علی کهننسب
صاحبنظران یکی از ویژگیهای نظامهای مردمسالاری را وجود احزاب کارآمد و گروههایی میدانند که به نوعی نمایندگی تفکرات گروهی از مردم را به عهده دادند در حال حاضر در اکثر کشورها برای این که تفکرات فرصت عرضه و بیان پیدا کنند و به نوعی از مخالفین کاسته شود و خواست مردم تأمین شود، فرصت ایجاد احزاب و گروههای قانونی فراهم شده است تا افراد مطالبات فکری و عملی خود را از طریق این گروهها پیگیری کنند.
هر چند آغاز تخریب و شکلگیری احزاب را باید در غرب و کشورهای اروپایی جستوجو کرد ولی میتوان با نگرش مثبت به احزاب، زمینه پیشرفت و توسعه کارآمدی دستگاههای اجرایی، قانونی و... کشور را افزایش داد.
پیش از دوم خرداد نگرش غالب به گونهای بود که تکثر احزاب و گروهها مورد پسند نبود و به نوعی بعضاً در تقابل با اهداف حکومت معرفی میشد، ولی پس از دوم خرداد نگرش مثبت رئیس جمهوری بدعت تکثرگرایی، مردمسالاری و قانونگرایی بحث شکلگیری احزاب شکل گستردهتری یافت.
تاکنون احزاب همچون رسانههای گروهی و سایر ارگانهای نظارتی نقش نظارتی فعالی را ایفا کردهاند. هر چند نمیتوان کارکرد احزاب در ایران را که به نوعی «احزاب جوان» نیز به شمار میروند همه را مثبت تلقی کرد ولی آغاز شکلگیری و بسط احزاب و گروهها، زمینهای برای ثبات نظام کارآمدتر کردن دولت و حکومت است.
یکی از شعارهای کلیدی آقای خاتمی در جریان انتخابات و چه پس از آن واژه «مردمسالاری» بوده است. مردمسالاری که به نوعی رابطه منطقی میان حکومت و مردم را ایجاد کند. در سایه همین مردمسالاری است که رقابت و مشارکت در امور شکل میگیرد و پایههای منافع ملی و ثبات و امنیت کشور مستحکم میشود و به نوعی جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن معنا مییابد.
آقای خاتمی در همایش احزاب و رقابتهای سیاسی بر همین موضوع تأکید کرد و شکلگیری جمهوریت و بسط آن را در انتخابات آزاد، قدرتمندی مجلس و احزاب، وجود مطبوعات منتقد و مستقل و شکلگیری نهادهای مدنی و اعمال نظارت بر حکومت، افزایش رقابت مؤثر سیاسی دانست که به نوعی در گسترش مشارکت مردم نیز نقش بسزایی دارد هر چند تفکر غالب برخی گروهها چنین چیزهایی را نمیپسندد.
یک دانشجوی علوم سیاسی میگوید: تفکر برخی از گروهها مقابله با تکثرگرایی است، به همین دلیل به هر وسیله ممکن در عرصه رقابتهای سیاسی سعی میکنند تا به نوعی قاعده بازی را در هم بریزند و برای رسیدن به هدف خود از هر وسیله ممکن سود ببرند.
احمد عبداللهی دانشجوی سال آخر رشته علوم سیاسی میگوید: «البته تجربه حزب در ایران نوپا است.
هنوز بسیاری از گروههای سیاسی مفهوم رقابت را نمیدانند و هنوز هم تفکر برخی مبتنی بر جامعه تک صدایی است و هرگونه تکثر را مغایر با منافع ملی و امنیت ملی بر میشمارند. درحالی که در غالب همین رقابتها جامعه مردمسالار شکل میگیرد و از ایجاد و تولید انحصار قدرت جلوگیری میشود».
اصولاً رقابت زمانی شکل میگیرد که احساس میشود که منابع مختلف در اختیار همگان قرار نگرفته است.
محسن آرمین نایب رئیس مجلس شورای اسلامی و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در این همایش به موارد دیگری در این خصوص اشاره کرد، آرمین گفت: «رقابت و مبارزه آنجا شکل میگیرد که منافع تأمینکننده نیاز کمیاب باشند. قدرت، ثروت و منزلت در جامعه انسانی کمیاب و مطلوب هستند و مبارزه برای دستیابی به این منابع کمیاب و بازیابی قوانین آن اساس فعالیت و کنش سیاسی به شمار میرود.»
