وسایل ارتباط جمعی به عنوان رکن چهارم دموکراسی نقش مهمی در جامعه مدنی ایفا میکنند. اصولاً ارتباط بین جامعه مدنی و وسایل ارتباط جمعی ارتباط دو سویه است. بدین معنا که وسایل ارتباط جمعی میتوانند در رشد و ارتقای مؤلفههای جامعه مدنی تأثیر بسزایی داشته باشند و از سوی دیگر مؤلفههای جامعه مدنی نیز بر وسایل ارتباط جمعی تأثیر بگذارد.
در جامعه مدنی در بازار مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی بسیار گرم و پر رونق است چرا که در این جوامع وسایل ارتباط جمعی به کنترل اعمال و رفتار دولت میپردازند، جامعه را هدایت میکنند، افکار عمومی را به سمت مسایل مطلوب سوق میدهند و در نهایت پل ارتباطی بین مردم و دولت هستند.
نهادهای ارتباطی میتوانند در حفظ، انتقال و بازآفرینی فرهنگها مؤثر باشند و در عین حال نوعی تبادل افکار و تبادل آرا و اندیشه را در جامعه محقق سازند. این نهادها با ارایه اطلاعات به مردم میتوانند چشماندازی از افقهای آینده را پیش چشم مردم باز کنند و از این طریق موجب هدایت در امر تصمیمگیری شوند.
انتقال میراث فرهنگی، ایجاد همبستگی، اجتماعی، آگاهسازی، نقشهای تفریحی جملگی دستاوردهای وسایل ارتباط جمعی و نقش آنها در جامعه مدنی است.
نقش وسایل ارتباط جمعی در جامعه مدنی
الف) واسطه بین مردم و دولت:
وسایل ارتباط جمعی به نوعی واسطه بین مردم و دولت هستند. آنها در عین حال که استقلال خود را نسبت به دولت حفظ میکنند انتظارات مردم را از دولت بازگو کرده و قضاوتهای آنها را نسبت به عملکرد دولت نشان میدهند. میتوان گفت از این بابت آنها نقشی شبیه به نقش احزاب سیاسی بازی میکنند.
در جامعه مدنی دولت به تقویت وسایل ارتباط جمعی میپردازد و علاقهمند است تا به طور مداوم بازتابها و علائم افکار عمومی را از خلال مطبوعات در یابد و خود را با خواستههای صحیح مردم منطبق کند. دولت خود جهت پاسخگویی به ملت و احترام به آرا و نظریات مردم به تقویت نهادهای ارتباطی مدد میرساند تا خود را با خواستههای صحیح مردم منطبق کند. دولت خود جهت پاسخگویی به ملت و احترام به آرا و نظریات مردم به تقویت نهادهای ارتباطی مدد میرساند و خود موجب تشکیل و شکوفایی این نهادها میشود.
در جامعه مدنی رسانهها نیرویی تنظیم کننده بین فرد، عرصه عمومی و دولت هستند. یعنی تنظیم کننده روابط افراد، گروهها و افراد با دولتها هستند.
در بحث ارتباطات سیاسی دولتمردان از طریق رسانههای جمعی بوسیله مردم تحت کنترل قرار میگیرند و از سوی دیگر کار دولتمردان هم این است که اطلاعات لازم را از طریق رسانههای ارتباط جمعی در اختیار مردم قرار دهند.»
پیوندی که بین نخبگان تصمیم گیرنده از طریق رسانههای ارتباط جمعی مثل رادیو، تلویزیون و مطبوعات با مردم برقرار میشود و پیوندهایی که بین احزاب، سازمانهای سیاسی سندیکاها و اتحادیهها با یکدیگر و با دولت انجام میشود، ارتباطی که خانوادهها از کانالهای خارجی با دولت برقرار میکنند و ارتباط بین دولتها با یکدیگر جملگی ناشی از نقش مهم و اساسی وسایل ارتباط جمعی است و اهمیت و نقش ویژه آن را در جامعه مدنی نشان میدهد.
