اگر نگاهی گذرا به موفقیتهای اقتصادی، اجتماعی و... کشورهای صنعتی دنیا مثل آمریکا، ژاپن، آلمان، چین و... بنیدازیم در کنار هر موفقیت عامل موثر «روحیه کار گروهی» را بطور مستقیم احساس میکنیم. این روحیه بقدری قوی و ادامهدار است که حتی در بنگاهها و شرکتهای عظیم اقتصادی و صنعتی دنیا نیز متجلی شده بطوری که اکنون شاهد اذعام شرکتهای بزرگ دنیا با یکدیگر و موفقیتهای جهانی آنها هستیم.
خانم امراللهی دبیر آموزش و پرورش در رابطه با روحیه کار گروهی میگوید: «این روحیه باید از کودکی در انسان ایجاد شود و در جامعه بصورت فرهنگ در بیاید. چرا که فقدان این روحیه به فرهنگ ما باز میگردد و اینکه ما ایرانیها بیشتر دوستدار کسب موفقیتهای فردی هستیم.»
وی در ادامه میگوید: «وقتی فرزند ما میگوید که با همکاری دوستانش میخواهد یک کار تحقیقی انجام دهد و همکلاسی او سرگروهی این تیم تحقیقاتی را بر عهده دارد بجای اینکه فرزندمان را تشویق کنیم تا نهایت تلاش خود را برای موفقیت این گروه بکار ببندد ابتدا ابراز ناراحتی میکنیم که چرا مثلاً فرزند ما را سرگروه نکردهاند.»
وی میافزاید: «بعضی از خانوادهها هم فرزند خود را تشویق به تحقیقات فردی میکنند که موفقیت نهایی آن فقط نصیب خودش بشود.»
خانم امراللهی معتقد است: «اینگونه رفتارها عشق و علاقه کودک را به انجام کار گروهی کاهش میدهد و زمانی که به سن رشد رسید و عضو مؤثری در جامعه انسانی شد کار گروهی را دون شأن خود میداند و فکر میکند همه نشستهاند تا از کاری که او میکند استفاده ببرند و موفقیتهای بدست آمده را بنام خودشان ثبت نمایند.»
وی در پایان میگوید: «کار گروهی روحیه اتحاد، همبستگی و تعاون را در فرد ایجاد میکند. چیزی که جامعه ما امروز بیش از هر چیز به آن محتاج است.»
بطور کلی تمامی خلقیات و روحیات انسانی نیاز به بروز و تجلی دارند و باید برای ظهور آن در عرصه عمل بسترسازی کرد.
خانم کامکار دانشجوی رشته جامعه شناسی در این رابطه میگوید: «در ساختار اجتماعی فعلی ایران اندیشهها بیشتر میل بر سرکوب اندیشههای دیگر را دارند و کمتر بدنبال حصول توافق، هماندیشی و تفاهم هستند. به همین دلیل روحیات گروهی در ایران به محض ظهور و تولد توسط اندیشههای مخالف سرکوب میشوند و هیچگاه فرصت بروز پیدا نمیکنند.»
خانم کامکار در ادامه با اشاره به بعد اقتصادی قضیه میگوید: «فرض کنید یک کارگاه تولیدی، با یک ظرفیت مشخص سالهای مدیدی است محصولات خود را به بازار عرضه میکند و بدلیل کیفیت خوبی که دارد کارگاههای کوچک تولیدی که فعالیت موازی با آن دارند خود بخود از صحنه رقابت در این عرصه حذف میشوند. بعد از مدتی همین کارگاههای کوچک تولیدی با هم ادغام میشوند و کارگاه صنعتی عظیمی را با ظرفیت تولدی بالا و کیفیت محصول خوب بوجود میآورند. اینجاست که کارگاه تولیدی اول که سابقه بیشتری دارد بجای همفکری و مشارکت در این سرمایه گذاری سودآور احساس خطر میکند و به عملیات تخریبی و نابود کننده علیه رقیب اقتصادی خود دست میزند و نمیگذارد بستری برای فعالیت آن گروه تولیدی بوجود بیاید.»
وی میافزاید: «این بدترین نوع رقابت ناسالم اقتصادی است که در بعد کلان به نظام عرضه و تقاضا لطمههای جبرانناپذیری میزند و متأسفانه در کشور ما در عرصه فکر و اندیشه هم این رقابت ناسالم وجود دارد و عدهای که طرز فکر خود را و اندیشه و عقیدهشان را عین حق و اندیشه دیگران ناصواب و باطل تصور میکنند نمیگذارند در جامعه بستر مناسبی برای ظهور افکار و عقاید دیگری فراهم شود.»
