به نظر میرسد نخستین تظاهرات زمانه مورد بحث، پنج روز پس از کودتا در دانشگاه تهران در حمایت از دکتر مصدق و اعتراض به محاکمه او و دکتر شایگان و مهندس رضوی صورت گرفته باشد. پس از آن در ایام عزاداری ماه محرم، تهران شاهد برپایی تظاهرات پر سر و صداتری بود و در چهارم محرم 1373 ق/ 23 شهریور 1332 ش، یعنی 26 روز پس از وقوع کودتا، در اعتراض به اقدامات زمامداران کودتاگر، در پی برگزاری آیین سوگواری در چهارمین شب عزاداری حسینی، تظاهراتی سازماندهی میشود که طی آن شعارهایی علیه زاهدی و در حمایت از مصدق سر داده میشود. مرکزیت این تظاهرات بازار تهران و حوالی مسجد شاه بود.
سهشنبه بعد، در 7 محرم/ 16 شهریور، تظاهرات گستردهتر دیگری برپا شد. شعارهای تظاهرکنندگان در این شب شدیدالحنتر شد و البته تظاهرات یاد شده نیز با دخالت ماموران شهربانی و بخشی از نیروهای لشگر نظامی ضد شورش پایتخت سرکوب گردید، لیکن خاتمه یافتن غائله این تظاهرات مانع از تداوم اعتراضات پراکنده و خودجوش مردمی بعدی نشد. به طوری که صبح روز عاشورا با استفاده از شرایط آن روز با شبیهسازی تاریخی، نمادهایی پلاکارد گونه متضمن شعارهایی، همچنین شعارنویسی روی دیوار در اعتراض به حاکمیت استبدادی و یزیدی وقت تهیه و در مناطقی از شهر برای مشاهده عموم قرار داده شد.
پس از بازگشایی دانشگاه و آغاز سال تحصیلی در مهرماه 1332، اوضاع بر اثر فعالیتهای سیاسی و از جمله تحرکات دانشجویی رو به وخامت نهاد. دانشجویان با برگزاری تظاهرات، پخش اعلامیه و تعطیل کلاسهای درس، به وضوح خشم و نفرت خود را نسبت به حاکمیت دیکتاتوری ابراز داشتند.
در نیمه مهرماه، اعلامیههایی از سوی گروهی از دانشجویان منتشر شد که در آن بر ضرورت توسل جستن به اعتصاب به مثابه یک حزب در برابر حاکمیت، همچنین لزوم آزادی دکتر مصدق از زندان، رفع توقیف شماری از استادان دانشگاه و بالاخره جانبداری از تظاهرات محرم در بازار تهران، تاکید شده بود. آمادهسازی و توزیع این اعلامیهها تاثیرات ویژهای را بر جای نهاد. به صورتی که واکنش سخنگوی دولت وقت را ارمغان آورد که به شکلی شتابزده اعلام کرد: «دولت در مقابل این گونه تحرکات به شدت ایستادگی خواهد کرد».
بهرغم تمامی خط و نشانهایی که دولت نظامی برای مخالفان خود و در این میان دانشجویان میکشید. دانشگاهیان با معاضدت بازاریان، خود را برای برگزاری یک اعتصاب گسترده آماده میکردند. روز پنجشنبه 16 مهر/ 28 محرم، زمان مناسب این اقدام تشخیص داده شد. اعتصاب آغاز و دکانهای باز بسته ماند. همان روز دانشجویان مبادرت به برپایی تظاهرات آرام دانشجویی در محیط دانشگاه کردند. متعاقب آن، فرمانداری نظامی، وحشتزده چند افسر به همراه کامیونهای مملو از تقنگداران را به سوی دانشگاه گسیل داشت. ماموران در جای جای دانشگاه موضع گرفتند و همه جا را زیر نظر قرار دادند. در این روز سربازان به اقدام کم سابقهای دست زده و در داخل محیط دانشگاه مبادرت به دستگیری یازده نفر به اتهام اختلال در امنیت عمومی و بر هم زدن نظم، نمودند.