«آرمین گفت: «با نفی حزب و نظام حزبی مبارزه و رقابت سیاسی تعطیل نمیشود کما اینکه پیش از ظهور نظام حزبی نیز این مبارزه و رقابت وجود داشته است، تفاوت در این است که در نظام حزبی رابط با زیرساختهای قوی و سیاسی و فرهنگی مناسب با آن میتواند این مبارزه و رقابت را قاعدهمند، منطقی و شفافتر و در عین حال گستردهتر کند.»
یک دبیر نیز معتقد است: «به نوعی مردمسالاری با مفهوم رقابت رابطه تنگاتنگی دارد. نمیتوان از مردمسالاری سخن گفت ولی زمینههای رقابت را فراهم نکرد. باید رقابت بهگونهای در شرایط عادلانه شکل بگیرد، میتوان یک گروه را با تمامی ابزارهای ممکن در برابر گروهی قرار داد که از هر نظر در تنگنا قرار دارد.
وی میگوید: «رقابت احزاب و گروهها را هر چند برای کسب قدرت بیشتر باید مورد تأیید قرار داد. جریان رقابت صد البته به گونهای است که گروه و حزب خود را در جریان اداره یک جامعه و یا تفکر خود را به نوعی محقتر و کارآتر میداند. زمانی که این رقابت در شرایط سالمی باشد و همه رقیبان قواعد رقابت را رعایت کنند، نه تنها هیچ فردی برای جامعه و امنیت ندارد، بلکه به ثبات بیشتر نظام میانجامد».
البته وجود رقابت و جامعه رقابتی را باید به نوعی از شاخصههای نظامهای دموکراتیک دانست. در این نظامها، خواستهها و تفکرات مردم از طریق احزاب و گروهها در غالب قانونی نمود پیدا میکند. در چنین جامعهای تلاش احزاب کسب آراء و توجه بیشتر مردم است و همین امر باعث همراهی بیشتر مردم با دولت میشود. مطالبات مردم در نظام دموکراتیک نه از قالبهای غیردولتی بلکه از طریق این گروهها دنبال میشود.
احمد بزرگزاده دانشجو نیز در اینباره میگوید: «پیگیری خواست مردم از طریق احزاب کم هزینهترین شکل دستیابی به اهداف و خواستههای مردم است. اگر به تجربهها نگاه کنیم، انقلاب زمانی رخ میدهد که یک جامعه، جامعه استبداد زدهای باشد. وقتی در جامعهای مردم بتوانند از طریق آرا، چه از طریق شرکت در انتخابات و چه از طریق مطبوعات مستقل و یا احزاب و... نظرات خود را بیان کنند، دیگر دلیلی به استفاده از راههای غیرمتعارف و غیرقانونی نمیماند.
این دانشجو در مورد مفهوم رقابت در بین گروهها میگوید: « البته وجود رقابت به نوعی ابزار نظارتی نیز به شمار میرود. هر گروه و حزبی درصدد است تا با راهکارهای مناسب و بهتر خود را به مردم نزدیکتر کند و به همین دلیل از ابزارهای لازم استفاده میکند. البته این ابزار باید قانونی و مورد تأیید همگان باشد و در اینجاست که بحث چارچوب رقابت و یا خط قرمز و... به میان میآید دعوای گروههای سیاسی نیز برای همین چارچوبهاست.»
وی میگوید: «مثال رقابت گروههای سیاسی را باید در واژه، زیبای فارسی «هرکس از ظن خود شد یار من» جستوجو کرد. برخی از گروهها تلاش میکنند تا در مسیر اهداف خود هر چیزی را مختص خود بپندارند و به نوعی مطلقگرایی روی میآورند و همین امر مفهوم رقابت را از بین میبرد».
شکلگیری احزاب کارآمد، مطبوعات منتقد و مستقل و... با موانع بسیاری همراه است. آقای خاتمی از این موانع به عنوان موانع تاریخی یاد میکند، خاتمی میگوید: «استبداد زدگی تاریخی جامعه ما، غلبه فرهنگ قانون گریزی و ضعف فرهنگ مدارا و حرمت نهادن به «دیگری» در جامعه، ریشهدار بودن روحیه فردگرایی در فرهنگ عمومی، «تکگویی به جای گفتوگو»، توسعه نیافتگی نهادها و مناسبات مدنی و تجربههای ناموفق فعالیتهای حزبی در گذشته و فقدان تعاریف و ملاکهای مشخص برای منافع و هنجارهای مصالح ملی از جمله موانعی هستند که بدون توجه به آنها نمیتوان به برآورد واقعی وضع موجود در اتخاذ راهبردها و روشهای موفق مردمسالارانه پرداخت.»
