بیژن مقدم
مجمع تشخیص مصلحت نظام عهدهدار سه وظیفه مشخص است که:
1ـ تنظیم سیاستهای کلی کشور
2ـ مشاوره به رهبری
3ـ حل اختلاف مجلس و شورای نگهبان با نگاه مصلحتگرایانه(1)
در حقیقت تجربه تشکیل مجمع آنجایی بروز کرد که مجلس بر مصوبه خود از منظر مصلحت عمومی تاکید میکرد و شورای نگهبان آن را مخالف شرع و قانون اساسی اعلام و خود را متکفل تشخیص مصلحت نمیدانست. این اختلاف گاه به مناقشات و گاه به بنبستی حل ناشدنی میانجامید که با تدبیر حضرت امام به شکلگیری مجمع تشخیص مصلحت نظام با ترکیب ساختاری فعلی انجامید.
آقای مزروعی و دوستانشان پس از ارجاع اختلاف مجلس و شورای نگهبان در خصوص انتخاب حقوقدانان این شورا بنای ناسازگاری خود را با مجمع آغاز کردند. و حتی برخی نوشتهها و گفتهها در مطبوعات دوم خردادی بوی تهدید میداد و این خط همچنان ادامه دارد.
آقای مزروعی در نطق پیش از دستور خود گفته است:
«اگر مجمع (تشخیص مصلحت) در همسویی با نظرات شورای نگهبان عمل کند دیگر فلسفه وجودی خود را از دست خواهد داد و به نهادی زاید و ناکارآمد تبدیل میشود... مصلحت مجمع همسویی با مصوبات مجلس است»(2)
به نظر میرسد این نگاه است که عملاً مجمع را بیفروغ و بیخاصیت میگرداند. نگارنده بر این باور است که نه همسویی مجمع با شورای نگهبان میتواند مثبت تلقی گردد و نه تسلیم شدن در برابر مصوبات مجلس. چرا که اگر قرار باشد مجمع که باید دربرگیرنده بزرگان، کارشناسان و صاحبنظران کشور میباشد هنگام اختلاف همیشه و همیشه جانب یک طرف دعوا را بگیرند. دیگر چه نیازی به داوری است از اول میتواند همان طرف را برنده هر مناقشهای اعلام و رفته رفته نهاد دیگر را تعطیل کرد. به عبارت دیگر آن روی سکه حرف آقای مزروعی این است که اصل بر تحقیق نظرات نهادهای انتخابی چون مجلس است و چون در این مجلس ما هستیم دیگر به شورای نگهبان هم نیازی نیست!!
آیا این نگرش را میتوان تلاشی برای ایجاد بنبستی جدید در نظام دانست؟!
در حقیقت مجمع تشخیص مصلحت نظام متکفل پاسخگویی به این سوال است که آیا مصوبه مجلس که از سوی شورای نگهبان رد شده و مجلس آن را از باب مصلحت مورد توجه قرار داده است. متضمن یک ضرورت اجتماعی بزرگ و مصلحتآمیز است که بتوان به اعتبار و قوت آن، حتی مغایرت آن با شرع را نادیده گرفت؟
در این صورت دیگر مهم نیست که حاصل رای و نظر مجمع تشخیص بیشتر تامینکننده کدام دیدگاه بوده است. چرا که حتی فقهای شورای نگهبان وقتی در مجمع حضور مییابند و از حیث مصلحت نظام موضوع را مورد عنایت قرار میدهند، در مواردی به آن به دلیل خاستگاه مجمع (مصلحتسنجی) رای مثبت میدهند.
و اگر برخی اعلام کردهاند که «از 18 مورد اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان که به مجمع ارجاع شده، در 15 مورد به نفع مجلس و در 2 مورد به نفع شورای نگهبان رای داده شده است» (3) فقط و فقط برای رد نظر منتقدان و معترضان مبنی بر جناحی عمل کردن مجمع است وگرنه کسانی که نطق آقای مزروعی را بخوانند درمییابند که مدعیان تساهل و تسامح، قانونگرایی و آزاداندیشی حتی نسبت 15 به 3 را نیز برنمیتابند.
نکته دیگر آنکه آقای مزروعی پیشنهاد کردهاند. جلسات مجمع به شکل علنی پخش و مردم از مذاکرات آن مطلع گردند. این پیشنهاد خوبی است پیش از این نیز پیشنهادی از سوی نگارنده در خصوص پخش علنی مذاکرات هیات دولت در راستای شعار اطلاعرسانی شفاف مطرح شد که متاسفانه همفکران آقای مزروعی استقبالی از آن نکردند که خوب است هر دو مورد را پیگیری کنند.
و حتماً در مقام ترجیح انتشار مذاکرات دولت که در هر هفته چند جلسه دارد و موضوعات مبتلا به مردم و کشور در آن مورد بحث قرار میگیرد، میتواند در اولویت قرار گیرد. سخن آخر آنکه، مخالفان دیروز تمامیتخواهی!!، امروز شعار همه یا هیچ را برای مجمع تشخیص سر میدهند و میگویند، هر چه هست برای ما، هر که هست با ما و هر که با ما نیست نبودنش بهتر است.