محمدرضا امیدی
پنج سال پیش زمانی که یک روزنامه اصولگرای عصر بیانیه هشدارآمیز گروهی از اعضای سابق اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در مورد نفوذ عناصر وابسته به گروهک نهضت آزادی در دفتر تحکیم وحدت را درج کرد، فردای چاپ آن بیانیه، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم ضمن تکذیب چنین مسألهای اعلام کردند که به دلیل ایراد چنین اتهامی از آن روزنامه شکایت خواهند کرد.
آن روز بسیاری از دلسوزان نظام و جریان اسلامی دانشجویی، از اینکه اعضای دفتر تحکیم وحدت وابستگی به گروهکهای لیبرال و ضد نظام را برای خود ننگ تلقی کرده و نفوذ سرپلهای این گروهکها در بدنه خود را یک اتهام میدانند، خوشحال شده و نسبت به آینده جنبش دانشجویی امیدوار گردیدند.
اما اینک با گذشت پنج سال از آن واقعه، حتی خوشبینترین افراد نیز دریافتهاند که نفوذ عناصر وابسته به گروهکهای لیبرال در بدنه دفتر تحکیم، نه یک اتهام که یک حقیقت تلخ و جانسوز بوده است.
امروز نفوذیهای گروهکها، هیچ ابایی ندارند که به تبع پدران معنوی، خود را فراکسیون ملی ـ مذهبی بنامند و در جلساتی که تحت لوای دفتر تحکیم برگزار میشود، عناصر شاخص جریان نهضت آزادی و گروهک ملی ـ مذهبی و نیز لائیکهای جبهه ملی را دعوت و اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان را به تریبون این جریانات تبدیل کنند.
حقیقت این است که انجمن اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم وحدت به دلیل سابقه درخشان و ایفای نقش پیشرو در تحولات انقلابی دهه اول پس از پیروزی انقلاب، همواره مورد نظر جریانات و گروههای سیاسی بودهاند. احزاب بیرون از دانشگاهها همیشه سعی داشتهاند تا با تأثیرگذاری بر تشکلهای دانشجویی و از جمله انجمنهای اسلامی دانشجویان از این تشکلها به عنوان پایگاهی برای یارگیری در محیطهای دانشگاهی استفاده کنند.
متأسفانه فعالان تشکلها و از جمله اعضای دفتر تحکیم وحدت از سالها قبل نسبت به این موضوع حساسیت لازم را نداشته و طی یک فرآیند تدریجی، انجمنهای اسلامی دانشجویان از جایگاه و شأن خود به عنوان پایگاه همه دانشجویان مسلمان بتدریج نزول کردهاند و در رقابتهای سیاسی عمدتاً طرف یک جناح سیاسی درون حاکمیت را گرفتهاند. بدین ترتیب با غلبه این گرایش جناحی، نخستین سنگ بنای وابستگی دفتر تحکیم به گروههای سیاسی گذاشته شد.
تا سالهای پایانی دهه اول انقلاب اگرچه دفتر تحکیم گرایش جناحی خاص داشت و در رقابتهای سیاسی به نفع یک جریان عمل میکرد، اما این گرایشهای سیاسی در درون نظام تعریف میشد و اتفاقاً دفتر تحکیم دلیل چنین گرایشهایی را اعتقاد عمیق به خط امام(ره) و ولایت فقیه و مبارزه با استکبار میدانست. اما از نخستین سالهای دهه دوم انقلاب و همزمان با آغاز دگردیسی معرفتی و سیاسی در جناحی که دفتر تحکیم به آن تعلق خاطر داشت، رگههایی از چرخش مواضع در این اتحادیه دانشجویی بتدریج پدیدار شد.
این چرخش مواضع عمدتاً در نوع نگرش دفتر تحکیم به موضوع لیبرالیسم و نیز گروههای حامل این تفکر در داخل بود. برخلاف انتقادات شدیدی که دفتر تحیکم در دهه اول انقلاب نسبت به لیبرالها وارد میساخت، در مقطع جدید، نه تنها این انتقادات به کناری وانهاده شد، بلکه به تدریج پای عناصری از مبلغین جدی لیبرالیسم به جلسات دفتر تحکیم باز شد. این روند که با حضور مداوم عبدالکریم سروش در همایشهای انجمنهای اسلامی دانشجویان آغاز شد، تا آنجا پیش رفت که انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، از ابراهیم یزدی، سرکرده گروهک نهضت آزادی برای سخنرانی در اردوی سالانه خود دعوت کرد و عجیبتر آنکه عدهای از اعضای انجمن در جریان این اردو، نماز خود را به یزدی اقتدا کردند!