در جامعه مدنی دولت لزومی به مخفی نمودن اطلاعات ـ جز مواردی که امنیت ملی را به خطر اندازد ـ حس نمیکند و با عدم انحصار خود در باب اطلاعات آن را از طریق رسانهها در اختیار مردم قرار میدهد تا تلقی مردم از جامعه و دولت تلقی صحیح و منطقی باشد بر اساس آنها به قضاوت بپردازند. از سوی دیگر رسانهها نیز با در دست داشتن این اطلاعات میتوانند به ارایه راهحلهای مطلوب و هدایت دولت و نظارت و کنترل دولت مدد رسانند.
از سوی دیگر قدرت نظارتی مطبوعات و سایر رسانهها در جوامع مدنی عاملی مهم برای باز داشتن سیاستمداران و مسئولان نهادهای دولتی یا غیر دولتی از عملکرد غیرقانونی و افشای موارد خلاف قانونی و باند بازیها و مانند آن است. در یک چنین شرایطی چون دولتمردان احساس میکنند مورد کنترل و نظارت وسایل ارتباط جمعی قرار دارند مراقب اعمال و رفتار خود هستند و همواره احساس میکنند چشمان تیزبین مردم مراقب آنهاست و از این طریق نقش مهمی در سالمسازی جوامع داشته و مانع از رشد ناعادلانه گروهها و طبقات خواهند شد.
از آنجا که یکی از وظایف دولت پاسخگویی در مقابل مردم است برای این منظور توسعه نهادهای ارتباطی امری لازم و ضروری است. صاحب نظران علم سیاست بر این باورند که «اگر قرار باشد یک نظام توان پاسخگویی به ملت را داشته باشد باید سه اقدام زیر را انجام دهد:
1- آگاهی از شرایط حاکم بر محیط و داخل نظام
2- کسب اطلاعات درباره وضعیت فکری اعضا به ویژه اعضای ذی نفوذ
3- آگاهی از اثرات بازده کار نظام که تحقق یک چنین اموری طبعاً با کمک نهادهای ارتباطی امکانپذیر است.
در مجموع وسایل ارتباط جمعی با انعکاس دیدگاههای مردم به اصل گفتوشنود بین مردم و دولت میپردازند و پل ارتباطی بین دولت و ملت هستند.
ب) عامل توسعه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی:
از سوی دیگر وسایل ارتباط جمعی در توسعه فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یک جامعه نقش بسیار برجستهای دارند مثلاً «مطبوعات در زمینه توسعه فرهنگی میتوانند سبب آمیختگی، توازن و پیوند دادن نوآوریها به باورهای اصیل اعتقادی و سنتهای بارور جامعه باشند. در حوزه سیاسی میتوانند به گسترش ظرفیت نظام سیاسی در ابداع تطبیق و تحولپذیری، تحکیم و اشاعه هویت دینی و ملی، افزایش روحیه مشارکت، رقابت، اعتماد و تقویتساز و کارهای حل و اختلافات، جامعه را به سطوح بالایی از آگاهی و تعالی سیاسی بکشانند. و در زمینه رشد اقتصادی مطبوعات قادر هستند در بخشهای مؤثر جامعه هم انتظارات، توقعات و مطلوبیتها را ارتقا بخشند. در حوزه آموزشی مطبوعات هم در زمینه تقویت تحکیم مبانی فرهنگ عمومی و زبان و هم در زمینه آموزشهای تخصصی قابلیت و قدرت در خور توجهی دارند.»
طبعاً بوجود آمدن شرایط فوق زمینههای تحقق جامعه مدنی را در جامعه فراهم میسازد و همچنانکه اشاره شد در زمینه فرهنگی شاهد تنوع و پویای افکار هستیم و افراد و صاحبنظران میتوانند با اصل احترام و به آرا و افکار یکدیگر، آرا و نظریات فرهنگی و سیاسی خود را مطرح کنند که بدون شک عرصه رسانههای بویژه مطبوعات عرصهای بسیار مناسب برای تعاطی و تبادل افکار متنوع است. در حقیقت این رسانهها هستند که شرایط مطلوب اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را با طرح دیدگاههای گوناگون مطرح میکنند و نقاط کور این مقوله را برطرف نموده و راهکارهای صحیح را به جامعه ارزانی میدارند.
