* به نظر میرسد روند خشونتها در جامعه ظرف دو سال گذشته تشدید شده است و همزمان با آن ما شاهد شفاف شدن فضای جامعه و جناحهای سیاسی هستیم. به نظر حضرتعالی، جناحها چه اندازه در روند تشدید خشونتها نقش داشتهاند؟
** به عقیده من، انتقادی که بر جناحها وارد است، حرمتشکنیهایی است که آنها نسبت به یکدیگر میکنند. بالاخره، همه گروههای سیاسی باید توجه داشته باشند که اگر قرار باشد در نظام، در مرحله اول نسبت به مقامات بلند پایه و بعد هم، سایر مقامات میانی و همراه با آن نسبت به جناحها و گروههای سیاسی حرمتشکنی وجود داشته باشد و این القاب و حرفهایی که نسبت به یکدیگر میزنند و خود را حق مطلق میدانند و طرف مقابل را باطل مطلق، یکی خود را مجسمه آزادی میداند دیگری عدالت و ارزشها و طرف مقابل را به انواع و اقسام مسائل متهم میکند ادامه یابد، اینها آثاری در جامعه میگذارد. بالاخره، هر کس متناسب با برداشت خودش به این قضیه نگاه میکند. یک عده این حرفها را باور نمیکنند. یک عده افراد با فطرتهای پاک و احساسات تندی هم در جامعه وجود دارند که با این حرفها باور میکنند واقعاً اسلام و نظام و ارزشها دارد از بین میرود.
طبیعی است که اینها از خود عکسالعمل نشان دهند.
من اعتقادم این است که جناحها برای بهرهبرداریهای سیاسیشان بیش از حد نسبت به یکدیگر حرمتشکنی میکنند و این خیلی کار بدور از منطق و اعتدالی است و با فرهنگ ایرانی ما هم سازگار نیست. مردم ما سالها شعر حافظ را شنیدهاند که:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
ما نسبت به دوستانمان که جناحهای خودی هستند، مروت نشان نمیدهیم و با دشمنانمان نیز به جای مدارا کردن و دشمن را مدیریت کردن، نه تنها دشمن را مدیریت نمیکنیم بلکه معمولاً، او را تحریک میکنیم. طبیعی است که این حرفها با منش و فرهنگ ایرانی سازگاری ندارد.
گروههای ما با یکدیگر اختلاف سلیقههایی دارند اما همه محترم و در جامعه دارای خاستگاههایی هستند. همه هم دلسوز به اسلام و انقلاب هستند و دلشان میخواهد این مملکت سربلند بماند منتها، همهشان دچار افراط نسبت به یکدیگر هستند و در این کار تندروی میکنند. این تندرویها و تهمتهایی که زده میشود و در مخاطبین ساده لوح و احساسی باور میشود و از آنها هم هیچ بعید نیست که عکسالعملهای تندی نسبت به یکدیگر داشته باشند ولی دلیلی ندارد این پرخاشها وجود داشته باشد که یکی میخواهد اجتماع تشکیل دهد و دیگری، آن را بر هم میزند. وزیری حرفی میزند، کسی خلاف میلش نیست با او برخورد میکند در بخش نظام هم، نظام ما نظام مقتدری است تا جایی که همه با هم هستند یعنی در موضوعاتی که اتفاق نظر در مجموعه نظام وجود دارد، نظام ما بسیار نیرومند است اما وقتی با یکدیگر اختلاف داریم شکننده هستیم. به همین دلیل، باید مسؤولان نظام به جای اینکه اختلاف نظرهایشان را به جامعه بکشانند آنها را به طور خصوصی با یکدیگر حل کنند. خیلی از موضوعات هست، بالاخره کشور مشکل اقتصادی دارد.
هم دولت، هم رهبری معظم انقلاب و مجلس آن را میدانند. خب، باید بنشینند و راهکارها را با یکدیگر تدوین بکنند. راهکارهای خیلی زیادی هم برای این مسأله وجود ندارد.
* لطفاً به نمونههایی از اختلافنظرهایی که میتوانست به جامعه کشیده نشود، اشاره کنید.