خانم کامکار در ادامه میگوید: «البته هم در ایران و هم در کشورهای دیگر جهان، مردم جملگی بر موفقیت کار گروهی اعتقاد علمی و عملی دارند اما برخورد را بوجود میآورد و یک فرد یا گروه کوچک که به موفقیت گروه بزرگتر رقیب ایمان دارد آنرا خطری برای موفقیت خود تلقی میکند و بجای انجام عمل مشابه و معقول درصدد ضربه زدن به گروه بزرگتر برمیآید که عملاً هم جز شکست چیزی عایدش نمیشود.»
وی در پایان میافزاید: «حکایت معروف دستههای چوب را باید سرلوحه کار خود قرار دهیم. همانطور که شکستن یک دسته چوب کوچک ممکن نیست و یا کاری بس دشوار است، بنگاههای عظیم اقتصادی و گروههای بزرگ صنعتی را هم براحتی نمیتوان از بین برد و سرمایهگذاری در اینگونه شرکتها با امنیت بیشتری روبروست.»
همانطور که گفته شد برای اینکه بخواهیم در مردم روحیه کار گروهی ایجاد کنیم باید با بسترسازی در جامعه به اندیشهها و افکار مختلف و گروههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... مجال بروز بدهیم. پس از گذشت این مرحله یعنی نهادینه کردن کار گروهی باید به فکر بسط آنها باشیم. بدیهی است به مرور زمان این روحیه هر چه بیشتر تقویت شده و به کل جامعه سرایت خواهد کرد.
نیازی به حساب و کتاب پیچیدهای نداریم. بحث بسیار سادهای باز هم به همان مثال کارگاه تولیدی کوچک مراجعه میکنیم. اگر مقدار سرمایه، نیروی کار، فضا و در مجموع راندمان (بازدهی) این کارگاه را برآورد نماییم به رقمی دست مییابیم که این رقم بسیار کوچک در معادلات بزرگ اقتصادی نقش بسیار کمرنگی دارد و میتوان فعالیت آنرا با راهاندازی چند خط تولید جدید به موازات آن متوقف ساخت.
به عبارت دیگر نهادها و سازمانهای کوچک بدلیل سرمایه کمی که دارند در بحرانهای عظیم اقتصادی به زودی متلاشی شده و از میان میروند.
مثال دیگری میزنیم. فرض کنید یک پزشک مطلبی را دایر میکند. علی القاعده مدتی طول میکشد تا این پزشک اعتباری را کسب کند و ظرفیت پذیرش بیمارانش بالا برود. حال بیمارستانی را در نظر بگیرید که با سرمایه گذاری و مشارکت دهها پزشک دایر شده و مدیریت آن نیز گروهی است. اگر هر یک از پزشکان حداقل 20 بیمار دائمی داشته باشد (منظور این است که اعتماد 20 بیمار به مهارتش جلب شده باشد)، بیمارستان با سیل عظیمی از بیماران که ارتباط قبلی را پزشک خود داشتهاند مواجه میشود و در این بین سود حاصله متوجه تمامی سرمایهگذاران و شرکاء است.
آقای امید خندان پور کارشناس اقتصاد به نقش گروههای کاری در جذب و هدایت سرمایهها اشاره میکند و میگوید: در انجام کار گروهی دیگر «آتش زدم به مالم» مصداق پیدا نمیکند و هیچیک از اعضای گروه نمیتوانند عملی برخلاف مصالح جمع انجام دهند. چرا که سرمایهها جملگی به یکدیگر ارتباط دارند و هر یک از اعضا متضرر شوند کل مجموعه آسیب میبیند. بنابراین در کار گروهی وجدان کار و انضباط مالی نیز بخوبی برقرار است.»
وی در ادامه میگوید: «ما ایرانیها ملتی هستیم که روحیه کار گروهی نداریم. مثالی از ورزش میزنم. اگر توجه کنید میبیند که ما در ورزشهای فردی مثل کشتی، کاراته، وزنه برداری و... موفقتر عمل میکنیم اما در فوتبال اینطور نیست. هر یک از بازیکنان وقتی نزدیک دروازه حریف میشوند میخواهند به تنهایی گل بزنند تا افتخارش نصیب خودشان بشود. یعنی در واقع بازیکنان نمیتوانند یک کار گروهی زیبا ارایه دهند و در صورتی که اگر بجای آقای گل شدن فکر برنده شده تیم باشند شاید بهتر بتوانند همکاری نمایند.»