رسانهها به خوبی در توسعه فرهنگی اجتماعی جوامع مثمر ثمر واقع میشوند. در رسانههای قادرند «جامعه را در کسب و رشد اصالتها، خلاقیتها و فضیلتهای اجتماعی به مدد بازشناسی و بازآفرینی فرهنگ بومی و گزینش، جذب و هضم عناصر نوین فرهنگی یاری رساند، با مشارکت دادن افراد و گروهای اجتماعی در فرهنگ آفرینی و گسترش و تقویت رقابتهای سازنده راه همگانی کردن فرهنگ پویا را بگشایند. در مواجهه با دگرگونیهای سریع اجتماعی، اقتصادی و صنعتی، جامعه را به جای رنجور و منفعل شدن از توسعههای آن بهرهمند گردانند. نامتوازنی و تعارض میان ساختهای نو و کهن، ناموزونی و پس افتادگی بخشهایی از بخشهای دیگر جامعه و نیز گسستگی و ناپیوندی میان عناصر و اعضای جامعه را در توسعه به حداقل برساند. عوارض و نتایج فرهنگ استبدادی گذشته را در زمینه قوام نگرفتن مشارکت، رقابت و همپذیری اجتماعی کاهش دهند.»
در جامعهای نظیر جامعه ما که احزاب و تشکلها فعالیت ندارند مطبوعات جایگزین نسبتاً مناسبی برای این امر بشمار میروند که با نقد جریانهای سیاسی و فرهنگی عامل آگاهی و جریانسازی صحیح به شمار میروند.
تجلی آزادی بیان و عقیده در رسانهها به ویژه در مطبوعات محقق میشود و جامعه مدنی با نهادها و مؤلفههای خود عامل حفظ و حراست از این آزادیها به شمار میرود و از آنجا که جامعه مدنی مفهوم پیچیدهای است که متکی بر عناصر جامعهپذیری و چگونگی همکاریها و ارتباطات اجتماعی و همچنین پویایی از ارتباطات فرهنگی است اهمیت و نقش رسانههایش از پیش برای ما آشکار خواهد شد.
در برخی جوامع ممکن است دولت کنترل شدیدی برای امر فرهنگ و اقتصاد داشته باشد تا به آنجا که با ارکان جامعه مدنی آسیب برساند، در این جوامع رسالت رسانهها ایجاب میکند که این فضا را شکسته و کنترل و فشار دولت را تا آنجا که ممکن است به حداقل برسانند.
ج) عامل وفاق اجتماعی و وحدت ملی:
وفاق اجتماعی و وحدت ملی یکی از عناصر مهم و اساسی جامعه مدنی است. در جامعه مدنی تنوع فرهنگها و تکثر ایدئولوژیها و عقاید به رسمیت شناخته میشود و از سوی طبقات و گروههای مختلف مورد احترام و ارزش است چنانکه این امر سبب وحدت ملی و وفاق اجتماعی میشود در این میان وسایل ارتباط جمعی میتوانند نقش موثری را ایفا کنند.
در جامعه مدنی دستاندرکاران وسایل ارتباط جمعی خود را ملزم و پاسخگو در مقابل مردم میدانند و با پذیرش مسئولیت اجتماعی حامل پیامهایی در ترغیب و تشویق کثرتگرایی و منعکس کننده گرایشهای مختلف اجتماعی و جایگاهی برای طرح نقطه نظرات گوناگون به شمار میروند.
ویلبر شرام یکی از صاحب نظران علوم ارتباطات درباره نقش وسایل ارتباط جمعی در توسعه ملی معتقد است: «رسانههای جمعی درباره میزان و انواع اطلاعاتی که در کشورهای در حال توسعه در دسترس مردم قرار میگیرد میتوانند مشارکت کنند. آنها میتوانند افقها را نشان دهند و به انتقال فکر کمک کنند و سطح فکر فردی و ملی را بالا ببرند. آنها میتوانند همه اینها را خودشان مستقیماً انجام دهند.»