** خیلی از مسائل میتوانست به جای اینکه به جامعه کشیده شود، در سطح سران حل شود. یکی از موارد، مسأله آقای کرباسچی است. یک اختلاف نظری بود بالاخره آقای کرباسچی خدمت کرده است یا خیانت. این توسط نظام قابل رسیدگی بود. نیازی به این همه جنجال نداشت نظام میتوانست یک گروه بیطرفی را مأمور کند که بررسی کنند ببینند اگر آقای کرباسچی خیانت کرده بود با او برخورد میشد، اگر هم خدمت کرده که نباید اینگونه با او رفتار میشد. به هر حال، نیاز است که با تدبیر و درایت بیشتری با اینگونه مسائل برخورد شود.
باید با حرمتشکنی مقابله شود.
جناحها در حق بودن خود و باطل بودن طرف مقابلشان مطلقگرایی نکنند و تندروی نیز در هیچ سطحی تشویق نشود.
* به اعتقاد جنابعالی عوامل تشدیدکننده تندرویها در جامعه چیست؟
** نیازهای زودگذر جریانات سیاسی، بالاخره یک عدهیی میخواهند از مردم رأی جمع کنند، عدهیی نفوذ خود را گسترش دهند، برخی موقعیت خود را نگه دارند و عدهیی هم موقعیت از دست رفته خود را پیدا کنند. برای این کار لازم است که هر گروهی حرفی برای مردم داشته باشد اما معمولاً آنها که حرف سازنده ندارند، دست به کار تخریبی میزنند و با زدن حرفهای تند سعی میکنند از همدیگر سبقت بگیرند. در نتیجه، واقعیتها پوشیده و مصالح ملی در این میان فدا میشود. مثلاً یکی مرگ بر سرمایهدار میدهد، دیگری میگوید مرگ بر سرمایهدار زالو صفت، گروهی دیگر از این هم تندتر شعار میدهند. نتیجتاً جریانات تند برای استفاده از احساسات مردم روی دست همدیگر بلند میشوند و مصالح مردم را فدا میکنند.
* به نظر شما، قتلهای مشکوک اخیر چه تأثیرات نامطلوبی در صحنه داخلی و خارجی برای کشور به دنبال خواهد داشت؟
** من فکر میکنم با برخورد قاطع دستگاههای امنیتی، این قضایا مهار میشود، چرا که این کار قابل دوام نیست و شاید کار گروهی پیچیده و گسترده هم نباشد.
الآن زمان گذشته و دستگاههای امنیتی با توجه به دستورات مؤکد رهبر معظم انقلاب، رییس جمهوری، هیأت ویژهیی را مأموراین کار کردهاند آن را مهار میکنند ولی ریشههای این قضایا را که در تندرویها است باید با اعتدال و عقل و درایت بیشتر خشکاند.
* آقای مرعشی، ریشه حوادث اخیر چیست؟
** ریشه حوادث ناگوار اخیر در تندرویهایی است که بعضاً بعد از انقلاب در کشور بوجود آمده و توسط مسؤولان هم با اهداف خاصی تشویق شده است. وقتی افراد تندرویی وجود دارند و تندروی آنها هم به وسیله عدهای حمایت یا تشویق میشود، در مقاطعی که خلاف نظرات آنها اتفاقی میافتد، آنها دست به عکسالعمل میزنند.
به اعتقاد من، حوادث اخیر میتواند ریشه اصلیاش در همین نارضایتیهایی باشد که در قشرهایی از تندروهای مذهبی ما وجود دارد. احتمالاً دشمن از چنین بستری بهرهگیری کرده و سرویسهای مکار جاسوسی خارجی که همواره اهداف خاص خودشان را تعقیب میکنند، دست به قتلهای اخیر زدهاند.
من فکر میکنم خوب است از مجموعه حوادث 18 ساله اخیر مردم و مسؤولان ما و کسانی که هدایت نظام و افکار عمومی مردم در اختیارشان هست درس خوبی بگیرند و آن این است که اگر نمیخواهیم با تندرویها مقابله بکنیم حداقل آنها را بیشتر از این تشویق نکنیم و اجازه بدهیم افکار، حرفها و سلیقهها و اختلافنظرها در یک فضای بسیار سالم و به دور از جوسازی غوغاسالاری و استفاده نابجا از اهرم ارزشها مطرح بشود، هر کس نظراتش را بدهد و مسائل در محیطی واقعی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار بگیرد ما باید بپذیریم که هر کس بیاید فکر خود را عرضه بکند هر کس توانست جامعه خود را تحت تأثیر قرار دهد و آن را به سمت خود جلب بکند، به همان مقدار هم در حکومت سهم داشته باشد.