آنچه روز 16 مهرماه روی داد، از منظری نخستین واکنش همه جانبه دانشگاه و دانشگاهیان شامل استاد و دانشجو علیه دولت کودتا بود. از سویی برای نخستین مرتبه از آغاز تاسیس دانشگاه تهران در 1313 ماموران نظامی اقدام به ورود به محوطه دانشگاه تهران کرده، مبادرت به دستگیری جمعی از دانشجویان نمودند. چنین رفتاری طی 19 سالی که از تاسیس دانشگاه تهران میگذشت بیسابقه بود. اگر چه این اقدام کمکی به بهبود وضع آن روز نکرد، بلکه بر تشنج موجود نیز افزود.
نمایش اقتدار نظامی پهلویستی به همین جا ختم نشد. پس از دستگیری این عده، دولت کودتا برای زهر چشم گرفتن از دانشجویان، شماری از سربازان مسلح را در برابر دانشکدههای مختلف دانشگاه تهران مستقر کرد، اگر چه در خارج محیط دانشگاه وضع بدتر بود. یک تانک و تعدادی کامیون پر از سربازان مجهز در حالت آمادهباش مقابل در اصلی دانشگاه تهران قرار گرفته بودند و تمامی رفت و آمدها را زیر نظر داشتند.
در میدان 24 اسفند اوضاع نه تنها عادی نبود که از دیگر مناطق اطراف دانشگاه بدتر هم بود. سه دستگاه تانک و چند خودرو و نفربر و جیپ نظامی در حاشیه میدان موضع گرفته بودند. تمامی خیابانهای اصلی و کوچههای فرعی منتهی به محوطه مستطیل شکل دانشگاه در تیررس نگاه مراقبتآمیز ماموران آشکار و نهان نظامی و انتظامی بود و آنان رفت و آمد عابران در پیادهروها را به دقت کنترل میکردند و از اندک توقف و کوچکترین کنجکاوی و تامل آنان نسبت به آنچه در دانشگاه میگذشت ممانعت میکردند.
بهرغم تمهیدات به عمل آمده، بار دیگر تهران در این روز شاهد تظاهرات در خور توجه دیگری بود و اینبار صدای اعتراضات نه از داخل دانشگاه بلکه از نزدیکی دانشگاه تهران، محدوده چهار راه امیر اکرم، در دو کیلومتری دانشگاه تهران، به گوش میرسید. این تظاهرات که از ساعت 10 صبح آغاز شده بود و موجب بر آشفتگی و غافلگیری فرمانداری نظامی گردید، با واکنش و عکسالعمل سریع نیروی انتظامی و نظامی و تیراندازی هوایی به قصد متفرق کردن تظاهرکنندگان و دستگیری شماری از معترضان پایان یافت.
از منظری، این نخستین تظاهرات وسیع به ابتکار نهضت مقاومت ملی بود که در اعتراض به دستگیری و حبس دکتر مصدق و یارانش صورت گرفت و در آن قشرهای مختلفی از جمله دانشجویان، بازاریان، دانشآموزان و صنوف دیگر جامعه شرکت داشتند. به استناد نوشته برخی منابع، در این روز شمار تظاهر کنندگان به 2000 نفر تخمین زده میشد.
به هر روی، طی روزهای آتی، وقایع اتفاقیه فضای سیاسی جامعه بهویژه جو دانشگاه را ملتهبتر ساخت. 9 روز پس از رخداد 16 مهر، یعنی از 25 مهرماه، هربرت هوور، مشاور وزارت خارجه آمریکا در امور نفت بهمنظور گفتوگو با دولتمردان ایرانی وارد تهران شد. پنج روز بعد، این کارشناس برجسته مسائل نفتی به اتفاق لویی هندرسن سفیر آمریکا در ایران برای مذاکره به دیدن شاه میرود. هوور پس از 23 روز اقامت در ایران و انجام رایزنیهای متعدد با مقامات دولت کودتا و بازدید از پالایشگاهها و حوزههای مختلف نفتی، تهران را به مقصد واشنگتن ترک کرد.
در 27 مهرماه، وارن، رئیس اداره همکاری فنی آمریکا، چکی به مبلغ چهار میلیون و 700 هزار دلار بهعنوان کمک فنی ایالات متحده به ایران، تسلیم علی امینی، وزیر دارایی کابینه زاهدی کرد. متعاقب آن دو روز بعد - 29 مهرماه - آنتونی ایدن، وزیر خارجه انگلیس طی نطقی در مجلس عوام این کشور اعلام کرد: «انگلستان بار دیگر دست دوستی به سوی ایران دراز میکند و برای تجدید مناسبات سیاسی میان دو کشور از هر جهت آماده است.»