در جامعه مدنی توسعه و وحدت ملی یک اصل است و تمامی هم و غم رسانهها بر این است تا با طرح دیدگاههای مشترک اقوام و انگشت نهادن بر مشترکات آنها این وحدت را تقویت کنند. آنها با برانگیختن حس ملیت بر وفاق اجتماعی و مشترکات جامعه تکیه میکنند و آن را برای خود یک وظیفه و هدف مقدس تلقی میکنند.
لسول نیز در مقالهای با نام «ساخت و کارکرد ارتباطات در جامعه» یکی از وظایف وسایل ارتباط جمعی را «همبستگی بین اجزای جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی» اعلام میکند و بر امر وحدت ملی و وفاق اجتماعی صحه میگذارد.
در جوامع جدید که آرمانها و مسلکها به نحو شگرفی رشد یافته است و با سیطره ماشین و تکنولوژی انسانها احساس دوری و تنهایی کرده و در عین حال به یکدیگر نیازمندتر میشوند نقش وسایل ارتباطی جمعی در احساس تعلق اجتماعی افراد جامعه بیشتر میشود: «وسایل ارتباط جمعی مخصوصاً در جوامع جدید که در آن با امحای نسبی سلکها و جماعتها مواجهیم با افرادی برخورد مینمایند که در انبوه وسیع شهر و با کاستی روابط سنتی، در تنهایی بیسابقهای بسر میبرند. حال صدای رادیو با تصویر تلویزیون و یا نوشته روزنامه ابزاری است در راه احساس تعلق اجتماعی.»
وسایل ارتباط جمعی در حقیقت نوعی آموزش زیستن در کنار یکدیگر به شکل مسالمتآمیز را به افراد داده و موجب درک بیشتر افراد و در نهایت تفاهم و توافق آنها با یکدیگر خواهند داشت. این وسایل با ایجاد حس مشترک و نیازهای مشترک نوعی همبستگی را در جامعه ایجاد میکنند و در مواقع بحرانی نظیر جنگ و بلایای طبیعی همین رسانهها هستند که موجب بسیج گروهی و طبقات انسانی جهت کمک به همنوعان خویش میگردند. آنها با کشاندن افکار به عمق جریاناتی که اتفاق افتاده است نوعی حس همدردی را در آنان تقویت میکنند به طوری که به اعتقاد صاحبنظرانی نظیر «لرنر» شخص با این احساس میتواند خود را جای دیگری قرار دهد، احساسات او را از آن خود سازد و در غم یا شادی دیگری با دیگران سهیم گردد... از نظر او هر قدر مردم با وسایل ارتباط جمعی پیوند محکمتری مییابند به همان نسبت نیز مشارکت اجتماعی آنان و قابلیت زندگی آنان در جمع با درک دیگران افزایش مییابد.
در جوامعی که تفاوتهای فرهنگی و تنوع ایدئولوژیها زیادتر است نقش وسایل ارتباط جمعی در وفاق اجتماعی و وحدت ملی آشکارتر میشود. به طوری که با ایجاد مشارکت و تبادل آرا و افکار میان یک جامعه رسانهها نقش موثری ایفا خواهند کرد.
برخی از صاحبنظران کشورمان اصولاً دو وظیفه مهم را برای رسانههای گروهی مطرح میکنند: 1- متحد کردن همه مردم کشور، 2- واداشتن آنان به مشارکت در طرحهای توسعه ملی. از نظر آنان «نقش رسانهها دستکاری افکار عمومی، ساختن ایدئولوژی و فرهنگ تودهای، پرورش شهروندان نقاد و ایجاد همبستگی اجتماعی و جامعهای باز و کثرتگرا میباشد.»
نهایت اینکه وسایل ارتباط جمعی با نزدیکی سلیقهها، خواستها، و انتظارات موجبات خروج جوامع از عصر محدودههای جدا یا تک افتاده میشوند.
د) نقشآموزی و آگاهی بخش:
در جامعه توسعه یافته مبتنی بر جامعه مدنی وسایل ارتباط جمعی در خدمت آموزش و آگاه کردن مردم گام بر میدارند. این وسایل با ارایه اطلاعات صحیح موجب بالا بردن بینش و تلقی افراد از زندگی و آنچه در پیرامون آنهاست میشوند. در این جوامع از آنجا که وسایل ارتباط جمعی در محدودیتهای سیاسی و ایدئولوژیک درگیر نیستند در آموزش و اطلاعدهی افراد نقش موثری ایفا میکنند.
