رویا رهبر
کیست که از گسترش فساد و ناهنجاریهای اجتماعی بیمناک و نگران نشود؟ بیگمان هیچ فرد اندیشهورزی نسبت به ریشه دواندن فساد در جامعهای که در آن زندگی میکند، نمیتواند هراسناک نباشد. زیرا با افزایش فساد، امنیت، آن گوهر گرانمایه و ارزشمند زندگی اجتماعی انسان دستخوش دگرگونی و نابسامانی خواهد شد.
اما راه مبارزه با فساد چیست و چگونه باید باشد؟
این سوالی است که هر ایدئولوژی و تفکر صاحب مبنایی به گونهای به آن پاسخ میدهد. هر چند که ممکن است عبارات گوناگون باشد و حتی تعریف خطوط قرمز "فساد" اندک تفاوتهایی داشته باشد اما آنچه که هر اندیشه غیر آنارشیست و غیر هرج و مرجطلبی برآن مهر تایید خواهد نهاد، مقابله جدی و بیچون و چرا با گسترش فساد و یا همان چیزی است که از آن به عنوان مهمترین آفت سست کردن زندگی اجتماعی نام برده میشود.
البته فساد در مظاهر مختلفی قابل تجلی است و شمای آن در عرصههای گوناگون اقتصادی، هنری، فرهنگی و اجتماعی قابل ملاحظه است. اما آنچه که مورد توجه این مقاله است فساد از نوع اجتماعی است که به طور فراگیری قادر است همه آحاد جامعه را با تبعات سوء خود درگیر سازد.
در تعریف ما ایرانیان، با توجه به فرهنگ و گرایش دینی غالب بر جامعه، فساد اجتماعی دارای حدود و ثغوری متناسب با حرامات دینی و عدم تطابق با عرف جامعه به عنوان یک رفتار هنجارگونه است. حال باید پرسید که این تعریف با وضعیت جامعه ما چگونه قابل تطبیق است؟ آیا روند کنونی، کاملاً همساز و همنوا با گرایشات فکری و فرهنگی ملت ماست؟
آیا آنچه به عنوان افزایش ناهنجاریها و مفاسد اجتماعی و نابسامانیهای دیگر قابل مشاهده عینی است، میتواند منتج از فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی مردم جامعه ما باشد؟
آمارها از روند ناصحیحی خبر میدهند که در طی ده ساله اخیر توانسته است تا حدود زیادی زنگهای خطر بروز "بحران" را به صدا در آورد ولی چه عواملی سبب این روند بیمارگونه و خارج از روان طبیعی فکری و فرهنگی ما شده است؟
سؤال این است که بالاخره در مقابل این سیل بنیانکن تخدیر و تغییر کنشهای رفتاری هنجار به ناهنجار چه باید کرد؟ آیا سکوت و سرپوش گذاردن بر بسیاری از حقایق اجتماعی میتواند مانعی برای مهار آن باشد؟
چگونه میتوان از جوانان و نوجوانان که به واقع سرمایههای حقیقی هر کشور و سرزمینی هستند، در مقابل هجوم گسترده انواع ناهنجاریها از قبیل: اعتیاد، فحشا و...محافظت نمود؟
یک لحظه بدون تعصب و یا دیدگاه خاص سیاسی به فکر فرو روید! بالاخره چه باید کرد؟ فرزندان ما، در خطرند!
آیا بهترین روش، مقابله جدی با ظاهر فساد از طریق مراجع ذیصلاح قانونی و نیز ایمنسازی جامعه با استفاده از ابزارهای فرهنگی جامعه نیست؟
یقینا هر ایرانی به فرهنگ غنی و عظیم دینی و ملی خود مباحات میورزد و حاضر نخواهد بود که از آن بگذرد.
پس بیاید همتی دیگر کنیم. این نسل محتاج هدایتی آگاهانه به دور از خشونت و تحمیل است. بیایید جوانان را درک کنیم. با آنها حرف بزنیم و آنها را از تالابهاهای خطرناک زندگی آگاه سازیم. بیایید با آنها و با هم مهربان باشیم و برای فرهنگ و هویت خود دل بسوزانیم.
افزایش فساد قطعاً به سود هیچ یک از ما نخواهد بود. نه نسل امروز و نه نسل فردا.