پیدایش جنبش جهاد اسلامی:
جنبش جهاد اسلامی را میتوان انشعابی از جنبش اخوانالمسلمین مصر دانست که حدود ۴ دهه در فلسطین فعال بوده و به بسیج مردم میپرداخته.
این جنبش در اواخر دهه ۷۰ میلادی توسط عدهای از جوانان انقلابی عضو اخوانالمسلمین نوار غزه که از اخوان منشعب شده بودند تاسیس گردید و برای کسب آموزش نظامی و مبارزات تشکیلاتی با اسرائیل از جنبش فتح درخواست کمک نموده و در مجموع روابط حسنهای با فتح برقرار کردند، البته باید توجه داشت که الفتح در آن برهه از زمان جنبشی کاملا انقلابی بود که قائل به جنگ با اسرائیل تا آزادسازی کامل فلسطین بوده و لذا طبیعی است که بین جهاد و فتح نوعی هماهنگی و اتحاد در مواجه با دشمن پدید بیاید.
در آن مقطع اخوانالمسلمین که در اوج ضعف خود بسر میبرد، نگرشی محافظهکارانه در قبال مسئله فلسطین اتخاذ کرده بود و اصولا قائل به تشکیل ابتدا حکومت اسلامی در فلسطین بوده و سپس بعد از تاسیس حکومت، اجازه جهاد برعلیه متجاوز را میداد که این امر از سوی اعضای جهاد اسلامی مردود شمرده شده بود آنها راهحل جهاد برای آزادسازی و تشکیل حکومت اسلامی را در دستور کار خود قرار دادند و به اندیشه انقلابی سید قطب پناه بردند.
پیدایش این جنبش همچنین مولود بیاعتنایی به مسئله فلسطین به عنوان یک مسئله کلیدی جهان اسلام و بیتوجهی به بعد اسلامی این مسئله است. دکتر فتحی شقاقی ایده تشکیل این جنبش را مطرح کرد تا از این طرح به این چالش و مشکل پایان بخشد.
در اوایل دهه ۸۰ و پس از بازگشت دکتر فتحی شقاقی و شماری از برادران به وطن، هسته تشکیلاتی این جنبش در فلسطین شکل گرفت و این تشکیلات وارد فاز بسیج مردمی و سیاسی در بین توده مردم در کنار مبارزه مسلحانه علیه دشمن صهیونیستی به عنوان یگانه راهحل آزادسازی فلسطین شد.
نگاهی به اندیشههای شهید شقاقی:
دکتر فتحی شقاقی در سال ۱۹۵۱ در نوار غزه دیده به جهان گشود و رشد و نمو وی در خانوادهای متدین آغاز گشت.
به لحاظ تئوریک وی کاملا تحت تاثیر اندیشههای استاد حسن بنا و امام راحل(ره) قرار گرفته بود و یکی از کتب خود را به این دو بزرگوار اهدا نموده بود.
در زمان تحصیل در مصر به عضو جنبش اخوانالمسلمین درآمد و در همان هنگام بود که با نوشتن کتابی تحت عنوان (امام خمینی راهحل اسلامی و جایگزین) به نشر افکار وحدتگرایانه امام راحل پرداخته و به سبب نوشتن همین کتاب مدتی را در زندان سپری نمود.
از جمله دیگر آثار وی میتوان به (شیعه و سنی؛ غوغای ساختگی) و (طرح اسلامی معاصر و مرکزیت مسئله فلسطین) اشاره داشت که کتاب دومش به رفع ابهامات و اختلافات در روابط دو گروه عمده شیعه و سنی پرداخته و این اختلاف را مولود کجفهمیها و عوامل بیگانه برای ایجاد تفرقه بر مسلمین برشمرده و در کتاب اخیر خود به مرکزیت فلسطین به عنوان عامل اصلی انسجام اسلامی پرداخته.
تاثیرات وی از اندیشههای حضرت امام(ره) زیاد بود که برخی جهاد اسلامی را به عنوان ابزاری در دست جمهوری اسلامی برشمردهاند که این امر به هیچوجه صحت ندارد و علیرغم به وجود آمدن نوعی همگرایی بین ایران و جهاد، شاهد استقلال جهاد در تصمیمگیریهای سازمانی خود میباشیم هر چند که شهید شقاقی بارها الگوپذیری جوانان فلسطینی از ملت ایران را برای رهایی از زیر یوغ استعمار و استبداد گوشزد کرده بود.