در واپسین روز مهرماه به دستور دولت، حکومت نظامی در خوزستان، گیلان، اصفهان و فارس به مدت سه ماه دیگر تمدید شد. در همین روز، ماموران حکومت نظامی مبادرت به دستگیری عده زیادی از مخالفان سیاسی و فعالان نهضت ملی نمودند. این در حالی است که همان روز شمار اندکی از زندانیان از جمله دکتر غلامحسین صدیقی، مهندس زنگنه و بهاءالدین کهبد، آزاد شدند.
افزایش رفت و آمدهای دولتمردان آمریکایی و انگلیسی به ایران و بازداشتهای بیضابطه فرمانداری نظامی، ضمن انسداد سیاسی فضای آن روز، جامعه را به سوی وقوع درگیریهای جدید سوق میداد.
شناخت رویدادهای این ایام بدون توجه به نقش حیاتی و کارکرد موثر «نهضت مقاومت ملی» امکانپذیر نیست. این «نهضت» یک روز پس از کودتای 28 مرداد 1332 در خانه آیتالله سیدرضا زنجانی با حضور رجال و شخصیتهای سیاسی با گرایشهای ملی و مذهبی شکل گرفت و به هیچ فرد و گروه خاصی تعلق نداشت و در شهرهای گوناگون و حتی خارج از کشور، شعب و هستههایی متاثر و مرتبط با آن شکل گرفته بود، خط مشی نهضت در سه اصل:
1. تداوم جنبش مردم و اعاده استقلال ملی؛
2. مبارزه با هرگونه استعمار خارجی (سرخ و سیاه)؛
3. مبارزه علیه حکومتهای دست نشانده خارجی و عمال فساد؛ پیشبینی شده بود. نهضت مقاومت ملی پایگاه اجرایی و عملیاتی خود را بر روی دو محور دانشگاه و بازار بنیاد نهاده بود. بازاریان به مثابه پشتوانه مالی و تدارکاتی و دانشجویان به عنوان نفشآفرینان و نیروهای عملیاتی و خط مقدم رویارویی با ماموران رژیم به شمار میآمدند.
در کمیته دانشگاه نهضت مقاومت ملی افرادی نظیر حیدر رقابی، مصطفی چمران، باقر رضوی، رضا کاشف، مسعود حجازی، ابراهیم یزدی، عباس شیبانی، عزتالله سحابی و ... حضور داشتند.
کمیته بازار مرکب از حسن شمشیری، عباس رادنیا، محمدتقی انوری، نوروزعلی لباسچی، محمود مانیان، تحریریان و ... بود.
در ترکیب کمیته روحانیان نام آیات سیدمحمود طالقانی، سیدضیاءالدین حاج سید جوادی، غروی و ... دیده میشد.
در کمیته بینالاحزاب داریوش فروهر، محمدعلی خنجی، حسین راضی، علیاکبر نوشین و ... مشارکت داشتند.
از هفته نخست آبانماه زمزمههایی مبنی بر برپایی اعتصاب عمومی در بازار و برگزاری تظاهرات مجدد اعتراضآمیز در دانشگاه و بهصورت پراکنده در جای جای شهر علیه اقدامات دولت زاهدی در پایتخت منتشر شد. شایعه انجام اعتصاب از سوی رانندگان وسایط نقلیه به ویژه شرکت واحد و تعطیلی کار برخی کسبه عمومی نیز فوت گرفت. از اینرو فرمانداری نظامی تهران با صدور اطلاعیهای ضمن هشدار نسبت به عواقب انجام هرگونه تحرک و فعل و انفعالی علیه حکومت، اصناف و بازرگانان را از برگزاری هرگونه اعتصاب برحذر داشت.
