گزارش از محمود بکتاش
بیتردید جنبش دانشجویی از اصیلترین و پر محتواترین جنبشهای اجتماعی جوامع است.
نقشی که این جنبش میتواند در راهبردی کردن موضوعات مهم سیاسی و اجتماعی ایفا کند غیر قابل انکار است. به همین لحاظ قدرتمندان و سیاسیون همیشه و در همه حال درصدد آن بودهاند تا این جنبش را در حیطه نفوذ خود درآورند. با نگاهی بر تحولات چندین ساله اخیر کشورهایی که در آنها انقلابات و یا حرکتهای اصلاحگرایانهای صورت گرفته به خوبی روشن مینماید که نقش و اهمیت کارکرد جنبش دانشجویی در آن به غایت محرز بوده است اما آنچه مسلم است دانشجویان که پرچمداران اصلی هر حرکت اصلاحی و انقلابی بودهاند به واقع کمترین بهره و امکان را نیز از دستاوردها و نتایج پیروزیهای حاصل از آن بردهاند. در گزارشی که در ذیل میآید سعی بر آن بوده تا با نگاهی اجمالی بر علل پدیداری و کارکرد و آسیبشناسی جنبشهای دانشجویی در بازشناسی محتوای آن، نقاط ضعف و قدرت این جنبش را بازخوانی کند تا بلکه بتوان نقاط روشنی را بر راه علمای آسیبشناسی جنبش دانشجویی پیدا کرد.
جنبشهای اجتماعی برگرفته از خواستهها، عقاید و نقطه نظرات اقشار مختلف جامعه هستند که نقش تأثیرگذاری را بر روند حرکتهای مورد نظر آن جامعه ایفا میکنند، در این میان جنبش دانشجویی به واسطه نقش کلیدی خود و هرم طبقاتی آن از جایگاه منحصر به فردی بهره میبرد. بیتردید جنبش اصلاحطلبی ایران که چند صباحی است به واسطه تحولات پس از دوم خرداد 76 اوج گرفته، قسمت اعظم موفقیت خود را مدیون حرکت دانشجویی باید بداند که در این راه از فراز و فرودهای بسیاری عبور کرده است. حوادثی چون کوی دانشگاه و زندانی شدن تعدادی از دانشجویان، نمونههای بارزی از آن میباشد.
اما فارغ از مسائل پیش آمده در این چند ساله اخیر جنبش دانشجویی به عنوان یک جنبش راهبردی، در تحولات مختلف سیاسی ایران نقش بسزایی را داشته و هیچگاه خود را نسبت به حوادث و موضوعات پیش آمده جامعه کنار نکشیده است. از آن هنگام که دانشگاه به شکل امروزین در ایران تأسیس شد جنبش دانشجویی نه به شکل کنونی بلکه به شکل صنفی نماد عینی یافت. این البته به واسطه وضعیت کشوری چون ایران که از لحاظ ساختار توسعهگرایی در حال گذر است بیشتر به چشم میآمد.
دکتر الهه کولایی میگوید: در بسیاری از کشورهای در حال توسعه که مرحله گذار را به جوامع مدرن و امروزی طی میکنند دانشجویان به عنوان جنبشهای آگاه و حساس و پر انرژی و تبعاً طالب تغییر در شکلگیری و پیشبرد جنبشهای اجتماعی نقش مهمی ایفا میکنند. از سویی فاطمه راکعی نماینده تهران معتقد است جنبش دانشجویی چیز تازهای نیست و از دیرباز در ایران شکل گرفته است.
اما در واقع از زمان احداث دانشگاه جنبش دانشجویی نیز به حرکت و تکاپو در آمده است.
پس از فروپاشی دیکتاتوری رضاخانی که امکان هرگونه آزادی عمل و حرکتی را برای اقشار مختلف جامعه سد میکرد، فضایی در ایران حاکم گردید که امکان آن را فراهم آورد تا دانشجویان نیز از این فضا حداکثر استفاده را ببرند به نحوی که کانونهای اولیه حرکتهای جنبش دانشجویی به شکل نسبتاً وسیعی دچار تحول شد و در این بین حرکتهایی نیز صورت میدادند که منجر به برخورد با رژیم وقت نیز میگردید، نمونه بارز آن را در 16 آذر سال 1332 و شهادت سه تن از دانشجویان دانشگاه فنی است.