وی میافزاید: «کار گروهی تنها روش جلب مشارکت مردمی است. چون در کار گروهی همه افراد جامعه با هر نوع گرایش فکری، دینی و سیاسی میتوانند با یکدیگر همکاری کنند بدون اینکه با مشکل مواجه شوند.»
خندان پور در ادامه میگوید: «در کار گروهی هدف مهم است. کسی به خودش فکر نمیکند و سعی دارد نقشی در رسیدن به هدف مشترک داشته باشد.»
وی معتقد است یکی از موانع گسترش روحیه کار گروهی، سودجویی و بهرهکشی برخی سرمایهداران از نیروهای انسانی است. در واقع سودجویی بقدری زیاد شده که مردم آنقدرها به یکدیگر اعتماد ندارند و بنابراین از انجام کار گروهی پرهیز مینمایند چون فکر میکنند که دیگران ماحصل زحمتشان را در میربایند. اصلاً ایرانیها کار گروهی را نوعی شراکت میدانند و با نظر منفی به این مقوله مینگرند. حتی ضربالمثلی دارند که میگوید: اگر شریک خوب بود خدا برای خودش شریک میگرفت!
وی در پایان میگوید: «کار گروهی امکان استفاده بهینه از تمامی تخصصها را فراهم میکند و میتواند افراد متخصص را به بهترین نحو ممکن بکار بگیرد.»
شاید بتوان زیباترین تجلی کار گروهی را در ایران جبهههای جنگ تلقی نمود. باید تمامی عرصههای اجتماع را همچون میدان جنگ در نظر گرفت. همانطور که مهمترین عامل پیروزی در نبردهای سنگین نظم و همکاری و کار گروهی سربازان، فرماندهان و... میباشد در عرصههای اقتصادی و سیاسی نیز این عامل میتواند رمز پیروزی باشد آنگونه که در کشورهای دیگر دنیا شاهد آن هستیم.
دین مبین اسلام همواره انسانها را به مشارکت، همدلی و تعاون در کارها دعوت کرده و آن را عاملی در جهت خیر و صلاح نوع بشر برشمرده است.
آقای نظری یک شهروند تهرانی در این رابطه میگوید: «کار گروهی کارکردهای مختلفی دارد که مهمترین آن کارکرد اقتصادی است. در جهان مدرن امروز ما شاهد ادغام شرکتهای عظیم در دنیا هستیم. چندی پیش 5 شرکت بزرگ هواپیمایی در هم ادغام شده و یک شرکت قدرتمند را بوجود آوردند.
در واقع ادغام شرکتهای کوچک و تبدیل شدن آنها به کارخانهها و شرکتهای علمی در پایان قرن حاضر بعنوان یک استراتژی بدون شکست مطرح شده و مورد استقبال قرار گرفته است.»
آقای نظری در مورد کارکرد اجتماعی کار گروهی میگوید: «کار گروهی وفاق اجتماعی را به ارمغان میآورد و یکی از راههای سریع رسیدن به اهداف همگانی و عام المنفعه میباشد.»
وی معتقد است کشورهای اروپایی و آسیایی امروزه بر روی پروژههای عظیم علمی و فضایی کار میکنند و در بین این گروهها فراوانند مغزهای ایرانی که مجال بروز و خودنمایی در داخل کشور نیافتهاند.
وی در ادامه میافزاید: « با طرح گفتگوی تمدنها از سوی آقای خاتمی و تصویب آن توسط سازمان ملل بستر تبادل فکر و اندیشه، سرمایه گذاری و انجام کار بصورت گروهی بصورت فرامنطقهای فراهم آمده است. هر چند که هنوز تا رسیدن به وضع مطلوب برای هماندیشی و مشارکت در طرحهای عظیم جهانی فاصله زیادی داریم اما این امیدواری وجود دارد که در آیندهای نه چندان دور بتوانیم نقشی در گروههای اقتصادی جهانی داشته باشیم. لزوم رسیدن به این هدف بزرگ ابتدا بسترسازی در داخل کشور و میدان دادن به گروههای افکار میباشد.»