نیمه دوم آبانماه آبستن حوادث مهم و حساسی بود. در 17 آبان، محاکمه دکتر مصدق، نخستوزیر و سرتیپ تقی ریاحی، در دادگاه نظامی ارتش در سلطنتآباد آغاز شد. مقارن شروع محاکمه نخستوزیر دولت ملی، تحرکات طیف مخالفان حکومت کودتا افزایش یافت. همزمان با اوجگیری فزاینده اعتراضات داخلی، دانشجویان و اپوزیسیون خارج از کشور نیز دست به فعالیت گسترده علیه دولت و دستنشانده زاهدی زد. اگر چه این جوش و خروش از فردای کودتا شروع شده بود. لیک اندک اندک شدت گرفت و با آغاز به کار محاکمه فرمایشی دکتر مصدق به اوج خود رسید و مقالات متنوع و متعددی علیه دولت نظامی در نشریات گوناگون خارج از کشور، به ویژه در فرانسه و آلمان به چاپ میرسید.
افزایش چشمگیر فعالیتهای سیاسی دانشجویان مقیم خارج از کشور، خشم کارگزاران حاکمیت پهلوی دوم را برانگیخت. از این رو از سوی دولت، دستورالعملهایی به منظور پیشگیری از گسترش دامنه این اعتراضات خطاب به سفارتخانهها و نمایندگیهای خارج از کشور فرستاده شد. بر طبق مفاد این بخشنامهها، نمایندگیهای مقیم خارج موظف بودند به کلیه دانشجویان اطلاع دهند که در صورت هرگونه مشارکت و همراهی در فعالیتهای ضد دولتی، با آنها برخورد میشود. قطع ارز ارسالی از ایران، ندادن روادید، حتی ابطال گذرنامه و انواع تضییقات دیگر بخشی از این محرومیتها را شامل میشد.
با شروع دادگاه دکتر مصدق، بر میزان خبرهای مرتبط با برپایی تظاهرات و اعتصاب در سطح شهر افزوده شد. اینبار همه موضوع را جدی گرفتند. عزم مخالفان حاکمیت مبنی بر راهاندازی موج جدیدی از مخالفتها علیه حکومت نظامی استوار بود. به نظر میرسد مقامات دولتی نیز این مرتبه اقدامات مخالفان را بلوف تصور نکرده، به منظور پیشگیری و ممانعت از تحقق طرحهای مخالفان و خنثیسازی کارکرد آنان، پروژههای گوناگونی را مطمح نظر قرار دادند.
بیگمان به طوری که اشاره شد، شروع محاکمه دکتر مصدق که از دید افکار عمومی به خیمهشب بازی میمانست، عامل عمده تکوین شرایط نوین بود. سرانجام، روز موعود برای بر پایی تظاهرات و اعتصاب در دانشگاه و بازار، پنج شنبه 21 آبان تعیین گردید.
اما دو روز پیش از تهران، تبریز شاهد ناآرامیهایی پراکنده در سطح شهر بود به صورتی که روند کار مراکز آموزشی شامل دانشگاه، دانشسرا، و دبیرستانها، همچنین کسب و پیشه بازار را به جد مختل کرده بود در جریان این اعتراض دستهجمعی، شماری از مخالفان بازداشت شدند. رقم دستگیرشدگان در این روز حدود 50 نفر ذکر شده است. به نظر میرسد نیروی سوم خلیل ملکی در زمره محرکان و کارگردانان این اعتراض به شمار میآید.
در تهران شرایط کاملا متفاوت بود. در 21 آبان راهپیمایی و اعتصاب گستردهای با زمینهسازی نهضت مقاوت ملی و مشارکت دانشجویان بر پا شد که به دستگیری عدهای از دانشجویان و دیگر قشرهای اجتماعی انجامید. عوامل رژیم برای سرکوب تظاهرکنندگان متوسل به اعمال خشونت شدند. از این رو آمار مجروحان رو به افزایش نهاد. خبر این تظاهرات در رسانههای خارجی منعکس شد. مطبوعات جهان توسل رژیم کودتا به خشونت علیه دانشجویان و مردم را محکوم کردند و سیل انتقادات، رژیم را مستاصل و کلافه کرده بود .
در همین روز اوضاع در ناحیه بازار تهران رو به وخامت بیشتر نهاد؛ چرا که کسبه و اصناف بازار نه تنها دست از کار کشیدند بلکه با برگزاری تظاهرات و راهپیمایی به شعاردهی علیه دولت کودتا پرداختند. از این رو تلفات در بازار بیشتر شد و ثمره آن بنا به آنچه در منابع آمده است دو کشته و شماری مجروح بود. صرفنظر از این شمار بازداشتشدگان در بازار نیز رو به فزونی نهاد که از سوی فرمانداری نظامی عدهای از آنها به جزیره خارک تبعید شدند. یادآوری این نکته ضروری است که در جریان حمله ماموران فرمانداری نظامی به بازار تهران، تعداد زیادی از مغازهها تخریب و اموال آنها به غارت رفت، همچنین به مکانهای عمومی آسیبهای جدی وارد شد.
