تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۳  ، 
کد خبر : ۲۰۹۱۹۴

براندازی چیست؟

مجتبی نیکوسخن اشاره: امروز کلمه‌ای که در رسانه‌ها‌ و نشریات جامعه ما فراوان بدان پرداخته می‌شود، «براندازی» است؛ کلمه‌ای که شاید مصادیق فراوان و گوناگونی بر آن مترتب باشد اما به واقع تعریف براندازی چیست؟ و برانداز کیست؟ این پرسشها بسیار مهم و اساسی می‌باشد. فلذا بایسته است که دلسوزان انقلاب و نظام به دنبال تبیین و بررسی این مفهوم گسترده و تعریف حدود و ثغور آن باشند.

تعریف براندازی
هر نظام و رژیمی با توجه به وضع موقعیت خویش دارای اپوزیسیونها و یا گروههای برانداز می‌باشد، و این امری بدیهی بوده و محل هیچ شک و شبهه‌ای نیست. لهذا بایستی برای شناسایی این مفهوم، آن را معرفی و تعریف نمود:
«براندازی اجرای پروسه‌ای است سریع یا تدریجی به صورت مدون و برنامه‌ریزی شده و در جهت سقوط بنیانی یک نظام یا رژیم».
همان طور که ملاحظه می‌کنیم عناصر گوناگونی در این تعریف به کار رفته است که به تشریح یک به یک آنها می‌پردازیم:
الف) اجرای پروسه: جای شکی نیست که اجرای برنامه‌های براندازی احتیاج به یک پروسه، طرح و نقشه قبلی دارد چرا که هیچ تفکری بدون داشتن طرح و نقشه، مهندسی و بالنهایه عملیاتی نخواهد شد، بنابراین وجود تفکری از پیش تعیین شده، امری غیرقابل تردید است، و عدم آن موجبات فروریزی برنامه‌های براندازی را فراهم خواهد کرد.
ب) تدریجی یا سریع بودن پروسه: اجرای پروسه براندازی به دو شکل ظهور می‌یابد، یا سریع و ضربتی است و یا تدریجی و مرحله‌بندی شده، البته تجربه نشان داده است که از صور فوق، صورت تدریجی آن بیش از پیش منجر به حصول نتیجه، یعنی سقوط بنیانی یک رژیم یا حکومت می‌شود، لیکن براندازی سریع، غالباً در مورد نظامهای ضعیف و بدون پشتوانه مردمی، قابل اجرا می‌باشد.
ج) مدون و برنامه‌ریزی شده: اجرای طرح براندازی تدوین یافته و برنامه‌ریزی شده است یعنی مرحله به مرحله می‌باشد.
شاید بتوان چنین تدوینی را در تفکرات عملیاتی آن مشاهده نمود. در حقیقت پروسه براندازی به پازلی می‌ماند که بایستی برای اتمام آن، ذهن انسان واجد طرح اولیه‌اش باشد، تا آرام ـ آرام مراحل را جدای از هم منتها پیوسته طی کند و طبق یک برنامه منظم و آگاهانه به پیش رود.
د) سقوط بنیانی یک نظام یا رژیم: معمولا طرحهای براندازی به ویژه اگر به صورت خزنده و آرام باشند، موجبات سقوط ریشه‌ای هر نظام و رژیمی را فراهم خواهد ساخت، زیرا طرحهای اینگونه، ابتدا به استحاله افکار و اذهان افراد جامعه پرداخته و سپس آنان را آماده برنامه‌های عملیاتی می‌کند. به سخن دیگر، این کار نوعی آلترناتیوسازی برای حضور نیروهای مستحیل در میدانها و عرصه‌های گوناگون می‌باشد، تا تئوریسینها و افراد مؤثر در جریان براندازی در پوشش مناسبی جهت آماده‌سازی برنامه‌های آینده قرار گیرند.
ویژگیهای گروه برانداز یا براندازی
پروسه‌های براندازی با توجه به فضاهای گوناگون از ویژگیهای متفاوتی برخوردارند، لذا ما در این مقال فقط به شناسایی فضاهای مختلف خواهم پرداخت:
الف) فضای حاکمیتی: در حقیقت این فضا توسط نیروهای حاکمیت و نظام شکل می‌گیرد، که با توجه به موقعیتها و استراتژیهای به کار رفته، دارای مشخصه‌ها و ویژگیهای خاصی می‌باشد.
ب) فضای جهانی: یکی از سر فصلهای موجد ویژگیهای براندازی، عرصه‌‌های بین‌المللی و جهانی می‌باشد بدین معنا که وقوع هر حادثه‌ای با توجه به ارزشها، آرمانها و اهداف نظام یاد شده، می‌تواند فضای خاصی برای گروه برانداز ایجاد کند، و به تبع آن ویژگیهای مخصوصی را به دنبال داشته باشد.
ج) فضای کاذب: یکی از مهمترین فضاها برای گروه برانداز، که غالباً توسط نیروهای فعال و موجود در عرصه‌های آشکار و گوناگون ایجاد می‌شود، و مورد بهره‌برداری اپوزیسیون‌ها و گروههای برانداز قرار می‌گیرد، فضای کاذب می‌باشد. برای شناسایی بیشتر، می‌باید عناصر گوناگونی چون: انتخابات‌ها، مطبوعات و جنبشهای دانشجویی و... را مورد مطالعه قرار داد.