اصولاً در برخی از کشورها و وسایل ارتباط جمعی موجب سودآموزی و وسیله کمک درسی دانشآموزان است. چنانکه «هر اندازه این وسایل در جهت اهداف سیاسی دولتها باشند، تردیدی نیست که در آموزش خردسالان اثر قطعی دارند و در کشورهایی که حکومتهای آگاهتر دارند اثر آنها در اعتلای فرهنگ و ذوق عمومی آشکارتر است. در بخش مهمی از جهان، کودکان پیش از گام نهادن به دبستان، الفبا و در نتیجه خواندن کلمات ساده و شمارش را از طریق تلویزیون میآموزند. در آن کشورها انسان این ارزش را دارد که او را هر چه زودتر باسواد و توانا بار آورند.
در شفاف نمودن جریانات سیاسی و اجتماعی نیز وسایل ارتباط جمعی جنبه آموزشی دارد و میتوان گفت، این وسایل از بدیهیترین اصول زندگی انسانها نظیر مسائل خانوادگی تا بالاترین آن یعنی مسائل سیاسی را آموزش میدهد و آگاهی دهنده است و به همان اندازه، در جوامع متفاوت با جامعه مدنی میتواند گمراه کننده و اغواگرا باشد. تعداد وسیله ارتباط جمعی موجب پخش سریع خبر و ایجاد رقابت جهت اطلاعاتدهی بیشتر و صحیحتر این رسانهها به مردم میشود.
ه) نقشهای تفریحی و پر کردن اوقات فراغت:
در این میان نقشها و وظایف دیگری نیز برای وسایل ارتباط جمعی در جامعه مدنی متصور است که از جمله آنها میتوان به نقشهای تفریحی اشاره کرد. در این گونه جوامع نقش وسایل ارتباط جمعی در ایجاد روحیه شاد و مفرح افراد و آماده ساختن آنان برای آغاز به کار با انگیزه و روحیه مضاعف مشخص میشود. از آنجا که وسایل ارتباط جمعی به طور معمول با زمان فراغت انسانها برخورد میکنند از این رو در مواردی چند باید موجبات جدایی موقت از واقعیت، فراموشی لحظات دشوار زندگی، تمدد اعصاب و سرگرمی انسانها را فراهم میسازند. «بنابراین جزئی از کارکرد وسایل ارتباطی صرفاً تفریح و تفنن انسانهاست تا از آنان موجوداتی توانا و خلاق برای کار به بار آورد. لیکن این نحوه گذراندن اوقات فراغت هم جنبه اخلاقی دارد، زیرا وسیله ارتباطی نباید و نه میتواند به هر ترتیب موجبات خندیدن و تفریح را فراهم سازد و هم جنبه فرهنگی، زیرا فراغتی که با این وسایل ـ صورت میپذیرد گذران زمان است با استفاده از مقولات فرهنگی.»
به هر حال همچنانکه اشاره شد نقش تفریحی این وسایل بر تفریح این وسایل بر تفریحات سالم، لحاظ نمودن اخلاق و احترام به ارزشها و عرف جامعه مبتنی است و این گونه وسایل سعی میکنند با ایجاد فضای سالم شرایطی را به وجود آورند تا افراد در کنار خانواده خود با خاطری آسوده به استفاده از اینگونه وسایل اهتمام ورزند.
از نظر ولتر نویسنده فرانسوی، وسایل ارتباط جمعی زمان فراغت را بارور میکنند، عاداتی فرهنگی در انسان پدید میآورند، موجب تعالی سطح فراغت و همسطح شدن دانش و فرهنگ انسانی میشوند.
از سوی دیگر خبرنگاران و روزنامهنگاران دارای مسئولیت حرفهای و اجتماعی هستند و نسبت به بسیاری از ارزشها و آرمانهای موجود در جامعه خود تعهد دارند. لازمه موفقیت وسایل ارتباط جمعی و ارتباط درست آن با نهادهای جامعه مدنی این است که خبرنگاران اصول آن را رعایت کنند.