخص است و رهبری و مدیریت خاصی نیز ندارد میتواند تأثیر عمده در حرکت مجلس داشته باشد میتوان گفت طیف اقلیت و اکثریت و غیروابستهها به اقتضای شرایط و احوال گاه مخلوط میشود. امید است در مجلس آینده صفوف نمایندگان به لحاظ موضعگیریهای سیاسی و حمایت از برنامه و سیاستهای مشخص روشنتر باشد و نقش افکار عمومی و تأثیر مستقیم آن بر موضعگیریهای مجلس به مقتضای اینکه حاکمیت از آن ملت است قاطع و بدون ابهام، مؤثر باشد.
* این مجلس در مقایسه با مجالس گذشته دارای چه نقاط ضعف و قوتی است؟
** در این مجلس به خصوص نسبت به مجلس اول که بنده حضور داشتم نمایندگان از تحمل و تفاهم بیشتر و همزیستی سالمتری برخوردارند و دو جناح اقلیت و اکثریت نسبت به هم اعتقاد و احترام بیشتری قائلند و یگانگی بیشتری نسبت به هم احساس میکنند در این مجلس دو جناح راحتتر و آسانتر تفاهم میکنند و کار مختصری لازم است تا هر دو جناح به راحتی در چارچوب قانون اساسی، هم را و نظریات هم را به رسمیت بشناسند و به یک رقابت سالم در چارچوب قانون تن دهند و این ضرورتی است که خردمندان هر دو جناح به آن رسیده اند و باید تندروان را نیز به آن قانع نمود و اختلافات را در چارچوب قانون و گفتوگو و عرصه انتخابات و با حکمیت افکار و آراء عمومی حل و فصل نمایند.
* استیضاح دو وزیر فرهنگ و ارشاد و کشور را در مقایسه با استیضاحهای ادوار گذشته مجلس چگونه ارزیابی میکنید؟
** نسبت به استیضاح در ادوار گذشته چیزی دقیقاً به یاد ندارم اما استیضاح دو وزیر کشور و فرهنگ و ارشاد در این دوره صرف نظر از دو دیدگاه درباره فرهنگ و برداشتهای اسلامی و اجتماعی و سیاسی که وجود دارد و منشأ اختلاف نیز هست به نظر میرسد هر دو استیضاح خالی از جنبه جناحی نبوده و کشاکش بر سر قدرت در اقدام به استیضاح نقشی قاطع ایفا کرده است نمایندگان مجلس تا چه حد توانستهاند در جهت و اهداف مدرس حرکت کنند؟
استنباط مدرس از حاکمیت ملت و به تبع آن از حاکمیت مجلس که به صورت قاطع و مطمئنی از آن یاد میکرد تا آنجا که میگفت مجلس میتواند هر کاری انجام دهد و حتی پادشاه را خلع کند و سیاست موازنۀ عدمی که در زبان مصدق به سیاست موازنۀ منفی تعبیر شده است و برداشت مدرس از استقلال اقتصادی و عدم تفکیک آن از استقلال سیاسی و موضعگیری متهورانه و هوشمندانه وی در داستان اولتیماتوم و مخالفت شجاعانه وی با دیکتاتور خشن و بیرحم روزگار خود و صراحت وی در برخورد با آن دیکتاتور هنگامی که با گستاخی سؤال میکند از من چه میخواهی و بیپرده میگوید میخواهم تو نباشی و زندگی بیآلایش و ساده و بیاعتنایی وی به مال و تجملات و پایبندی بیمحابا به مصالح کشور و ملت و عدم تفکیک آن از مصالح اسلام تحمل شجاعانه سالها زندان و غربت و شهادت مظلومانهاش (که به نظر حقیر مدرس از مظلومترین شهدای تاریخ مبارزه با ظلم و استبداد است) و نیز ظرفیت اخلاق و رفتار و گفتار مدرس در آن روزگار سیاه از وی شخصیتی یگانه ساخته است که به حق باید از جنبههای مختلف حیات او درس گرفت و در ادامه راه مدرس که القاء عدل و اجرای قانون و نبرد با خودکامگی است تلاش و سعی نمود اما اینکه مجلس تا چه حد در جهت اهداف مدرس حرکت کرده است حدیثی مفصل است و فرصت دیگر را طلب میکند چه باید دقیقاً بررسی کرد مدرس در چه روزگاری زندگی میکرد و با چه موانعی رو به رو بود و چه میکرد و ما نمایندگان در چه شرایطی هستیم و با چه موانعی رو به رو هستیم و چه میکنیم. او در چه آرزوهایی فانی بود و ما محو چه اهداف و تمایلاتی هستیم.