البته بسیاری عوامل دیگری را نیز در این امر دخیل میدانند. اصولاً هنوز هم تفکراتی وجود دارد که وجود حزب را بر نمیتابد و آن را نوعی عامل فشار بر دولت و حاکمیت میداند. در چنین دیدگاهی بدون شک وجود احزاب ثبات و امنیت نظام را به خطر میاندازد، به این دلیل وجود رقابت را نیز بر نمیتابند و آن را مغایر با منافع کشور و... میپندارند.
محسن آرمین در این رابطه معتقد است: «عوامل بازدارنده و تهدیدکننده رقابت سیاسی و فعالیت احزاب را نه در قوانین مدون بلکه باید در ساختار و نگرش بخش مهمی در جامعه به عرصه رقابتهای سیاسی نظام حزبی جستوجو کرد.»
وی میگوید: «بخشی از حاکمیت حزب را بستری مناسب برای نفوذ دشمن به شمار میآورد، چنین نگرشی لاجرم تأثیرات خود را بر اجرای قانون و واقعیت جاری تحمیل میکند.»
واقعیتهای اجتماعی نشان میدهد که جامعه ایران، جامعه تک صدایی نیست و رفتارها نشان میدهد که دیگر همچون چند دهه قبل نمیتوان انتظار شنیدن تنها یک صدای دوست داشتنی را داشت. در حال حاضر تکثر و تنوع چندگانگی در عرصه زندگی اجتماعی مردم به خوبی مشهود است و بر پایه همین تکثرات باید تکثر احزاب جدی گرفته شود و بر پایه همین رقابت سیاسی و به نوعی مشارکت مردم نیز جدی گرفته شود. البته در چارچوب رقابت سیاسی سالم باید نظرات مختلف را برتافت و از هر ابزاری برای بیرون راندن رقیب استفاده نکرد. البته به همین دلیل در قانون اساسی چارچوب رقابتهای سیاسی تعیین شده است. در سایه این رقابتها احزاب راهها و راهکارهای خود را عرضه میکنند و به جذب آرای مردم میپردازند.
بزرگترین مشکل در شرایط کنونی تلاش برخی از گروهها برای ابزاری کردن برخی از ارزشها و هنجارهای اجتماعی برای پیشبرد اهداف خود است. در چنین نگرشی فرد یا افراد حتی منافع ملی را قربانی اهداف خود میکنند و با نگرش حذفی به رقابت سیاسی میپردازند.
کسری ولیپور دانشجو میگوید: «هر زمانی که رقابت شکل افراطی به خود میگیرد خواه ناخواه بر منافع و امنیت ملی تأثیر میگذارد. متأسفانه خط مشی و نحوه عمل برخی از گروهها به گونهای است که به حذف مطلق حریف میانجامد، تفکری که تجربه ثابت کرده در جامعه ایران در دورههای مختلف هیچگاه موفق نبوده است.»
وی میگوید: «متأسفانه در جدال گروهها حتی ارزشها و گاه دین نیز به عرضه کشیده میشود که این واقعاً خطرناک است و هیچ کس نباید خود را حق مطلق بپندارد و باید این را به قضاوت مردم بسپارد.»
دکتر عطاءالله مهاجرانی نیز به بحث جالبی در همایش رقابتهای سیاسی و امنیت ملی اشاره میکند. وی میگوید: «ارزشها و ضد ارزشها، نسبی است و هیچ حزب و تشکلی نمیتواند رفتار خود را ارزش مطلق بپندارد. ارزشها را میتوان با دو ملاک آزادی و حکمت سنجید و هر چیزی که این دو را مخدوش کند، ضد ارزش محسوب میشود.» مهاجرانی میگوید: «در بحث ارزشها و ضد ارزشها دلیلی برای بیان آنچه مورد تفاهم همه ماست نمیبینیم. این که کسی عیب خود را حسن و حسن دیگران را عیب میداند، به زاویه دید او باز میگردد. آیا ما میتوانیم برای رسیدن به یک هدف مشروع از ابزار نامشروع استفاده کنیم. باید بین هدف و وسیله ارزش تعیین کرد. قدرت فی نفسه ارزش نیست.»