آنچه مسلم است در دنیای امروزی برای اینکه بخواهیم به موفقیتهای بزرگ دست یابیم ناگزیریم که به انجام کار گروهی روی بیاوریم. ایجاد اعتماد و امنیت در جامعه میتواند یکی از راههای افزایش علاقه مردم به کار گروهی باشد.
نکته دیگری که توجه به آن خالی از لطف نیست موضوع مدیریت گروهی است. با عنایت به اینکه در ایران هنوز کار گروهی آنچنان که تعریف میشود نهادینه نشده است. مدیریت گروهی نیز در کشور تجربه چندانی ندارد و در عرصه عمل ناموفق میباشد.
بنابراین اگر قرار است برای افزایش روحیه کار گروهی در جامعه تلاش کنیم باید جایگاه مدیریت را در آن مشخص نماییم، چون فعالیتهای فردی به مدیریت قوی نیازمندند و در صورت ضعف مدیریت به راحتی و در زمان بسیار کمی نابود میشوند و بر هرج و مرجهای اقتصادی و صنعتی کشور میافزانید.
حمید اکبرزاده مکانیک خودروهای سواری در مورد انجام کار بصورت گروهی میگوید: «جامعه مثل مجموعهای از چرخ دندههای یک ماشین میماند. در این مجموعه هر یک از چرخ دندهها وظیفهای بر عهده دارد که محصول عمل هر یک از آنها حرکت و انتقال قدرت را بوجود میآورد. حال اگر یکی از چرخ دندهها بشکند و یا بخواهد برخلاف وظیفهای که برایش تعیین کردهاند بچرخد کل مجموعه را با دردسر مواجه میکند.»
وی در ادامه میافزاید: «جامع مثل یک ماشین است. همانطور که همه قطعات ماشین به هم ارتباط دارند مردم نیز نیازمند ارتباط با یکدیگر هستند و اگر در یک مجموعه گردهم بیایند و هدف مشخصی را تعقیب نمایند بدون شک به مقصود خود میرسند.»
اکبرزاده میافزاید: «ما ایرانیها طالب موفقیت فردی هستیم. وقتی در یک کار شکست میخوریم دوست داریم همه را در آن شکست شریک کرده و مقصر بدانیم تا از جرم خود بکاهیم اما وقتی به موفقیت دست مییابیم آنرا فقط برای خودمان میخواهیم. یعنی همیشه دنبال یک شریک جرم میگردیم.»
آقای اکبرزاده معتقد است: «وقتی همه هدف انسان پیشی گرفتن از دیگران و یکه تازی باشد نتیجه بدست آمده همیشه ناقص است.»
تمامی جوامع متشکل از گروههای مختلفی است. مثل کلاس درس، مدرسه، دانشگاه، کارگاه و... اما برخی از سیاستگذاران با مطالعه بر روی گروهها و کشف کارکردهای آن درصدد متشکل کردن اعضای آن برآمده و با صرف کمترین هزینه، بهینهترین استفاده را از مغزها و استعدادهای آنان میبرند اینان با سازماندهی گروههای کوچک و آشنا کردن کودکان با کار گروهی زمینه مشارکتهای عظیم سرمایههای خود را در آینده فراهم میکنند.
امروز جامعه اسلامی ما بیش از از هر زمان دیگری به کار گروهی و نیروهای متخصص نیازمند است و این دولت مردمی است که باید با انجام کار کارشناسی نقش راهبردی خود را در این زمینه ایفا کند. اعضای صنوف اعم از تولیدی، توزیعی و خدماتی از یک سو میتوانند با ادغام در یکدیگر پشتوانه عظیمتری را برای ادامه کار خود فراهم آورند و دانشجویان، مهندسان، پزشکان و دانشمندان نیز از سوی دیگر با پیگیری گروهی پروژههای صنعتی و تحقیقاتی علوم و تکنولوژیهای نوین دنیا را در داخل کشور بوجود آورند تا در نهایت ایران اسلامی به اعتلا، خودکفایی و استقلال کامل برسد.
فراموش نکنیم که اگر میخواهیم در جامعه مدنی زندگی کنیم باید نهادهای مدنی را شکل بدهیم و آنها را تقویت کنیم. نهادهای مدنی مظهر کار گروهی و مشارکت جمعی هستند و بهترین ابزار تمرین مردم برای حضور در گروه و پذیرش اولویت منافع جمعی به منافع فردی است.