و اما انگیزه این نگارش کوتاه آن که در میان نامهها و بیانیههایی که پس از انتخاب خاتمی منتشر شد، به جز یکی دو مورد، آنچه از ناحیه پارهای تشکلها و شخصیتهای برجسته روحانی انتشار یافت فاقد حتی یک کلمه تبریک به رییسجمهور روحانی ایران بود! و من به عنوان یک روحانی که با این بزرگواران از نزدیک آشنایی و ارادت دارم به خودم حق میدهم که از حضورشان گله کنم، چرا که اگر منصفانه به جو جامعه امروز ایران بنگریم با توجه منصفانه و واقعبینانه به رشد و بالندگی نسل نوپای ایران و نیز آزمایشهای مثبت و منفی نسل انقلاب کرده و نسل پیش از آن در میان این هر سه نسل افت شدید توجه و ارادت سنتی به روحانیت دیده میشود، در چنین جو و فضای نامساعدی که گریز از مرکز و رویگردانی از پارهای سنن و آداب و ظواهر دینی به صورت روزافزون رو به گسترش است، وقتی یک سید بزرگوار روحانی که مراتب دیانت و دلسوزی و اصالت و نجابت او مورد تصدیق همه روحانیت کشور است و بارها از زبان رهبر گرانقدر انقلاب هم بدان تأکید و تصریح شده است، وقتی چنین شخصیت محبوبی مورد توجه قشر جوان نوجوی آیندهساز کشور قرار میگیرد، قاعدتاً باید برای عموم حضرات بزرگوار روحانی مایه مسرت و خوشحالی و شکرگزاری به درگاه باریتعالی باشد. پس از چه رواست که حضرات بزرگوار یا در برابر چنین رخداد فرخندهای سکوت اختیار فرمودند و یا تنها به ذکر پارهای از «پیام»های حضور مردم در پای صندوقهای رأی اکتفا کردند ولی از برجستهترین و روشنترین و بدیهیترین «پیام» انتخابات که همانا گزینش راه و رسم و بینش و روش آقای خاتمی بود هیچگونه نامی نبردهاند و بدین مضمون مهم هیچگونه اشارهای نکردند و حتی از گفتن تبریک به هم صنف و هم لباس و هم شأن خودشان خودداری کردند!! راستی چرا؟؟!