«لازم به ذکر است که این حادثه به علت ورود نیکسون به ایران و اعتراض دانشجویی به محاکمه دکتر مصدق صورت پذیرفت.» از طرفی حرکتهای انقلابی که به رهبری امام خمینی در سال 42 صورت میگرفت و حرکتهای خودجوش دانشجوی از سوی دیگر و ارتباط مداوم و مستمر دانشجویان با شخصیتهای انقلابی چون مطهری و طالقانی نقش حرکتهای دانشجویی را روشنتر و عینیتر گردانید.
دکتر کولایی با اشاره به همزمانی گسترش امواج نوسازی و تحول همهجانبه دانشگاهها و دانشجویان که نیروهای تحولگرا و طالب تغییر وضع موجود را به نفع گسترش حضور مردم متحول میکرده است، میگوید: جنبش دانشجویی به عنوان موتور محرکه بسیاری از تحولات اجتماعی در این زمینه دارای تأثیر عمیق و وسیعی در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور ما بوده است. همانگونه که در تحولات انقلابی این جنبش توانسته نقش راهبردی و پویایی خود تأثیر لازم را بر جای گذارد.
فاطمه راکعی نیز با اعتقاد بر اینکه دانشجویان جزء اقشار پیشرو در بین جوانان جامعه هستند که این خود به لحاظ ابعاد فرهنگی و علمی و سیاسی آنها است میگوید: این قشر هیچگاه در قبال مسائل مهم سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و حتی اقتصادی در جامعه بیتفاوت نبودهاند، ما 16 آذر را داریم که خود نشان از نهضت دانشجویی در دوران طاغوت دارد. با پیروزی انقلاب و تثبیت آن، نقش دانشجویان در ارتباط با آن انکارناپذیر است. جنبش دانشجویی خود را وارد مرحله جدیدی از تغییر و تحول کرد و نقشی را که احساس راهبردی آنها را بازآفرینی میکرد پیدا نمود. اشغال لانه جاسوسی، مبارزه با عناصر ضد انقلاب و فرصتطلب و از همه چشمگیرترحضور فعالانه دانشجویان در عرصه جنگ تحمیلی است که نقش بسزایی را در آن ایفا میکردند، اینها از مهمترین صحنههای حضور دانشجویان بعد از انقلاب بوده است.
دکتر داوود سلیمانی میگوید: این جنبش میتواند در برههای رویکرد کاملاً انتقادی و تحولگرا داشته باشد و در زمانی حمایتگرا باشد. در عین حال جنبش دانشجویی همچون دیگر جنبشهای اجتماعی ضعف و تضادهایی در درون خود دارد. با تغییر و تحولاتی که در درون دانشگاهها به واسطه انقلاب فرهنگی روی داد محیط دانشگاه و دانشجویان خود را آنالیزه و ترمیم کردند به نحوی که از آن پس دانشجویان در حرکتهای بعدی خودجوش خود کمترین تزلزل و لغزش را نشان میدادند.
دکتر سلیمانی معتقد است، جنبش دانشجویی با تحول شرایط و سازمان یافتن انقلاب میتوانست دستخوش تغییر شود لذا پس از جنگ، شاهد تحولی در دیدگاهها میشویم که از نوعی جزمگرایی به سوی تنوع در عرصه اندیشه، ایدئولوژی و کثرتگرایی در عرصه اعتقادات میرود. از سوی دیگر شمسالدین سیاسی راد، عضو سابق تحکیم وحدت میگوید: جنبش دانشجویی ارتباط تنگاتنگی با گذشته خود دارد و بدون تحلیل آن نمیتوان موقعیت کنونی، چالشهای مواجه و مسئولیتهای امروز جنبش را بررسی کرد.
با گذر زمان و پایان گرفتن جنگ و ایجاد تشکلهای دانشجویی و انجمنهای اسلامی دانشجویی که با نام تحکیم وحدت نماد وحدت همهجانبه و عینی دانشجویان را نشان میداد نقش و اهمیت فعالیت این جنبش بیشتر مورد توجه فعالین عرصه سیاسی قرار گرفت. به نحوی که علیرغم مستقل بودن جنبش دانشجویی این جنبش در ارتباط تعاملی با جریانات سیاسی اکثراً نقش اصلی را ایفا میکردند.