اندیشهها، موازین و اصول این جنبش:
جنبش جهاد اسلامی فلسطین به اسلام ناب محمدی(ص)، شریعت و نظام حیات به عنوان ابزاری برای تجزیه و تحلیل و فهم ماهیت نبرد امت اسلام با دشمنانش و به عنوان مرجع اساسی در تدوین برنامههای اسلامی برای بسیج و رویارویی ایمان دارد و از ایجاد هرگونه تفرقه میان مسلمین جلوگیری میکند.
فلسطین ارض موقوفه اسلامی تلقی میگردد و از رود اردن تا دریای مدیترانه یک سرزمین اسلامی عربی به شمار میرود که نادیده انگاشتن آن از نظر شرع حرام است و رژیم صهیونیستی یک رژیم باطل به شمار میرود که به رسمیت شناختن آن شرعا حرام است و کسی نمیتواند آنرا ببخشد یا معامله کند.
رژیم صهیونیست خط مقدم پروژه استعمارگری معاصر غرب در جنگ تمدنها علیه امت اسلام است و تداوم موجودیت این رژیم علیه رژیم صهیونیستی بر سرزمین فلسطین به شمار میرود و لذا بایستی از طریق مبارزه با این رژیم به مسئله فلسطین مرکزیت داد.
فلسطین از نظر اسلام اهمیت زیادی دارد و دلایل قرآنی و تاریخی بر این نکته صحه میگذارد و به آن رنگ و بوی یک مسئله عمده برای امت اسلامی میدهد که مجموعا موجب آزادی فلسطین و رویارویی با رژیم صهیونیستی میشود.
امتهای عربی و اسلامی حامی واقعی ملت ما در مبارزه علیه رژیم صهیونیستی به شمار میروند و نبرد آزادسازی فلسطین و پاکسازی اراضی اشغالی از لوث صهیونیستهای غاصب و مقدسات نبرد امت اسلامی است که باید با تمامی امکانات و پتانسیلهای مادی و معنوی خود در این فرآیند نقشآفرینی بکنند. ملت فلسطین و مبارزان راه آزادی فلسطین طلیعهداران امت اسلام در نبرد آزادسازی به شمار میروند و از این رو مسئولیت بزرگی در حمایت از جهاد ملت فلسطین و آزادی این سرزمین دارند.
اهداف این جنبش:
جهاد اسلامی در راستای تحقق بخشیدن به اهداف زیر تلاش میکند:
آزادی کامل فلسطین، نابودی رژیم صهیونیستی، تشکیل دولت اسلامی در فلسطین که ضامن تحقق عدالت، آزادی، برابری است، بسیج ملت فلسطین و آمادهسازی آنان از نظر نظامی و سیاسی برای نبرد با دشمن صهیونیستی با بهرهگیری از تمامی مکانیسمها و ابزارهای تربیتی، فرهنگی و تشکیلاتی ممکن، بیدارسازی امت اسلام و بسیج و تشویق آنان به انجام نقش تاریخی خود و ورود به نبردی سرنوشتساز با رژیمصهیونیستی، تلاش در جهت یکدست کردن تلاشهای اسلامی در قبال فلسطین، تحکیم روابط با جنبشهای اسلامی و رهاییبخش در سراسر جهان، دعوت به عقیده، شریعت و آداب و سنن اسلامی و نشر آموزههای پاکی که تمامی اقشار ملت فلسطین را در بر میگیرد و احیای رسالت متمدن امت اسلام و بشریت.