در فاصله روزهای بعد تا 16 آذر، وقایع سیاسی مهمی در کشور روی داد. در این میان روز سوم آذرماه از جهاتی حائز اهمیت است. نخست آنکه در این روز محاکمه دکتر مصدق و سرتیپ ریاحی در دادگاه نظامی خاتمه یافت. براساس حکم صادره، مصدق به سه سال زندان مجرد و ریاحی به دو سال حبس تادیبی محکوم شدند. دیگر اینکه در همین روز از سوی دربار شاهنشاهی اعلامیهای مبنی بر مسافرت نیکسون، معاون رئیسجمهور آمریکا به ایران در 18 آذرماه صادر شد. دیگر این که با ورود سردنیس رایت کاردار موقت سفارت انگلیس به تهران در این روز و متعاقب آن چند روز بعد صدور اعلامیه رسمی مشترک میان دو دولت درباره برقراری مجدد و رسمی روابط ایران و انگلیس بر شدت اعتراضها افزوده شد. خبر برقراری رابطه مجدد دولت ایران با انگلستان غوغایی به پا کرد. در این میان لایهها و بخشهایی از مردم نمیتوانستند ساکت بنشینند تا دولت کودتا با استعمار پیر تجدید رابطه کند، از اینرو در پی زمان مناسب برای ابراز خشم و نفرت خود نسبت به وقایع جامعه بودند.
فرصت مغتنم چهاردهم آذر بود، دانشجویان دانشگاه تهران از این فرصت بهمنظور برگزاری تظاهرات بهره بردند. تظاهرات محدود با شماری اندک اما پر سروصدا بود. روز بعد تجربه دیگری حاصل آمد و دانشجویان دامنه تظاهرات را به خارج از دانشگاه امتداد دادند. ماموران نیروی انتظامی که شرایط را تا حدودی بحرانی میپنداشتند به سرکوب تظاهرکنندگان پرداختند که در این میان عدهای زخمی و شماری از دانشجویان دستگیر شدند. لیک 16 آذر از حافظه تاریخی ایرانیان رخت بر نخواهد بست. دانشجویان بسان روزهای گذشته خود را آماده بر پایی تظاهرات دیگری در محیط دانشگاه و خیابانهای اطراف نمودند. اما شواهد نشانگر آن بود که کارگزاران دولت کودتا جهت فراهم آوردن شرایط مناسب و آرام کردن جو آن روز جامعه برای پذیرایی از معاون رئیسجمهور آمریکا و در آستانه ورود وی به تهران، بهمنظور مقابله با اعتراضهای فزاینده دانشجویان در آمادهباش به سر میبرند و میخواستند از دانشجویان زهرچشم بگیرند تا مذاکرات نیکسون با مقامات ایرانی در آرامش کامل انجام شود.
روز 16 آذر اوضاع در تهران و بهویژه دانشگاه تهران و خیابانهای منتهی به آن غیرعادی بود. دانشجویان هنگام نزدیک شدن به دانشگاه پی به افزایش چشمگیر ماموران و تجهیزات فوقالعاده آنان بردند. رژیم در اقدامی کمسابقه نیروهای لشگر دو زرهی را به دانشگاه اعزام کرد. از بامداد آن روز، همه وقوع یک حادثه را پیشبینی میکردند. دانشجویان با شم سیاسی خود هوشیارانه سعی داشتند کمترین بهانهای به دست بهانهجویان ندهند. اندک زمانی بعد، سربازان مسلح به داخل دانشکدهها هجوم آوردند و عده زیادی را دستگیر کرده و مورد ضرب و شتم قرار دادند که در میان آنان تنی چند از استادان دانشگاه نیز دیده میشد. دانشجویان در برابر این اقدام تحریکآمیز بردباری به خرج داده بامتانت و سکوت صرفا وقایع را زیر نظر گرفتند. اندک زمانی بعد در حالی که عقربههای ساعت حدود 10 بامداد را نشان میداد و دانشجویان سر کلاسهای درس خود بودند، چند سرباز دسته «جانباز» لشگر زرهی به همراه شماری سرباز معمولی رهسپار دانشکده فنی شدند. بهانه آنان برای ورود به دانشکده، شناسایی شماری از دانشجویان به زعم آنان شورشی و اغتشاشگر بود که در خلال روزهای گذشته به سربازان بیاحترامی کرده بودند.