دکتر ابوالحسنی بر این اعتقاد است، پایان جنگ، رحلت امام، جابهجایی نخبگان حاکم، به قدرت رسیدن دولت هاشمی رفسنجانی و آغاز رویکرد و سیاستهای نیمه اول دهه هفتاد، دو نتیجه را به همراه داشتند، یکی انسداد سیاسی و حذف نیروهای خط امام در عرصههای سیاسی از جمله خبرگان رهبری و مجلس و دیگری اتخاذ سیاستهای سرمایهداری، بورژوازی وابسته و تبلیغ نظام مصرفگرایانه، تحول، خصوصیسازی و تبلیغ رفاه و تجمل و گرایش مسئولان و حاکمان به سمت زندگی مرفه و بیتوجه به دغدغههای مردم بود. وی معتقد است که این جریانات موجب تجدید حیات و واکنش شدید جنبش دانشجویی شد.
جنبش دانشجویی آرمانهای امام و خط فکری مرحوم شریعتی را برای مقابله با انسداد سیاسی و ایجاد مطالبات سیاسی و دمکراتیک را سرلوحه کار خود قرار داد. علیرضا رجایی نیز بر این اعتقاد است که وضع طبیعی دانشگاههای ایران تشکلهای متنوعی را در داخل خود میطلبد. البته جنس حرکت دانشجویی پیش از انقلاب با حرکت دانشجویی بعد از انقلاب متناوب است. با وقوع انقلاب اسلامی و استقرار یک جنبش تودهای باعث شد تا جامعه مدنی تا حد زیادی مورد تعرض حرکتهای وسیع تودهای قرار گیرد و به همین میزان جامعه مدنی استقلال سیاسی خود را در مورد تعرض حرکتهای تودهای میدید.
از سوی دیگر با تحولاتی که در اوایل دهه هفتاد به آرامی صورت میپذیرفت جنبش دانشجویی به واسطه نقش هدایتگری و روح اصلاحطلبی که در خود احساس میکرد در کنار دیگر اقشار جامعه قرار گرفت و بعضاً تا حدود زیادی نقش راهبردی نیز پذیرفت و این موجب شد تا حماسه دوم خرداد 76 به وقوع پیوندد. دکتر الهه کولایی بر این اعتقاد است که جنبش دانشجویی از تأثیرات عمیق و وسیعی در اقشار گوناگون اجتماعی برخوردار بوده و با در نظر گرفتن دامنه رو به گسترش آن توانست به یکی از مؤلفههای پر نفوذ در جامعه مبدل گردد. تحولاتی که پس از دوم خرداد 76 در ایران به وقوع پیوست خود سرآغاز شکلگیری تحولات بعدی آن شد به نحوی که در این ارتباط شاهد مسائل متناوبی در ارتباط با جنبش دانشجویی بودیم و در واقع حرکت اصلاحطلبانهای که با رئیسجمهوری خاتمی شکل تازهای یافت خود سر منزل بسیاری دیگر از تحولات شد.
اما این پایان کار نبود بلکه تحرکات و فعالیتهای روشنگرایانه دانشجویان آنچنان بود که موجب برخورد انفعالی برخی دیگر از نیروهای سیاسی جامعه را که خود را در قبال دوم خرداد 76 آسیب دیده میدیدند شد. شمسالدین سیاسی راد از اعضای سابق تحکیم وحدت میگوید: امروز با جنبش دانشجویی برخورد دوگانه صورت میگیرد، بخشی از حاکمیت که مردمسالاری را پیشه خود کرده با تأیید و تحمل رفتاری میکند و بخشی دیگر که با آن موافق نیستند برخوردهای غیر مردمسالارانه صورت میدهند. از طرفی این نوع برخوردهایی که با جنبش صورت میپذیرد خود میتواند انزوا و کنارهگیری فعالیت این جنبش را باعث شود.
دکتر کولایی بر این باور است که آنچه در وقایع تلخ کوی دانشگاه تهران و تبریز به وجود آمد و برخوردهایی که با اَمران و عاملان این فجایع صورت پذیرفت و تهاجم بعدی که به چهرههای فعال جنبشی داشتند سبب گردید تا صدمه سنگینی به آن وارد شود. به ویژه در سالیان اخیر ما شاهد انزوا و کنارهگیری روز به روز عناصر جنبش هستیم. از سویی دیگر با تحولاتی که بعد از دوم خرداد به وقوع پیوست به قول دکتر ابوالحسنی موجب شد تا رهبران جنبش اصلاحطلبی به سمتوسوی مراکز اجرایی کشیده شوند و در انتخابات مختلف به درون حاکمیت راه یابند و این خود عللی شد تا با عدم پیشرفت مورد انتظاری در حرکت جنبش و همینطور موانع درون ساختاری نوعی دلسردی و ناامیدی در طرفداری از جنبش در بین دانشجویان به وجود آید.