ابزارهای جنبش برای تحقق بخشیدن به اهدافش:
جنبش جهاد اسلامی فلسطین برای تحقق بخشیدن به اهداف خود از مکانیسمهای زیر بهره میگیرد:
جهاد مسلحانه علیه اهداف و مصالح دشمن صهیونیستی، آمادهسازی آنان در این جنبش، آماده سازی کامل مردم فلسطین با تکیه بر روش قرآن، سنت و میراث گرانسنگ امت اسلام، گسترش روابط و همکاری با جنبشها و سازمانهای اسلامی و مردمی و گروههای آزادیبخش جهان در جهت حمایت از جهاد علیه رژیمصهیونیستی، مبارزه با نفوذ صهیونیسم جهانی، تلاش در جهت ایجاد پیوند و ارتباط میان گروههای اسلامی و ملی فعال در عرصه مبارزه با رژیم صهیونیستی با هدف آمادهسازی آنها برای مخالفت با به رسمیت شناختن این رژیم و ایجاد تشکیلات و سازمانها و نهادهای مردمی لازم برای تشدید فعالیتهای اسلامی و انقلابی.
بهرهگیری از کلیه ابزارهای آموزشی، تشکیلاتی، فرهنگی، اجتماعی،اقتصادی، اطلاعرسانی، سیاسی و نظامی که شرع آنها را جایز میشمارد. به کارگیری تمامی شیوههای تاثیرگذار و سودمند رسانهای نهادهای جنبش و ارگانهای آن باید شیوههای تحقیقاتی، برنامهریزی، ارزیابی و نظارت را که ضامن ثبات این جنبش و پیشرفت آن است در پیش بگیرند.
هماکنون دکتر رمضان عبدالله الشلح دبیرکل جنبش جهاد اسلامی است و در دمشق پایتخت سوریه سکونت دارد. از رهبران برجسته این جنبش میتوان به خالد البطش، عبدالله الشامی و الهندی اشاره کرد.
مراحل تحول و تطویر در جنبش:
به اعتقاد فتحی شقاقی گروه جنبش جهاد اسلامی فلسطین از آغاز پیدایش در فلسطین از سه مرحله عبور کرده است:
مرحله آمادهسازی و بسیج از طریق کار سیاسی و مردمی و تبلیغ در مساجد و دانشگاهها و اتحادیهها و جزوات و اعلامیهها و نشریههای مخفی.
آغاز مبارزه و جهاد مسلحانه که در ایجاد اعتماد به نفس به مردم فلسطین تاثیر زیادی داشت، در حالی که نیروهای لائیک و ملیگرا از مبارزه مسلحانه روی گردانیده و راه سیاسی و دیپلماتیک را انتخاب کردند، آنان در این رهگذر بی آنکه رهاوردی داشته باشند خود را خوار و ذلیل ساختند.
انتفاضه، که جنبش جهاد اسلامی از روز اول و به طور روزمره در همراهی رویدادهای انتفاضه حاضر بود.
جهاد اسلامی و حماس:
از آنجا که رویکرد اصلی هر دو جنبش اسلامگرایانه است و هر دو قائل به وحدت در مبارزات و پایبندی بر آزادسازی فلسطین از چنگال اسرائیل هستند لذا در اکثر موارد شاهد همگرایی بین مواضع دو جنبش هستیم و این تا آنجا پیش رفت که برخی پیشنهاد ادغام دو جنبش در یکدیگر را سر دادند.
اما از آنجا که در عین همسویی در مواضع برخی اختلافنظرهای در نحوه چگونگی اداره مقاومت اسلامی وجود دارد لذا رئوس دو جنبش ترجیح دادند تا در عین همگرایی از یکدیگر استقلال داشته باشند.
مخصوصا پس از ورود حماس به سیاست علت این تدبیر پیش از پیش مشخص گردید چرا که اصولا جهاد قائل به ورود در بعد سیاسی نبوده و بر جهاد مسلحانه برعلیه اسرائیل تاکید بسیار دارد و معتقد است که ورود به بعد سیاسی از توان مقاومت میکاهد و موجب تضعیف آن میگردد (امری برای الفتح پیش آمد و به استحاله کشیده شدن این جنبش و شناسایی اسرائیل انجامید).
اما پس از ورود حماس به سیاست، جنبش جهاد اسلامی ضمن ادامه دادن به حملات خود به شهرکهای صهیونیستی و انجام عملیات شهادتطلبانه در عمق خاک اسرائیل، به حمایت از حماس پرداخته و دو جنبش بزرگ فتح و حماس را از ایجاد هرگونه جنگ داخلی برحذر داشته و بارها نقش میانجیگر را در بین این دو جنبش بازی کرده و در مجموع میتوان از آن به عنوان پشتوانهای برای جنبش حماس یاد کرد.