البته دلیل شکلگیری این روند تنها چرخش مواضع اعضای سابق دفتر تحکیم نبود. همانگونه که عنوان شد جایگاه برجسته انجمنهای اسلامی دانشجویان از مدتها قبل طمع گروههای سیاسی را برای نفوذ در بدنه و هستههای مرکزی این انجمنها برانگیخته بود و یک جناح سیاسی مدتها از نردبان دفتر تحکیم برای جلب آرای دانشگاهیان استفاده کرده بود.
گروهکهای لیبرال نیز با توجه به چنین جایگاهی، از نخستین روزهایی که در دفتر تحکیم وحدت احساس تزلزل را مشاهده کردند، برخی از سرپلهای خود را مأمور کردند که از سطوح پایین دستی، نفوذ خود را در انجمنهای اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم آغاز کنند. البته این نفوذ با توجه به حساسیت ویژه دانشجویان به جریانات لیبرال، ابتدا به صورت پنهانی و بطنی بود. نفوذیهای اولیه مأموریت داشتند تا ابتدا حساسیت بدنه انجمنها را نسبت به گروهکهای لیبرال کمرنگ کنند تا بتدریج دفتر تحکیم مهیای پذیرش عناصر خارج از گفتمان انقلاب اسلامی شود.
بدین ترتیب در حالی که طیف حاکم دفتر تحکیم که دارای گرایش به جناح موسوم به چپ بود، طی سالهای 70 تا 75 از ورود دانشجویان اصولگرا و ارزشی، تحت عنوان نفوذ جریان راست جلوگیری میکرد، عناصر نفوذی نهضت آزادی بیهیچ مزاحمت و مانعی، بخشهای وسیعی از انجمنهای اسلامی دانشجویان را تصرف کردند.
از سال 76 به بعد که گروهکهای لیبرال زمینه مساعدی برای حضور در عرصه سیاسی کشور احساس میکردند، سرپلهای این گروهکها و انجمن اسلامی دانشجویان نیز، در حالی که بخشی از بدنه دفتر تحکیم را در اشغال خود داشتند، بیواهمه هویت واقعی خود را عیان ساختند و اندک اندک خود را به یکی از سهامداران اصلی دفتر تحکیم تبدیل کردند. این در حالی بود که بر اساس مرامنامه و اساسنامه انجمنهای اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم، تنها دانشجویانی حق فعالیت در پوشش این تشکلها را دارند که به بنیانها و ارکان انقلاب و نظام اسلامی اعتقاد و التزام جدی داشته باشند. در هر حال جسارت نفوذیهای لیبرال و دفتر تحکیم تا بدانجا رسید که طی سالهای 77 و 78 تمام سعی و تلاش خود را به کار گرفتند تا با حذف سایر فراکسیونها، همه انجمنهای اسلامی و کلیت دفتر تحکیم را به سیطره کامل خود درآورند.
این تمامیت خواهی مهمانان ناخوانده زنگ خطری بود تا طیف موسوم به چپ دفتر تحکیم احساس خطر کند و طرح موضوعاتی چون «عبور از خاتمی» و «نافرمانی مدنی» برای آنان مسجل ساخت که لیبرالها، پس از استفاده کامل از وجهه طیف چپ، اکنون قصد دارند تا آنان را قلع و قمع کامل نمایند. اینگونه بود که در سال 78، درگیری جدی میان سرپلهای گروهکهای لیبرال با عناصری از فراکسیون موسوم به چپ دفتر تحکیم که هنوز به نظام و آرمانهای انقلاب وفادار بودند آغاز شد. این درگیری که تا مدت دو سال ادامه داشت نهایتاً در سال گذشته به جدایی کامل میان دو طیف انجامید و جریان معقتد به نظام و انقلاب دفتر تحکیم در انتخابات نشست شیراز، شورای مرکزی جدید دفتر تحکیم را انتخاب کرد.
بلافاصله بعد از این انتخابات، جریان وابسته به گروهکها نیز سراسیمه انتخاباتی را در دانشگاه علامه طباطبایی تهران برگزار کرد و مدعی شد که تعداد زیادی از انجمنهای اسلامی دانشجویان در این نشست شرکت کردهاند و یک شورای مرکزی جدید انتخابات کردهاند. نکته جالب در نشست علامه این بود که جریان لیبرال، به غیر از انجمنهای وابسته، چند انجمن اسلامی تحت تسلط حزب مشارکت را نیز در کنار خود داشت و شورای مرکزی منتخب دانشگاه علامه در حقیقت ترکیبی از عناصر گروهکی و عناصر وابسته به طیف افراطی حزب مشارکت است.