علیرضا رجایی معتقد است حرکت اصلاحی به دلیل ورود به یک منازعه فرسایشی همه جریانهای موجود در این حرکت را تحت تأثیر خود قرار داد و جنبش دانشجویی نیز از این قضیه مستثنا نیست با توجه به ضربههایی که جنبش دانشجویی و بعضاً تحکیم وحدت وارد شده و اعضای آن در معرض بازداشت و فشارهای سیاسی قرار گرفتهاند و با عدم تشکیل تشکلهای دیگر دانشجویی طبیعی است با تضعیف تحکیم وحدت این ضعف به بدنه دانشجویی منتقل میشود. رجایی دلیل این امر را موانع موجود در مقابل کل جنبش دمکراتیک میداند و همینطور بخشی از نهادهای سیاسی که علل آن هستند با تعرضاتی که به چهرههای سیاسی شاخص میکنند در کل حرکتهای دانشجویی تأثیر میگذارند.
از سویی دیگر وحید قبادی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان نیز میگوید: فاصله اصلاحطلبان با جنبش دانشجویی زیاد شده است چرا که فشارهایی که به جنبش وارد شده و دستهایی که میخواهند دانشگاه از موضعگیری سیاسی و تأثیرگذاری در مسائل اجتماعی دور شود یک طرف قضیه است و از یک طرف دیگر با بیشترین هزینههایی که جنبش دانشجویی پرداخته در حال حاضر مورد بیمهری برخی از اصلاحطلبان قرار گرفته است که این موجب نگرانی است.
از سویی دیگر، عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران معتقد است: خشونت، انحصارگرایان، رانتخواران و کسانی که به دنبال منافع شخصی و گروهی خود بوده و آرمانها و اهداف انقلاب را در چارچوبهای نوین و نگرشهای جدید بر اساس همان قانون اساسی و دیدگاههای امام بر نمیتافتند، قادر به تحمل این مسأله نبودند که روشنفکران و جریانهای فکری پویا و با نشاط درون دانشگاه این آرمانها را در شکل جدید خود تحقق بخشند لذا حرکتهای خود را علیه آن سازماندهی کردند که این تحقیرها و تضعیفها باعث شد تا دانشجویان به حاشیه رانده شوند.
از سویی علیاکبر محسنی مدیرکل حراست وزارت علوم نیز معتقد است که اعمال روش خشن در مورد دانشگاهها طی 4 سال گذشته از عوامل به وجود آمدن فضای فعلی دانشگاههاست. در عین حال مسئول سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی «مسلمان ساکت» منفعتطلبی بخشی از جنبش دانشجویی و توجه اصلاحطلبان به مراکز اجرایی همچون قوه مجریه، مجلس ششم و در کنار آن ابزار قرار داده شدن دانشجویان در دست سیاستمداران موجب سرخوردگی دانشجویان میداند. راهحل مشکل و خارج نمودن دانشجویان از حالت سرخوردگی و انفصال چه میتواند باشد؟ بیشک در این راه همراهی سران اصلاحطلب نقش مهمی میتواند ایفا کند و موانع موجود را از سر راه دانشجویان بردارد.
علیرضا رجایی معتقد است که در صورت برداشتن این موانع به هر صورت به همان میزان شاهد جدیتر شدن حرکتهای دانشگاهی خواهیم بود. اما دکتر ابوالحسنی بر این اعتقاد است که جنبش دانشجویی با جدا شدن و گره نزدن اصول، آرمانها و استراتژی خود به گروههای حاکم باید خود را از قدرت رسمی جدا کند و از سوی دیگر شمسالدین سیاسی راد نیز میگوید: جنبش دانشجویی برای جلوگیری از رادیکالیزه شدن مطالبات اقشار مختلف و بروز بحرانهای حاد در عرصه اجتماع باید فضا را برای ایفای نقش نخبگان خارج از دانشگاه و حاکمیت باز کند تا حوزه سیاسی نقد مستمر شود.