سوال اصلی این است که در صورت پذیرفتن آتشبس از سوی اسرائیل و پایبندی به حماس به آن آیا جهاد اسلامی باز هم به عملیات خود ادامه میدهد (تقابل با حماس) یا عملیات خود را متوقف میسازد (عدول از ایدئولوژی جهاد)؟
جهاد اسلامی و فتح:
تا قبل از استحاله شدن الفتح و قبل از پیمان اسلو، روابط نسبتا قابل قبولی میان این دو جنبش بزرگ جهاد اسلامی و الفتح وجود داشت هر چند که گاهی اختلافات ریشهای مابین این دو جنبش وجود داشته که به سردی روابط میان آنها منجر گردیده (منجمله حمایت جهاد اسلامی از ایران در طول دفاع مقدس و حمایت الفتح از رژیم بعثی در عراق) اما پس از تغییر رویه فتح و به رسمیت شناختن اسرائیل، جهاد اسلامی این حرکت فتح را به شدت محکوم کرده و بارها بر علیه آن اعلامیه و بیانیه صادر کرده و با انجام عملیات شهادتطلبانه از سوی اعضای این جنبش به مخالفت علنی و عملی با آن پرداخته است.
اختلافات پس از تشکیل دولت خودگردان که الفتح مامور گردید تا با مقاومت در نوار غزه و کرانه باختری مقابله کند و امنیت اسرائیل را تامین کند به حد اعلای خود رسید اما رهبران جهاد اسلامی با هوشیاری خود از ورود به جنگ داخلی که به ضرر همه گروهها در فلسطین میانجامید جلوگیری کرده و به خویشتنداری پرداختند.
پس از ورود حماس به عرصه سیاسی و شکستهشدن انحصار الفتح، هرگاه تقابل میان این دو جنبش جدی میشد جهاد اسلامی با دعوت از رئوس دو جنبش به میز مذاکره از ایجاد جنگ داخلی در فلسطین جلوگیری میکرد که این امر یا از طریق سیاسی پیگیری میشد و یا از طریق نظامی، به عنوان مثال عملیات شهادتطلبانه شهید محمد السکسک در ایلات در بخش جنوب اسرائیل حاوی پیام مهمی برای دو گروه بود تا دست از جنگ و نزاع با یکدیگر بردارند و به جهاد مسلحانه با اسرائیل بپردازند.
آینده جهاد اسلامی:
به اعتقاد نگارنده جهاد اسلامی توانسته با عدم ورود خود به عرصه سیاست و ادامه خط جهادی خود از جایگاه والایی در بین ملت فلسطین برخودار گردد و تجربیات مقاومت در فلسطین این امر را ثابت کرده که تنها راه پیروزی بر اسرائیل مقاومت مسلحانه در برابر رژیم صهیونیستی میباشد و لذا قدرت جهاد اسلامی پس از ورود حماس به قدرت دو چندان گردید چرا که توانست بدون ورود به سیاست و کاستن از توان جهادی خود از مزایای ورود به عالم سیاست بهره گیرد که این فرصت را حماس برای جهاد اسلامی مهیا کرد.
به عبارت دیگر درست است که جهاد به عرصه سیاست وارد نشد، اما از آنجا که زمام امور به دست جنبش حماس افتاد و حماس هم قائل به مبارزه با اسرائیل و آزادی فلسطین و پذیرش حق بازگشت برای آوارگان و مواردی که اگر جهاداسلامی دولت را در دست میگرفت مجبور به انجام میشد، با عدم ورود خود به عرصه سیاست توانست از مزایای ورود به سیاست بهره گیرد و از مضرات آن جلوگیری نماید.
با توجه به قدرت یافتن مقاومت اسلامی در منطقه به رهبری ایران میتوان انتظار داشت تا کفه ترازو به نفع جهاد اسلامی در آینده سنگینتر از گذشته گردد. با توجه به دستاوردهایی که این جنبش توانسته است برای ملت فلسطین به ارمغان بیاورد میتوان تبدیل شدن جهاد اسلامی به عنوان قطب مبارزاتی بر علیه اسرائیل در فلسطین را نوید داد.