وی میگوید: «شاهد بودهایم که از ابزار ضدارزشی برای بیرون بردن رقیب استفاده شده است. البته استفاده ابزاری و نامشروع از ارزشها یکی از موارد سوءاستفاده برخی از گروههاست. در حال حاضر حتی قانون نیز به نوعی قربانی رقابت ناسالم میشود.
قانون که خود باید محمل و چارچوبی برای اداره جامعه و به عنوان زبان مشترک مرم و گروهها شناخته شود خود به نوعی مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.»
محمدرضا خباز دبیر سیاسی حزب همبستگی بر ضرورت پایبندی همگان به قانون اشاره میکند. وی میگوید: «اگر اجرای یک قانون توسط قوه و نهادی بدون انطباق با روح قانون و تصور رایج افکار عمومی اجرا شود، شبهه ابزاری کردن قانون برای مقابله با مخالفان و منتقدان را در جامعه گسترش میدهد.»
خباز میگوید: «در صورت دست نیافتن به تعاملی مشترک هر روز شاهد گسترشی بیقانونی و رفتارهای ضدهنجار در جامعه خواهیم بود.»
دکتر حسن غفوری فرد عضو جامعه اسلامی مهندسین نیز از نتایج یک تحقیق علمی در خصوص ارزشها و ضد ارزشها خبر میدهد وی میگوید: «نتایج این تحقیق نشان میدهد که بخش عمده ارزشهای نو در قالب ارزشهای دینی و مفاهیم برخاسته از انقلاب میتواند پاسخ لازم را دریافت کند.»
وی اضافه میکند: «بر افروختن جنگ میان ارزشهای متعارف و مقبول حاکم با ارزشهای نوظهور موجب از بین رفتن خواستهای جدید نخواهد شد، بلکه به این شکاف ارزشی ژرفای بیشتر خواهد بخشید و راه را برای بروز انفجارآمیز چالشهای ارزشی هموار خواهد ساخت. همساز کردن ارزشهای نوین با ارزشهای انقلاب و تفسیر مجدد ارزشهای انقلاب و متناسب کردن آن با مقتضیات زمان نیاز محتوم فرآیند رشد نظام است.»
آقای خاتمی در همایش رقابتهای سیاسی به آفتهای کار حزبی در شاید رقابت ناسالم اشاره کرد.
وی گفت: «دوری از سیاست، مشارکت، رقابت و تحزب امروز یک افتخار نیست، بلکه نادیده گرفتن یک ضرورت در جامعه جدید است، چنانچه نادیده گرفتن مصالح و منافع ملی، به رسمیت نشناختن رقیبان و رقابت، سهم خواص از موضع اکثریت یا اقلیت و یا حتی تداخل نقشهای سیاسی و اجرایی از جمله آفتهای کار حزبی است.»
رئیس جمهور گفت: «پیشرفت و پیشبرد رقابت سیاسی نیاز به پذیرش اصل گفتوگو، بهویژه آموختن مقوله شنیدن دارد. جامعه سیاسی امروز نمیتواند نسبت به دیگران ناشنوا باشد و احزاب و گروههای سیاسی نباید از شنیدن حرف دیگری احساس بینیازی کنند.»
تعریف مشخص و گروهی از منافع ملی، امنیت ملی و ارزشها و تعیین خط قرمز خود ساخته و فراتر از قانون اساسی نیز میتواند عرصه رقابت را ناسالم کند.
تدوین قوانین در حاکمیت نیز باید به گونهای باشد که زمینه افزایش مشارکت مردم و گروهها را در امور کشور افزایش دهد و محدودیت را به حداقل برساند. در سایه تفکر مردمسالاری دینی، حق مشارکت مردم و گروهها در امور محترم شمرده میشود و وجود رقابت میان احزاب و گروهها زمینه مشارکت همگان را در پیشبرد اهداف کشور مسیر میسازد.
وجود احزاب کارآمد و ایجاد شرایط سالم رقابت و عدم استفاده ابزاری و بر هم زدن قواعد بازی از سوی گروههای مختلف میتواند جامعه را هر چه بیشتر به سمت یک مقام که واژه جمهوریت و اسلامیت به خوبی در آن تعریف شدهاند سوق دهد و زمینه پیشرفت کشور در تمامی امور را فراهم کند.