دکتر سلیمانی نیز با اشاره به شرایط جدید و توجه به نهادهای مدنی و حضور قانون و توزیع قدرت میگوید: با تنوع عرصه تفکر و وجود دیدگاههای متفاوت الزام به دمکراسی به وجود میآید. جنبش دانشجویی توانایی صف شکستن موانع را دارد.
از سویی دکتر کولایی نیز میگوید: هرگونه سادهاندیشی و سادهانگاری و خوشبینانه دیدن و بدبینانه دیدن افراطی و برخورد کردن غیر اصولی با مسائل مختلف میتواند انرژی این جنبش را به تماماً تحلیل ببرد. لذا درک ظرفیتهای تغییر و به کار گرفتن صبر و حوصله مناسب جنبش را تضمین میکند.
اما خانم راکعی میگوید: هیچ نگرانی از بابت جنبش دانشجویی وجود ندارد و جوانان فهیم و دانشجویان خودشان توانستهاند نهادی مدنی ایجاد کنند و از تریبونهای مختلف حرف خودشان را بزنند. در عین حال با توجه به وضعیت اشتغال در کشور که درصد بیکاری را در بین دانشآموختگان دانشگاهها در حال افزایش نشان میدهد و از سویی با روند سختگیریهای پلیسی و قضایی و دستگیریهای تعدادی از دانشجویان، فضای روشنی را برای دانشگاهها به سختی میتوان در حال حاضر متصور بود.
علیاکبر محسنی مدیر کل حراست وزارت علوم میگوید: در مهرماه سال 79 تعداد تریبونهای آزاد 9 تریبون بوده که در سالجاری به یک تریبون رسیده و جلسات پرسش و پاسخ و سخنرانی در سال گذشته 36 مورد بوده که اکنون به 14 مورد تقلیل یافته است و همچنین بیانیههای دانشجویی در سال گذشته 80 مورد بوده که به 50 مورد رسیده است و همین طور 12 شبنامه و یا نامه سرگشاده در مهر سال گذشته بوده ولی در حال حاضر چنین نیست و در سالجاری تعداد دانشجویان احضاری و یا دستگیر شده به 20 مورد رسیده است که این نشاندهنده کاهش و رویکرد منفی نسبت به فعالیتهای دانشجویی در سال گذشته بوده است.
باید توجه داشت که جنبش دانشجویی ایران که ریشههای عمیقی در خاستگاههای خود یعنی در بین روشنفکران دارد، در دو صورت ممکن میتواند به فعالیتهای خود ادامه دهد اولاً جنبش خود به صورت تشکلی کاملاً مستقل از دیگر احزاب و گروههای سیاسی به عنوان یک تشکل سازمان یافته همچون نوع عینی آن که در تحکیم وحدت شاهدیم به فعالیت خود ادامه دهد و یا در ساختار احزاب و گروههای سیاسی ادغام گردد به نحوی که به یکی از شاخصهای مهم آن احزاب و تشکلها بنابر آن اعتقادات و باورهای سیاسی و اجتماعی و بعضاً اقتصادی دارند درآیند. البته این موضوع خود محل بحث دارد که تاکنون در این رابطه حرفهای زیادی زده شده است.
«مسلمان ساکت» مسئول سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی با اشاره به توجه احزاب میگوید: در انتخابات احزاب نیازمند اقبال مردم هستند و در این راستا نقش و کارکرد دانشجویان در جهتدهی افکار عمومی حائز اهمیت است. اگر همراهی و همگامی احزاب با دانشجویان مستمر و مداوم باشد خوب است ولی این داد و ستدها به صورت مستمر به چشم نمیآید.
ولی آنچه مسلم است جنبش دانشجویی نه به فرد وابسته است و نه گروه خاصی میتواند آن را در حیطه قدرت خود به طور کامل در آورد بلکه این جنبش با اصالت و عزمی که بر بینش روشنگرایانه و ایجاد فضای نقد و گفتوگو دارد درصدد یافتن راهحلهای مورد نظر خود خواهد بود اما در این بین مسئولان و کارگزاران نظام لازم است که با توجه عینیتر به این قشر در واقع آینده نظام را بیمه کنند به نحوی که این جنبش همیشه و در همه حال پشتیبان نظام باشد.