مهندس خلیلی، رئیس دانشکده فنی بهمنظور پیشگیری از هرگونه درگیری و خونریزی احتمالی دستور داد زنگ کلاسها پیش از موعد زده شود. وی به همراه دکتر عابدی معاونش، چند تن از خدمتگزاران دانشکده را مامور کرد به کلاسهای درس رفته و از طرف آنان به دانشجویان اطلاع دهند که هر چه زودتر و به آرامی و بدون شعاردهی از دانشکده خارج شوند و با آرامش محیط دانشگاه را ترک نمایند.
هنگامی که دانشجویان در حال خروج از دانشکده بودند به یکباره با یورش سربازان مسلح و حمله سرنیزههاشان روبرو شدند که بر اثر آن عدهای زخمی شدند و همین اقدام واکنش جمعی از دانشجویان خشمگین را برانگیخت که مبادرت به دفاع از خود و شعار دادن کردند. افراد «جانباز» که به فرمان تیمسار تیمور بختیار، فرمانده لشگر به دانشگاه آمده بودند به روی دانشجویان بیدفاع در دانشکده فنی آتش گشودند که در نتیجه شلیک گلوله نظامیان، پیکر سه دانشجوی جوان دانشکده فنی به نامهای مهدی شریعت رضوی، مصطفی بزرگنیا و احمد قندچی در سرسرای دانشکده به خون آغشته شد و تعداد زیادی مجروح شدند.
همان روز از سوی فرمانداری نظامی، تعدادی از روزنامهها و نشریات به گونه فلهای تعطیل شدند که از جمله میتوان به فرمان، سیاسی، خاورمیانه، آذرین، زلزله، فاخته و مرجان اشاره کرد. همچنین تعدادی از روزنامههای منتشره نیز جمعآوری شد. روز بعد - 17 آذر - حاکمیت پهلویستی طی یک اقدام نمایشی برای کاهش فشارهای وارده بر خود بر اثر حادثه روز گذشته، در یک اقدام نمایشی مبادرت به آزادی پنج تن از وزیران کابینه دکتر مصدق از زندان کرد. دکتر عالمی وزیر کار، مهندس رجبی وزیر مشاور، دکتر ملکی وزیر بهداری، مبشر کفیل وزارت دارایی و مهندس عطایی کفیل وزارت کشاورزی در زمره رهاشدگان از محبس بودند.
خبر واقعه 16 آذر و کشتار بیرحمانه دانشجویان در محیط مقدس دانشگاه که به سرعت از سوی رسانههای خبری در سراسر جهان انتشار یافته بود، موجب همدردی فرهیختگان و آزادیخواهان عالم گردید. همین امر فشار فزایندهای را مقارن سفر ریچارد نیکسون به ایران، بر دولت کودتا وارد ساخت. دکتر علیاکبر سیاسی رئیس وقت دانشگاه تهران از تشکیل جلسه ویژه دولت در این رابطه یاد میکند.
بامداد 18 آذر، سرلشگر مزین به منظور کاهش فشارهای سیاسی و روانی، به نمایندگی از سوی محمدرضا پهلوی، در دانشکده فنی حضور یافت و به مهندس خلیلی، رئیس دانشکده فنی نسبت به واقعه روز گذشته اظهار تاسف کرد. همان روز، همزمان با ورود ریچارد نیکسون به فرودگاه مهرآباد، تظاهرات گستردهای که به مناسبت سوم شهدای مظلوم دانشجو و ورود معاون رئیسجمهور آمریکا به ایران تدارک دیده شده بود به اعتراضی عمومی مبدل گردید که در نتیجه آن برخورد شدید میان نیروهای نظامی و انتظامی از یک سو و مردم بهویژه دانشجویان از سوی دیگر روی داد که به بازداشت دهها نفر منتهی شد.