انواع براندازی
الف) نافرمانی مدنی: این واژه اولین بار توسط یکی از عناصر سلطنت‌طلب، به نام منوچهر گنجی در نشریات ضد انقلاب به عنوان راهکاری در جهت سقوط نظام اسلامی ایران مطرح شد، لیکن نافرمانی مدنی، مفهوم جدید و نویی نمی‌باشد. در حقیقت نافرمانی مدنی راهبرد پایداری مسالمت‌آمیز، در مقابل دولتها یا قوانینی است که غیرعادلانه یا تبعیض‌آمیز به نظر می‌آیند. این عبارت اگر به دقت مورد تفسیر قرار گیرد، به معنی عدم اطاعت صرف از فرمان‌های دولتی است، لذا تقریباً با مقاومت منفی اشتباه می‌شود. نافرمانی مدنی در مفهومی گسترده‌تر شامل اقداماتی است که در مخالفت با قوانین، به منظور بی‌اثرسازی آنان انجام می‌گیرد. به سخن دیگر، نافرمانی مدنی مبارزه‌ای قانونی است در جهت یافتن راههای قانونی، مدنی و حقوقی در قانون اساسی هر نظام یا رژیم که با ایستادگی و مقاومت قانونی بر یافته‌های حقوقی همراه است، که در نهایت منجر به تغییر یا تجدیدنظر در قانون اساسی حاکمیت خواهد شد.
به طور کلی طرفداران این راهبرد، بر این باورند که خودداری از اطاعت از قوانین ظالمانه، مشکلی لاینحل برای دولتها به وجود می‌آورد فلذا دستگیری افرادی که از قوانین ظالمانه اطاعت نمی‌کنند، غیر عملی و بی‌فایده می‌باشد. در نتیجه دولتها مجبور خواهند شد که قوانین مورد اعتراض را بازنگری یا لغو نموده و مقامات مورد اعتراض را مجبور به استعفا نمایند. عوامل مورد نیاز در اجرای پروسه نافرمانی مدنی عبارتند از:
1)‌ جنبش مطبوعات
2) جنبش دانشجویی
ا- جنبش مطبوعات:
استفاده از مطبوعات و نشریات گوناگون ـ اغلب به شکل غربی ـ به خصوص با شعارهای عوام فریب و پرداختن به موضوعات تئوریک و مبانی حاکمیت.
جنبش مطبوعات در زمینه نافرمانی مدنی چهار راهکار دارد:
الف) تکثر مطبوعات مروج افکار جریان برانداز
ب) استفاده از تیترهای یکسان جهت تشویق اذهان نسبت به حاکمیت
ج) چاپ و انتشار مقالات برضد ارزشها، آرمانها و اهداف نظام یا حاکمیت
د) القای انسداد سیاسی (بن‌بست سیاسی)
2- جنبش دانشجویی:
بهره‌برداری و استفاده از جنبشهای دانشجویی رادیکال و استحاله آنان با استفاده از تحریک احساسات و اغفال جوانان دانشجو و همچنین القای این باور به دانشجویان که نظام یا حاکمیت دچار بن‌بست سیاسی شده و اگر با آن مبارزه نشود، منتج به فضای خفقان و استبداد خواهد شد.
الف) جریان استحاله (کودتای سفید): یکی از مهمترین راهکارهای براندازی، استحاله افراد از طریق گوناگون و نفوذ در دستگاههای حاکمیت می‌باشد، که «کودتای سفید» خوانده می‌شود.
به سخن دیگر نوعی براندازی خزنده و آرام است که اغلب، برخورد حاکمیت با آنان موجب فضاسازی و آماده‌کردن بستر برای بهره‌برداری بهینه از شرایط ایجاد شده، خواهد شد.
موفقیت این نوع کودتا منجر به وقوع «براندازی فعال» یا «کودتای سرخ» می‌شود.
ب) براندازی فعال «کودتای سرخ»: اجرای موفقیت‌آمیز نافرمانی مدنی یا براندازی آرام، منتج به براندازی فعال در جهت سقوطیت حاکمیت خواهد شد لیکن اگر این نوع براندازی، بدون مقدمات شکل گیرد، ضربتی و موقتی خواهد بود. از انواع آن، کودتای فکری ـ فرهنگی و کودتای نظامی است.
در حقیقت مجری و فاعل تعریف براندازی همان پاسخ کیستی آن می‌باشد، زیرا در ادبیات سیاسی اصطلاح خاصی به عنوان «گروه برانداز» موجود نبوده و تعریف نشده است، لیکن امروز مصادیق گوناگونی بر این عنوان مترتب می‌شود و هر نظامی با توجه به آرمانها و اهداف خویش بایستی به تبیین این عنوان بسیط بپردازد.
علی ‌هذا نظام اسلامی ما، به دلیل وفور دشمنان خارجی و داخلی، نیاز مبرمی به شناسایی و معرفی «جریان برانداز» دارد و الا موجبات خسران عظیمی را برای رژیم و حاکمیت به دنبال خواهد داشت اما به حکم آیه قرآن پیروزی با جبهه حق و اسلام است، زیرا خدا فرموده است: «وعدالله حق».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات