علی ربیعی مشاور اجتماعی رئیسجمهور هفته گذشته طی کنفرانس مطبوعاتی در محل خبرگزاری ایسنا پاسخگوی سؤالات مختلف خبرنگاران بودند.
وی در پاسخ به روند قتلهای زنجیرهای گفت: بنده تمایلی به بحث در مورد قتلها ندارم ولی به احترام جلسه و مسئولیتهای خودی و البته با رعایت محدودیتها در این مورد پاسخ خواهم داد. وی گفت متاسفانه این پدیده بد و زشت در کشور ما رخ داده که هرکس از هرجایی شروع به حرف زدن میکند بدون این که مسئولیتی بپذیرد و بدتر اینکه در این زمینه صرفاً با یک عده برخورد میشود. در جائی شخصی رئیسجمهور و اطرافیانش را متهم به قتل میکند و یا معاون یک رسانه بزرگ در مصاحبهای بخشی از نظام را نفوذی میخواند اما متاسفانه، هیچ برخوردی در این زمینه نمیشود. نمونه بارز آن هم موضعگیری شخصی راجع به قتلهاست که از 18 ماه زندان 12 ماه آن را به عنوان تشویش اذهان عمومی در زندان به سر برد. آن چه به نظر من آزاردهنده است وجود این تبعیضهاست.
اتاقک شیشهای
ربیعی در خصوص شکلگیری کمیته تحقیق و تفحص قتلها گفت: این کمیته تحت نظر رئیسجمهور بوده است و قبل از قتل فروهرها و آخرین قتل مذاکرات و بحثهای آن صورت گرفت نطفه رسیدگی به قتلهای زنجیرهای در جلساتی با حضور شخص آقای خاتمی در این زمینه و تایید این ایده توسط مقام رهبری شکل گرفت و در واقع با فرضی مبنی بر اینکه قتلها در درون دستگاههای وابسته دولت و نظام شکل میگیرد و پیشفرضهای رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح و ادعای معاون وقت امنیت وزارت اطلاعات مبنی بر این که احساس میشود که در حوزه مسئولیت ایشان عدهای از رانتهای اطلاعاتی استفاده میکنند و عامل چنین قتلهایی هستند و بنده نیز به عنوان مشاور رئیسجمهور و فردی مطلع به مسائل امنیتی عضو این کمیته شدم و با توجه به پیش فرضهایی که اعضای این کمیته از افراد و احزاب مختلف داشتند اقدام کردم. برداشت بنده نیز از همان ابتدا هم که مطرح شد این بود که این مساله مانند یک اتاقک شیشهای است و باید جایی برای نفوذ در آن پیدا کرد.
ربیعی در ادامه گفت: بنده یادم هست که در جلسهای که داشتیم تا مرحلهای پیش رفتیم تا اطلاعیهای را صادر کنیم و کمیته را منحل کنیم اما در همان روزها آقای نیازی طی صحبتی که با من داشتند گفتند اگر کمیته اعلام انحلال کند کار با مشکل مواجه خواهد شد و مردم تصور میکنند که رئیسجمهور پشت این پرونده نیست. بنده نیز نظر آقای نیازی را خدمت آقای خاتمی عرض کردم و ایشان نیز متقاعد شدند. بنابراین بنا به این دلایل که عرض کردم اعلام انحلال کمیته را انجام ندادیم و در واقع جلسات مشورتی خودمان را با رئیسجمهور همچنان داشتیم وی گفت: در جلسهای که تحت عنوان گروه اول بازبینی صورت گرفت دادستان محترم وقت نظامی تهران افرادی را برای همکاری با خودشان معرفی کردند که از این میان صرفاً یک فرد به حضور رئیسجمهور معرفی شد و از آقای خاتمی در مورد شخصیت ایشان سوالاتی شده بود و در واقع گروهی را که آقای نیازی تعیین نمودند تنها یک فرد از این گروه به تایید شخص رئیسجمهور رسید بنابراین من برخلاف برخی از افراد غیر مسئولی که نسبت به این پرونده نامهایی بردند و تحلیلهای غلط میکنند نمیتوانم از شخص خاصی سخن بیاورم و به عنوان نزدیکترین شخص به رئیسجمهور هیچکس را معرفی نکردم و یک خط از این پرونده را هم نخواندم و از این مرحله به بعد شخص آقای نیازی به طور شفاهی به آقای خاتمی گزارش میدادند.
مشاور اجتماعی رئیسجمهور در ادامه افزود: در مرداد ماه سال 78 به دنبال نظر رئیسجمهور اولین گزارش کتبی در سه نسخه برای مقام معظم رهبری، رئیس قوه مجریه و رئیس قوه قضائیه ارسال شد و پس از مطالعه و ارزیابی از این تاریخ به بعد برای مقام رهبری تردیدهایی در خصوص این پرونده به وجود آمد. در زمانی که آقای یونسی وزیر اطلاعات شدند بعد از مدتی نسبت به روند پیگیری ابهام ایجاد شد و ایشان هم در جلسات متعدد اظهار داشتند که روند پیگیری روند مناسبی نیست. متاسفانه در این بین یک مقام قضایی اعلام داشته بود که کمیته تحقیق و تفحص رئیسجمهور در بازجوییها، فعال نبود و بعد از کشف قضیه هم منحل شده که این باعث شد که آقای خاتمی مراتب نارضایتی خویش را از روند پیگیری به اطلاع مقام رهبری برسانند و در حضور ایشان بحث کردند که چند نفر به جمع موجود بازجویان اضافه شوند تا نگرانیهای موجود برطرف شود. البته مکانیزمی که برای انتخاب افراد جدید آغاز شد. مکانیزم سختی بود که اگر پیگیری شخص آقای خاتمی نبود نه کشف اولیه بود نه بازخوانی دومی. چرا که رئیسجمهور مسئول پرونده نبودند. صرفاً ایشان میخواستند روند پیگیری آن را تسهیل نمایند در این زمان هم فیلمی از اعترافات متهمین گرفته شد و در مجلس پنجم هم نشان داده شد و اینها به دلیل این بود که گروه بازخوانی در مسیر پرونده دچار انحراف نشود اما متاسفانه در همان اوضاع و احوال بسیاری از روزنامهها، ما را متهم کردند و امروز از جهت دیگر مدعیاند.
حرف آخر را محکمه میزند
ربیعی افزود: بعد از این که کمیته اولیه عملا منحل شد. در مرحلهای گفته شد که با حضور آقای یونسی، نیازی، وزیر اطلاعات، دادستان نظامی تهران و شخص بنده کمیته سیاستگذاری تشکیل شود. منتها من میخواهم عملا اعلام کنم که در همان جلسات سیاستگذاری رسماً مسئولین قضایی اعلام کردند اگر کمیته دخالت کند ما خودمان را کنار میکشیم و من این جا از آقای نیازی تشکر میکنم که ایشان به جد شجاعت به خرج دادند و زحمت کشیدند اما آیا این موضوع در حافظه تاریخی ملت نخواهد ماند؟
متاسفانه روشهای نادرستی در بازجویی افراد به کارگرفته شده و من معتقدم که نظام باید فرصتی برای آنها قایل شود تا آنان هم بتوانند طرح شکایت کنند. باید حرف آخر را محکمه بزند. چیزی که از این پرونده میخواهم این است که ضعیفکشی چرا؟
هنر اصلاحگری
مشاور اجتماعی رئیسجمهور افزود: باید از جریان این پرونده به دنبال آن باشیم که نگاهها را نسبت به مقوله فرهنگ اصلاح کنیم. یک نفر از مسئولین از من پرسید که چرا این گونه از افراد خواستهاند اعتراف بگیرند و من در پاسخ گفتم به همان دلیل که آن افراد با همان روش و همان فهم آدم کشتند. اگر روزنامهنگاران ما ادعای اصلاحطلبی دارند جمع شوند و تمام تلاششان را معطوف به اصلاح این نگاه نمایند.
عوامل بروز قتلها
بنده چند عامل را علل وجود این قتلها تحلیل میکنم. عامل اول وجود برخی از زمینههای اجتماعی که ترور حجاریان را نیز در برگرفت. به عبارتی نداشتن برداشت درست در مبارزه با تهاجم فرهنگی. عامل دوم مدیریت ناکارآمد و مدیریت ماجراجو و عدم نظارت و عامل سوم نقش هدایتگری برای برهم زدن نظم سیاسی است. دو مورد اول یک واقعیت است و عامل سوم یک احتمال منتها ما عادت داریم که احتمال سوم را معمولا بزرگ کنیم و دست روی آن بگذاریم.
علی ربیعی در خصوص روند دادگاه کوی دانشگاه معتقد است دادگاه کوی میتوانست زیباتر برگزار شود. شب اول ماجرای کوی انعقاد عقدهها بود و چیزی هم کشف نشد. بنابراین مشکلی که ما داریم این است که در درک مسائل اجتماعی دچار یک فریندگی میشدیم. عدهای میآیند نقاط جزیی را میگیرند و آن را بزرگ میکنند به طوری که درک اصلی ماجرا از بین میرود. به عنوان نمونه در دادگاه حجاریان نفهمیدیم آن کسی که در دادگاه کتک خورد آیا به پروندهاش رسیدگی شد یا خیر. بنابراین ما باید بپذیریم که در جامعه شکافهای ارزشی وجود دارد بنده در جزوهای که در سال 77 میخواندم پیشبینی شده بود که فرایند شکافهای ارزشی ما را به سمت تروری به سوی پایههای ارزشی میبرد که از نوع ترورهای قبلی نبوده اگر ترور حجاریان را هم از همین حیث بدانیم. باید گفت که این خطرناک است و اینها ادامه خواهد داشت.
ربیعی افزود: ما نظامی نیستیم که با مردم روبرو نشویم من شنیدهام که دفتر تحکیم وحدت هم مرتد است به عقیده من ما با برگزاری نوع دادگاه میتوانستیم به نحوی پیش رویم که جامعه بری از اینگونه رفتارها باشد. در دادگاه کوی میگفتند که لباس شخصیها مسبب بودهاند اما امروز دانشجویان ما به جای آنها محاکمه میشوند متاسفانه یک سری از لمپنها هم دارند از این مارجا سوءاستفاده میکنند. من بیش از شما زجر میکشم اما با نگاه متفاوت بنابراین اگر امروز را با دیروز مقایسه کنیم قطعاً فردایی بهتر را خواهیم داشت.
حکومت دینی دین حکومتی!؟
علی ربیعی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که در انتخابات ریاست جمهوری برای رقابت با خاتمی نگران کدام رقیب هستید گفت: بنده قبل از هر چیز باید بگویم امروز ما با سه سناریو روبرو هستیم. برخیها در کشور سناریویی را معتقدند که من به آنها سکونگراهای ثباتگرا میگویم. اینها یک طیفاند. برخی انسانهای صادق و برخی منفعتگرا به جای این که حکومت دینی درست کنند. دین حکومتی درست میکنند و چنین ضربهای به مرجعیت شیعه زدهاند و آن را بهانه سیاسی ساختهاند. عقبههای استراتژیک نظام، نهادهای مقدس و مرجعیت ما بودهاند که امروز آن را به مسلخ بردهاند. بیائیم ببینیم که ارزشهای دینی ما چه بوده بنابراین این سناریو، سناریویی ضدانقلابی است. اگر انقلاب را جریان پویا بدانیم این سناریو، انقلاب را در مرداب میگنجاند. بنابراین ما باید سناریو تحولگرا را بپذیریم اما افرادی که ساختار نظام را از بین میبرند را نمیپذیریم. ما معتقدیم که برای ماندگاری ارزشهای امام تلاش میکنیم و این سناریویی است که با نگاه با بیرون مسائل را حل میکند و سناریوی سوم اعتقاد به اصلاح و تحول با نگاه به ارزشهای داخلی است. اصلاحات حرام، مشی و اعتقاد به منسوخ کردن بعضی از روشهاست یعنی جامعه احساس میکند در انتخابش و نقدش آزاد است. اگر این موارد را نتوانیم حل کنیم و در قالب سناریوی سوم پیش ببریم نمیتوانیم معضلات را حل کنیم نگرانی ما هم در خصوص انتخابات آینده این است که رقیبی برای آقای خاتمی نباشد برخی از گروهها گفتهاند اگر آقای خاتمی در روند انتخابات افت کند یک شخص محبوب را وارد میکنیم که به نظر آنها حالت اول اتفاق نمیافتد حالت دوم این است که فردی را وارد کنیم که با هفت هشت میلیون رأی ثابت کنیم خاتمی یکهتاز میدان نیست و سوم این که باید انتخابات را تحریم ناگفته کرد یعنی مشارکت مردم را به حداقل برسانیم و بگوئیم این دستاورد دولت خاتمی است و آقای خاتمی باید ارزیابی کند که چه قدر موفقیت خواهد داشت و بعد وارد میدان شود.
ربیعی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا مطلب آقای یونسی را در خصوص برکناری آقای مهاجرانی تکذیب میکنید گفت: آن چه که مسلم است شاید ایشان بنابر صلاح دولت این پیشنهاد را مطرح کردند نه علیه شخص آقای مهاجرانی بنابراین اجازه بدهید که وارد ریز این ماجرا نشویم. ربیعی علاوه بر این در خصوص جریان اخیر حمله به کدیور و عبدالکریم سروش گفت بعضیها در کشور در جمهوری اسلامی کار میکنند و برخی در جمهوری کفر و این برای نظام ثبات نمیآورد و باعث عقدههای جمع شده میشود. من همیشه نگران بودم که برخی از مطبوعات ما تندروی میکنند و در بسیاری از مواقع مورد هجوم هم واقع شدم که شما چرا این قدر به مطبوعات تذکر میدهید. آیا از آن روزی که روزنامهها بسته شد آیا توازن برقرار شد؟ آیا خاتمی را تا مرز الحاد نبردهاند؟ آیا تضعیف دولت و خاتمی که یک دست او با مردم و دست دیگرش با نظام است درست است. مثلا آقای هاشمی از نظر برخی گروه گاهی اوقات مقدس است و در برههای خاص بدترین شعارها را علیه او میدادند. جامعهای که احساس عدالت نکرد در جاهایی از خودش واکنش نشان میدهد. در جامعه ما خیلیها اظهارات غلط می کنند اما با آنان برخورد نمیشود اما کافی است که از یک جناحی خاص عملی صورت گیرد با او بدترین برخورد میشود.
نسل دوم انقلاب، پیامدها
مشاور اجتماعی رئیسجمهور در ادامه این میزگرد در خصوص شکاف نسل اول و دوم انقلاب و پیامدهای حاکی از آن میگوید: من از وضع خودم میگویم. ما در انتقال ارزشهای انقلاب به نسل دوم انقلاب ناتوان بودیم. این یک بحث مفصلی است یعنی ما مواجه با تحول جمعیت شدیم تحول ساختارها نیز در مورد دیگری است. یعنی ارزشهایی نوین ایجاد نمودند و من این اتفاقات را نامیمون نمیبینم بلکه ارزشهای جدید را عامل پویایی نظام میبینم. شاید حرکت غلط ما این بوده که خود را و نظام را متعارض با این ارزشها قرار دادیم.
بنابراین اگر نظام نتواند مدیریت کند و ارزشها را بپذیرد و بازنگری کند با مشکل مواجه خواهد شد.
تحولات باید در چارچوب انقلاب باشد
ربیعی در خاتمه در خصوص نقش رقابتی جناحها و عملکردشان در انتخابات آینده گفت: تصور من این بود که در واقع اعتراض به وضع موجود مطبوعات در کار آقای خاتمی نهفته بود. اشتباهی که خیلیها میکنند این است که چالش کشور، چالش بین چپ و راست است و این خطرناک است. اصلا بحث ما بحث روحانیون و روحانیت نیست. این نگاه خیانت به درک تحولات اجتماعی است. دوم خرداد یک تحولخواهی در بطن جامعه ماست یک نوخواهی شعار خاتمی، شعار فراجناحی است و برنامه او جذب مردم بوده است من نمیخواهم کاریزهای او را نفی کنم اگر ما تحول را در چپ و راست خلاصه کنیم تحولات را درک نکردهایم. تحول باید در چارچوب انقلاب پیش رود.