در پی عزیمت نیکسون، همسرش و هیات همراه پس از سه روز اقامت در تهران و در آستانه برپایی مراسم هفتم شهدای دانشجو، تهران حالت شهری جنگزده را به خود گرفت. تمامی وزارتخانهها، سازمانها، ادارات و موسسات دولتی از سوی تانکها و زرهپوشها محافظت میشد و نظامیان مجهز و مسلح در جایجای پایتخت موضع گرفته بودند. دانشجویان در تهران و تقریبا بسیاری از کلان شهرهای دیگر که از فردای واقعه 16 آذر از رفتن به کلاس درس به نشانه عزای عمومی و اعتراض نسبت به سیاستهای رژیم سر باز زده بودند، خود را آماده برپایی مراسم هفتم شهدای دانشجو کردند. دانشجویان به سوی امامزاده عبدالله، مدفن خاکسپاری دانشجویان شهید به راه افتادند. پلیس ابتدا بهمنظور متفرق کردن دانشجویان با آنان درگیر میشود اما پس از اندک زمانی پی میبرد که توان رویارویی با خیل عظیم جمعیت که بر تعدادشان هر لحظه افزوده میشد را ندارد.
طی روزهای بعد تظاهرات پراکندهای در سطح شهر برگزار شد. در دانشگاه با وعده تخلیه محیط آموزشی از نیروهای نظامی، دانشجویان به اعتصاب طولانی مدت خود پایان دادند، اما رژیم به وعده خود عمل نکرد و اعتصاب دانشجویان در اوایل دیماه بار دیگر آغاز شد و تظاهرات، درگیریها و اعتصابات پراکنده همچنان تا پایان ترم ادامه داشت.
لازم به ذکر است که حاکمیت پهلوی دوم نه تنها از محاکمه و مواخذه متجاوزان به حریم علم و معرفت سر باز زد، بلکه 9 روز بعد در نامهای به شماره 2122 مورخ 25/9/1332 که از سوی سرهنگ علیمحمد روحانی، رئیس ستاد لشگر دو زرهی مرکز تهیه شده بود، به گونهای «خیلی فوری» از «ستاد رکن دو» تقاضای تشویق «افسران و درجهداران و سربازان دسته جانباز در ماموریت دانشگاه تهران در روز دوشنبه 16 ماه جاری» به عمل آمد؛ تشویقی که شامل حال از قضا 16 نفر به پاس کشتار 16 آذر شد. این 16 تن به پاس قربانی کردن سه دانشجوی مظلوم پیش پای نیکسون، افزون به ترفیع درجه به پاداشهای نقدی 25 تا 35 تومان نایل آمدند.
مراسم چهلم شهدای دانشگاه روز پنجشنبه 24 دیماه با حضور بیش از 10 هزار نفر باشکوه هر چه تمامتر برگزار شد. در تهران، روز پنجشنبه نه تنها کلاسهای درس دانشجویان دانشگاه تهران تعطیل شد بلکه دانشآموزان برخی مدارس نیز از رفتن به کلاس درس خودداری ورزیدند. در پی تصمیم مشترک و هماهنگ برخی از دانشجویان با همیاری شماری از دانشآموزان مقرر شد ابتدا در میدان شوش اجتماع کرده، سپس به صورت دستهجمعی به سوی امامزاده عبدالله حرکت نمایند. اگر چه فرمانداری نظامی تهران براساس مقررات حکومت نظامی با اجتماع دانشجویان موافقت نکرد اما اجازه داد فقط هزار کارت مخصوص در اختیار برگزارکنندگان مراسم برای ورود به امامزاده عبدالله قرار گیرد. بعد از ظهر پنجشنبه میدان شوش شاهد موج جمعیت گردهمایی شرکتکنندگان در مراسم چهلمین روز یادبود شهدای جنبش دانشجویی بود. حدود 5000 نفر در این اجتماع شرکت داشتند. سه ساعت در بعد از ظهر، مزار سه آذرخش اهورایی گلباران شد و مراسم به خوبی و در کمال آرامش برگزار شد.
بدون تردید خون سرخ این شهدا، موتور محرک و سوخت کافی برای تداوم فعالیتهای ضد استبدادی و استعماری دانشجویان دلاور در سالهای آتی را تامین کرد؛ حرکتی که هیچگاه از حرکت باز نایستاد و به سکون نگرایید.