بدین ترتیب رسماً دو شورای مرکزی برای دفتر تحکیم وحدت شکل گرفت که یک شورا، بر اساس اساسنامه و مرامنامه این تشکل به اهداف و آرمانهای اولیه دفتر تحکیم پایبند است و معتقد به حاکمیت جمهوری اسلامی است و شورای دیگر علیرغم وجود چند عنصر وابسته به حزب مشارکت، هیچ تقیدی به اساسنامه و مرامنامه دفتر تحکیم و اهداف تأسیس این تشکل نداشته و عملا در خارج از چارچوبهای نظام جمهوری اسلامی فعالیت میکند.
طی ماههای اخیر مواضع و بیانیههای طیف ملی ـ مشارکتی ثابت کرده است که این طیف گام به گام به سمت ضدیت با نظام و انقلاب پیش میرود و عملا به وادی رویارویی و درگیری با حاکمیت کشیده شده است. اما متأسفانه برخی از صاحب منصبان وزارت علوم بر اساس القائات طیف افراطی حزب مشارکت با دادن امکانات وسیعی از بیتالمال به تقویت مادی و معنوی این گروهک میپردازند.
در حالی که عناد گروهک ملی ـ مشارکتی با نظام کاملا مشهود است و این جریان به هیچوجه مرامنامه و اساسنامه دفتر تحکیم را قبول ندارد و صرفاًً چارچوبه این تشکل و سابقه و جایگاه انجمنهای اسلامی دانشجویان را به عنوان سپر بلا و محمل برای پیشبرد اهداف مغرضانه رؤسای خود میخواهد، به رسمیت شناختن آن در کنار جریان اصولگرا و قانونی دفتر تحکیم وحدت یک خبط بزرگ از سوی مسئولان وزارت علوم است.
قطعاً کسانی که در جمهوری اسلامی ایران دارای منصب و مقام هستند بر اساس قانون اساسی ملزم به دفاع از نظام و صیانت از آن در برابر خطرات و تهدیدهای مختلف هستند و دفاع از کسانی که بیپرده در مقابل نظام موضعگیری کرده و اصلیترین ارکان انقلاب را به چالش میکشند جز جهالت یا خیانت نمیتواند باشد. البته، یک گزینه دیگر برای این حمایتها محتمل به نظر میرسد و آن اینکه عناصر افراطی حزب مشارکت با فشار بر وزارت علوم و مجبور کردن این وزارتخانه به مشروع شناختن جایگاه گروهک ملی ـ مشارکتی در کنار جریان قانون دفتر تحکیم، در نظر داشته باشند که به عنوان پدرخوانده این گروهک در انتخابات آینده از آن به عنوان گروه فشار استفاده کنند.
آنها میخواهند طی ماههای آینده از گروهک ملیگرا به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود و ملتهب کردن فضای جامعه بهره ببرند. گروهک لیبرال نیز علاوه بر اشتراکنظرهای فراوانی به با طیف افراطی حزب مشارکت دارد، حمایتهای مادی و معنوی مشارکتیها را به عنوان سپر بلای خود تلقی کرده و برای قدردانی از چنین حمایتهایی، دستورالعملهای آنان در سطح دانشگاهها را به اجرا خواهد گذاشت. دستورهایی که چندان با منویات پدرخواندههای ملی ـ مذهبی در تضاد و تباین نیست. بدین ترتیب با یک تیره دو نشان زده خواهد شد.
اینک در آستانه بازگشایی دانشگاهها در حالی که ذهن بسیاری از دانشجویان درگیر مسائلی چون دوران پس از تحصیل و اشتغال و ازدواج است، دفتر تحکیم وحدت بعنوان یکی از تشکلهای پرسابقه دانشجویی درگیر یک بحران عظیم است که متأسفانه نتیجه عدم حساسیت نسبت به نفوذ عناصر بیگانه با هویت اصیل دانشجویی است. تأسفبارتر اینکه وزارت علوم به جای مقابله با نفوذیها، به عنوان حامی مادی و معنوی آنها عمل میکند. آیا بهتر نیست آنها که مدعی پیروی از خط امام(ره) و نظام جمهوری اسلامی هستند، اندکی به خود آیند و سرنوشت خود را با کسانی که دیر یا زود به مقابله با نظام برخواهند خواست، گره نزنند؟